۲ مهر ۱۴۰۵، ۸:۴۵

آتش جنگ فقط نخل‌ها را نسوزاند، بخشی از حافظه فرهنگی جنوب را از بین برد

آتش جنگ فقط نخل‌ها را نسوزاند، بخشی از حافظه فرهنگی جنوب را از بین برد

در هشت‌سال دفاع مقدس، آتش دشمن بعثی فقط چند درخت نخل را از بین نبرد، درخت‌هایی که در باور مردم جنوب، قطع هرکدام از آن‌ها به اندازه کشتن یک جوان بود، یکی پس از دیگری در آتش جنگ می‌سوختند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ بود که دشمن بعثی عراق حمله متجاوزانه خود را علیه ایران آغاز کرد و مناطق جنوبی کشور در صف نخست حمله دشمن و زیر آتش نیروهای بعثی قرار گرفتند. جنگ که به جنوب رسید، حتی نخلستان‌ها نیز از آسیب آن در امان نماندند؛ نخل‌هایی که سال‌ها با باور، فرهنگ و زیست مردم جنوب پیوند خورده بودند، در آتش دشمن سوختند، آسیب دیدند یا از بین رفتند و تصویر نخل‌های بی‌سر و آسیب‌دیده نیز به یکی از تصاویر ماندگار دفاع مقدس تبدیل شد.

در جنوب ایران، نخل فقط یک درخت نیست، بلکه بخشی از زندگی مردم است؛ مردمی که نسل‌هایشان در سایه نخلستان‌ها گذشته بود. برای برخی از مردم مناطق نخل‌خیز، نخل موجودی زنده و دارای احساس است؛ آن‌قدر که قطع کردن آن را بی‌حرمتی می‌دانند و اگر خشک شود یا از بار بیفتد، ناراحت و نگران آن می‌شوند. در برخی مناطق جنوب، باورهای محلی درباره نخل وجود دارد و برای آن درد و احساس قائل‌اند و باور دارند که می‌توان با نخل مانند موجودی زنده رفتار کرد.

ارتباط مردم جنوب با نخل فقط در حد معیشت و محصول خرما نیست، بلکه نخل در آیین‌ها و باورهای مردم جنوب حضور دارد؛ حتی در مراسم سوگواری و تدفین، نوروز و حتی بازی کودکان. بنابراین، نخل که در فرهنگ مردم جنوب تا این اندازه با باورها، اعتقادات و خاطرات آنان ارتباط داشته است، در جریان جنگ از بین رفت و سوخت. در واقع، فقط چند درخت از بین نرفت؛ بخشی از زیست فرهنگی و باورهای مردم جنوب نیز از بین رفت.

نشانه‌های زیادی از زیست قدیمی نخل در آثار تمدن‌های بزرگ عهد باستان وجود دارد که نشان‌دهنده قداست و جایگاه ویژه آن است. موطن اصلی این درخت در بین‌النهرین و میان‌رودان یا شهرآور، در کشور باستانی بابل، یعنی شمال عراق امروزی، دانسته شده است. با بررسی آثار به‌جامانده از عهد باستان، نخل را نمادی از برکت الهی، صلح و حتی اله مورد پرستش می‌بینیم. این ارزش به اندازه‌ای است که در بلوچستان ایران، نخل را میراثی ماندگار و شجره وفاداری برای آیندگان می‌نامند.

قداست نخل در اسلام

همچنین در اسلام نیز نخل جایگاه ویژه‌ای دارد. غیر از آیات مرتبط با نخل در قرآن، حضرت رسول اکرم(ص) نیز درباره این درخت صحبت کردند. در قرآن کریم در آیات فراوانی از نخل نام برده شده. رسول‌الله(ص) نیز از این درخت مبارک یاد کرده و آن را مدح و ثنا کرده و به اکرام و بزرگداشت آن و خوردن میوه‌اش تشویق کردند. همچنین پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) فرمودند: «نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید.» بدین لحاظ، خرما از خوراکی‌هایی است که علاوه بر ارزش‌های بالای مادی، از جایگاه ویژه معنوی نیز برخوردار است و به‌عنوان میوه‌ای بهشتی شناخته می‌شود.

به همین دلیل، در ایران نیز میوه‌ای مقدس دانسته شده که در مراسم سوگواری و ماه‌های مقدس مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال، در ماه مبارک رمضان از خوراکی‌های اصلی سفره افطار است و معتقدند بهتر است روزه را با خرما باز کنند. همچنین به‌عنوان یک میوه بهشتی در مراسم سوگواری به کار برده شده و برای متوفی طلب مغفرت می‌شود. سیره رسول‌الله(ص) بود که هرگاه روزه می‌گرفت، پیش از خواندن نماز با رطب افطار می‌کرد و اگر رطب موجود نبود، با خرما افطار می‌کرد و چند بار آب می‌نوشید.

آتش جنگ فقط نخل‌ها را نسوزاند، بخشی از حافظه فرهنگی جنوب را از بین برد

قطع درخت نخل یا ریختن خون ۹ انسان

در باور و اعتقادات مردم جنوب که در مناطق نخل‌خیز زندگی می‌کنند، نخل را دارای احساس و عاطفه می‌دانند و با آن مانند یک انسان زنده رفتار می‌کنند؛ تا جایی که اعتقاد دارند اگر کسی درخت خرما را قطع کند، مثل این است که جوانی را کشته است. حتی اگر لازم باشد یک درخت نخل پنجاه‌ساله که پژمرده شده است قطع شود، چنان ناراحت و غمگین می‌شوند که گویی در مقابل یک دوست قدیمی، عملی زشت و دور از وفا انجام می‌دهند؛ چون آن‌ها با این نخل بزرگ شدند، از کودکی به آن عادت کردند و انگار بخشی از خانواده‌شان شده است.

در میان مردم طبس، قطع نخل برایشان کراهت دارد؛ به اندازه‌ای که هنگام ساخت یک بنا، اگر درخت نخل در هر قسمت از نقشه بنا قرار گیرد، آن را در همان مکان نگه می‌دارند و بخشی از تنه و سر آن از سقف یا دیوار به طرف خارج قرار می‌گیرد. همچنین در برخی مناطق مانند نهبندان، آن‌قدر اعتقادات عمیقی درباره نخل ریشه دارد که قطع نخل برابر با ریختن خون ۹ انسان بی‌گناه دانسته می‌شود. در این منطقه، اگر نخلی ثمر ندهد و مالک آن قصد داشته باشد آن را قطع کند، شخص دیگری ضامن می‌شود که سال بعد ثمر بدهد و از قطع آن جلوگیری می‌کند و معتقدند با این کار، حتماً درخت نخل ثمر خواهد داد.

گاهی اوقات در برخی مناطق، اگر نخلی ثمر ندهد، با یک چوب به جان آن می‌افتند و آن را کتک می‌زنند؛ چرا که معتقدند نخل از بازمانده گل آدم آفریده شده و احساس دارد و به همین دلیل درد کتک را احساس می‌کند و سال بعد به بار می‌نشیند. نخل به‌عنوان یک سرمایه نقدی به شمار می‌رود و جایگاه مادی و معنوی دارد و اگر ثمر ندهد یا پیر شده باشد، به اصطلاح آن را قربانی می‌کنند. این کار نیز حتماً در روزهای محرم اتفاق می‌افتد.

اما اعتقادات مردم فقط به درخت نخل محدود نمی‌شود، بلکه درباره میوه آن و خرما نیز باورهایی وجود دارد. در برخی مناطق، مردم معتقدند که هسته خرما را نباید دور ریخت، چرا که شکاف وسط هسته خرما را «الف» می‌بینند که نشانه نام الهی است و بالای آن «میم» قرار دارد که در پشت هسته خرما، شکافی کوچک شبیه میم است و آن را اول اسم حضرت محمد(ص) می‌دانند. برخی نیز معتقدند که خرما خوراک حضرت محمد(ص) بوده است و باید آن را با دانه خورد. در جالق سیستان و بلوچستان نیز اعتقاد دارند که خرما مهریه حضرت زهرا(س) است و استفاده از آن برای همه آزاد است.

چوب نخل، عصای دست میت در آخرت

در کنار اعتقاداتی که در خصوص نخل‌ها وجود دارد، این درخت در فرهنگ و زندگی مردم مناطق نخل‌خیز نیز نقش اساسی دارد و در رسوم این مردم خود را نشان داده. در مناطق نخل‌خیز، نخل تقدس دارد و تا آخرین لحظات زندگی مردم این مناطق، همراهی جاودانه است و حتی بعد از مرگ نیز مفید و کاربردی است. در مراحل مختلف سوگ نیز نشانه‌هایی از آن وجود دارد.

مثلاً در روستای جتوط دشتستان، یک عدد گرز سبز، یعنی برگ نخل، که اسم دوازده امام را روی آن نوشته‌اند، در کنار میت دفن می‌کنند. یا در روستای سیف‌آباد کازرون، زمانی که متوفی را به خاک می‌سپارند، اهالی دو چوب از نخل زیر بغل متوفی می‌گذارند و معتقدند که این دو چوب، عصای دست میت در دنیای پس از مرگ است؛ رسمی که در بسیاری از نقاط نخل‌خیز متداول است.

در ایرانشهر بلوچستان، وصیتی به نام «اسکات» وجود دارد. به این روش که افراد در زمان حیات خود وصیت می‌کنند که برای کسی که پس از مرگ آن‌ها را می‌شوید و کسی که قبر را می‌کند، یک یا دو نخل هدیه شود و وراث پس از مرگ وصیت‌کننده ملزم به اجرای آن هستند.

اما نخل در فرهنگ مردم جنوب فقط در مراسم سوگواری نقش ندارد، بلکه در آیین‌های باستانی مانند نوروز نیز استفاده می‌شود. در آبادان، نوروز را «عیدالسنه» یا «عید سال» می‌گویند و آن را مبارک می‌دانند. در روستاهای این منطقه، آن را «عیدالشجر» یا «عید درختان» می‌نامند. در این روز، شاخه‌ای سبز و تازه از نخل را به خانه می‌برند و روی طاقچه قرار می‌دهند و پس از سیزده‌بدر آن را بیرون می‌اندازند.

بازی‌هایی که با نخل شکل گرفتند

همان‌طور که گفته شد، نخل در زندگی مردم جنوب صرفاً یک درخت بارور نیست که معیشت آنان را تامین کند، بلکه آیین‌ها و اعتقاداتی نیز درباره آن وجود دارد. اما جدای از باورها و عقاید که به تفصیل درباره آن صحبت شد، نخل بخشی از زندگی و سرگرمی کودکان جنوبی هم هست.

در یکی از بازی‌هایی که در قشم انجام می‌شد، به نام بازی «دارمُغا»، هر یک از بازیکنان چوبی یک‌متری از نخل را مدتی روی یک انگشت به‌طور عمود نگه می‌دارد و بقیه ثانیه‌ها را می‌شمارند. هر بازیکن که چوب را مدت بیشتری نگه دارد، به اصطلاح «سالار» می‌شود. سپس بقیه بازیکنان پای چند نخل می‌ایستند و یک نفر از بازیکنان که زور بیشتری دارد، چوب را پرتاب می‌کند تا دور شود. به محض پرتاب چوب، سالار به سمت چوب می‌رود و بقیه بازیکنان هرکدام بالای یک نخل می‌روند.

سالار سعی می‌کند سریعاً خود را به یکی از بازیکنان رسانده و یا با چوب به کف پای یکی از آن‌ها بزند. اگر توانست به یکی از آن‌ها بزند، بقیه پایین می‌آیند و سالار جایش را با آن بازیکن عوض می‌کند. اگر نتواند چوب را به آن‌ها بزند، آن‌قدر همان‌جا می‌ایستد تا سرانجام بازیکنان خسته شوند و از نخل پایین بیایند. هر بازیکنی که زودتر خسته شود و پایین بیاید، سالار با چوب به کف پای او می‌زند و او سالار می‌شود.

آتش جنگ فقط نخل‌ها را نسوزاند، بخشی از حافظه فرهنگی جنوب را از بین برد

در نهایت، نخل در جنوب ایران، تنها یک درخت و منبعی برای تأمین معیشت نیست؛ بلکه بخشی از آیین‌ها، باورها، خاطرات و سبک زندگی مردم این مناطق است. همین پیوند عمیق باعث می‌شود نخل را بتوان بخشی از میراث فرهنگی مردم جنوب دانست؛ میراثی که در طول نسل‌ها از طریق قصه‌ها، آیین‌ها، بازی‌ها و خاطرات منتقل شده است. در مناطق نخل‌خیز، مردم باور دارند که نخل مانند انسان احساس دارد و غم و شادی را درک می‌کند و به همین دلیل، حتی برای نخل بی‌ثمر نیز از تنبیه و تهدید به قطع استفاده می‌کنند، چرا که معتقدند نخل درد و ترس را احساس می‌کند و دوباره به بار می‌نشیند.

در هشت‌سال دفاع مقدس، آتش دشمن بعثی فقط چند درخت نخل را از بین نبرد، بلکه گوشه‌ای از اعتقادات، فرهنگ و باور مردم جنوب و حتی خاطرات کودکی آنان را نیز با خود برد. درخت‌هایی که در باور مردم جنوب، قطع هرکدام از آن‌ها به اندازه کشتن یک جوان بود، حالا یکی پس از دیگری بی‌سر و زخمی می‌شدند و در آتش جنگ می‌سوختند. روایت نخل‌های جنوب و سرگذشت آن‌ها، فراتر از یک موضوع تاریخی، بخشی از زندگی و حافظه مردم این مناطق است؛ حافظه‌ای هشت سال در آتش جنگ سوخت.

کد مطلب 6955921

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha