از فقه فردی تا اخلاق و تقوای فردی/ هشداری برای آینده مرجعیت شیعه

اگر فرزند هر مرجعی پس از ارتحال آن مرجع اقدام به استمرار باز بودن دفاتر کند، مردم حس می کنند بنیاد استوار مرجعیت از مدار سابق خود خارج شده و اعلمیت و اصلحیت موروثی شده است.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه_علی مهدوی: «افتاء و اخذ خمس برای هر مجتهدی جایز است.» «از مجتهد غیر اعلم نیز می‌توان تقلید کرد.» اندک تأملی در دو گزاره فوق برای هر انسان منصف و دوراندیشی ده‌ها سؤال بوجود خواهد آورد و نه تنها سؤال، بلکه زمینه‌ساز سراسیمگی از بحرانی نوپیدا در جهان تشیع خواهد شد. اگر قرار باشد مجتهدین از سیره سلف صالح عدول کنند و هریک افتاء و اخذ خمس را برای خود جایز برشمارند، آیا دیگر قدرتی برای مرجعیت شیعی باقی خواهد ماند؟ چه چیزی بدتر از تکثر مرجعیت برای تضعیف نهاد مرجعیت؟ این‌ها نه تهمت است و نه افترا! این‌ها آینده‌اندیشی است و پیشگیری از خطری بزرگ.

بله فقه فردی می‌گوید: هر مجتهدی جایز است ادعای مرجعیت کند، خمس بگیرد و فتوا دهد. اخلاق فردی هم می‌گوید: کاری به هیچ مجتهدی نداشته باشید؛ هرکسی آزاد است اعلام مرجعیت کند و اگر به وی انتقادی کردی یا نسبت به آینده به وی تذکر دادی، این دخالت در کار دیگران است.

اما نه فقه نظام و نه اخلاق اجتماعی و نه حتی سیره متداول سلف گرانقدر، هیچ‌یک جواز گزاره‌های فوق را ثابت نمی‌داند. اخلاق و تقوای اجتماعی، هر انسان مؤمنی را مکلف می‌داند که نسبت به آینده تشیع هوشیار باشد و تذکر دهد که اگر اینچنین نکند از دستور «کلکم راع و کلکم مسؤول» تخطی کرده است. آیت‌الله مکارم شیرازی، آیت‌الله شب‌زنده‌دار، دیگر اعضای جامعه مدرسین بارها تذکرات مختلفی داده‌اند مبنی بر تعطیلی دفاتر مراجع تقلید متوفی، رعایت احتیاط و عدم اخذ خمس توسط بیوت ایشان؛ چراکه اخلاق حقیقی رعایت این موارد و پرهیز از ورود به دایره مرجعیت است؛ مگر در شرایط خاصی که مطابق سیره سلف صالح است. آیا این دستورات اخلاقی بزرگان لازم‌الاجرا نیست؟!

فارغ از همه این حرفها اگر فرزند هر مرجعی پس از ارتحال آن مرجع اقدام به استمرار بازبودن دفاتر کند، این هم گزینه دیگری است که پیامدهای بسیاری دارد. مردم از اینکه حوزه از درون خود، دست به تذکر و اصلاح بزند هیچ ملول و ناراحت و زده نخواهند شد؛ اما از اینکه حس کنند بنیاد استوار مرجعیت از مدار سابق خود خارج شده و در حال تبدیل به نهادی موروثی است، بسیار احساس پریشانی می‌کنند که مبادا اعلمیت و اصلحیت نیز چون امور ملوکانه موروثی شود!!

نگارنده باز تأکید می‌کند که هیچ‌یک از این سخنان به معنای افترا نیست؛ بلکه همه از سر دغدغه آینده تشیع است؛ آینده‌ای که بزرگان نیز بارها پدرانه و مشفقانه نسبت به آن هشدار داده‌اند؛ اما هشدارها و تذکرات کارگر نیفتاده و دغدغه‌ها باقی است. سؤالاتی که هیچ جواب قانع‌کننده‌ای تابحال بدان داده نشده است.

کد خبر 4658781

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 9 =