"یک سطر واقعیت" درباره طمع است نه زندگی روزنامه‌نگاران

کارگردان "یک سطر واقعیت" در نشست این فیلم عنوان کرد: موضوع فیلم من درباره روزنامه‌نگارها نبود. حرف فیلم من درباره طمع است و فقط شغل شخصیت‌های این فیلم روزنامه‌نگاری است.

به گزارش خبرنگار مهر، عصر دوشنبه هشتم بهمن ماه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم "یک سطر واقعیت" در قالب سی و چهارمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور علی وزیریان نویسنده و کارگردان، ستار اورکی آهنگساز و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد. در این برنامه به دلیل تقارن و همزمانی با اختتامیه جشنواره جام جم بازیگران و تهیه‌کننده حضور نداشتند.

در ابتدای این نشست محدرضا لطفی منتقد برنامه درباره فیلم "یک سطر واقعیت" توضیح داد: این فیلم از دو بخش و یا بهتر است بگوییم دو نیمه تشکیل شده است. نیمه نخست به معضلات حرفه‌های فرهنگی و مشخصا حرفه روزنامه‌نگاری می‌پردازد و نیمه دوم بیشتر یک حادثه تعلیق‌دار را روایت می‌کند. البته نیمه ابتدایی اثر به شدت سرپاتر و محکم‌تر است، در واقع شروع فیلم خوب و پر ریتم است اما به هر حال وقتی فیلمساز به سمت حرفه حساس و مهمی مثل روزنامه‌نگاری می‌رود، باید خیلی مواظب باشد. 

وی افزود: با این حال "یک سطر واقعیت" بیش از آنکه قصه پیچیده‌ای داشته باشد، دارای حاشیه‌های پیچیده‌ای شده است و عمده این موضوع به مشکل کارگردان با حوزه هنری باز می‌گردد.

این منتقد ادامه داد: حال به دلیل عدم حضور دوستان حوزه هنری این نکته را باید بگویم که این عزیزان می گویند که "یک سطر واقعیت اصلا جزو فیلم های تحریمی نبوده و همچنین سرمایه این فیلم با مشارکت یک نهاد زیرمجموعه این سازمان ساخته شده و دیگر اینکه وزیریانی که تمام فیلم هایش را در حوزه و با سرمایه این نهاد ساخته چطور برای شو و جنجال و دیده شدن دست به یک شایعه و جنجال می زند که خود را مطرح کند.

در ادامه نشست وزیریان پاسخ داد: مشکل دوستان حوزه فراتر از بحث تحریم بود و به همان ابتدای تولید بازمی گردد؛ به زمانی که من فیلمنامه را از آنها پس گرفتم. من به شخصه به هیچ وجه مدیریت فعلی حوزه را قبول ندارم برای همین وقتی فیلنامه بدون اطلاع من توسط جواد نوروزبیگی به حوزه داده شد من قبل از آنکه آنها جوابی بدهند فیلمنامه را پس گرفتم.

وزیریان عنوان کرد: ظاهرا دوستان فراموش کرده‌اند که سابقه همکاری من با حوزه هنری به سال 58 برمی گردد و به زمانی که هنوز نام این نهاد حوزه هنری نبوده است. من تازه امروز نیامده ام که بخواهم جنجال راه بیاندازم. بله من دو فیلم قبلی ام را در حوزه ساخته ام اما در زمان مدیریت این افراد نبوده است.

در ادامه این بحث محمدرضا لطفی مجری و منتقد برنامه از وزیریان خواست تا وارد بحث خود فیلم شود و به همین منظور لطفی گفت: همان طور که اشاره کردم دست گذاشتن روی شغلی مثل خبرنگاری و روزنامه نگاری خیلی حساس و ظریف است و کار دشواری به حساب می آید.

وزیریان در پاسخ گفت: مجبور هستم دوباره به حرف دوستان حوزه برگردم،چراکه آنها هم دقیقا همین را گفتند و عین جمله این آقایان این بود که چرا قشر خبرنگار؟مگر اینها چقدر هستند؟ که من پاسخ دادم به دلیل سابقه فعالیت خودم در حوزه روزنامه‌نگاری این قشر فرهنگی برایم بیشتر ملموس هستند و در ثانی  باید از  قشری از فرهنگ حرف می زدم که جهان‌شمول‌تر باشد و این مهم در نقاش و یا نویسنده صرف جای نمی گرفت،اما بد نیست بگویم که فیلم من درباره روزنامه نگار صرف نیست،بلکه درباره قشر فرهنگی است و انصافا بعضی از قشرهای فرهنگی ما در مملکت غریب هستند.

منتقد برنامه در ادامه گفت: اتفاقا پرداختن به معضل خبرنگارها و روزنامه نگار ها به شدت کار خوبی است و بسیار عالی است که مردم با مشکلات این قشر زحمت کش آشنا شوند و بدانند که این افراد در زندگی با چه معضلاتی روبرو هستند اما اتفاقا بحث من دقیقا همین است که این موضوع و نمایش زندگی روزنامه نگار در فیلم شما بطور کامل منعکس نشده است.

وزیریان در ادامه توضیح داد: شاید خیلی از دوستان روزنامه نگار توقع داشتند که درباره زندگی آنها این فیلم ساخته می شد و شاید به همین دلیل است که می‌خواستند معضلات و مشکلات زندگی‌شان بیشتر روی پرده به نمایش درآید اما موضوع فیلم من درباره روزنامه‌نگارها نبود. حرف فیلم من درباره طمع است و شغل شخصیت‌های این فیلم روزنامه نگاری است.

در ادامه این جلسه لطفی خطاب به ستار اورکی گفت: در پیش از انقلاب و تا قبل از سال 48 اساسا چیزی با عنوان ساخت موسیقی متن نداشتیم و قطعات توسط صداگذاران از روی کارهای خارجی انتخاب می شدند اما از سال 48 و با ظهور چند چهره این حرفه راه افتاد و در دهه شصت و هفتاد نیز به اوج خود رسید و استعدادها و چهره هایی ظهور کردند که در بخش موسیقی شاخه موسیقی متن فیلم برای خود اعتبار و آوازه ویژه ای پیدا کرد اما در دهه هشتاد این شاخه رو به افول رفت و اکنون در وضعیت خوبی به سر نمی برد.

اورکی افزود: با حرف شما صد در صد موافق هستم. همان طور که گفتید موسیقی متن فیلم با اسفندیار منفردزاده و فیلم قیصر متولد شد و در این راه افرادی مثل بابک بیات قدم گذاشتند و در دهه شصت و هفتاد به اوج خود رسید اما اینکه چرا رو به افول کشیده شد من تصور می کنم که یک بخش آن به شرایط جامعه برمی گردد که خیلی‌ها بی انگیزه شده اند و یک آهنگساز که با احساس خود کار می کند از این قاعده مستثنی نیست و بخش دیگرش به تهیه کنندگان سودجویی بازمی گردد که برای دادن پول کمتر این بخش را به افرادی می سپارند که تازه یک سال است با موسیقی آشنا شده اند و هیچ سواد موسیقایی ندارند و در نتیجه  یک محصول بی ربط را در خروجی کار می‌شنویم.

در ادامه لطفی گفت: جنس فیلم "یک سطر واقعیت" این امکان را به شما می داد تا فیتیله احساس را بالا بکشید و به قول معروف موسیقی بنویسید که توسط مخاطب کاملا لمس شود،اما این کار را نکردید.علت چه بود؟

 اورکی در ادامه عنوان کرد: بله. ما در این کار تعمد داشتیم که موسیقی گل‌درشت نشود و از آنجایی که من معروف هستم که وجه احساسی در کارهایم درصد زیادی را شامل می شود، در این کار با نظر کارگردان تصمیم بر این شد تا وجه مستند موسیقی و فضا بیشتر حفظ شود و به همین دلیل ساخت موسیقی این فیلم چیزی در حدود دو تا سه برابر کارهای دیگر برای من زمان برد.

کد خبر 1803226

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 10 =