نشست معرفی «ترجمۀ خواندنی قرآن» برگزار شد

هم‌زمان با بیست‌و‌یکمین شب ماه مبارک رمضان، نشست معرفی «ترجمۀ خواندنی قرآن» در محل نشست‌های تخصصی نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، هم‌زمان با بیست‌و‌یکمین شب ماه مبارک رمضان، نشست معرفی «ترجمۀ خواندنی قرآن» در محل نشست‌های تخصصی نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد. در این نشست محمد‌مهدی باقری صاحب‌امتیاز نشر ویراستار و سرویراستار این ترجمه و حجتالاسلام علی ملکی مترجم آن حضور داشتند. گفتنی است «ترجمۀ خواندنی قرآن» اولین ترجمۀ ویراسته و پیام‌رسان قرآن کریم است که پس از نزدیک به هشت سال کار بی‌وقفه، هم‌اکنون در آستانۀ چاپ توسط نشر ویراستار قرار دارد.

در ابتدای نشست، باقری با تأکید بر این نکته که دوران ویرایش این ترجمه، شیرین‌ترین دوران فعالیت‌ حرفه‌ای‌اش بوده، گفت: «آقای ملکی از مبلغان نمونۀ حوزۀ علمیه و از مبلغان «زبان‌دان» هستند که تا‌به‌حال به هفت کشور مختلف برای تبلیغ اسلام سفر کرده‌اند. ایشان دروس حوزوی را تا سطح خارج فقه ادامه داده‌اند؛ اما با آغاز این ترجمۀ قرآن، تمامی کارهای خود، اعم‌از تبلیغ و تحصیل را کنار گذاشته و شش سال تمام‌وقت مشغول ترجمۀ قرآن بوده‌اند. پس از این شش سال بنده از طریق همسر ایشان که در دوره‌های آموزش ویراستاری مؤسسۀ ویراستاران شرکت کرده بودند با ترجمۀ ایشان از جزء سی قرآن آشنا شدم. بعد از خواندن ترجمه احساس بسیار خوبی از لحاظ روانی متن به من دست داد و از طریق همسرشان از ایشان به خاطر ترجمه تشکر کردم. پس از مدتی آقای ملکی خودشان با من تماس گرفتند و گفتند که ترجمۀ باقی جزء‌ها را هم به اتمام رسانده‌اند. بنده پیشنهاد دادم خوب است ترجمه‌ای که تا این حد روان است، ویرایش هم بشود. این پیشنهاد دو سال چاپ قرآن را به تأخیر انداخت. من دو سال بسیار شیرین را در جوار حرم رضوی صرف ویرایش این ترجمه کردم و همۀ کارهایم اعم از کلاس‌ها و پروژه‌ها و سفرها را کنار گذاشتم.»

ملکی نیز در توضیح انگیزه‌اش برای شروع ترجمۀ قرآن گفت: «بیش از شش سال پیش بود که من مشغول نوشتن جلد دوم کتاب «در وادی نور» برای سازمان حج و زیارت بودم. بچه‌های من که آن زمان نوجوان بودند؛ در هر نوبت تلاوت قرآن و خواندن ترجمۀ آیات از من می‌پرسیدند معنی این جمله چیست؟ تکرار این اتفاق و سؤال‌ها این فکر را در من ایجاد کرد که یک ترجمۀ روان، ساده و پیام‌رسان برای نوجوانان و جوانان وجود ندارد. خدای متعال لطف کرد و الحمدلله پس از شش سال کار شبانه‌روزی این ترجمه به پایان رسید.»

ملکی در ادامه راجع به ویژگی‌های ترجمۀ خواندنی قرآن گفت: «ما دوازده ویژگی را برای این ترجمه ذکر کرده‌ایم و برای هر ویژگی مثال‌های مقایسه‌ای متعددی از ترجمه‌های مطرح کشور آورده‌ایم که خواننده از این طریق بتواند خود، دست به انتخاب بزند. در مقاله‌ای که پیش‌از‌این دربارۀ این ترجمه به چاپ رسانده‌ایم، نوشته‌ایم ترجمۀ خوب ترجمه‌ای است که وقتی می‌خوانی‌اش، نفهمی ترجمه است! اگر بوی ترجمه بدهد، یعنی در برگردان ساختارها از زبان مبدأ به زبان مقصد خوب عمل نشده است. اگر ترجمه را «یکسان‌سازیِ تأثیر متن مبدأ و مقصد» بدانیم، باید بپذیریم که گام اول در ترجمه، فهم روان است. خدواند در قرآن می‌فرماید: وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ، یعنی ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه همه‌فهم صحبت می‌کرد.» 

وی ادامه داد: «همین آیه را بیشتر مترجمان این‌طور ترجمه کرده‌اند که ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر به زبان قومش. درحالی‌که این موضوع بدیهی است که وقتی پیامبری برای چین مبعوث می‌شود طبیعتاً باید به زبان چینی صحبت کند و لزومی نداشت قرآن به چنین نکته‌ای اشاره کند. استاد جوادی آملی حَفَظَهُ‌اللّه در تفسیر خودشان گفته‌اند بِلِسَانِ قَوْمِهِ یعنی به زبان مردم کوچه و بازار، به زبان مردم عوام. ایشان در جایی دیگر می‌فرمودند این نکاتی که ما در تفسیر می‌گوییم برای اقلیت عالم و فرهیخته و اهل تحقیق است و اغلب مردم از طریق مبلغانی که در منابر، ساده صحبت می‌کنند یا رسانه‌ها و مراجع اینچنینی معارف را دریافت می‌کنند. بنده هم با استفاده از فرمایش ایشان می‌گوییم مخاطب من همان مردم کوچه و بازار هستند.»

 پس از ملکی که با خواندن ترجمۀ بخشی از آیات سورۀ مؤمنون، بخش اول صحبت‌هایش را به پایان رساند، باقری گفت: «یکی از ویژگی‌های این ترجمه، داشتن مبنای تفسیری است. مبنای تفسیری ترجمۀ خواندنی قرآن، تفسیر المیزان و بعداز‌آن، تفسیر تسنیم آیت‌الله جوادی آملی است که به نوعی شرح تفسیر المیزان است. در این ترجمه ما به تفاسیر شیخ طوسی و ابن عاشور هم نظر داشته‌ایم.» باقری با بیان مثال‌هایی تأکید کرد بند‌بند این ترجمه به تفسیر متصل است.

باقری در توضیح میزان دقت این ترجمه گفت: «در بین تمامی آیات، نزدیک به بیست آیه را برخلاف تفسیر علامه طباطبایی (ره) ترجمه کرده‌ایم. یکی از آن آیات، آیۀ پایانی سوره حمد است. خداوند می‌فرماید: صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا ٱلضَّالِّينَ. عمدۀ ترجمه‌ها و تفاسیر گفته‌اند راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای و نه گمراهان. یعنی با سه دسته مواجهیم و از خدا می‌خواهیم ما را در دستۀ اول قرار دهد. یعنی خدایا ما را از آنان که نعمت دادی قرار بده، نه از آنان که به آن‌ها خشم گرفتی و نه از آنان که گمراهند. درحالی‌که آقای جوادی خیلی بااحترام نظر علامه را رد می‌کنند و می‌گویند که این ترجمه و تفسیر اشتباه است. ایشان می‌گویند غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ کسره دارد که بدل از ٱلَّذِينَ ابتدای آیه است. اگر قرار بود این معنای رایج درست باشد باید کسره غَيْرِ تبدیل به فتحه می‌شد. درصورتی‌که کسره است و با درنظر‌گرفتن این نکته، ترجمۀ درست آیه این می‌شود: راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی، همان کسانی که بر آنان غضب نکرده‌ای و همان کسانی که گمراه نیستند. یعنی در واقع ما با یک گروه مواجهیم.»

حجة‌الاسلام ملکی در بخش دوم صحبت‌های خود گفت: «علی علیه‌السلام در وصیت به فرزند دلبندشان، امام حسن مجتبی علیه‌السلام، این‌طور یادآوری می‌کنند: «قلب کودک و نوجوان مثل زمین آماده‌‌ای است که هر بذری در آن بریزی رشد می‌کند. از‌این‌رو در تربیت تو شتاب کردم. پیش از آنکه دلت سفت و سخت شود و عقلت به چیز دیگری مشغول گردد و در آغاز تربیت از یاد‌دادن قرآن و معنا و تفسیرش شروع کردم.» این یعنی تربیت بچه باید از آموزش قرآن شروع شود، درحالی‌که متأسفانه برای بچه‌ها بسیار کم کار قرآنی انجام شده است. به عنوان مثال در همین مبحث ترجمۀ قرآن، کتب درسی خوف الهی را به خدا ترس بودن و ترس از خدا ترجمه کرده‌اند. البته این ترجمه اشتباه نیست، اما به نظر می‌رسد برای بچه‌ای که تازه با معارف دین آشنا می‌شود کمی گزنده است و تصور منفی از خدا در او ایجاد می‌‌کند. ما این را به از خدا حساب‌بردن ترجمه کرده‌ایم. یعنی گفته‌ایم مؤمنان کسانی هستند که از خدا حساب می‌برند. این همان مفهوم را منتقل می‌کند و بار منفی را هم از بین می‌برد.»

ملکی دربارۀ یکی دیگر از ویژگی‌های ترجمۀ خواندنی قرآن گفت: «ما تلاش کرده‌ایم برای عبارت و امثالی که معنای کنایی دارند، معادل فارسی پیدا کنیم. مثلاً در سورۀ اسراء آیه‌ای داریم که می‌فرماید : وَ لا تَجْعَلْ يَدَکَ مَغْلُولَةً إِلي‌ عُنُقِکَ تمامی مترجمان حتی مترجمان معاصر در معنی آیه گفته‌اند: دستت را به گردنت غل و زنجیر نکن! درحالی‌که در تفاسیر گفته‌اند این کنایه از خست است. وقتی ما می‌بینیم معنایی کنایی مدنظر است، در ترجمه با اصل الفاط خداحافظی می‌کنیم. البته اگر آن کنایه در فارسی هم معنا داشته باشد، اصل لفظ را حفظ و در پانوشت توضیح می‌دهیم.»

باقری در توضیح همین موضوع گفت: «بعضی از مترجمان معنای کنایی را در پرانتز کنار همان دست بر گردن آورده‌اند. اما ما می‌گوییم این دیگر نیاز نیست؛ چون در تفسیر تصریح شده معنای کنایی مدنظر است و این عبارت در فارسی فاقد معناست. این وضعیت در ترجمه‌های غیرفارسی وخیم‌تر است. در یکی از ترجمه‌های انگلیسی‌ که جایزه هم از سوی ایران گرفته، گفته شده: Don't keep your hand chained to your neck. تصور کنید چنین جمله‌ای را به یک انگلیسی‌زبان بگویید. ترجمۀ فرانسه و ایتالیایی و ترکی هم با همین مسئله مواجهند. ما این را ترجمه کرده‌ایم خسیس و ناخن خشک نباش.»

این نشست با پرسش و پاسخ حاضران به پایان رسید.

کد خبر 3696897

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 8 =