به گزارش خبرگزاری مهر، بابک نگاهداری، با بیان اینکه دوره پساجنگ، دورهای تعیینکننده در سرنوشت کشور است، گفت: در چنین مقاطعی، ملتها یا میتوانند از دل بحران، مسیر جهش و بازآرایی ملی بیابند، یا در دام فرسایش، روزمرگی و منازعات کم ثمر گرفتار شوند. آنچه این دو مسیر را از یکدیگر جدا میکند، وجود یا فقدان یک گفتمان ملی راهبر است.
«اعتلای ایران» به عنوان افق ملی و گفتمان راهبر
وی افزود: پس از تدبر در بیانات و پیامهای راهبردی اخیر رهبر معظم انقلاب، به ویژه پیامی که اخیراً خطاب به مجلس شورای اسلامی صادر فرمودند و در آن از «تلاش برای اعتلای کشور» سخن به میان آوردند، اعتقاد دارم در همین راستا «اعتلای ایران» را میتوان و باید به عنوان یک «افق ملی و گفتمان راهبر» در دوره حساس «پساجنگ» مورد بازخوانی و بسط قرار داد.
بازتعریف اولویتهای ملی در قالب گفتمانی منسجم
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، با بیان اینکه تحولات ناشی از دفاع مقدس سوم و ورود تدریجی کشور به «دوره پساجنگ»، ما را در برابر یک ضرورت تاریخی قرار داده است، عنوان کرد: این موضوع، ضرورتِ بازتعریف اولویتهای ملی در قالب یک «گفتمان راهبر، منسجم، آیندهساز و مبتنی بر ارتقای حکمرانی» است.
زنجیره تحول: تبدیل مقاومت به بازسازی، اصلاح و اعتلای پایدار
وی ادامه داد: تجربه کشورها نشان میدهد که پس از عبور از مرحله درگیری و مقاومت، آنچه سرنوشت ملتها را تعیین میکند، صرفاً قدرت ایستادگی در میدان نیست، بلکه «توانایی تبدیل مقاومت به بازسازی، بازسازی به اصلاح، و اصلاح به اعتلای پایدار» است. اینک که با لطف الهی، هدایت های مدبرانه رهبر معظم انقلاب، ایستادگی ملت و رشادت و دلاوری بینظیر رزمندگان اسلام، از گردنه سخت جنگ عبور کردهایم، باید روحیه جدید و فضای جدیدی برای کشور ترسیم کنیم که در آن، «مقاومت» به «نتیجه» و «پیروزی در میدان» به «عزت پایدار در جهان» تبدیل شود.
خطر باقی ماندن در «بحران دائمی» در صورت عدم ترجمه مقاومت به اعتلا
نگاهداری با تاکید بر اینکه گفتمان «مقاومت»، کشور را از گردنههای سخت امنیتی عبور داده است، یادآور شد: اما اگر مقاومت به «اعتلا» ترجمه نشود، خطر آن وجود دارد که کشور در وضعیت «بحران دائمی» باقی بماند.
وی با بیان اینکه اعتلا در واقع «نسخه پساجنگِ مقاومت» است، عنوان کرد: اگر مقاومت یعنی «حفظ موجودیت زیر فشار»، اعتلا یعنی «تثبیت دستاوردها و تولید ثروت و قدرت از دل آن مقاومت».
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، تصریح کرد: مردمی که مقاومت کردهاند اکنون وارد عرصه جدیدی میشوند؛ عرصهای که در آن، ثمره مقاومت را در زندگی خود لمس میکنند. در چنین شرایطی «اعتلای ایران با ارتقای حکمرانی» میتواند به عنوان گفتمان اصلی و جهتدهنده دوره پساجنگ مورد توجه قرار گیرد.
اعتلای کشور؛ مفهومی فراتر از قدرت ملی
وی با تاکید بر اینکه اعتلا را نباید صرفاً معادل افزایش قدرت ملی دانست، گفت: قدرت ملی، هرچند یکی از مؤلفههای مهم اعتلاست، اما اعتلا مفهومی گستردهتر، عمیقتر و چندبعدیتر است. به ویژه آنکه این گفتمان دارای یک بعد برجسته «بینالمللی و عزتمحور» است، که آن را از بسیاری از گفتمانهای صرفاً داخلی متمایز میکند.
نگاهداری با بیان اینکه قدرت ملی، عمدتاً بر ظرفیت کشور برای اثرگذاری، بازدارندگی، حضور منطقهای و دفاع از منافع خود دلالت دارد، خاطرنشان کرد: اما اعتلا، علاوه بر این ابعاد، ناظر به «کیفیت زیست ملی، سطح تعالی نظام اداره کشور، و مهمتر از همه، عزت و منزلت کشور در نظام بینالمللی» نیز هست. قدرتِ بدون اعتلا، مانند بنایی است که نمای بیرونی باشکوه اما پیِ لرزان دارد. اعتلا استدلال میکند که قدرت خارجی، امتدادِ کیفیت حکمرانی داخلی است. کشوری متعالی است که علاوه بر موشک و نفوذ سیاسی، دارای پول ملی باثبات، نظام اداری سالم و جامعهای امیدوار باشد.
اعتلای کشور بدون ارتقای حکمرانی ممکن نیست
وی با بیان اینکه هیچ کشوری صرفاً با آرمانهای بلند، به اعتلا نمیرسد، تصریح کرد: فاصله میان آرمان و واقعیت را کیفیت حکمرانی پر میکند. مراد از ارتقای حکمرانی، تنها انجام چند اصلاح اداری یا افزایش سرعت فرایندها نیست. در واقع، «حکمرانی موتور اعتلاست». اگر این موتور دچار ضعف، اصطکاک، ناهماهنگی یا فرسودگی باشد، حتی با وجود منابع انسانی، طبیعی، ژئوپلیتیکی و تمدنی گسترده، کشور نمیتواند به سطح شایسته خود دست یابد.
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، توضیح داد: گفتمان «اعتلای ایران با ارتقای حکمرانی» از آن جهت اهمیت دارد که: افقساز است، نه صرفاً واکنشی؛ قدرتمحور است، اما به قدرت تقلیل نمییابد؛ بعد ارزشی و انسانی دارد؛ عزت و منزلت بینالمللی را به عنوان یک رکن اساسی در نظر میگیرد؛ قابلیت ترجمه به سیاستگذاری و اقدام اجرایی دارد؛ و میتواند مبنای اجماع، مطالبهگری و پاسخگویی در سطح ملی قرار گیرد.
وی با بیان اینکه پیشبرد این گفتمان، در کنار ابعاد سیاستی و مدیریتی، به یک «روایت ملی روشن، الهامبخش و قابل فهم برای جامعه» نیز نیاز دارد، یادآور شد: گفتمانهای راهبر، جهت حرکت کشور و منطق اداره آن را مشخص میکنند؛ اما برای آنکه این جهتگیری در سطح افکار عمومی، نخبگان، مدیران، نسل جدید و حتی در عرصه بینالمللی بهدرستی فهم و همراهی شود، باید در قالب یک «روایت هویتی و ملی» نیز بازنمایی شود.
نگاهداری تاکید کرد: انتخاب حضرت آیت الله امام مجتبی خامنه ای(مدظله العالی) به عنوان رهبر جدید انقلاب و طنین انداز شدن شعار «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» فقط یک عبارت احساسی یا تبلیغاتی نبود؛ بلکه روایتی عمیق از یک حقیقت راهبردی بود: «تداوم همان صلابت، همان قدرت، همان ارزشها و همان آرمانهای امام شهید و عظیم الشان، اما در قالبی جوان، بروز، پویا، نوآفرین و مملو از شور، قدرت و انرژی جوانی».
وی افزود: این تحول، قابلیت آن را دارد که به «تصویر جدیدی از ایران در دوره پساجنگ» تبدیل شود. تصویری از «ایران جوان: ایران کهن و ریشهدار، اما در عین حال نو شده، زنده، پویا و آماده برای آغاز دوباره.» ایرانِ با تمدن چندین هزار ساله، اما نه فرسوده و کهنه، بلکه جوان، پرانرژی و آیندهساز.
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، با بیان اینکه چنین نگاهی ضرورت طرح «برند ملی ایران جوان» را به عنوان مکمل روایی و تصویری گفتمان «اعتلای ایران» تبیین میکند، عنوان کرد: در این معنا، «جوانی» نه یک ویژگی زیستی، بلکه یک کیفیت ملی و تمدنی است؛ یعنی توان زنده ماندن، نو شدن، یاد گرفتن، اصلاح کردن و ساختن آینده. «ایران جوان» همان پیامی است که در شعار «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» نهفته بود: تداوم آرمانها و ارزشها با روحیه و توانی تازه، نوآفرین و آیندهنگر. اگر «اعتلا» منطق حرکت کشور است، «ایران جوان» میتواند روایت هویتی و تصویری این حرکت باشد.«ایران جوان» میتواند تصویر «ایران ریشهدار اما نه فرسوده، تاریخی اما نه متوقف، و کهنسال اما نه کهنه» را بازنمایی کند.
«ایران جوان»؛ برندی برای بازنمایی ایران ریشهدار و آیندهساز
وی ادامه داد: در شرایطی که بخشی از جامعه با خستگی، تردید نسبت به آینده و احساس فرسودگی مواجه است، «ایران جوان» میتواند حامل این پیام باشد که ایران هنوز توان برخاستن، اصلاح کردن و پیش رفتن را دارد. این برند، ادامه همان پیام «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» در عرصه بینالمللی نیز است: ایران نه تنها از بحران عبور کرده، بلکه با روحیهای تازه و جوان، آماده نقشآفرینی در جهان است.
نگاهداری، یادآور شد: با این حال، ضروری است تأکید شود که اعتبار و اثرگذاری این برند، کاملاً وابسته به اتصال آن با واقعیتهای عینی کشور است. اگر «ایران جوان» فقط در سطح گفتار و تبلیغ باقی بماند و نشانههایی از جوان شدن در حکمرانی، اقتصاد، فرهنگ، فناوری، خدمات عمومی و کیفیت زندگی مردم دیده نشود، این مفهوم بهسرعت به یک تعبیر شعاری تقلیل خواهد یافت.
«اعتلا» منطق راهبردی حرکت کشور در دوره جدید و «ارتقای حکمرانی» مسیر تحقق آن به شمار میرود
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، در پایان تاکید کرد: اگر «اعتلا» منطق راهبردی حرکت کشور در دوره جدید است و «ارتقای حکمرانی» مسیر تحقق آن به شمار میرود، «ایران جوان» میتواند روایت هویتی و تصویری این حرکت باشد؛ روایتی که ایران را نه فقط بهعنوان کشوری دارای گذشتهای بزرگ، بلکه بهعنوان کشوری برخوردار از «توان نوزایی، بازآفرینی و ساختن آینده» معرفی میکند.



نظر شما