به گزارش خبرنگار مهر، آیین یادبود اصغر دادبه، چهره ماندگار و استاد ادبیات و فلسفه، در مؤسسه دهخدا، عصر روز گذشته دهم اردیبهشتماه سال ۱۴۰۵ و همزمان با روز ملی خلیج فارس در تالار افشار این مرکز برگزار شد. اجرای این مراسم را بهرام پروین گنابادی بر عهده داشت. برنامه با خواندن شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «بخوان به نام گل سرخ عاشقانه بخوان» آغاز شد. پروین گنابادی در ابتدای سخنان خود با اشاره به روحیه ایراندوستی دادبه اظهار کرد که ایشان در دو دهه اخیر در هر سخنرانی بر اهمیت اندیشه و توجه به ایران تأکید میکردند. وی همچنین برگزاری این مراسم در مؤسسه دهخدا را نشانهای نیک دانست و افزود که دهخدا برای جامعه فرهنگی ایران از یک شخصیت تاریخی فراتر رفته و به نماد و مکتبی فرهنگی تبدیل شده است که روحیه همکاری و ایراندوستی را زنده نگه میدارد. سپس از اکرم سلطانی، رئیس بخش تألیف لغتنامه دهخدا، برای خوشامدگویی و آغاز رسمی مراسم دعوت شد.
سلطانی سخنانش را به نام خداوند عشق و خرد آغاز کرد و گفت: وجود گرامی اصغر دادبه سرشار از دو گوهر گرانسنگ عشق و خرد بود؛ عشقی آگاهانه به ایران، به زبان و ادب فارسی، به هویت ملی و فرهنگی و نیز به مردمان این سرزمین. اینجانب به نمایندگی از سوی ریاست محترم مؤسسه، جناب آقای بیجن خان، به یکایک شما حاضران که در این نشست یادبود حضور یافتهاید درود میفرستم و حضور شما را گرامی میدارم.
وی افزود: همچنین درگذشت نابهنگام استاد فرزانه، اصغر دادبه را به خانواده محترم ایشان و جامعه فرهنگی و ادبی ایران تسلیت عرض میکنم. در همین جا یاد و نام دو چهره برجسته دیگر، استاد جلیل دوستخواه، از مؤلفان مؤسسه لغتنامه دهخدا، و جلال خالقیمطلق، شاهنامهپژوه بزرگ معاصر، را که در همین ایام دار فانی را وداع گفتند گرامی میداریم. نامشان جاوید و راهشان پررهرو باد.
سه دهه فعالیت علمی در بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
در ادامه، پروین گنابادی به بیش از سه دهه فعالیت علمی دادبه در بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و مقالات متعدد ایشان در این مجموعه اشاره کرد و از علی میرانصاری، از همکاران ایشان در این بنیاد، دعوت کرد تا درباره این دوره از فعالیتهای علمی دادبه سخن بگوید. میرانصاری با اشاره به حدود سی سال از زندگی علمی دادبه در این بنیاد، آن را از مهمترین دورههای فعالیت او دانست و یادآور شد که وی پس از استادانی چون مجتبایی، عارف زاده و عبدالحسین زرینکوب و قمر آریان مسئولیت بخش ادبیات فارسی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی را بر عهده گرفته بود. او گفت: فعالیتهای ایشان در بخش ادبیات دائرةالمعارف را میتوان در دو حوزه اصلی خلاصه کرد: نخست تألیف مقالات و دوم ویرایش مقالات دیگر پژوهشگران. دادبه طی سالهای فعالیت خود حدود ۴۲۰ مقاله را ویرایش کردند که در مجموع نزدیک به ۳۴۵ هزار کلمه را دربر میگرفت. در طول سیویک سال همکاری با ایشان، هرگز ندیدم مقالهای را صرفاً رد کنند؛ حتی اگر مقالهای از نظر علمی قابل پذیرش نبود، خود آن را بازنویسی میکردند یا به نویسنده جوان و پژوهشگر تازهکار راهنمایی میدادند تا اصول مقالهنویسی را بیاموزد. بسیاری از پژوهشگران جوان بارها به بخش ادبیات مراجعه میکردند و از راهنماییهای ایشان بهره میبردند.
وی افزود: خود ایشان نیز در این مدت ۶۵ مقاله تألیف کردند که مجموعاً بیش از ۲۰ هزار کلمه را شامل میشود. این مقالات درباره شخصیتها و موضوعات مهمی همچون انوری، بازگشت ادبی، داوری، پروین اعتصامی، استعاره، عطار نیشابوری، حافظ و دیگر موضوعات مرتبط با ادب فارسی بود. در تمامی این مداخل، روح ایرانیت و دلبستگی به فرهنگ ایرانی بهروشنی دیده میشود. افزون بر این فعالیتها، دادبه در برگزاری نشستها و همایشهای علمی نیز نقش مؤثری داشتند. از جمله سه همایش مهم با مشارکت ایشان برگزار شد: همایش «مجمع علمی فردوسی»، همایش «از بلخ تا قونیه» و همایش «هویت ایرانی». در بخش ادبیات دائرةالمعارف، جلسات هفتگی با عنوان «هویت ایرانی» برگزار میشد که در آن چهرههایی چون سیدجواد طباطبایی، سیدصادق سجادی، کاظم بجنوردی، فتحالله مجتبایی و نصرالله پورجوادی ضور داشتند. این نشستها بعدها به برگزاری همایش بزرگ «هویت ایرانی» انجامید که بازتابهای گستردهای یافت.
او ادامه داد: یکی دیگر از طرحهای مهمی که با همت دادبه سامان یافت، مجموعه مقالاتی درباره حافظ بود. ایشان ۲۵ پژوهشگر را از حوزههای گوناگون دعوت کردند تا هر یک درباره یکی از ابعاد اندیشه و جهانبینی حافظ ــ از زندگی و مکتب رندی تا نسبت حافظ با قرآن، موسیقی و دیگر موضوعات ــ مقالهای بنویسند. این مقالات بعدها در قالب کتابی منتشر شد که به باور من، هر پژوهشگری که در یکی از وجوه اندیشه حافظ با پرسشی روبهرو شود، میتواند به آن مراجعه کند.

دلبستگی و دلباختگی دادبه به ایران
در بخش دیگری از برنامه، پروین گنابادی با اشاره به برخی مقالات دادبه، از آشنایی خود با میرجلالالدین کزازی سخن گفت و سپس از او دعوت کرد تا درباره دادبه سخنرانی کند. کزازی در سخنان خود از آشنایی دیرین با اصغر دادبه در محافل فرهنگی یاد کرد و او را ایراندوستی دلباخته دانست. وی تأکید کرد که ایراندوستی در وجود دادبه از سطح گفتار فراتر رفته و به کردار تبدیل شده بود.
کزازی در ادامه با اشاره به تجربه سخنرانی خود در همایش ایرانشناسان روس در مسکو گفت: فرهنگ ایران چنان دلرباست که هر کس اندک آشنایی با آن پیدا کند، ناگزیر شیفته آن خواهد شد. او همچنین به علاقه عمیق دادبه به فرهنگ ایران و بهویژه حافظ اشاره کرد و در پایان رباعیای از سرودههای خود را خواند:
«از چنبر بیداد دل آزاد به است
برداد هماره ات چو بنیاد به است
از آنچه خدا تو را بدادست و دهد
همواره بگویمت بدان داد به است»

نمونه ای از یک معلم واقعی
در ادامه مراسم، پروین گنابادی با اشاره به نقش استادان بزرگ در پویاتر کردن رشتههای علمی و تأثیر آنان بر شاگردان، از فرهاد طهماسبی، از شاگردان و همکاران دادبه، دعوت کرد تا سخن بگوید. طهماسبی سخنان خود را با خواندن ابیاتی از سعدی آغاز کرد و سپس به شیوه تدریس دادبه پرداخت. او گفت که دادبه از نخستین استادانی بود که نگاه چندسویه و جامع به متون و مسائل ادبی را در آموزش خود وارد کرد. طهماسبی در ادامه افزود که در روزگاری که شأن و جایگاه معلمی زبانم لال کمرنگ میشود، دادبه همچنان نمونهای از یک معلم واقعی بود. وی سخنان خود را با خواندن ابیاتی از حافظ به پایان رساند.
پس از این بخش، صابر سوری قطعهای موسیقی اجرا کرد. سپس پروین گنابادی از سرمد قباد، پزشک و از شاگردان دادبه، دعوت کرد تا به ایراد سخن بپردازد. قباد با اشاره به آشنایی خود با دادبه از شهریور سال ۱۳۶۶، زمانی که دانشجوی سال سوم پزشکی بود، گفت که نخستینبار با خواندن مقاله «خرگاه خورشید» با آثار او آشنا شد و پس از آن افتخار شاگردی ایشان را یافت. وی در ادامه به روند آغاز بیماری دادبه از اردیبهشت یا خرداد سال گذشته تا درگذشت و مراسم تدفین او در شرایط جنگی اشاره کرد.

مدیریت خردمندانه و روحیه جستوجوگری
در بخش بعدی، پروین گنابادی به مدیریت خردمندانه و بیحاشیه دادبه اشاره کرد و از علی مرادخانی، استاد فلسفه، دعوت کرد تا سخن بگوید. مرادخانی در سخنان کوتاه خود به پیوند فلسفه و ادبیات در آثار دادبه پرداخت و یادآور شد که در سالهای آغازین دهههای شصت و هفتاد سخن گفتن از ایران چندان آسان نبود، اما افرادی چون اصغر دادبه و سیدجواد طباطبایی از معدود کسانی بودند که در همان زمان نیز به طرح مباحث مرتبط با ایران میپرداختند.
وی افزود: در دوره جدید تاریخ، و در سایه سلطه عقل فلسفی، تفکر شعری و هنری تا حدی به حاشیه رانده شده است. در وضعیت تاریخی ما نیز که کموبیش تحت تأثیر تاریخ دوره جدید قرار گرفته، تعادل و پیوستگی سنتی زندگی انسان ایرانی در تلاقی این دو نگاه دچار اختلال شده است. ازاینرو، مطلوب آن است که زبان افلاطونی ایرانی ــ یعنی زبان شعر و هنر ــ بتواند بار دیگر افقی نو در برابر انسان بگشاید و توازن و تعادلی میان دفتر عقل و آیت عشق برقرار سازد. در اندیشه و منش استاد دادبه، این تعادل و توازن بهروشنی دیده میشد. در کنار این ویژگی، دو خصلت دیگر نیز در شخصیت علمی ایشان برجسته بود: روحیه تحقیق و جستوجوی پیگیر. در کتابی که درباره فخر رازی نوشتهاند، تصریح میکنند که او را «امام المشککین» نمینامند، بلکه «جستوجوگر» میخوانند؛ زیرا روحیه پرسشگری و کاوشگری را جوهر اصلی اندیشه او میدانند.
او ادامه داد: همین روحیه جستوجوگری در رفتار علمی خود ایشان نیز کاملاً مشهود بود. به یاد دارم شبی حدود ساعت دهونیم شب با من تماس گرفتند و گفتند در حال نوشتن مطلبی درباره زبان هستند و میخواهند بدانند عبارت مشهور «زبان خانه وجود است» در کدام اثر هایدگر آمده است. تصور کردم شاید از سر شوخی چنین پرسشی مطرح کردهاند، اما با جدیت خواستند که اگر ممکن است مأخذ دقیق و حتی صفحه آن را برایشان بیابم و در اختیارشان بگذارم. پس از جستوجو، آن را پیدا کردم و برای ایشان فرستادم و بعدها نیز دیدم که با دقت علمی فراوان به همان مأخذ ارجاع دادهاند. این ماجرا برای من نمونهای روشن از وسواس علمی و دقت نظر ایشان در ارجاعدهی و استناد بود.

سخنوری با تسلط و احساس
در ادامه، پروین گنابادی به شعر مشترک اصغر دادبه و حسن قریبی درباره خلیج فارس و نیز به شیوه تعامل او با دانشجویان و همکاران اشاره کرد. سپس کلیپی از حسن قریبی پخش شد که موجب تأثر حاضران گردید. در بخش پایانی سخنرانیها، پروین گنابادی با اشاره به تواناییهای سخنوری دادبه، از رشید کاکاوند، از شاگردان او، دعوت کرد تا سخن بگوید.
رشید کاکاوند در آغاز اظهار داشت که دادبه پس از درگذشت نیز در میان شاگردان خود زنده است، زیرا اندیشه و دانش او همچنان تداوم دارد. وی افزود: برای سخنوری تنها تسلط بر موضوع کافی نیست و سخنور باید با موضوع خود پیوند عاطفی داشته باشد؛ ویژگیای که در دادبه بهخوبی دیده میشد. کاکاوند همچنین به شناخته شدن وجه ایرانشناسانه شخصیت علمی دادبه پس از فراغت از تحصیل اشاره کرد و با ابراز تاسف از درگذشت او در روزهای جنگ، افزود: مردم بودنش را حس نکردند، اما باید نبودنش را احساس کنند. او در پایان سخنان خود را با خواندن غزل «بی مهر رخ تو روز مرا نور نماند» از حافظ به پایان رساند.
در پایان مراسم، پروین گنابادی خاطرهای از سعیدی سیرجانی نقل کرد که با وجود فاصله نسلی با دادبه، او را در جوانی استادی بسیار دانشمند و مبرز در ادبیات و حافظ شناسی میدانست. سپس کلیپی از فتحالله مجتبایی، همکار دادبه در بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، برای حاضران پخش شد که در آن این استاد پیکسوت از درگذشت وی ابراز تأسف نموده بود.
این مراسم در پایان با پذیرایی از حاضران در خارج از سالن افشار به کار خود پایان داد.



نظر شما