خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: «به نظر من زبان فارسی کاملاً دارد مظلوم واقع میشود. حالا این اواخر یک کارهایی دارد میشود، بعضیها در انجمنهایی یک کارهایی دارند انجام میدهند، اما ما بیش از این احتیاج داریم به تقویت زبان فارسی. زبان فارسی زبان کششداری است، جزو زبانهایی است که میتواند توسعه پیدا کند، چون زبان ترکیبی است و ترکیبهای زیبا [دارد که] انسان برای بیانِ هیچ معنایی گیر نمیکند. معنای دقیق علمی، معنای دقیق روحی و هر مفهوم دقیق و ظریفی را با زبان فارسی میشود بیان کرد.»
این نظر رهبر شهید انقلاب درباره زبان فارسی است، درباره زبان مادریمان. شاید استفاده مداوم از این زبان در زندگی روزمره و بودن آن همراه با ما از بدو تولد باعث شده مثل اکسیژن، ضرورت وجود آن را درک نکنیم. این عادیسازی زمانی خطرناک میشود که استفاده درست از زبان فارسی را مهم ندانیم و با کارها و رفتارهایمان به آن لطمه بزنیم. مثل این است که درختها را قطع کنیم و متوجه نشویم چقدر داریم به تولید اکسیژن صدمه میزنیم. رهبر شهید انقلاب این ضرورت را کاملا درک کرده و مدام به مردم و مسئولان گوشزد میکردند که حواستان به زبان فارسی باشد.
در شماره جدید از پرونده «هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد» با یک ویراستار صحبت کردهایم. فهیمه شانه، نویسنده، مترجم، ویراستار و کارشناس ادبیات کودک است. او که در دنیای زبان فارسی گشته و با کلمات فارسی زندگی کرده است، در این گفتوگو از کتابخوانی خودش و فعالیت ویراستاریاش برایمان گفته است. این مطلب را میتوانید در ادامه بخوانید:
* خانم شانه، تابهحال شده رهبر انقلاب در حوزه ادبیات یا غیرداستانی کتابی را پیشنهاد دهند و شما به این دلیل که پیشنهاد یا توصیه ایشان است، آن اثر را تهیه کنید و بخوانید؟ چرا؟ بعد از خواندن نظرتان درباره کتاب چه بود؟
بله. چون ایشان را فردی با مطالعۀ جدی و هدفمند میشناختم. همین نکته برای جوانی در آغاز راه کافی است که از چنین فردی توصیههایی در زمینۀ مطالعه بگیرد؛ اما ایشان علاوهبر این در جایگاه فردی فقیه، مبارز، روحانی و رهبر سیاسی و مذهبی مسلماً رهنمودهایی خاص را در زمینۀ مطالعه برای نسلهای بعد در نظر داشتند. من هم به همین دلایل سراغ کتابهایی از این دست میرفتم، چه تألیف و چه ترجمه. بعد از خواندن کتاب، معمولاً مطمئن میشدم کتابی را خواندهام که مسیرم را روشن کرده است.
* چه جنبهای از کتابخوانی رهبر شهید انقلاب و عشق و علاقهشان به کتاب و مطالعه برای شما جالبتر بوده؟ چه زمانی متوجه این علاقه ایشان شدید؟
اینکه ایشان مخاطب جدی رمان بودهاند برایم جالب بود و هنوز هست. نمیتوانم بگویم دقیقاً چه زمانی متوجه این ویژگی شدم، چون بهتدریج با اتفاقهایی که میافتاد یا اطلاعاتی که به دست میآوردم این را فهمیدم.
ما دربارۀ فردی چندوجهی صحبت میکنیم که مسئولیتهای فرهنگی و سیاسی بسیار سنگین در زندگی داشتند. کسی که با وجود کارهای بسیار زیاد، مطالعه، آن هم مطالعۀ رمان را در برنامهاش بگنجاند یقیناً صاحب دیدگاه و فلسفهای عمیقتر در کارها و زندگی است؛ دیدگاه و فلسفهای که در پیوند جدی با مدرنترین گونه ادبی یعنی رمان شکل میگیرد. خواندن رمان بسیار مهم است و برای همه دستاوردهای جدی دارد. ما دانشمندان و متخصصان زیادی داریم که نهایتاً مطالعه تخصصی رشتۀ خودشان را در برنامه دارند و وقتی با آنها درباره رمانها صحبت میکنیم، خودشان را چنان پرمشغله میبینند که جایی برای مطالعه این گونه ادبی مهم در برنامه روزانه یا زندگیشان باقی نمیماند؛ حال آنکه خواندن رمان تجربۀ لمس انسانها و درک دنیاهایی است که مجال اندک زندگی واقعی برای دریافتن آن بسیار کم است و حاصل این مطالعه، انباشتهشدن ظرفیتهای ذهنی و زبانی از طریق لذت وصفناپذیر ادبی است.
* شما در زمینه ویراستاری فعالیت میکنید؛ کاری که تلاش میکند زبان متون را آراسته و پیراسته کند. چرا به این حوزه ورود کردید؟
کتابها از کودکی جزء جداییناپذیر زندگیام بودهاند. در دانشگاه رشتهای را خواندم که میخواستم از آن لذت ببرم و همچنان در کتابها غرق باشم و فکر میکردم این برایم از مسیر ادبیات میسر میشود. برای کارهای مختلفی آموزش دیدم و همزمان آنها را تجربه کردم. ویراستاری هم یکی از آن کارها بود که شاید بیشتر از همه در آن زمینه کار کردم. در واقع از ابتدای جوانی برنامهای برای این کار نداشتم، ولی پس از اشتغال، هر روز فکر میکردم لازم است نکته تازهای یاد بگیرم، استاد و معلم جدیدی داشته باشم و بهتر بتوانم روی متنها کار کنم؛ چون در ویراستاری و خواندن متن هرچقدر بیشتر بدانی باز هم جای بهتر کار کردن روی متن وجود دارد؛ چراکه عرصۀ دانش زبان و ادبیات بسیار گسترده است.
* درباره توجه امام شهید به زبان فارسی و رعایت آن در صحبتها و متون، چقدر اطلاع دارید؟ آیا نکتهای در این توصیهها برایتان مهمتر بوده یا خیلی توجهتان را جلب کرده؟
ایشان خیلی جدی دغدغه زبان فارسی را داشتند، تا جایی که از اهمیت زبان فارسی بهعنوان زبان علم، سخن گفته بودند. شاید این برای ما قدری بعید باشد؛ چون ما از کودکی زبان انگلیسی یاد میگیریم، کتابهایی به زبان انگلیسی میخوانیم که پایۀ این زبان را در ما قوی کند و بسیاری از جستوجوهایمان را با زبان انگلیسی انجام میدهیم تا به نتایجی بهروز دست پیدا کنیم. در این میانه، وقتی رهبری با ویژگیهایی که قبلاً برشمردم تکیه و تأکید دارند که زبان فارسی میتواند زبان علم باشد، این نکته بسیار تأملبرانگیز است.
* به نظر شما چطور میتوان زبان فارسی و اهمیت رعایت آن را در زندگی روزمره مردم جای داد؟ با توجه به فضای رسانهای و تحولات امروز جامعه، این کار امکانپذیر است؟
اهمیت رعایت یا اهمیت پاسداشت؟ ما چون به زبان فارسی صحبت میکنیم، فکر میکنیم دیگر لازم نیست برای کارهایی مثل نوشتن و خواندن و حتی صحبت کردن آموزش ببینیم؛ درحالیکه ما به زبان مادری تسلط داریم و زمانی میتوانیم به غنای زبانی برسیم که روی این زبان مادری کار و مطالعه کرده باشیم. منظورم از کار و مطالعه این نیست که همه را سر کلاس بنشانیم و برنامه درسی برایشان تعریف کنیم و امتحان بگیریم و... . ما با کارهایی مثل ترویج مطالعه، پاکیزهسازی زبان برنامههای تلویزیونی و درستنویسی در فضای مجازی میتوانیم گامهایی جدی برای حفظ و غنای زبان فارسی برداریم.
* رهبر شهید به ادبیات فارسی و آثار تألیفی توجه داشتند. زبان و ویراستاری این آثار بهخصوص در حوزه کودک و نوجوان را چطور میبینید؟ امروزه به رعایت آن بیشتر توجه میشود یا کمتر؟
خوشبختانه اهمیت این موضوع در بین نویسندگان و ناشران دریافته شده است، منتها هنوز تا کارهای بسیار خوبی که در این زمینه میتوان انجام داد فاصله داریم؛ اما امید داریم که روزبهروز تلاشهای بیشتر و پرثمرتری را در این حوزه ببینیم.
* در پایان، فکر کنید رهبر شهید به خوابتان آمدهاند و از شما بهعنوان فهیمه شانه میخواهند کاری کنید بچهها و بزرگترها بیشتر کتاب بخوانند. شما چه روشی را در پیش میگیرید؟ (روشی که تا حالا امتحان نکردهاید یا امتحان کردهاید و آن را مفید میدانید ولی ادامهاش ندادهاید)
سؤال جالبی است. فکر میکنم همین کارهایی را که در دست دارم انجام خواهم داد، منتها با روحیه و انگیزهای بیشتر و بهتر. در مورد روشهایی که امتحان نکرده باشم حرف زیاد است، مثلاً میتوان به پروژههایی شخصی یا اجتماعی فکر کرد اما باید دید چقدر میتوان امکانات این پروژهها را فراهم کرد، چون چه بسا ما کارهایی آرمانی را در نظر بگیریم ولی با صرف وقت در زمینۀ فراهمکردن امکاناتش از همین کارهای معمولی هم بازبمانیم. این البته به این معنی نیست که برای هرچه بهتر شدن کارها برنامههای دوراندیشانه را کنار بگذاریم.


نظر شما