بینش زنان را به آکادمی‌ها تزریق کنیم؛ حماسه زن ایرانی

بینش زنان را به آکادمی‌ها تزریق کنیم؛ حماسه زن ایرانی

 اگر درصدی از اعتماد به نفس و بینش زنان ما به آکادمی ما تزریق می‌شد، علوم انسانی و اجتماعی ما هم می‌توانست امروز همپای "خرمشهر۴" و "شاهد" تاریخ ساز شود.

خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان_ دکتر میثم مهدیار، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، زن، زندگی، آزادی جنبشی توده‌وار و معطوف به غریزه بود اما جنگ رمضان ۱۴۰۴ تصویر دیگری از زن ایرانی را جلوه‌گر کرد. در ادبیات مالوف جهانی زن‌ها به امر خاص، جزوی و غریزه نزدیک‌ترند اما اینک زن ایرانی سرودی فراتر از غریزه جزیی، فراتر از حتی مادریِ جزیی و فردی و حتی فراتر از جغرافیا بلکه در وصف انسانیت می‌سراید.

او اکنون خود را مادر جهان می‌داند؛ آنجا که در شهر باقی می‌ماند تا از مردم شهر پرستاری کند، آنجا که از لب‌هایش حماسه و دلاوری می‌تراود و داغ بزرگ همسر و فرزند را به کاری بزرگ تبدیل کرده: انتقام. آنجا که می‌گوید "ما می‌جنگیم که آن فرزند فلسطینی هم بتواند زندگی کند". آه که چه شکوه و عظمتی در این جمله از زبان یک زن است؛ زنی که سالهاست زیر بار تحریم و تبلیغات پرفشار رسانه‌ای زیسته و غریزه‌اش در تحدید بوده.

در همین عصری که غریزه گرایی و فایده‌گرایی سکه رایج علوم انسانی و اجتماعیِ لیبرال ماست و نه آمریکا و لیبرال سرمایه‌داری بلکه غزه و لبنان را عامل مشکلات ما می‌دانند، زن‌ ایرانی با فراروی از غریزه، کلاس درس ارزش‌های جهان‌شمول انسانی و فلسفه واقعی تاریخ دایر کرده‌: "اگر ما بخاطر یک آب‌گرم و پوشک بترسیم که دنیا به همین قهقرایی که داشت می‌رفت ادامه می‌دهد".

این کنش‌های حماسی البته عجیب نیست. الگوواره‌های حماسی زینب(س)، فرنگیس، کتایون، گردآفرید، رودابه و... که در حافظه جمعی و ناخودآگاه تاریخی انسان ایرانی رسوب کرده و هر روز و هر سال با آیین‌ها، مناسک و خوانش‌ ادبیات کلاسیک به ذهن و زبان ایرانی فراخوان می‌شود به او امکان چنین کنشی داده. اگر آن روز زینب (س) با خطبه‌خوانی مسیر تاریخ را تغییر داد، امروز زن ایرانی جهان دیگری را نوید می‌دهد که در آن صلح و آرامش نه با غریزه گرایی و فایده‌گرایی، بلکه با "عدالت‌جهانی" رقم می‌خورد. عدالتی که نه با قرارداد اجتماعی لیبرال غربی که چندین قرن است با نهادهای علمی، سیاسی و حقوقی استعماری‌اش به افواه عمومی جهان حقنه کرده، بلکه با رویکردی جامعه گرایانه معنا می‌شود: "اگر بچه‌های فلسطینی بتوانند خوب زندگی کنند، بچه منم در آینده می‌تواند خوب زندگی کند"؛ این یکی رادیکال‌ترین جملاتی است که در این عصر علیه فلسفه سیاسی لیبرال سرمایه‌داری صادر شده است؛ ما همه روی یک زمین و زیر یک آسمان زندگی می‌کنیم و هم‌سرنوشت‌ایم و آینده روشن هنگامی حاصل می‌شود که شکاف میان شمال و جنوب و قوی و ضعیف حداقلی شود.

اگر درصدی از اعتماد به نفس و بینش این زن‌ها به آکادمی ما تزریق می‌شد، علوم انسانی و اجتماعی ما هم می‌توانست امروز همپای "خرمشهر۴" و "شاهد" تاریخ ساز شود.

کد مطلب 6775581

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha