خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: عزم سفر به مشهد و زیارت امام رضا(ع) را میکند، و شب قبل از حرکت اینطور مینویسد: «غواص فکرم در دریای ظلمت آن شب به غواصی گوهر مقصود میشتافت و لشکر خیالم چون جند اسکندر در وادی ظلمات از پی تحصیل سرچشمه آب حیات به هر سو میتاخت...» از همین یک خط میتوان فهمید که نویسنده کتاب «گوهر مقصود» سید مصطفی تهرانی میرخانی، فردی صاحب ذوق و دانش است، این را در سطر به سطر این سفرنامه میتوان دید.
گوهر مقصود، سفرنامه و خاطرات سید مصطفی تهرانی میرخانی، از رجال سیاسی دوره آغازین مشروطه، نمونهای ارزشمند از واقعنگاری اجتماعی آن دوران است. نویسنده با سبکهای جدید نگارش چندان آشنا نیست، اما به دلیل تماس مستقیم با مسائل سیاسی و اجتماعی، تصویری روشن از اوضاع زمانه ارائه میدهد. گزارشهای او از رفتار مأموران، مشکلات زائران و نابسامانیهای اجتماعی ـ مانند دستگیری و آزار زائران بیگناه یا دریافت رشوه برای ورود مستها به حرم ـ بخشی از واقعیتهای تلخ جامعه آن روزگار را بازتاب میدهد.
تهرانی در بخشهایی از سفرنامه به نقش و نفوذ سیاسیـاجتماعی روحانیت اشاره میکند و گاه نقدهایی آشکار را در قالب روایتهای روزمره بیان میدارد. او در مواردی بر تخصص دینی علما تأکید کرده و در مواردی نیز بهرهبرداری از قدرت دینی را به تصویر میکشد. در برخورد با یک یهودی روسی، با زبانی ساده به بیان اصول مشترک ادیان، ریشههای اختلاف میان پیروان و مفهوم برادری و همزیستی میپردازد. رویکرد او نسبت به غرب نیز دوگانه است: از یکسو روشهای اجتماعی و حکومتی آنان را میستاید و از سوی دیگر، فریبکاری و سیاستهای استعماریشان را نکوهش میکند.
فرآیند نگارش کتاب کمتر از سه ماه به طول انجامید و حاصلِ آن، ثبت مجموعهای از خاطرات و دیدهها در دوران پرتنش استبداد صغیر است. استبداد صغیر به دورهای کوتاه در تاریخ مشروطه ایران گفته میشود که از به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلیشاه در تیر ۱۲۸۷ آغاز شد و با فتح تهران در تیر ۱۲۸۸ و پناه بردن محمدعلیشاه به سفارت روسیه پایان یافت. نویسنده که درگیر عبادت، زیارت، سفر و فعالیتهای سیاسی بوده، با وجود فاصلهگیری مقطعی از نگارش، سرانجام مشاهدات تلخ و شیرین خود را به رشته تحریر درآورده است.
ارزش تاریخی سفرنامه «گوهر مقصود»
گوهر مقصود از نظر تاریخی منبعی ارزشمند به شمار میآید؛ زیرا علاوه بر روشن کردن برخی زوایای پنهان تاریخ مشروطه، تصویری زنده از آداب، رسوم، وضعیت اجتماعی و دشواریهای سفر حدود صد سال پیش ارائه میدهد. نویسنده شرح دقیق منازل، کاروانسراها، قهوهخانهها، وضعیت زائران و ظلمهای مأموران حکومتی را ثبت کرده و از شیوههای نگارش متنوع، از جمله سجع و اشعار فارسی و عربی، بهره برده است. با وجود این، نثر او عمدتاً ساده و روان است.
ذیل عنوان ورود به مشهد در این کتاب میخوانیم:
«به کریاس دروازه رسیده، به خاک اوفتاده آستانه دروازه را بوسیدم و خاک آن راه را چون طوطیا بر دیده میکشیدم، آیه (ادْخُلُوها بسلام آمنین ) به گوشم رسید. از باب ادب داخل شده از محله خضوع و گذر خشوع گذشتم، به کوچه مستمندان رسیدم، به خیابان عاشقان دلالتم فرمودند که از طرف راست میروی به پایین خیابان که رسیدی صراط مستقیمی است به آن آستان عتبه رضوان. هروله کنان میدویدم و میگفتم: «سُبْحَانَکَ یَا مَنْ لا شبیة لَکَ وَلا نظیر لَکَ یَا آمَالِ العَاشِقِینَ وَ یَا مَلْجَأَ الْمُسْتَمَدینَ؛ چیزی نگذشت به پایین خیابان رسیدم. نعره زائرانش را شنیدم که با ناله های دل ریش خود را از خویش تمیز نمی دادند و به سوی حرم محترم میشتافتند... به باب صحن مقدس رسیدم به خاک اوفتادم آن آستانه را بوسیدم برخاستم وارد صحن مقدس شدم. فضای وسیع و مقام رفیعی به نظرم آمد دانستم که بهشت موعود و جنّت معهود همان است.
[اولین زیارت]
قریب یک ساعت و نیم به شب جمعه نیمه شعبان باقی بود. به کفشداری حاج شیخ عبدالوهاب رسیدم خواستم داخل گردم منادی عقلم ندا در داد که: فَاخْلَعْ نعلیکَ إِنَّکَ بالوَادِ المُقدَّس طوی دانستم که این خلع نعال به مناسب حال از برای من موعظه و نصیحت است نعل علایق از خود کندم و ذرات دقایق را ملاحظه نمودم سر را به جای پا گذارده به ایوان مطهر که آیت الله اکبر، بود وارد شدم و به در رواق دار السعادة که در طرف بالای سر مبارک بود صورت به آستانه نهادم دل بطپید و عقدهام ترکید، گریه مجال نداد و سیل سرشکم از من جلو اوفتاد دل در راز و نیاز و طبعم با وی هم آواز شد. شنیدم به صوت حزین این اشعار میسرود:
چو عکس روی تو در صفحۀ خیال کشیدم
شعاع پرتو حسنت ز آفتاب ندیدم
دلم به زلف خم اندرخمت نگر شده پیوند
به آن دو مار بپیوستم و ز خویش بریدم
هوای کوی تو برهم زد آشیانه دل را
چو مرغ سوخته بر شاخه مراد پریدم
چه سنگ فتنه نبارید بر سر من از این چرخ
چه خارهای غمت را بپای خود نخلیدم
گهی به تهمت عشقت شدم ملامت دشمن
هزار طعنه اغیار را بگوش خویش شنیدم
گهی ز خوف رقیبان چه بوم رفته به ویران
شکسته بال و دل افسرده گوشهها بخزیدم
گهی به وادی مهر تو من دویده چون مجنون
گهی به کوه و بیابان ز هر کنار دویدم...»
ترجمه تمام آیات حتی آیاتی که در متن معنی شده، در زیرنویس آمده است و منتخب از ترجمه بهاالدین خرمشاهی است. صورت مضبوط آیات، احادیث، ادعیه و یا عبارات عربی متن، تصحیح شده با ترجمه مصحح در زیرنویس آورده شده است. همچنین فهرست مطالب کتاب در ابتدای آن و فهرستهای آیات قرآن، اماکن، روایات، امثال و اقوال، اشخاص، اشعار، اغذیه، اطعمه، اشربه و میوهها، زمانها، کتب، گروهها، فرق، طوایف، مشاغل، حرف، مناصب و فهرست منابع، در انتهای کتاب ذکر شده است.
سفرنامه «گوهر مقصود» که به زبان فارسی و به قلم سید مصطفی تهرانی میرخانی یکی از وکلای دوره اول دارالشورا نوشته شده، تلفیقی از روایت سفر، ذکر مصیبتهای دوران استبداد صغیر و بیان شور زیارتی نویسنده نسبت به امام رضا(ع) است. تنوع موضوعات، از نقد بیداد و بیان مسائل اجتماعی و سیاسی تا اشاره به واژگان فرنگی و یادکرد تاریخ باستان، این اثر را به نمونهای گویا از ویژگیهای فکری و زبانی ادبیات مشروطه بدل کرده است.
این کتاب، در 448 صفحه با تصحیح زهرا میرخانی و توسط انتشارات میراث مکتوب نخستین بار در سال 1381 منتشر شده است. «گوهر مقصود» نه فقط یک سفرنامه، بلکه تصویری چندلایه از جامعه، سیاست و فرهنگ عصر خود است.



نظر شما