خبرگزاری مهر- گروه استانها، شاهرخ احمدزاده*:در دورانهایی از تاریخ که ملتها با فشارهای بیرونی و آشوبهای درونی مواجه میشوند بیش از هر زمان دیگری نیاز به نمادی دارند که بتواند پراکندگیها را به هم پیوند دهد و از جامعهای متکثر ارادهای واحد بسازد در چنین شرایطی «پرچم» تنها یک نشان رسمی یا پارچهای رنگین نیست بلکه عصارهی فشرده حافظه تاریخی رنجها پیروزیها و آرمان های یک ملت است.
هرگاه ملتی در معرض تهدید قرار میگیرد نخستین چیزی که هدف جنگ روانی قرار میگیرد همین نمادهای هویتی است زیرا ضربه زدن به نمادها راهی برای تضعیف روح جمعی جامعه محسوب میشود.
در سالهای اخیر، ایران با نوعی جنگ ترکیبی از سوی جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه بوده است جنگی که تنها در میدان نظامی تعریف نمیشود بلکه در حوزههای رسانهای، فرهنگی اقتصادی و روانی نیز جریان دارد.
در این نوع جنگ دشمن تلاش میکند اعتماد عمومی را فرسوده کند شکافهای اجتماعی را تعمیق دهد و نمادهای هویتی را بیاعتبار جلوه دهد. یکی از نخستین اهداف چنین راهبردی فاصله انداختن میان مردم و نشانههای ملی است نشانههایی که انسجام جامعه را حفظ میکنند. در این میان پرچم بیش از هر نماد دیگری در معرض این نبرد معنایی قرار میگیرد.
اما تجربه تاریخی نشان داده است که ملتهایی که ریشههای هویتی عمیقی دارند در برابر چنین فشارهایی مقاومترند. پرچم ایران نیز نماد یک سرزمین جغرافیایی نیست بلکه حامل لایههای عمیق فرهنگی تاریخی و دینی است.
از دوران کهن ایران تا عصر معاصر «بیرق» همواره نشانهای از ایستادگی و هویت جمعی بوده است در فرهنگ اسلامی نیز مفهوم «بیرق» با معنای هدایت و مبارزه در راه حق گره خورده است. روایتهای تاریخی از قیامهای عدالتخواهانه نشان میدهد که «پرچم» در لحظات حساس تاریخ محور تجمع نیروهای اجتماعی و معنوی بوده است.
قرار گرفتن عبارت «اللهاکبر» در ساختار پرچم جمهوری اسلامی ایران پیوند میان هویت ملی و جهانبینی توحیدی ایجاد کرده است. این پیوندپرچم را از سطح یک نماد سیاسی فراتر میبرد و آن را به نوعی میثاق فرهنگی تبدیل میکند. به همین دلیل احترام به آن در نگاه بسیاری از مردم نه فقط احترام به یک نشان حکومتی بلکه پاسداشت حافظه تاریخی و معنوی یک ملت تلقی میشود.
در بزنگاههای اجتماعی نیز همین نماد توانسته است نقش پیونددهنده ایفا کند. در حوادث و بحرانهای مختلف هنگامی که جامعه در معرض تنش و اختلاف قرار گرفته حضور پرچم در دست مردم اغلب نشانهای از تلاش برای حفظ یک هویت مشترک بوده است. این موضوع نشان میدهد که در سطوح عمیقتر جامعه هنوز یک درک مشترک از مفهوم «ایران» و ارزشهای مرتبط با آن وجود دارد درکی که فراتر از اختلافات سیاسی یا سلیقههای اجتماعی عمل میکند.
در جنگ ترکیبی امروز اهمیت چنین نمادهایی بیش از گذشته آشکار شده است. دشمن تلاش میکند از طریق عملیات رسانهای و تصویرسازیهای هدفمند رابطه عاطفی مردم با این نشانهها را تضعیف کند. هدف نهایی این راهبرد فروپاشی سرمایه اجتماعی و تبدیل جامعه به مجموعهای از افراد جدا از هم است. در مقابل حفظ احترام و پیوند عاطفی با نمادهای ملی میتواند به عنوان نوعی مقاومت فرهنگی عمل کند مقاومتی که بدون سلاح و در میدان ذهن و هویت شکل میگیرد.
از این منظر پرچم ایران تنها یک نشانه سیاسی نیست بلکه نقطه تلاقی تاریخ، فرهنگ و باورهای یک ملت است.
در شرایطی که فشارهای بیرونی تلاش میکنند روایتهای هویتی را دچار تردید کنند این بیرق میتواند یادآور یک حقیقت ساده باشد ملتهایی که نمادهای مشترک خود را حفظ میکنند توان بیشتری برای عبور از بحرانها دارند. پرچم، در چنین لحظاتی نه فقط علامت یک کشور بلکه نشانه استمرار یک هویت تاریخی و اراده جمعی برای ایستادگی است.
* فعال رسانه ای و تحلیل گر سیاسی


نظر شما