۱۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۱۶

شاهرگ هرمز در برابر انسداد تحریم

شاهرگ هرمز در برابر انسداد تحریم

تا زمانی که حقوق اقتصادی ملت ایران به رسمیت شناخته نشود، تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار راهبردی، مسدود باقی خواهد ماند.  

یادداشت مهمان - مهند حامدی، پژوهشگر علوم‌ سیاسی: از سال ۱۳۸۲ خورشیدی و هم‌زمان با آغاز چالش هسته‌ای میان ایران و غرب، نظام جمهوری اسلامی الگوهای متعددی از مذاکره را آزموده است. کارگزاران و متولیان این گفتمان‌ها، علی‌رغم اشتراک در اهداف کلان، در مبانی نظری و مدل‌های راهبردی تفاوت‌ه ای آشکاری داشتند. از منظر تحلیل راهبردی، حتی میان رهیافت‌های «حسن روحانی و محمدجواد ظریف» با یکدیگر، و نیز میان رویکردهای «سعید جلیلی و علی باقری»، تفاوت‌های ماهوی در تبیین چهارچوب‌های فکری و عملیاتی مشهود است. با این حال، خروجیِ تمامی این مدل‌های ناهمگون، برآیندی واحد داشت: استمرار عهدشکنی ایالات متحده آمریکا.

در این میان، تفاوتی نداشت که مذاکره‌کننده با نگاهی بدبینانه گارد دفاعی اتخاذ کند یا با حسن نیت و رویکردی ایجابی به امضای توافق‌نامه مبادرت ورزد؛ در هر دو صورت، طرف مقابل با خروج از تعهدات، بر بی‌اعتباری امضای خود صحه گذاشت. طرح این ادعا که «شعار نوشتن روی موشک‌ها باعث شکست برجام شد»، تقلیل گرایانه و سطحی است. پرسش بنیادین اینجاست: آیا در خروج ترامپ از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد (INF)، توافق تجاری ترانس-پاسیفیک، معاهده اقلیمی پاریس، یونسکو و شورای حقوق بشر نیز نهادهای نظامی ایران دخیل بودند؟ واقعیتِ امر حکایت از آشکار شدن روی دیگر دولتی دارد که به هیچ‌یک از قواعد حقوق بین‌الملل و موازین عقلانیت سیاسی پایبند نیست و به قول کنت والتز در چنین شرایطی اتکا به خود اصل بنیادین کنش است.

لذا به جای تمرکز بر منازعات جناحی و متهم‌سازی رقبای داخلی، شایسته است به تجربیات متراکم سه دهه مذاکره نگریست؛ فرایندی که نشان داد طرف غربی اساسا فاقد اراده لازم برای حل‌وفصل پایدار اختلافات است. اوج این وقاحت در دو دور اخیر مذاکرات تجلی یافت؛ آنجا که در میانه‌ی فرایند دیپلماتیک، اقدام به حمله نظامی علیه ایران نمودند. در دور اول مذاکرات، برخی با ساده‌انگاری، تقصیر را به گردن نتانیاهو انداختند، و با طرح گزاره‌ای سطحی، نازل و فاقد ارزش علمی، مدعی شدند که «ترامپ یک تاجر (Business-man) است و توافق با او سهل‌تر خواهد بود». اما واقعیت میدان و تهاجمات نظامی ثابت کرد که در استراتژی کلانِ دشمنی با ملت ایران، میان واشینگتن و تل‌آویو تفاوتی ساختاری وجود ندارد.

از پیامدهای ناخواسته اما روشنگر این نبرد، اثبات ماهیت آشتی‌ناپذیر دشمنی آمریکا برای افکار عمومی بود. اکنون بر همگان مبرهن گشته که هدف غایی، نه اشخاص یا نهادهای خاص، بلکه بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و سلب قدرت ملی است. ما اکنون در میانه یک کارزار تمام‌عیار ایستاده‌ایم. برخلاف تصورات واهی غرب مبنی بر فروپاشی کوتاه‌مدت نظام سیاسی، و برخلاف نگرانی‌های دلسوزان داخلی، جمهوری اسلامی پس از گذشت بیش از یک ماه، نه تنها شکست نخورده، بلکه با وجود آسیب‌های ساختاری، صلابت خود را حفظ کرده است.

امروز ایران با تسلط بر شاهرگ‌ مواصلاتی انرژی جهان، معادله قدرت را تغییر داده است. انسداد تنگه هرمز که سال‌ها از سوی محافل غربی و غرب‌گرا مورد استهزا قرار می‌گرفت، اکنون به واقعیتی عینی بدل گشته و جبهه غرب را در بهتی راهبردی فرو برده است. در شرایطی که هزینه‌های جنگ بر ملت تحمیل شده و آب به مقدار زیادی از سر گذشته، وظیفه دستگاه دیپلماسی است که از این ظرفیتِ ایجاد شده برای تثبیت منافع ملی بهره‌مند شوند. ایرانِ کنونی، آن کشورِ لرزان یک قرن پیش نیست که با تشر قدرت‌های استعماری، حاکمانش مجبور به ترک وطن شوند؛ بلکه ایرانی است که فرماندهان و مسئولانش در صف مقدم ایثار ایستاده‌اند؛ هر کدام شهید شود، نفر بعد با جان و دل مسئولیت قبول می‌کند، مسئولیتی که معلوم نیست چند روز دوام پیدا کند و خطر فدا شدن او را هم افزایش می‌دهد، با این حال هیچ گزارشی از تزلزل یا ترک خدمت در بدنه حاکمیت مشاهده نشده است.

هرچند تحریم‌های ظالمانه و خسارات وارده به زیرساخت‌ها در «جنگ رمضان»، چالش‌های اقتصادی پس از جنگ را دوچندان خواهد کرد، اما پایان جنگ نباید به معنای بازگشت به وضعیتِ پیشین باشد. ایران اکنون در موضع اقتدار قرار دارد و باید شروط منطقی خود را بر طرف متجاوز تحمیل کند. کلیدی‌ترین و غیرقابل‌اغماض‌ترین شرط، لغو کامل و بی‌قیدوشرط تمامی تحریم‌های ایالات متحده است. تا زمانی که حقوق اقتصادی ملت ایران به رسمیت شناخته نشود، تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار راهبردی، مسدود باقی خواهد ماند.

جمهوری اسلامی ایران نه در پی انزوای گزینشی در عرصه بین‌الملل است و نه الگوی «کره‌شمالی‌سازی» را برای آینده خویش متصور است. ملت بزرگ ایران، بیش از یک دهه تضییقات ناشی از تحریم‌های ظالمانه را با صلابت تاب آورده است؛ اما اکنون در بزنگاه تاریخی ایستاده‌ایم که امکان عبور بنیادین از این بن‌بست تحمیلی فراهم گشته است.

در این شرایط، هرگونه سخن از اتمام مخاصمات و پایان جنگ، پیش از تحقق شرطِ «لغو کامل، یک‌باره و قطعی تمامی تحریم‌ها»، نه تنها با منطق دیپلماسی همخوانی ندارد، بلکه جفایی آشکار در حق منافع ملی تلقی می‌شود. نباید با اتخاذ رویکردهای نسنجیده، کشور را در وضعیتی قرار داد که بر اساس منطق «هزینه‌های انباشته»، ناچار به تحمل هم‌زمانِ خسارات اقتصادی و پیامدهای حیثیتی گردد.

اکنون که هزینه‌های گزاف انسانی و مادی بر پیکره میهن تحمیل گشته و خون‌های مقدس در این مسیر نثار شده است، وظیفه کارگزاران است که از این فرصت تاریخی برای تثبیت پایدار قدرت ملی بهره جویند. صیانت از دستاوردهای این ایستادگی، مستلزم هوشمندی راهبردی است تا هزینه‌های پرداخته‌شده، به تضمینی قطعی برای شکوفایی آینده ایران بدل گردد.

کد مطلب 6791463

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۶:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
      4 5
      میشه هم سلاح هسته‌ای داشت هم از هرمز درآمد کسب کرد اینجوری هیچ کشوری با هر قدرتی اجازه قلدری برا ایران نداره حتی نمی تونن به راحتی تحریم کنن ایرانو ساخت سلاح هسته ای از نان شب هم واجتره برا ایران