خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: کار مرمت و بازسازی خانۀ دو نفر از نویسندگان معاصر، یعنی زنده یادان جلال آل احمد و سیمین دانشور، سرانجام پس از چهار سال به پایان رسید و مراسم افتتاح آن به عنوان «خانه- موزۀ سیمین و جلال» نیز در روز شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۷ با حضور جمعی از مسئولان شهرداری و شورای اسلامی شهر تهران برگزار شد.
در مراسم مزبور راجع به اقدامات گذشته در مورد این پروژه گزارشهایی از سوی مسئولان ارایه شد، ولی در بارۀ آیندۀ آن اطلاعات قابل توجهی در اختیار قرار نگرفت.
برای روشن شدن این بُعد از ماجرا به سراغ محمد حسین دانایی، خواهرزادۀ زنده یاد آل احمد رفتیم تا در این مورد صحبت کنیم.
* آقای دانایی، سرانجام خانه- موزۀ جلال آل احمد و سیمین دانشور افتتاح شد. با توجه به اینکه چندین سال است پیگیر مسایل مربوط به این خانه هستید، بفرمایید که نظرتان در این مورد چیست و آینده را چگونه میبینید؟
البته به علت مسافرت نتوانستم شخصاً در مراسم افتتاحیه حضور داشته باشم، ولی گزارشها و عکسها و ویدیوهایش را به طور کامل دیده ام و از حاضران هم شنیده ام که مراسم نسبتاً خوبی بوده، گرچه مقدار زیادی نمایشی و حتی تبلیغاتی بوده و بدتر آنکه از مدعوین در کوچۀ مجاور خانه پذیرایی کردهاند، آنهم برای اینکه حیاط و اتاقها کثیف نشود! آسایش و راحتی اهل محل و همسایگان هم که لابد اصلاً مهم نبوده و ارزش فکرکردن نداشته است!
صرف نظر از این مطلب، مجلس به صورتی کاملاً رسمی و اداری برگزار شده، یعنی تمام سخنرانها و بالغ بر چهار پنجم حضار جزو مقامات و مسوولان و کارکنانشان بودهاند و گرچه چند نفری از همسایگان و اصحاب مطبوعات هم در مجلس حضور داشتهاند، ولی به طور کلی جای مردم عادی از جمله بزرگان اهل قلم، اعم از نویسندگان، مترجمان، شعرا و استادان دانشگاهها خالی بوده است. با وجود این، همین قدر هم باید شاکر باشیم که این اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی حداقل فعلاً از خطر تخریب و انهدام نجات یافته و به سرنوشت خانۀ شخصیتهای بزرگی همچون عارف، نیما، اخوان و غیره مبتلا نشده است.
* در مورد آیندۀ این پروژه چه اطلاعاتی دارید؟
به قرار اطلاع، بهرهبرداری از این پروژه به عهدۀ سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران خواهد بود و این سازمان هم لابد طبق الگویی که تا کنون در مورد سایر خانه- موزهها عمل کرده، در این مورد هم اقدام خواهد کرد. همانطور که اطلاع دارید، چندسالی است که ساختن خانه- موزه در ایران هم رایج شده و موسسات و سازمانهایی مثل بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان، شهرداریها و سازمان میراث فرهنگی در این زمینه کارهایی کردهاند، ولی ارزیابی عملکردها به طور کلی و صرفنظر از یکی- دو مورد انگشت شمار، حاکی از شکست و ناکامی پروژههای مزبور و عدم تحقق اهداف مورد انتظار است.
* نظر و پیشنهاد شما در این موارد چیست؟
زندهیادان جلال آلاحمد و دکتر سیمین دانشور نویسندگانی مردمی بودند، یعنی از مردم، برای مردم و به خاطر مردم مینوشتند. علت محبوبیت عمومیشان هم همین صفت مردمی بودن است. از طرف دیگر، آنها به طور کلی به دستگاههای اداری و مقامات حکومتی عنایت و اعتمادی نداشتند و در خانهشان هم جز به طعن و تمسخر و تهدید از اینگونه افراد یاد نمیشد، اما متأسفانه در شرایط فعلی به علت فراگیرشدن حضور دولت و دولتی شدن امور در اشکال و قالبهای مختلف و همینطور به علت ضعف نهادهای مردمی، عملاً تنها مرده ریگ مادی بازمانده از این دو نویسنده، به صورت انحصاری به دست نهادهای دولتی و شبه دولتی مثل شهرداری افتاده و نقش مردم در تأسیس و راه اندازی آن نادیده گرفته شده است.
این نادیده گرفته شدن، مخصوصاً در مورد یادگارهای بازمانده از این دو نویسندۀ مردمی، بدان معنی است که ما از گام اول به بیراهه رفتهایم و از مسیر اصلی خارج شدهایم. منظورم این است که تعیین تکلیف و مدیریت نهادهای عمومی و عام المنفعه جامعه که با خواستها و انتظارات هزاران نفر ارتباط دارد، صرفاً بر عهدۀ دولت و شهرداریها و سازمانهای مشابه نیست و راه حل مسایل آنها نمی تواند صرفاً مبتنی بر تشخیص و تصمیم موردی یک واحد اداری باشد، بلکه در این موارد باید به مردم اعتماد کرد و از نظریات و ظرفیتهای موجود در نهادهای مردمی استفاده کرد.
پیشنهاد بنده به طور مشخص این است که شهرداری تهران با توجه به اینکه درگیر صدها مسأله مهم و کلان در سطح این شهر بزرگ است، حضور و مسوولیت خودش در این پروژۀ کوچک را درهمین حد زیربناسازی محدود بداند و به فکر تصدیگری مستقیم در دورۀ بهره برداری نباشد، بلکه اجازه بدهد که سازمانها و نهادهای مردمی و به طور خاص نمایندگان تشکلها و انجمنهای تخصصی نویسندگان و دانشگاهیان و نمایندگان مردم در شوراهای اسلامی شهر و محله وارد صحنه شوند و مدیریت این نهاد فرهنگی را به صورت هیأت امنایی در دست بگیرند.



نظر شما