ابدیت و جاودانگی چیزی است که همه به آن باور دارند

مدیر مرکز اسلامی هامبورگ گفت: آنچه درپشت همه اعتقادات خرافی وجود دارد این است که انسان نمی تواند باور کند که همه چیز با مرگ از بین می رود.ابدیت و جاودانگی چیزی است که همه به آن باور دارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، حجت الاسلام مفتح امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در خطبه نماز جمعه این هفته به سخنانی با موضوع شناخت قرآن پرداخت که متن کامل این سخنرانی در ادامه می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

ثم الصلاه و السلام علی محمد عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه.

هفته های قبل در خصوص پاسخ قرآن نسبت به سؤال اول و دوم صحبت کردیم، و این هفته اشاره ای می کنیم به سؤال سوم که بعد از اتمام زندگی در این جهان، به کجا خواهم رفت؟ سرنوشت من پس از مرگ چه خواهد بود؟

این سؤال از ابتدای تاریخ در ذهن انسانها بوده، و هرکدام پاسخی برای آن داده اند. عده ای معتقدند فردی که می میرد در قالب فرد دیگری به دنیا بازمی گردد، و هریک از ما سابقاً به صورت انسان دیگری در این دنیا زیسته و مرده ایم، و بارها این داستان برای هر کس تکرار شده و می شود. برخی معتقدند بعد از مرگ، هر کس در قالب حیوانی به جهان بر می گردد. راز احترام به حیواناتی مثل موش در برخی فرهنگها همین است، که این حیوانات همان اجداد ما هستند که به این صورت برگشته اند، و اعتقادات خرافی دیگر. آنچه در پشت همه این اعتقادات خرافی وجود دارد این است که انسان نمی تواند باور کند که همه چیز با مرگ از بین می رود. ابدیت و جاودانگی چیزی است که همه به آن باور دارند. همان که در روایت هم از رسول اکرم است که فرمودند: «ما خلقتم للفناء بل خلقتم للبقاء، وإنما تنقلون من دار إلی دار»[۱]

این همان آرزوی جاودانگی است که در وجود انسان همواره موجود بوده است، و همان حربه ای است که شیطان برای اغوای آدم به کار برد. قرآن کریم چنین گزارش می دهد: «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَی شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَا یَبْلَی ﴿طه:۱۲۰﴾؛ پس شیطان او را وسوسه کرد گفت ای آدم آیا تو را به درخت جاودانگی و مُلکی که زایل نمی ‏شود راهنمایی کنم؟»

*معاد و جهان پس از مرگ

اولین مجموعه آیات قرآن کریم که بر پیامبر اکرم نازل گشت، عمدتاً به معاد و جهان پس از مرگ اختصاص دارد. آیاتی همچون «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ؛ وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ؛ وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ؛ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ؛ وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ؛ وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ؛ وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ؛ وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ؛ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (تکویر: ۱-۹)؛ آنگاه که خورشید به هم درپیچد؛ و آنگه که ستارگان‏ تیره شوند؛ و آنگاه که کوهها به حرکت آیند؛ وقتی شتران ماده وانهاده شوند؛ و آنگه که وحوش را همی‏ گرد آرند؛ دریاها آنگه که جوشان گردند؛ و آنگاه که جانها به هم درپیوندند؛ پرسند چو زان دخترک زنده به‏ گور؛ به کدامین گناه کشته شده است؟»

آیات قرآن کریم درباره معاد مفاهیم و محتوای گوناگونی را در بر دارند:

۱.    اثبات امکان و وقوع معاد

۲.    وضع آسمانها و کرات آن، زمین و موجودات آن در قیامت و هنگام معاد

۳.    وضع آدمیان در قیامت و هنگام معاد

۴.    اوصاف زندگی اخروی و وضع آدمیان در جهان آخرت

۱.    آیات پیرامون اثبات معاد و احتجاج با منکرینِ آن را می توان به پنج دسته تقسیم کرد:

۱.۱.       آیاتی که بر این نکته تأکید می کند که برهانی بر نفی معاد وجود ندارد. و به منزله خلع سلاح منکرین است.

۱.۲.       آیاتی که به پدیده های مشابه معاد اشاره می کند، تا جلوی استبعاد را بگیرد.

۱.۳.       آیاتی که شبهات منکرین معاد را ردّ، و امکان وقوع آنرا تثبیت می کند.

۱.۴.       آیاتی که معاد را بعنوان وعده حتمی و تخلّف ناپذیر الهی، و اخبار مُخبر صادق، معرفی می نماید.

۱.۵.       آیاتی که اشاره به برهان عقلی بر ضرورت معاد دارد.

در حقیقت، سه دسته اوّل ناظر به امکان معاد، و دو دسته اخیر ناظر به وقوع و ضرورت آن است.یکی از شیوه های احتجاج قرآن با صاحبان عقاید باطل این است که از آنان، مطالبه دلیل می کند تا روشن شود که عقاید ایشان پایه عقلی و منطقی ندارد، چنانکه در چندین آیه آمده است: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ...؛ بگو (ای پیامبر) دلیلتان را بیاورید.» (بقره:۱۱۱؛ انبیاء:۲۴؛ نمل:۶۴)

و در موارد مشابهی با این لحن می فرماید که صاحبان این عقاید نادرست، «علم» و اعتقاد مطابق با واقع و مستند به برهان ندارند بلکه به «ظنّ» و گمان بی دلیل و مخالف با واقع بسنده کرده اند (مؤمنون:۱۱۷؛ نساء:۱۵۷؛ انعام:۱۰۰، ۱۱۹، ۱۴۸؛ کهف:۵؛ حج:۳، ۸، ۷۱؛ عنکبوت:۸؛ روم:۲۹؛ لقمان:۲۰؛ غافر:۴۲؛ زخرف:۲۰؛ نجم:۲۸)

و در مورد منکرین معاد هم می فرماید:

وَ قالُوا ما هِیَ إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِکَ مِنْ عِلْم إِنْ هُمْ إِلاّ یَظُنُّونَ (جاثیه:۲۴)

و (کافران) گفتند: جز این زندگی دنیا حیاتی نیست که می میریم و زندگی می کنیم و جز روزگار، چیزی ما را نابود نمی کند (در صورتی که) به این مطلب، علمی ندارد و تنها گمانی می برند.

*پدیده های مشابه معاد

الف- رویش گیاه: زنده شدن انسان پس از مرگ، شبیه روییدن گیاه در زمین بعد از خشکی و مردگیِ آن است. از اینرو، تأمّل در این پدیده که همواره در جلو چشم همه انسانها رخ می دهد کافی است که به امکان حیات خودشان بعد از مرگ، پی ببرند. و در واقع، آنچه موجب ساده شمردنِ این پدیده و غفلت از اهمیت آن شده عادت کردن مردم به دیدن آن است و گرنه از جهت پیدایش حیات جدید، فرقی با زنده شدن انسان، بعد از مرگ ندارد. قرآن کریم مکرّراً توجه مردم را به این پدیده جلب، و رستاخیز انسانها را به آن، تشبیه می کند:

فَانْظُرْ إِلی آثارِ رَحْمَتِ اللّهِ کَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتی وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدِیرٌ (روم:۵۰)

پس به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مرگش زنده می کند. تحقیقاً (همان زنده کننده زمین) زنده کننده مردگان (هم) هست و او بر هر چیزی تواناست.

ب- خواب اصحاب کهف: قرآن کریم بعد از ذکر داستان شگفت انگیز اصحاب کهف می فرماید:

وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَةَ لا رَیْبَ فِیها...» (کهف: ۲۱)

بدین سان مردم را بر ایشان (اصحاب کهف) آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و قیامت خواهد آمد و جای شکّی در آن نیست.

بی شکّ، اطلاع از چنین حادثه عجیبی که عده ای در طول چند قرن (سیصد سال شمسی= سیصد و نه سال قمری) خواب باشند و سپس بیدار شوند تأثیر خاصّی در توجه انسان به امکان معاد و رفع استبعاد آن خواهد داشت زیرا در خوابهای عادی، اَعمال زیستی (بیولوژیک) بدن، بطور طبیعی ادامه می یابد و بازگشت روح، تعجّبی ندارد، اما بدنی که سیصد سال از موادّ غذائی، استفاده نکند می بایست طبق نظام جاری در طبیعت، بمیرد و فاسد شود و آمادگی خود را برای بازگشت روح، از دست بدهد. پس چنین حادثه خارق العاده ای می تواند توجّه انسان را به ماورای این نظام عادی، جلب کند و بفهمد که حیات مجدّد انسان هم هر چند برخلاف نظام مرگ و زندگی در این عالم باشد، امتناعی نخواهد داشت و طبق وعده الهی، تحقق خواهد یافت.

ج- زنده شدن حیوانات: قرآن کریم هم چنین به زنده شدن غیرعادیِ چند حیوان اشاره می کند که از جمله آنها زنده شدن چهار مرغ به دست حضرت ابراهیم علیه السلام:

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَی وَلَکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَی کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا ...﴿بقره:۲۶۰﴾

و (یاد کن‏) آنگاه که ابراهیم گفت‏: (پروردگارا، به من نشان ده‏؛ چگونه مردگان را زنده می ‏کنی‏؟) فرمود: (مگر ایمان نیاورده‏ ای‏؟) گفت‏: (چرا، ولی تا دلم آرامش یابد.) فرمود: (پس‏، چهار پرنده برگیر، و آنها را پیش خود، ریز ریز گردان‏؛ سپس بر هر کوهی پاره‏ ای از آنها را قرار ده‏؛ آنگاه آنها را فرا خوان‏، شتابان به سوی تو می ‏آیند...)

د- زنده شدن بعضی از انسانها در همین جهان: یکی از انبیای بنی اسرائیل در سفری عبورش به مردمی افتاد که هلاک و متلاشی شده بودند و ناگهان به ذهنش خطور کرد که چگونه این مردم، دوباره زنده خواهند شد! قرآن می فرماید:

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّی یُحْیِی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿بقره:۲۵۹﴾

یا چون آن کس که به شهری که بام هایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد؛ (و با خود می‏)گفت‏: (چگونه خداوند، (اهل‏) این (ویرانکده‏) را پس از مرگشان زنده می ‏کند؟). پس خداوند، او را (به مدت‏) صد سال میراند. آنگاه او را برانگیخت‏، (و به او) گفت‏: (چقدر درنگ کردی‏؟) گفت‏: (یک روز یا پاره‏ ای از روز را درنگ کردم‏.) گفت‏: ((نه‏) بلکه صد سال درنگ کردی‏، به خوراک و نوشیدنی خود بنگر (که طعم و رنگ آن‏) تغییر نکرده است‏، و به درازگوش خود نگاه کن (که چگونه متلاشی شده است‏. این ماجرا برای آن است که هم به تو پاسخ گوییم‏) و هم تو را (در مورد معاد) نشانه‏ ای برای مردم قرار دهیم‏. و به (این‏) استخوانها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پیوند می‏ دهیم‏؛ سپس گوشت بر آن می ‏پوشانیم‏.) پس هنگامی که (چگونگی زنده ساختن مرده‏) برای او آشکار شد، گفت‏: ((اکنون‏) می‏ دانم که خداوند بر هر چیزی تواناست‏.)

کد خبر 4479093

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 1 =