خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
روزنامه گاردین در گزارشی به نقل از برنامه جهانی غذا (WFP) سازمان ملل متحد هشدار داد که «پیشبینیهای بدبینانه» درباره تأثیر جنگ خاورمیانه بر گرسنگی جهانی در حال تحقق است و این مناقشه میلیونها نفر را به سوی گرسنگی حاد سوق میدهد. بر اساس این گزارش، مدیر بخش تحلیل غذا و تغذیه این نهاد، تأیید کرد که «سناریوی منفی متأسفانه در حال تحقق است» و اگر قیمت نفت تا پایان ژوئن حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، ۴۵ میلیون نفر دیگر به جمع ۳۲۰ میلیون نفری که در ابتدای سال با ناامنی غذایی حاد مواجه بودند، اضافه خواهند شد.
گاردین میافزاید که هفتهها مذاکرات پیچیده همراه با لفاظیهای تند و شعلهور شدن خشونتها نتوانسته است به توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز منجر شود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که در آستانه انتخابات میاندورهای با فشارهای داخلی فزایندهای مواجه است، از یک سو در تلاش برای یافتن راه خروج از این بنبست است و از سوی دیگر مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی هفتههاست بر سر تمدید ۶۰ روزه آتشبس و آغاز دور جدید گفتگوها درباره برنامه هستهای ایران کار میکنند، اما هیچیک از طرفین آماده مصالحه به نظر نمیرسند.
در بخش دیگری از این گزارش به جدیدترین دور تبادل آتش اشاره شده که طی آن سنتکام مدعی سرنگونی چهار پهپاد ایرانی و حمله به سایتهای راداری ایران شد و متعاقباً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز پایگاههای آمریکا در بحرین و کویت را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد.
شبکه پیبیاس در گزارشی به بررسی مسیر پیش روی قطعنامه اختیارات جنگی علیه جنگ ایران پرداخت. بر اساس این گزارش، مجلس نمایندگان آمریکا برای نخستین بار از زمان آغاز این مناقشه، در ۳ ژوئن با ۲۱۵ رأی موافق در برابر ۲۰۸ رأی مخالف، مصوبهای را برای محدود کردن اختیارات نظامی دونالد ترامپ تصویب کرد. چهار جمهوریخواه به دموکراتها پیوستند و ترامپ در واکنش، رأیدهندگان مخالف را به «سندروم جنون ترامپ» متهم کرد.
پیبیاس به نقل از کارشناسان تصریح میکند که ترامپ مهلت ۶۰ روزه قانونی را با این استدلال بدیع که «خصومتها با آتشبس پایان یافته» دور زده است. در صورت تصویب نهایی، دولت ترامپ احتمالاً با توسل به استدلالهای حقوقی از اجرای آن سر باز خواهد زد و موضوع به دیوان عالی کشیده خواهد شد. با این وجود، این رأیگیریها با حفظ موضوع در صدر اخبار و برجستهسازی مخالفت کنگره و افکار عمومی، تأثیر سیاسی خود را گذاشتهاند.
رسانه های عربی و منطقه ای
الجزیره در مقاله ای نوشت که دونالد ترامپ ممکن است با همان سرنوشتی روبهرو شود که جیمی کارتر در پی بحران نفتی ناشی از انقلاب ایران تجربه کرد. نویسنده یادآور میشود که رأیدهندگان آمریکایی در نهایت بیش از هر چیز به وضعیت اقتصادی خود، بهویژه قیمت سوخت و هزینههای زندگی، توجه میکنند.
ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با وعده مهار تورم و کاهش قیمت بنزین به قدرت بازگشت، اما اکنون افزایش تورم و جهش قیمت انرژی، بخشی از محبوبیت او را تهدید میکند. جنگ با ایران و بحران تردد نفت در تنگه هرمز موجب افزایش بهای نفت و بنزین شده و نارضایتی عمومی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، انتخابات میاندورهای کنگره در سال ۲۰۲۶ میتواند به آزمونی دشوار برای جمهوریخواهان تبدیل شود.
نویسنده با مرور تجربه رؤسای جمهور پیشین آمریکا، از جرالد فورد و جیمی کارتر تا بوش پدر، کلینتون، بوش پسر و اوباما، توضیح میدهد که تصمیمات اقتصادی و شرایط معیشتی مردم تأثیر مستقیمی بر نتایج انتخابات داشتهاند. به اعتقاد او، حتی اگر بحران ایران بهزودی پایان یابد، آثار اقتصادی آن احتمالاً تا زمان انتخابات باقی خواهد ماند. در پایان، مقاله تأکید میکند که هیچ سیاستمداری نمیتواند برای مدت طولانی از فشار اقتصاد و رأیدهندگان بگریزد؛ زیرا رأیدهندگان در نهایت بر اساس وضعیت زندگی روزمره خود قضاوت میکنند.
الشرق الاوسط در مقاله ای با نگاه انتقادی به مذاکرات مستقیم اخیر میان لبنان و اسرائیل، استدلال میکند که این گفتوگوها بیش از آنکه به سود لبنان باشند، در چارچوب اهداف آمریکا و اسرائیل طراحی شدهاند. نویسنده یادآور میشود که مذاکرات در حالی برگزار شده که اسرائیل همچنان در حال جنگ و حملات گسترده به لبنان بوده و هزاران کشته و آواره برجای گذاشته است.
به باور نویسنده، مفاد اعلامشده از سوی آمریکا حاوی امتیازهای یکجانبه به اسرائیل است؛ از جمله به رسمیت شناختن حق اسرائیل برای «دفاع از خود»، بدون اشاره به حق مشابه لبنان. همچنین در متن توافق، «حزبالله» و دیگر گروههای مسلح به عنوان تهدیدی برای ثبات منطقه معرفی شدهاند و دولت لبنان موظف شده از هرگونه اقدام آنان علیه اسرائیل جلوگیری کند.
مقاله تأکید میکند که تمدید آتشبس و پیشرفت مذاکرات به میزان توانایی دولت لبنان در مهار حزبالله وابسته شده و اسرائیل نیز حق انجام اقدامات نظامی پیشگیرانه را برای خود حفظ کرده است. از دید نویسنده، هدف نهایی این روند رسیدن به توافقی جامع و عادیسازی روابط میان دو طرف است.
در بخش پایانی، نویسنده ریشه پذیرش چنین توافقی را در شکافهای عمیق سیاسی و طایفهای لبنان میداند. او معتقد است که بخشی از جامعه لبنان، به دلیل اختلافات داخلی در مورد حزبالله و نقش ایران، به اشتباه به حسن نیت اسرائیل امید بسته است. نویسنده هشدار میدهد که پیامدهای عادیسازی و نفوذ اسرائیل در ساختارهای آموزشی، امنیتی و اقتصادی لبنان در آینده موجب پشیمانی بسیاری از لبنانیها خواهد شد.
المیادین در مقاله ای به بررسی پیامدهای اقتصادی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخته و تأکید میکند که آثار این بحران فراتر از ایران و کشورهای خلیج فارس گسترش یافته است. نویسنده معتقد است خسارتهای واردشده به اقتصادهای خلیج فارس، بهویژه در پی اختلال در تجارت و بسته شدن تنگه هرمز، موجب کاهش سرمایهگذاریها، افت صادرات به این کشورها و کاهش حوالههای مالی کارگران مهاجر شده است.
طبق گزارشهای بینالمللی، میلیونها کارگر خارجی در کشورهای خلیج فارس با خطر از دست دادن شغل یا کاهش درآمد روبهرو هستند. این وضعیت توانایی آنان را برای ارسال پول به خانوادههایشان در کشورهای مبدأ کاهش داده است. گزارشها حاکی از آن است که حجم حوالههای مالی از کشورهای خلیج فارس در ماههای اخیر کاهش یافته و احتمال بازگشت گسترده کارگران به کشورهایشان افزایش یافته است.
بیشترین آسیب متوجه کشورهای آسیایی مانند هند، پاکستان، بنگلادش، سریلانکا و فیلیپین خواهد بود که بخش مهمی از اقتصاد آنها به درآمدهای ارسالی کارگران وابسته است. کشورهای عربی از جمله مصر، لبنان، سوریه و اردن نیز از این روند متأثر خواهند شد.
نویسنده یادآور میشود که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بزرگترین منبع حوالههای مالی در جهان هستند و هرگونه رکود در بازار کار این منطقه میتواند ضربهای سنگین به ذخایر ارزی، برنامههای توسعهای و سطح معیشت میلیونها خانواده در کشورهای دریافتکننده این وجوه وارد کند. مقاله نتیجه میگیرد که آثار این جنگ در حال گسترش است و بازگشت شرایط اقتصادی به وضعیت پیش از بحران بسیار دشوار خواهد بود.
رسانه های چین و روسیه
خبرگزاری شینهوا چین در گزارشی با عنوان «جنگ ایران موجب بازآرایی امنیتی خاورمیانه و تنوعبخشی راهبردی شده است» نوشت که پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، فراتر از میدان نبرد رفته و معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است.
به نوشته این رسانه چینی، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ متقابل تهران به اهداف و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، آسیبپذیری ساختار امنیتی خلیج فارس را آشکار کرد و نشان داد که هرگونه درگیری گسترده میتواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را با مخاطرات جدی مواجه سازد.
شینهوا با اشاره به اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز و نگرانیها درباره گسترش دامنه درگیریها، تأکید کرد که این تحولات بسیاری از کشورهای منطقه را به بازنگری در رویکردهای امنیتی خود واداشته است.
این گزارش با استناد به دیدگاه کارشناسان منطقهای میافزاید که جنگ اخیر، تردیدها درباره کارآمدی چتر امنیتی آمریکا را افزایش داده و دولتهای خاورمیانه را به سمت اتخاذ سیاست خارجی متوازنتر و گسترش روابط با بازیگران مختلف بینالمللی سوق داده است. در همین چارچوب، کشورهای منطقه تلاش برای تقویت توان دفاعی داخلی، توسعه همکاریهای اقتصادی و ایجاد سازوکارهای مستقل دیپلماتیک و امنیتی را در دستور کار قرار دادهاند.
شینهوا در ادامه مینویسد که تداوم تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند روند تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه را شتاب بخشد و آثار آن به حوزههای اقتصادی و امنیتی فراتر از منطقه نیز سرایت کند. این رسانه نتیجه میگیرد که جنگ علیه ایران نه تنها موازنه قدرت در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده، بلکه موجب بازتعریف اولویتهای امنیتی کشورهای منطقه و تسریع روند شکلگیری ترتیبات جدید منطقهای شده است.
شینهوا همچنین در گفتوگویی با «مراد توفان»، تحلیلگر ترکیهای، به پیامدهای اقتصادی ادامه تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه پرداخته است؛ تنشهایی که به گفته او، بهویژه در قالب درگیری ایران و آمریکا، اکنون وارد روز صدم خود شده و اثرات آن فراتر از حوزه انرژی گسترش یافته است.
توفان تأکید میکند که اختلال در زنجیره تأمین جهانی و افزایش هزینههای انرژی، موجی پایدار از تورم را در اقتصادهای نوظهور ایجاد کرده است. به گفته او، این وضعیت تنها به بازار انرژی محدود نیست، بلکه باعث افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی نیز شده است.
وی با اشاره به نقش تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه حیاتی تجارت جهانی میگوید تأخیر در عبور کشتیها از این مسیر، هزینه حملونقل و قیمت نهادههایی مانند کود شیمیایی را افزایش داده و در نهایت به رشد قیمت کالاهای روزمره منجر شده است.
این تحلیلگر مفهوم «تورم انتظاری» را یکی از عوامل کلیدی بحران کنونی میداند و توضیح میدهد که مصرفکنندگان در کشورهای در حال توسعه بر این باور رسیدهاند که قیمتها در آینده افزایش خواهد یافت؛ موضوعی که رفتار خرید را تغییر داده و باعث هجوم برای ذخیره کالاهای اساسی شده است.
به گفته توفان، این فضای روانی امکان افزایش بیشتر قیمتها را برای کسبوکارها فراهم کرده و در نتیجه فشار تورمی تشدید میشود. او همچنین میافزاید بانکهای مرکزی جهان برای مقابله با این نوع تورم ناشی از عرضه، ابزارهای محدودی دارند و سیاستهای سنتی مانند افزایش نرخ بهره تأثیر مستقیم چندانی بر قیمت انرژی و کالاهای جهانی ندارد.


نظر شما