خبرگزاری مهر- گروه هنر- آزاده فضلی؛ گزارشگران جنگ، پلهای لرزان اما استواری هستند که میان واقعیتِ عریانِ جبههها و وجدانهای بیدار جهان کشیده شدهاند. نقش آنها در معرفی سختیها و دردهای جنگ، صرفاً یک حرفه رسانهای نیست، بلکه نوعی «شهادت عینی» بر رنجهای بشری است. گزارشگر جنگ با حضور در خط مقدم و مناطق عملیاتی، به این دردهای خاموش صدا میدهد. اوست که وحشت چشمان یک کودک در میان آوار یا استیصال مادری در جستجوی فرزندش را به زبانی قابل فهم برای جهانیان ترجمه میکند.
گزارشگران جنگ، نگهبانانِ حافظه جمعی بشریت هستند. آنها با ایستادن در آستانه مرگ، زندگی و رنج را روایت میکنند تا آیندگان بدانند که جنگ، نه یک افتخار انتزاعی، بلکه تراژدیِ عمیقِ استخوانسوزی است که بیش از هر چیز، کرامت انسانی را نشانه میرود. بدون حضور آنها، بخش بزرگی از حقیقت در گورهای دستهجمعی تاریخ مدفون میماند.
محمدحسین نجفی مدیرکل اداره رسانههای نو خبرگزاری مهر، یکی از این گزارشگران رسانهای بود که در بحبوحه جنگ رمضان به میان آوارهای جنگ رفت تا روایتی دقیق ارائه دهد که در ادامه مشروح گفتگو با او را میخوانید.
محمدحسین نجفی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره حفظ مرز باریک بین «بیطرفی خبری» و «همدلی انسانی» در جنگ عنوان کرد: در رابطه با جنگ تحمیلی که علیه کشور آغاز شد، موضوع به گونهای نبود که کسی بخواهد در موضع گرفتن در قبال آن بلاتکلیف بماند مگر قشر اپوزیسیون که حتی برخی از آنها، پس از مدتی متوجه حقیقت شدند. شاید عدهای کاملاً درست تشخیص داده و بازگشته باشند اما قبول نمیکنم که عدهای دیگر از سر لجاجت یا دلایل دیگر این موضوع را بپذیرند؛ واقعاً به نظر من موضوعی است که هیچ شکی در آن وجود ندارد و کاملاً واضح است که حق با کیست و باطل چیست.
وی در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا در زمان گزارشگری، در دوراهی نجات جان انسانها و کار کردن قرار گرفته یا خیر، گفت: بله، معمولاً ما جزو افرادی بودیم که همزمان با امدادگران به محل میرسیدیم برای مثال زمان حمله به مرکز پلیس پیشگیری در پایین میدان انقلاب، زمانی که وارد خانهای شدم، ابتدا قصد تصویربرداری داشتم اما دیدم وضعیت به گونهای است که کمک به فرد زخمی بسیار ارجحیت دارد تا اینکه بخواهم گزارش بگیرم. به یاد دارم در این منطقه، دو سه خانه وجود داشت که سالمندانی در آنها ساکن بودند؛ ما با همکاری چند نفر که آنجا حضور داشتند، به آنها کمک کردیم و پیرمردان را از خانه خارج کردیم. پس از رسیدن به یک ثبات نسبی، شروع به گزارشگری کردیم.

وی با اشاره به ماهیت گزارشگری در شرایط جنگی تصریح کرد: در شرایط جنگی، خواه ناخواه، در نقطهای که حضور دارید، صحت اطلاعات واقعاً قطعی نیست. هیچکس در آن لحظه نمیتواند با قطعیت بگوید که تعداد دقیق شهدا، مصدومان یا حجم تخریب چقدر بوده است. به همین دلیل، آماری که ما در لحظه ارائه میدادیم با آمار نهایی مغایرت داشت؛ لذا یک پروتکل در مجموعه ما رعایت میشد که حین تهیه گزارش یا پلاتو، میگفتیم: «تا این لحظه طبق گزارش میدانی که دریافت کردهایم، اوضاع به این صورت است» و گاهی نیز تذکر میدادیم که آمار قطعی بعداً اعلام خواهد شد.
نجفی همچنین بر مسئولیت اهالی رسانه در حوزه جنگ روانی تاکید کرد و گفت: وظیفه همه اهالی رسانه است که دامن به این بحثها نزنند و در پازل جنگ روانی، ناخواسته نقش ایفا نکنند. در وضعیت جنگی نباید فضای مسابقه بر سر اینکه چه کسی زودتر خبر را منتشر میکند یا چه کسی اول رسیده است، ایجاد شود. ما سعی کردیم از این اتفاق جلوگیری کنیم و بر پروتکلهای سفت و سختی پایبند بودیم؛ از جمله عدم اعلام لوکیشن دقیق و عدم انتشار برخی تصاویر که شاید بسیاری از مجموعهها و افراد منتشر کردند اما ما منتشر نکردیم. ورود رسانه به بازی مسابقه برای انتشار سریعتر اخبار، خطاها را در وضعیت جنگی افزایش میدهد.
وی با پرداختن به جنبههای روانی این فضا، اظهار کرد: ترس وجود دارد و این یک امر کاملاً طبیعی است. ما در بسیاری از نقاط حضور داشتیم که امکان فرو ریختن آوار یا انفجار مجدد وجود داشت. برای مثال، ۴۵ دقیقه پس از رسیدن ما به دانشگاه شریف، بمباران مهرآباد شروع شد که بسیار نزدیک بود و احتمال میدادیم دوباره آن نقطه را هدف قرار دهند و صحنههای دلخراشی ببینیم. من شخصاً این موضوع را کاملاً لمس کردم؛ در آن موقعیت حس میکنید که خداوند قلب شما را نگه میدارد و حفظ میکند. اگر یکصدم این اتفاق را در شرایط عادی تجربه میکردم، آثار روحی شدیدی بر من میگذاشت اما اطمینان دارم که در آن لحظات، انرژی الهی است که قلب شما را حفظ میکند تا بتوانید آن شرایط را تحمل کنید و سرپا بایستید.
روایت یک خبرنگار از هزینههای انسانی و رسانهای جنگ
این گزارشگر با اشاره به نقش زیربنایی ایدئولوژی در حضور میدانی عنوان کرد: انگیزه حضور در مناطق عملیاتی تأثیر بهسزایی در عملکرد فرد دارد. اگر کسی صرفاً برای کسب درآمد یا به عنوان یک شغل به این عرصه بنگرد، در مواجهه با خطر دچار ترس شده و ممکن است صحنه را ترک کند؛ اما هنگامی که حضور بر پایه اعتقاد و دفاع از کشور باشد، خبرنگار خود را همتراز با نیروهای هلالاحمر و نظامی میبیند و در این شرایط، تمام معادلات تغییر میکند.
وی در ادامه به نقد رویکردهای رسانهای برای جذب مخاطب در زمان بحران پرداخت و گفت: «دیده شدن» قواعد خاص خود را دارد، اما نباید به اولویت نخست تبدیل شود. در زمان جنگ، انتشار تصاویر دلخراش از پیکر قربانیان یا اعلام لوکیشنهای دقیق برای وایرال شدن مطالب، یک «آفت» و آسیب رسانهای محسوب میشود که از لحاظ اخلاقی درست نیست. تیم رسانهای ما به جای افتادن در دام این جذابیتهای کاذب، تلاش کرد با تکیه بر سرعت عمل، اطلاعرسانی صحیح و شیفتبندیهای ۲۴ ساعته و اصولی، در تمام ساعات شبانهروز پایکار بماند و این تداوم فعالیت را برگ برنده خود دانست.
در حالی که برخی تلاش میکردند ابعاد جنگ را ناچیز جلوه دهند، تصویرسازی هوشمندانه از فجایع انسانی و شهدای غیرنظامی، معادلات بینالمللی و داخلی را تغییر داد
وی با بیان اینکه عبور از تصاویر نابودی ناگهانی دارایی و جان انسانها ممکن نیست، بیان کرد: وقتی در یک ثانیه میبینید تمام زندگی، عزیزان و دارایی یک نفر از بین رفته، هضم آن غیرممکن است. تلخترین لحظه زمانی است که به خانه بازمیگردید؛ وقتی آرامش خانه و بازی فرزند کوچک خود را میبینید، به جای تسکین، بیشتر بههم میریزید. خود را در آن وضعیت تصور میکنید که اگر این اتفاق برای من میافتاد چه میشد! در بسیاری از موارد با صحنههایی مواجه شدم که سفره غذای یک خانواده زیر آوار مانده است؛ گویی در لحظه صرف غذا، زندگیشان به آوار تبدیل شده و این تصاویر هرگز از ذهن ما پاک نمیشود.
نجفی همچنین به تجربههای نزدیک به مرگ و خطرات جدی در حین تهیه گزارش اشاره کرد و افزود: بارها پیش آمده که گمان کردیم این آخرین گزارش ماست. حضور در نزدیکی انفجارها یا مناطقی که پرتابههای عملنکرده وجود دارد و هشدار شدید داده میشود، بخشی از واقعیت کار ماست.
وی در پاسخ به این پرسش که چگونه پس از چنین تجربههایی دوباره به کار ادامه میدهند، گفت: دلیل ایستادگی ما همان انگیزه اعتقادی است. ما برای پول کار نمیکنیم. وقتی با این ایدئولوژی پیش میروید، مرگ برایتان بد نیست و اگر پایان زندگی هم باشد، آن را مایه افتخار میدانید.
مدیرکل اداره رسانه های نو خبرگزاری مهر، بر اهمیت استراتژیک تصویرسازی از فجایع جنگی تأکید و عنوان کرد: اگر تصاویر و اخبار مربوط به شهدای غیرنظامی در مناطق مسکونی، مانند شهدای میناب مخابره نمیشد و کسی درباره آنها حرف نمیزد، مشخص نبود که واکنش افکار عمومی و قضاوت بینالمللی نسبت به این جنایات چگونه میبود. انتشار این واقعیتها، وظیفهای است که تأثیر مستقیم بر آگاهی بخشی جهانی دارد.

نقش حیاتی روایتگری صحیح در پایداری اجتماعی
وی در ادامه با تحلیل لایههای پنهان جنگ رسانهای و تأثیر آن بر افکار عمومی تصریح کرد: شاید برخی از دیدگاه داخلی اینگونه القا میکردند که چون صرفاً اماکن نظامی هدف قرار میگیرند، پس خطری جدی یا اتفاق بزرگی در جریان نیست و موضوع برای عموم مردم قابل لمس نیست اما اینجا بود که اهمیت مخابره درست اخبار و تبیین صحیح حقایق مشخص شد.
این فعال رسانهای تأکید کرد که اطلاعرسانی دقیق و هوشمندانه در چنین شرایطی، نقشی تعیینکننده در آگاهیبخشی به جامعه دارد.
نجفی یادآور شد: همین مخابره درست اخبار و روایت صحیح از ابعاد واقعی حوادث بود که باعث شد مردم با درک عمیق از شرایط، بیش از ۵۰ روز در حمایت از نظام و کشورشان در صحنه باقی بمانند و اجازه ندهند که واقعیتهای جنگ زیر سایه تحلیلهای نادرست یا بیاهمیت جلوه دادن تهدیدات، گم شود.
روایت ناتمام «ملیکا» زیر آوار خیابان بهار؛ در کولهپشتی یک خبرنگار جنگی چه میگذرد؟
وی در بخش دیگری از گفتگو، با اشاره به تجربیات تکاندهنده خود در مناطق آسیبدیده، اظهار کرد: در بسیاری از صحنهها، دل هر انسانی به درد میآید و در لحظاتی، چنان بهتزده میمانید که نمیدانید چه واکنشی نشان بدهید. هر نقطهای که ما به آن پا گذاشتیم، داستان و روایتی خاص خود را داشت و نمیتوان گفت کدامیک بر دیگری برتری دارد.
نجفی با بازخوانی یکی از تلخترین خاطرات خود در خیابان ملکالشعرای بهار گفت: در آنجا دختر جوانی که حدود ۱۷ یا ۱۸ سال داشت زیر آوار گرفتار شده بود. او از همان زیر آوار پیام میداد و با فرستادن ایموجی تلاش میکرد بگوید هنوز زنده است. تمام حاضران و خانوادهاش ساعتها با امیدواری تلاش میکردند تا او سالم بیرون بیاید. به یاد دارم دایی آن دختر وقتی وارد کوچه شد، از شدت فشار روانی زانوهایش سست شد؛ زیر بغلش را گرفتم و او را تا نزدیکی خانهشان بردم، جایی که دیگر نتوانست خودش را کنترل کند و اگر اشتباه نکنم نام «ملیکا» را فریاد میزد.
وی گفت: بسیار دوست داشتم بمانم و لحظه نجات ملیکا را ثبت کنم اما همزمان چندین لوکیشن دیگر مورد هدف قرار گرفته بود و ناچار شدم به نقطه دیگری بروم. بعداً که اخبار را چک کردم، متوجه شدم ملیکا متأسفانه شهید شده و زنده از زیر آوار خارج نشده است. تماشای آن وضعیت که نفسهای یک نفر به ثانیههای کار نیروهای امدادی بند بود و در نهایت به شهادت ختم شد، لحظات بسیار سختی را رقم زد.
این خبرنگار و گزارشگر با اشاره به کولهپشتی سنگینی که همیشه به همراه دارد، درباره حیاتیترین وسیلهای که در کولهپشتی دارد، توضیح داد: محتویات این کوله سؤال خیلیهاست؛ این کوله حاوی تجهیزات حیاتی برای انجام وظیفه به صورت تکنفره است، ابزارهای کاری مثل جلیقه و دوربین، وسایل روشنایی و حتی ابزارهای معمول امدادی و تعمیراتی در آن تعبیه شده تا اگر در شرایطی دسترسیها قطع شد یا وسایل آسیب دید، بتوانم کار را ادامه دهم. این کوله رفیق این روزهای من است و همیشه سعی کردهام وسایلی در آن داشته باشم که هم به خودم و هم در صورت نیاز به دیگران کمک کند.
وی به راهکارهای بقا و حفظ انرژی در شرایط بحرانی اشاره کرد و افزود: شاید جالب باشد بدانید که یکی از جیبهای این کیف، دلیل اصلی سرپا ماندن من بود. به دلیل نبود فرصت کافی برای صرف ناهار یا شام، آن جیب را با انواع داروهای تقویتی، قرصهای کافئین، انرژیزاها و محلولهای خوراکی نوروبیون پر کرده بودم تا در اوج خستگی، انرژی لازم برای ادامه کار و حضور در میدان را داشته باشم.
هشدار نسبت به پدیده «بلاگر جنگ»
این خبرنگار با اشاره به زیرساختهای ایجاد شده برای اعزام سریع به مناطق عملیاتی اظهار کرد: تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه برای ما مبنایی شد تا از نظر لجستیکی به مدلی برسیم که در کوتاهترین زمان و با آمادگی بالا در محل حادثه حاضر شویم. ما با بهرهگیری از خودروهای تجهیز شده، موتورسیکلت و یک شبکه ارتباطی قوی، توانستیم سرعت عمل خود را در یافتن نقاط هدف به شکل چشمگیری افزایش دهیم.
وی تاکید کرد که در موارد متعددی، از جمله حادثه انبار سوخت شهران، تیم آنها همزمان با نیروهای آتشنشانی جزو اولین نفراتی بودند که در صحنه حضور پیدا کردند.
انتشار تصاویر دلخراش برای «دیده شدن»، آفتی است که اخلاق رسانهای را در پیش پای جذابیتهای کاذب قربانی میکند
نجفی در بخش دیگری از سخنان خود، نسبت به برخی آسیبهای رسانهای در زمان بحران هشدار داد و گفت: نکته بسیار مهم این است که اصحاب رسانه باید مراقب باشند به «بلاگر جنگ» تبدیل نشوند. نباید صرفاً برای دیده شدن، گوشی به دست گرفت و پیکرهای سوخته یا ویرانیها را بدون رعایت پروتکلهای حرفهای به تصویر کشید. ورود به مسابقه انتشار سریع اخبار نباید باعث زیر پا گذاشتن اخلاق حرفهای شود.
وی ضمن تأکید بر بهبود وضعیت رسانهای کشور نسبت به گذشته، بر لزوم ایجاد یکپارچگی در رعایت پروتکلها میان تمامی مجموعههای خبری تأکید کرد.
این فعال رسانهای با اشاره به ترکیب تیم خود که عمدتاً از متولدین دهههای ۷۰ و ۸۰ هستند، توضیح داد: شاید در شرایط عادی، تصور بر این باشد که این نسل در کارهای بلندمدت ثبات یا تعهد کمتری نشان میدهند اما حضور آنها در ایام سخت، از دوران اغتشاشات گرفته تا روزهای جنگ، بسیار عجیب و جذاب بود. برای من که سالهاست در حوزه تیمداری فعالیت میکنم، تماشای شجاعت و پایکار بودن بچههایی که شاید در روزهای عادی از زیر کار شانه خالی میکردند، بسیار تکاندهنده بود.
نجفی در پایان این تجربه را یک درس بزرگ توصیف کرد و گفت: در زمان بحران و جنگ، از این جوانان حماسهای میبینید که واقعاً عجیب است. شاید علت این شجاعت آن باشد که آنها اکنون حس میکنند واقعاً به درد میخورند و کار جدی انجام میدهند. این یک درس برای ماست که اگر در ایام دیگر نیز به این نسل بها بدهیم و بدانند که روی آنها حساب باز شده است، ظرفیتهای بینظیر خود را نشان خواهند داد.

۱۹:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۳


نظر شما