خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: انتشار گزارش شبکه سی ان ان درباره ابعاد واقعی آتشسوزی در ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» خبر بسیار مهمی در مورد شکست های سانسور شده آمریکا در جنگ چهل روزه است. اهمیت این گزارش در آن است که بار دیگر شکاف میان روایت رسمی واشنگتن و واقعیتهای میدانی جنگ ۴۰ روزه را آشکار کرده است؛ شکافی که به نظر میرسد با گذشت زمان روز به روز بیشتر نمایان میشود.
در نخستین ساعات پس از وقوع آتشسوزی، مقامات نظامی آمریکا تلاش کردند تصویری کنترلشده از حادثه ارائه دهند. روایت رسمی این بود که آتش در یکی از بخشهای خدماتی ناو آغاز شده، به سرعت مهار شده است، تنها دو ملوان آسیب دیدهاند و ناو همچنان در وضعیت عملیاتی قرار دارد. در آن مقطع، رسانههای جریان اصلی غرب نیز عمدتا همین روایت را بازتاب دادند و تلاش شد حادثه به عنوان یک رخداد محدود و فاقد پیامدهای راهبردی معرفی شود.
روایتی دیگری که پیش روی افکار عمومی قرار گرفت
اما اکنون گزارش سی ان ان و تصاویر منتشرشده از داخل ناو، روایت دیگری را پیش روی افکار عمومی قرار داده است. بخشهایی از محل استقرار خدمه به طور کامل تخریب شده، صدها ملوان امکان استفاده از محل اقامت خود را از دست دادهاند و شدت خسارتها به حدی بوده که برخی نیروهای حاضر در ناو از احتمال از دست رفتن کامل شناور سخن گفتهاند. یکی از ملوانان در اظهاراتی که بازتاب گستردهای پیدا کرده، گفته است: «فکر میکردیم کشتی را از دست میدهیم؛ یا باید میجنگیدیم یا میمردیم.»
این تفاوت فاحش میان روایت اولیه و واقعیت آشکارشده، بسیاری از تحلیلگران را به یاد نحوه اطلاعرسانی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۴۰ روزه انداخته است. در طول آن جنگ نیز واشنگتن و تلآویو تلاش کردند تصویری از برتری کامل نظامی، کنترل میدان نبرد و محدود بودن خسارتهای خود ارائه دهند. با این حال، هرچه از پایان درگیری فاصله گرفته شد، نشانههای بیشتری از خسارتهای پنهانشده و مشکلات عملیاتی طرف مقابل آشکار شد.
پنهان واقعیت ها
در واقع ماجرای جرالد فورد را میتوان در چارچوب یک الگوی بزرگتر تحلیل کرد؛ الگویی که بر اساس آن دولتهای غربی در زمان جنگ، بخشی از واقعیتهای میدانی را به دلایل سیاسی، روانی و تبلیغاتی پنهان میکنند و تنها پس از فروکش کردن بحران، ابعاد واقعی خسارتها به تدریج منتشر میشود.
این مسئله از منظر جنگ روایتها اهمیت ویژهای دارد. در جنگهای مدرن، نبرد صرفا در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ بلکه بخش مهمی از آن در عرصه رسانه و افکار عمومی جریان دارد. دولتها تلاش میکنند با مدیریت اطلاعات، برداشت مخاطبان داخلی و خارجی از تحولات را کنترل کنند. به همین دلیل گاه آنچه در بیانیههای رسمی منتشر میشود، فاصله قابل توجهی با واقعیت موجود در میدان دارد.
جرالد فورد، نماد قدرت دریایی آمریکا
آتشسوزی جرالد فورد نیز از همین زاویه قابل بررسی است. این ناو تنها یک شناور جنگی معمولی نیست. جرالد فورد پیشرفتهترین و گرانترین ناو هواپیمابر جهان به شمار میرود و سالهاست به عنوان نماد قدرت دریایی آمریکا معرفی میشود. واشنگتن برای ساخت این ناو و سامانههای مرتبط با آن دهها میلیارد دلار هزینه کرده و آن را ویترین فناوری نظامی خود میداند.
در چنین شرایطی، پذیرش این واقعیت که بزرگترین ناو هواپیمابر جهان دچار حادثهای گسترده شده و برای مدتی از چرخه عملیاتی خارج شده است، میتوانست تبعات سیاسی و روانی قابل توجهی برای آمریکا داشته باشد. به همین دلیل از همان ابتدا تلاش شد ابعاد حادثه محدود جلوه داده شود. اما اکنون انتشار تصاویر و شهادت خدمه ناو، روایت رسمی را با چالش جدی مواجه کرده است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که به جایگاه جرالد فورد در جنگ اخیر توجه کنیم. این ناو یکی از مهمترین ابزارهای آمریکا برای اعمال فشار نظامی علیه ایران محسوب میشد و حضور آن در منطقه بخشی از راهبرد بازدارندگی واشنگتن را تشکیل میداد. از این رو هرگونه آسیب یا کاهش توان عملیاتی آن، صرفا یک مسئله فنی نیست، بلکه میتواند بر محاسبات راهبردی طرفهای درگیر نیز تأثیر بگذارد.
آسیبپذیری سامانههای پیشرفته نظامی آمریکا
از سوی دیگر، حادثه اخیر بار دیگر مسئله آسیبپذیری سامانههای پیشرفته نظامی آمریکا را برجسته کرده است. طی سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره مشکلات فنی ناو جرالد فورد منتشر شده بود؛ از اختلال در سامانههای پرتاب جنگندهها گرفته تا مشکلات مربوط به آسانسورهای حمل مهمات، شبکه برق و برخی زیرساختهای پشتیبانی. منتقدان بارها هشدار داده بودند که پیچیدگی بیش از حد فناوریهای به کار رفته در این ناو، احتمال بروز اختلالهای گسترده را افزایش داده است.
آتشسوزی اخیر نیز به نوعی این نگرانیها را تقویت کرد. اگر گزارشهای منتشرشده درباره ناکارآمدی بخشی از سامانههای اطفای حریق صحت داشته باشد، موضوع تنها به یک حادثه محدود ختم نمیشود، بلکه پرسشهایی جدی درباره میزان آمادگی و قابلیت اتکای پیشرفتهترین تجهیزات نظامی آمریکا مطرح خواهد شد.
شکسته شدن تصویر ارائه شده از آمریکا و اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه
اما آنچه برای تحلیلگران منطقهای اهمیت بیشتری دارد، ارتباط این موضوع با تصویری است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول جنگ ۴۰ روزه از خود ارائه میکردند. در آن زمان، رسانههای غربی تلاش داشتند ایران را در موضع ضعف نشان دهند و توانمندیهای نظامی محور مقاومت را کماهمیت جلوه دهند. با این حال، اکنون و با گذشت زمان، گزارشهای متعددی از مشکلات عملیاتی، خسارتهای واردشده به برخی مراکز نظامی و دشواریهای مدیریت جنگ در جبهه آمریکا و اسرائیل منتشر میشود.
این روند نشان میدهد که ارزیابی واقعی نتایج جنگها را نمیتوان صرفا بر اساس اخبار روزهای نخست انجام داد. تجربه بسیاری از درگیریهای معاصر ثابت کرده است که بخش مهمی از واقعیتها هفتهها و حتی ماهها پس از پایان نبرد آشکار میشود. دولتها در شرایط جنگی معمولاً تمایل دارند موفقیتهای خود را برجسته کرده و شکستها یا خسارتهایشان را پنهان کنند. اما گذشت زمان، انتشار اسناد، افشاگری رسانهها و شهادت نیروهای حاضر در میدان، به تدریج تصویر کاملتری از آنچه رخ داده است ارائه میدهد.
در این چارچوب، گزارش اخیر سی ان ان را میتوان یکی از نخستین نشانههای نمایان شدن ابعاد پنهان جنگ اخیر دانست. حادثهای که در ابتدا به عنوان یک آتشسوزی محدود معرفی شد، اکنون به موضوعی تبدیل شده که رسانههای آمریکایی درباره میزان خسارت، نحوه مدیریت بحران و حتی صداقت اطلاعرسانی ارتش آمریکا پرسش مطرح میکنند.
این مسئله همچنین بر یک واقعیت مهم دیگر نیز تأکید دارد؛ اینکه قدرتهای بزرگ، برخلاف تصویری که از خود ارائه میدهند، لزوماً از آسیبپذیری مصون نیستند. جنگ ۴۰ روزه نشان داد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر فشارهای نظامی، عملیات موشکی و فرسایش ناشی از درگیریهای طولانیمدت با محدودیتها و چالشهای جدی مواجه هستند. اکنون انتشار تدریجی گزارشهایی از خسارتهای پنهانشده، این برداشت را تقویت میکند که بخشی از واقعیت جنگ در زمان وقوع آن از افکار عمومی پنهان نگه داشته شده بود.
جمع بندی
بر همین اساس، آتشسوزی جرالد فورد را باید فراتر از یک حادثه فنی بررسی کرد. این رویداد به نمادی از شکاف میان واقعیت میدان و روایت رسمی تبدیل شده است؛ شکافی که احتمالاً در ماههای آینده و با انتشار اطلاعات بیشتر، ابعاد تازهای از آن آشکار خواهد شد. همانگونه که امروز گزارشهای رسانههای آمریکایی بخشی از خسارتهای پنهان این ناو را نمایان کردهاند، ممکن است در آینده نیز جزئیات بیشتری از هزینههای واقعی جنگ برای آمریکا و رژیم صهیونیستی منتشر شود؛ هزینههایی که در بحبوحه نبرد کمتر مجال ظهور پیدا کردند اما اکنون آرامآرام خود را نشان میدهند.
در نهایت، ماجرای جرالد فورد را میتوان نمونهای از فروریختن تدریجی روایت پیروزی مطلق آمریکا در جنگ اخیر دانست. روایتی که در روزهای نخست با قدرت تبلیغ میشد، اما اکنون با هر گزارش جدید، هر تصویر تازه و هر افشاگری رسانهای، بیش از گذشته با واقعیتهای میدانی مورد پرسش قرار میگیرد.


نظر شما