۶ اسفند ۱۳۸۴، ۱۴:۳۶

ماهيت جديد نظام بين الملل (5)

جايگاه دوستي در روابط بين الملل

جايگاه دوستي در روابط بين الملل

خبرگزاري "مهر"- گروه دين و انديشه: حق آن است كه در عرصه بين الملل بيش و پيش از آنكه از مفهوم دوستي سخن رفته باشد مفهوم دشمني محور بحث و فحص بوده است. اين مقال ضمن آنكه اين امر را يك نقص در روابط بين الملل مي داند در صدد است تبييني از اين وضعيت ارائه كند.

به گزارش خبرگزاري "مهر"، در علم سياست درباره مفهوم دوست نسبت به مفهوم دشمن، خيلي كم نظريه پردازي شده است. در اولين نگاه، علت اين امر چيزي جز تسلط روح واقع گرايي، كسب منافع ملي، فقدان مرجع اقتدار مركزي و به طور كلي هرج و مرج در نظام بين المللي نيست. پس در چنين ساختاري هر كس به عنوان رقيب و دشمن به حساب مي آيد و اگر دوستي اي هم باشد موقتي و ناپايدار است تا جايي كه يكي از معروفترين اصول سياست در نظام بين الملل در اين عبارت نهفته است: دولتها در نظام بين الملل هيچ دوست و دشمن پايداري ندارند.

در كتب و انديشه هاي علم سياسيت، نظريات و نوشته هاي زيادي در مورد دشمن وجود دارند اما در مورد دوستي دولتها نوشته هاي چنداني نيست. در مورد جنگها، رقابتها و تعارضات نظريه هاي مختلفي وجود دارند اما در وادي دوستي بجز نظريات جزئي و سطحي چيزي ديده نمي شود. فقدان وجود نظريه در مورد دوستي در روابط بين الملل به معناي اين نيست كه كشورها نمي توانند با هم دوست باشند بلكه بيشتر اين را مي رساند كه ساختار قدرت و منافع در روابط بين دولتها، اجازه دوستي پايدار را نمي دهد اما مي توان از روابطي ويژه بين كشورها نام برد كه در وادي دوستي قرار مي گيرند مانند رابطه آمريكا و انگلستان كه از زمان استقلال آمريكا تاكنون برقرار بوده است.

تعريف، معنا و محدوده واژه دوستي اين است كه در شرايط دوستي دولتها از يكديگر انتظار دارند كه اختلافات و مشكلات را بدون توسل به زور، تهديد و جنگ حل و فصل نمايند و در صورت تهديد ثالث، از همديگر حمايت و دفاع نمايند. اساسي ترين مشخصه روابط دوستانه اين است كه دولت نسبت به سرنوشت يكديگر بي تفاوت نباشد. البته اين امر فقط به معناي همزيستي مسالمت آميز (Peacful coexistance) نيست. در حالت همزيستي دولتها هر كدام راه خويش را مي روند و در وضعيتي از بي تفاوتي و عدم خشونت و رابطه حداقلي هستند. روابط دوستانه زماني معنا دارند كه رفتار دولتها با يكديگر بر اساس قواعد و اصولي مشخص و ساده حل شود. گستره مفهوم دوستي فقط به حوزه امنيت ملي مربوط مي شود وگرنه در دنياي امروز ساير حوزه ها ملغمه اي از رقابت و همكاري هستند. اما همين رقابت در حوزه هاي اقتصادي، تجاري و فرهنگي بايد در سيطره قاعده قانون و اصول مشخص حل شود حتي اگر كشورها با هم تعارضاتي جدي در اين موارد داشته باشند. البته از ديد عده اي از انديشمندان حتي در حوزه امنيت، شرايط كنوني جهان به گونه اي است كه صحبت كردن از امنيت ملي جايگاهي ندارد و آنچه مطرح است امنيت جهاني است.

به گزارش خبرگزاري "مهر"، از ديد واقع گرايي سياسي تلاش براي دوستي در آنارشي نظام بين الملل خيلي اتوپيايي و حتي خطرناك است. حداكثر اين است كه دولتها مي توانند اميدوار باشند كه ديگران در چارچوبي از منافع عمل كنند. از ديد خردگرايي  (rationalist) نيز دوستي چيزي جز اين نيست كه ما در رابطه با ديگران به دنبال منافع خود باشيم يعني اينكه قاعده مند و اصولي با ديگران بر اساس منافع خويش رفتار نماييم. از ديده عده اي ديگر، اصولاً سخن گفتن از دوستي در صحنه روابط بين الملل بي جا و به كلامي ديگر سخن بي قاعده است. آنچه مطرح است اتحاد و ائتلاف است اتحاد ترتيباتي است موقت و به مصلحت كه طرفين در درون آن به همكاري و رقابت مي پردازند و حتي ممكن است اتحاد در چارچوب دشمني كنترل شده هم باشد. از منظر نظريه اتحاد و ائتلاف ممكن است همه چيز از حالت دوستي خارج شود و حتي پاي جنگ و ستيز هم به ميان كشيده شود. در تاريخ روابط بين الملل گذشته از اينكه بيشتر در مورد دشمني ها سخن رفته است اما منطق دوستي نيز مانند دشمني مي تواند روابط دولتها را تحليل كند يا اينكه حداقل دوستي نيمي از ساخت امور سياسي را تشكيل مي دهد و نيمي ديگر از آن دشمني است.

تحليل جامعه بين الملل بر اساس انسان انگاري اين امر را اثبات مي كند كه دوستي جزوي از ماهيت انسانها است. بنابراين مي توان از مناطق دوستي در نظام بين الملل هم سخن گفت ولي اين امر نبايد آرمان گرايانه باشد چرا كه در اين حالت باعث مي شود كه شناخت ما از ساختار جغرافيايي سياسي غير واقعي باشد و به تبع آن نيز تضميمات و انتخابهاي ما در عرصه بين الملل بي ربط به ماهيت و جغرافياي سياسي عيني نظام بين الملل باشد و اين سرآغاز بيراهه رفتن است و خود خطري بزرگ براي صلح و پايداري جامعه جهاني به حساب مي آيد.

شرايط نظام بين الملل بخصوص با توجه به روند جهاني شدن به گونه اي است كه هيچ امر ثابت و پايدار وجود ندارد حتي اصولي ترين مفاهيم مانند دولت، قدرت، منافع ملي و امنيت ملي دچار تحول و گسيختگي شده اند. اين وضعيت بي معنايي در مورد دوستي خيلي جدي تر است. يعني اينكه اين مفهوم بايد جدا از تعريف فردگرايانه آن، در چارچوب ساختار بين الملل تعريف شود و استفاده از آن براي دولتها نيز بايد قاعده مند و بر اساس منافع ملي مطرح باشد.

کد مطلب 294952

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha