۱۴ فروردین ۱۴۰۵، ۹:۵۵

وطنیات / ۱۷

روزی که بهار جوان سرود: ای خطه ایران مِهین، ای وطن من!

روزی که بهار جوان سرود: ای خطه ایران مِهین، ای وطن من!

«ای خطه ایران مهین، ای وطن من» نشان می‌دهد این سرزمین و مردمانش برای ایستادن در این جایگاه،، برای سر خم نکردن جلوی مستکبران و اراذل جهان، چه راه سخت و طولانی ای را پیموده است.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: ایران در طول عمر طولانی خود فرازوفرودهای زیادی دیده و بارها مورد تهاجم دشورهای اطراف قرار گرفته است؛ و دوران‌هایی بوده که حکومت مرکزی توان و لیاقت دفاع از سرحدات و مرزهای این سرزمین را نداشته‌اند، مانند سال ۱۲۸۹ هجری شمسی که لشکریان روس تزاری به بهانه حفظ اتباع خود به مناطق شمالی و خراسان وارد شده بودند... ملک الشعرای بهار که آن زمان هنوز در خراسان بود و ۲۴ سال بیشتر نداشت، قصیده‌ای سوزناک درباره ایران می‌سراید که امروز ما آن را با نام مصراع اولش، «ای خطه ایران مهین، ای وطن من» و البته با صدای حزن‌آلود مرحوم ایرج بسطامی می‌شناسیم و به یاد می‌آوریم.

«ای خطه ایران مهین، ای وطن من» در قالب قصیده سروده شده و از نمونه‌های شناخته‌شده شعرهای میهنی در ادبیات فارسی به شمار می‌رود. بهار که از شاعران تأثیرگذار دوران مشروطه و سال‌های پس از آن بود، در بسیاری از آثار خود به مسائل اجتماعی، سیاسی و ملی توجه داشت و این شعر نیز در همین چارچوب سروده شده او همان سال در نشریه «نوبهار» منتشر شد.

در این قصیده، بهار ایران ایران را، سرزمین بزرگ و کهن را مخاطب قرار می‌دهد و با زبانی حماسی و پراحساس به ستایش تاریخ، فرهنگ و جایگاه آن می‌پردازد. بهار با استفاده از واژگان فاخر و تصاویر ادبی، ایران را همچون سرزمینی ارزشمند و گرامی توصیف می‌کند که در طول تاریخ نقش مهمی در تمدن و فرهنگ جهان داشته است و اافسوس میخورد که امروز آنقدر توان ندارد که برای این فرزند خود کفنی از بافته‌های خود بگذارد. لحن غمناک شعر نشان‌دهنده دلبستگی عمیق شاعر به سرزمین خود است.

در کنار ستایش ایران، شاعر به دشواری‌ها و مشکلاتی که کشور در زمان او با آن روبه‌رو بوده نیز اشاره می‌کند. بهار در دوره‌ای زندگی می‌کرد که ایران دچار تحولات سیاسی و اجتماعی فراوانی بود. از این رو، در شعر خود ضمن یادآوری عظمت گذشته، نسبت به وضعیت زمانه نیز نگاه انتقادی دارد و به اهمیت آگاهی و مسئولیت‌پذیری مردم اشاره می‌کند، او همیشه نسبت به آگاه نبودن عامه مردم از وضعیت وطن با دریغ و افسوس یاد می‌کند، که حتی این سروده سوزناک من نیز آنان را به گریه نیانداخته و بیدار و آگاه نمی‌تواند کرد.

ای خطه ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

ای عاصمۀ دنیی آباد که شد باز
آشفته کنارت چو دل پر محن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من

بس خار مصیبت که خلد دل را بر پای
بی روی تو ای تازه شکفته چمن من

ای بار خدای من گر بی تو زیم باز
افرشتۀ من گردد چون اهرمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

از رنج تو لاغر شده ام چونان کز من
تا بر نشود ناله، نبینی بدن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ
کز بافته خویش نداری کفن من

بسیار سخن گفتم در تعزیت تو
آوَخ که نگریاند کس را سخن من

وانگاه نیوشند سخن های مرا خلق
کز خون من آغشته شود پیرهن من

امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا، وطن من، وطن من...

این شعر نمونه‌ای از تداوم سنت قصیده‌سرایی در ادبیات فارسی است. بهار با الهام از سبک خراسانی و شیوه شاعران کلاسیک، زبانی استوار و آهنگین به کار می‌برد. در عین حال، محتوای شعر با مسائل معاصر پیوند دارد و نشان می‌دهد که چگونه قالب‌های سنتی می‌توانند برای بیان موضوعات اجتماعی و ملی نیز به کار گرفته شوند.

«ای خطه ایران مهین، ای وطن من» یکی از آثار شناخته‌شده در شعر میهنی فارسی محسوب می‌شود، و دوباره خواندن آن به ما یادآور می‌شود که این سرزمین و مردمانش برای ایستادن در این جایگاه، برای استقلال و سربلندی و بینیازی از شرق و غرب، برای سر خم نکردن جلوی مستکبران و اراذل جهان، چه راه سخت و طولانی‌ای را پیموده است.

کد مطلب 6790150

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha