به گزارش خبرنگار مهر، افزایش مصرف بنزین در سالهای اخیر و فشار فزاینده آن بر منابع ارزی کشور، بار دیگر موضوع مدیریت مصرف سوخت و تنوعبخشی به سبد انرژی در بخش حملونقل را به یکی از محورهای اصلی بحثهای سیاستگذاری در ایران تبدیل کرده است. در شرایطی که وابستگی شدید ناوگان حملونقل سبک به بنزین ادامه دارد، برخی مقامهای دولتی و نمایندگان مجلس معتقدند کاهش سهم این سوخت و توسعه گزینههای جایگزین میتواند هم به کنترل مصرف کمک کند و هم امنیت انرژی کشور را تقویت کند.
در همین چارچوب، مصطفی نخعی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به حساسیت موضوع سوخت در ایران گفته است که بحث تولید، انتقال و قیمت سوخت همواره از موضوعات حساس اقتصادی و اجتماعی بوده است. به گفته او، تجربههای گذشته نشان داده که تغییرات قیمتی در این حوزه میتواند پیامدهای اجتماعی قابل توجهی داشته باشد و به همین دلیل هرگونه تصمیمگیری باید با در نظر گرفتن ملاحظات اجتماعی انجام شود.
موضوع قیمت بنزین در ایران طی دهههای اخیر بارها به یکی از چالشهای مهم اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. افزایش قیمت سوخت در برخی مقاطع، از جمله در سالهای گذشته، با اعتراضهایی در سطح کشور همراه بوده و همین تجربهها باعث شده است سیاستگذاران نسبت به اتخاذ تصمیمهای ناگهانی در این حوزه محتاطتر عمل کنند.
در چنین شرایطی، برخی مسئولان بر این باورند که به جای تمرکز بر افزایش قیمت بنزین، باید بر راهکارهای غیرقیمتی برای مدیریت مصرف تمرکز کرد. یکی از مهمترین این راهکارها، تنوعبخشی به سبد سوخت مصرفی در بخش حملونقل است؛ رویکردی که در برنامه هفتم توسعه نیز مورد توجه قرار گرفته است.
به گفته نخعی، در برنامه هفتم توسعه حکمی برای تنوعبخشی به سبد سوخت خودروها در نظر گرفته شده است. هدف از این سیاست، کاهش سهم بالای بنزین در مصرف سوخت خودروها و حرکت به سمت استفاده از سوختهای جایگزین است. این سوختها شامل گاز طبیعی فشرده (CNG)، گاز مایع (LPG) و همچنین توسعه خودروهای برقی و برقیسازی ناوگان حملونقل میشود.
از منظر سیاستگذاری انرژی، تنوع سبد سوخت یکی از ابزارهای مهم برای افزایش تابآوری سیستم انرژی به شمار میرود. کشورهایی که بخش حملونقل آنها به یک سوخت خاص وابسته است، در برابر نوسانهای قیمت، محدودیتهای عرضه یا مشکلات زیرساختی آسیبپذیرتر هستند. در مقابل، توزیع مصرف میان چند نوع سوخت میتواند ریسکهای مرتبط با تأمین انرژی را کاهش دهد.
در ایران، بخش عمده سوخت مورد استفاده در حملونقل سبک به بنزین اختصاص دارد. طبق گفته مقامهای مسئول، در حال حاضر حدود ۸۵ درصد از سبد سوخت این بخش را بنزین تشکیل میدهد. چنین سهم بالایی به این معناست که هرگونه افزایش مصرف یا اختلال در تأمین بنزین میتواند فشار زیادی بر اقتصاد کشور وارد کند.
سیدکاظم عزیزی، معاون ستاد مدیریت حملونقل و سوخت کشور، مصرف بیرویه انرژی را یکی از بزرگترین چالشهای کنونی کشور توصیف کرده است. به گفته او، افزایش مصرف سوخت علاوه بر آنکه منابع زیرزمینی کشور را تحت فشار قرار میدهد، به خروج ارز از کشور نیز منجر میشود.
بر اساس برآوردهای ارائهشده، تنها در سال گذشته حدود پنج میلیارد دلار برای واردات فرآوردههای نفتی از جمله بنزین و نفتگاز هزینه شده است. برخی پیشبینیها نشان میدهد که این رقم در سال جاری نیز ممکن است افزایش پیدا کند. تأمین چنین حجمی از منابع ارزی در شرایط اقتصادی کنونی برای دولت آسان نیست.
افزایش مصرف بنزین در سالهای اخیر یکی از عوامل اصلی شکلگیری این وضعیت بوده است. طبق اعلام مسئولان، طی دو سال گذشته مصرف این سوخت بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است؛ روندی که نگرانیهایی درباره تداوم ناترازی در بازار بنزین ایجاد کرده است.
ناترازی بنزین به وضعیتی اشاره دارد که در آن میزان مصرف داخلی از ظرفیت تولید فراتر میرود و کشور ناچار به واردات میشود. این مسئله نهتنها هزینههای مالی سنگینی به همراه دارد، بلکه میتواند برنامهریزی اقتصادی را نیز پیچیدهتر کند.
در چنین شرایطی، سیاستگذاران انرژی به دنبال راهکارهایی هستند که بتواند رشد مصرف بنزین را کنترل کند. یکی از این راهکارها، اجرای کامل قانون توسعه حملونقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت است؛ قانونی که در سالهای گذشته به تصویب رسیده و مجموعهای از اهداف و سیاستها را برای کاهش مصرف سوخت در بخش حملونقل تعیین کرده است.
به گفته عزیزی، یکی از اهداف مهم این قانون کاهش مصرف سرانه بنزین به حدود ۰.۷ لیتر در روز به ازای هر نفر بوده است. بر اساس آمارها، در سالهای ابتدایی اجرای این قانون، بهویژه در نیمه دوم دهه هشتاد و نیمه نخست دهه نود خورشیدی، این هدف تا حد زیادی محقق شده بود.
تحقق این شاخص در آن دوره نشان میدهد که سیاستهای مدیریت مصرف در صورت اجرای دقیق میتوانند تأثیر قابل توجهی داشته باشند. با این حال، طی سالهای اخیر فاصله قابل توجهی با این هدف ایجاد شده و مصرف سرانه بنزین به حدود دو برابر این رقم رسیده است.
کارشناسان معتقدند چند عامل مختلف در افزایش مصرف بنزین نقش داشته است. رشد تعداد خودروها، توسعه نامتوازن شهری، ضعف در سیستم حملونقل عمومی و قیمت پایین سوخت از جمله عواملی هستند که به افزایش مصرف دامن زدهاند.
در کنار این عوامل، محدود بودن گزینههای سوختی نیز یکی از چالشهای مهم محسوب میشود. زمانی که بخش بزرگی از ناوگان حملونقل تنها از یک سوخت استفاده میکند، هرگونه افزایش در تقاضای سفر یا تردد خودروها مستقیماً به افزایش مصرف همان سوخت منجر میشود.
در این میان، توسعه سوختهای جایگزین میتواند نقش مهمی در کاهش فشار بر بنزین داشته باشد. ایران به دلیل برخورداری از منابع گسترده گاز طبیعی، ظرفیت قابل توجهی برای گسترش استفاده از CNG در حملونقل دارد. در سالهای گذشته نیز بخشی از ناوگان خودروهای کشور به سیستم دوگانهسوز مجهز شده است.
با این حال، برخی کارشناسان معتقدند توسعه زیرساختهای CNG در سالهای اخیر با سرعت گذشته ادامه نیافته است. کمبود سرمایهگذاری در جایگاههای سوختگیری، محدودیت در تولید خودروهای جدید دوگانهسوز و برخی مشکلات فنی از جمله عواملی هستند که توسعه این بخش را کند کردهاند.
در کنار CNG، استفاده از LPG نیز به عنوان یکی از گزینههای جایگزین مطرح شده است. در بسیاری از کشورها، گاز مایع به عنوان سوخت خودرو مورد استفاده قرار میگیرد و میتواند بخشی از فشار تقاضا بر بنزین را کاهش دهد. با این حال، در ایران استفاده گسترده از LPG در بخش حملونقل هنوز به طور کامل توسعه نیافته است.
گزینه دیگر که در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته، توسعه خودروهای برقی است. خودروهای برقی در بسیاری از کشورها به عنوان بخشی از راهبرد کاهش مصرف سوختهای فسیلی و کاهش آلایندگی مورد حمایت قرار گرفتهاند. در ایران نیز برنامههایی برای واردات یا تولید خودروهای برقی مطرح شده است.
با این حال، توسعه خودروهای برقی نیازمند زیرساختهای گستردهای از جمله ایستگاههای شارژ، شبکه برق پایدار و سیاستهای حمایتی است. بدون فراهم شدن این زیرساختها، گسترش سریع این نوع خودروها با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.
در کنار توسعه سوختهای جایگزین، بهبود سیستم حملونقل عمومی نیز یکی از ابزارهای مهم برای مدیریت مصرف سوخت محسوب میشود. گسترش مترو، اتوبوسهای شهری و سامانههای حملونقل ریلی میتواند تعداد سفرهای با خودروی شخصی را کاهش دهد و در نتیجه مصرف بنزین را پایین بیاورد.
قانون توسعه حملونقل عمومی نیز بر همین موضوع تأکید دارد. هدف از این رویکرد آن است که با کاهش ترافیک شهری و کاهش وابستگی به خودروهای شخصی، مصرف سوخت در بخش حملونقل کنترل شود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ترکیبی از سیاستها میتواند بیشترین تأثیر را در کاهش مصرف سوخت داشته باشد. توسعه حملونقل عمومی، ارتقای بهرهوری خودروها، تنوعبخشی به سبد سوخت و مدیریت تقاضای سفر از جمله اقداماتی هستند که در کنار یکدیگر میتوانند نتایج قابل توجهی به همراه داشته باشند.
در نهایت، مسئله مصرف بنزین در ایران تنها یک موضوع فنی یا اقتصادی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز دارد. هر تصمیمی در این حوزه میتواند تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان داشته باشد و به همین دلیل نیازمند رویکردی محتاطانه و چندبعدی است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد تمرکز بر راهکارهای غیرقیمتی مانند تنوعبخشی به سبد سوخت، توسعه زیرساختهای انرژی و بهبود حملونقل عمومی میتواند گزینهای قابل بررسی برای سیاستگذاران باشد؛ رویکردی که در صورت اجرای مؤثر، ممکن است به کاهش فشار بر منابع انرژی و افزایش امنیت انرژی کشور کمک کند.



نظر شما