به گزارش خبرنگار مهر، در جریان جنگ تحمیلی سوم، نقش زیرساختهای دیجیتال و خدمات هوشمند بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در همین راستا، مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه با تدوین راهبردی چندمرحلهای، مسیر توسعه خدمات قضایی را بهسمت غیرحضوریسازی کامل و بهرهگیری از فناوریهای نوین هدایت کرده است.
این راهبرد در قالب سه فاز اصلی طراحی شده که هر یک، بخشی از تحول در نظام قضایی کشور را هدف قرار میدهد.
فاز اول؛ الکترونیکیسازی کامل خدمات پایه قضایی
در نخستین گام، تمرکز بر توسعه فراگیر خدمات غیرحضوری و حذف مراجعات فیزیکی به حداقل ممکن قرار گرفته است. در این مرحله تمامی خدمات دفاتر، ثبت درخواست تا پیگیری و تکمیل فرآیند، بهصورت الکترونیکی و از طریق بسترهای امن و هوشمند ارائه میشود.
همچنین، فرآیندهای مرتبط با دفاتر خدمات الکترونیک قضایی بهگونهای بازطراحی شدهاند که مراجعه حضوری بهطور کامل حذف شود و کاربران بتوانند بدون نیاز به حضور فیزیکی، امور خود را انجام دهند.
فاز دوم؛ هوشمندسازی و توسعه پلتفرمهای نوین
در گام دوم، رویکرد از صرف دیجیتالیسازی به سمت «هوشمندسازی» تغییر میکند. توسعه پلتفرمهای خودکار با تکیه بر فناوریهای نوین، از جمله هوش مصنوعی، در دستور کار قرار گرفته است.
هدف این فاز، افزایش دقت، سرعت و کیفیت خدمات قضایی و کاهش خطای انسانی است. همچنین، پاسخگویی به بخش قابلتوجهی از نیازهای شهروندان بدون مراجعه حضوری و با اتکا به سامانههای آنلاین، از دستاوردهای مهم این مرحله محسوب میشود.

فاز سوم؛ استقرار کامل عدالت غیرحضوری
در مرحله نهایی، زیرساختهای لازم برای مدیریت یکپارچه پروندهها، انجام مکاتبات قضایی و حتی صدور آرا بدون نیاز به حضور فیزیکی فراهم میشود.
در این فاز، سامانههای غیرحضوری بهصورت پایلوت در قم در برخی حوزهها اجرا شده و امکان استمرار کامل فعالیتهای قضایی حتی در شرایط بحرانی از جمله محدودیتهای ناشی از جنگ فراهم میشود. این امر، تابآوری نظام قضایی را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد.
عدالت در بستر فناوری؛ پاسخی به شرایط خاص
راهبرد سهمرحلهای مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه، نشاندهنده حرکت هدفمند بهسمت «عدالت هوشمند» است؛ مدلی که در آن، دسترسی سریع، امن و بدون وقفه به خدمات قضایی برای همه شهروندان تضمین میشود.
در شرایطی که ساختارهای سنتی با چالش هایی مواجه شده اند، تکیه بر فناوریهای دیجیتال و توسعه خدمات غیرحضوری، نهتنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. این تحول میتواند الگویی کارآمد برای مدیریت خدمات عمومی در شرایط ویژه و بحرانی به شمار آید.


نظر شما