
نويسنده ي كتاب " لغات ميغ " كه اثر داستاني وي در فهرست نامزدان دريافت كتاب سال جمهوري اسلامي درحوزه ي رمان قرار گرفته است ، در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، با بيان اين مطلب افزود : شناخت قوالب كلاسيك ، براي ورود به عرصه ي داستان مدرن ، شرطي انكار ناشدني است ، چرا كه براي رسيدن به آينده بايد هميشه مسئله ي گذار از گذشته را با ذهنيتي آگاه ، مسلط و بصير را در نظر داشت .
مصطفي جمشيدي تصريح كرد : جوان بودن نويسندگان بعد از انقلاب اسلامي ، عمده ترين عامل در عدم مرورشايسته ي اين قالب ها ( قوالب كلاسيك ) بود ، نويسندگان ما نتوانستند به آرمان ها و اهداف بلندي بيانديشند كه ازحيطه ي هنردم دستي و هنري كه متاسفانه اين سالها به شدت به تجارت و ماديت گرايش دارد ، فاصله دارد .
اين نويسنده در ادامه ي گفت و گو با مهرياد آور شد : وظيفه ي نويسنده ي پيشروي امروز، كنار گذاشتن دغدغه هاي حاشيه اي و تلاش براي به انجام رساندن رسالتي تاريخي است ، اگر مي بينيم كه وجوه اجتماعي و فرهنگي رمان هاي امروز ضعيف و بسيار كم فروغ است ، به اين دليل است كه رمان نويسان و نويسندگان امروز ايران به رسالت تاريخي با تسامح نگاه مي كنند و آن را چندان جدي نمي گيرند .
مصطفي جمشيدي اضافه كرد : بخش اعظم سنت رمان نويسي درايران ( در وضعيت فعلي ) متوجه " حماسه ي جامعه ي متوسط مسئله دار" است ، نگره ي اجتماعي رمان نويسي غالب ما متوجه همين تعريف نظري است كه متعلق به لوكاش است ، وقتي طبقه ي متوسط يك جامعه كتاب مي خرند ، انتظار دارند مسائل ، مشكلات و جلوه هاي اجتماعي و فرهنگي زمان خود را در رمان و داستاني كه در عصر آنها نوشته مي شود ، ببينند ، اما بايد درنظر داشت كه در مقابل اين تعريف ، تعاريف ديگري هم وجود دارد كه قابل تامل هستند .
|
جمشيدي : رمان جديد رمان نويس مطرح ما با رماني كه دوسال پيش نوشته از نظر قالب ، متن ، موضوع ، درونمايه ، رويكرد و ... فاصله و فرق چنداني ندارد و فلسفه ي وجودي رمان جديد نويسنده براي مخاطب و منتقد محسوس نيست ، در حالي كه نبايد چنين باشد . |
مصطفي جمشيدي كه يك رمان نيز زير چاپ دارد ، گفت : رمان نويس امروز ما بايد از شاخه هاي مختلف علم و فرهنگ ، اطلاع و اندوخته داشته باشد تا بتواند ثمر بخش شود ، اما نويسنده ي ما درحال حاضر ازارائه ي ويژگي هاي بديع عاجز است و اسير طبقه ي اجتماعي خودش است . رمان جديد رمان نويس مطرح ما با رماني كه دوسال پيش نوشته از نظر قالب ، متن ، موضوع ، درونمايه ، رويكرد و ... فاصله و فرق چنداني ندارد و فلسفه ي وجودي رمان جديد نويسنده براي مخاطب و منتقد محسوس نيست ، در حالي كه نبايد چنين باشد .
وي افزود : تلاش چشمگير در عوض كردن زاويه ي ديد و رويكرد در رمان هاي اجتماعي ما مشاهده نمي شود ، يك رمان نويس ممكن است در دريافت هاي پيشين خود دررمان هاي قبلي ترديد كند و اين ترديد را در كار جديدش انعكاس بدهد ، اما در رمان رمان نويسان ما از اين خبرها نيست ، گويي كه همه چيز در ذهن نويسنده در سكون مي گذرد !


نظر شما