خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان_سرویس دین، حوزه و اندیشه، حکمت اله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران: دو سده و نیم تاریخ و پیشینه بنیادپذیری جامعه و نظام سیاسی و کشوری که در ذیل نام ایالات متحده امریکا میشناسیمش در تراز و ترازوی بیش از سه ونیم میلیون سال از پیش از تاریخ و تاریخِ برآمدن جامعه و جهان بشری ما روی پوسته نازک غبار کیهانی سیاره زمین، زمان بسیار کوتاهی است. ایالات متحده آمریکا جامعه و نظام سیاسی و کشور نوپدیدی است که روی آوار استخوانهای تکهتکه شده و نسلکشی بومیان سرخپوست و بردگان قاره افریقا و دستاندازی و تعرض و تجاوز و غارت منابع حیاتی دیگرکشورها و البته با دست و دامنی پر از علوم و فناوریهای مدرن و مسلح به انواع سلاحهای نوپدید و مهاجران جمعیتهای رنگارنگ دیگر جامعهها بنیاد پذیرفته است.
درتاریخ کوتاه دو سده و نیم حیاتش توانسته است به ثبات سیاسی، توسعه و رونق اقتصادی، رفاه اجتماعی و قدرت نظامی و پیشرفت علمی و ابداع و اختراع فناوریهای خیره کننده دست یابد، البته بخش مهم هزینه و تاوان اینها همه را جامعهها و جمعیتهایی پرداختهاند که بیخبر و غافلگیر و نادانسته، مرعوب و شکار و طعمه شکارچی شدند که اینک افسارگسیخته و بیرحم و درنده تراز پیش، تجاوز و تسخیر و تسلط بر منابع حیاتی سیاره زمین را نشانه گرفته است. ابرقدرت شیطانی که اینک سرِ دنگ و منگ و مستِ قدرت و خمار نخوت و یاغیگری و شرارتِ افسارگسیخته اش به سپرِ ستبرایمان ملتی دلیر و دیرینه و دیرپا خورده است؛ هذیان میگوید وهذیان تهوع میکند. ابرقدرتی که سیصد و پنجاه میلیون جمعیت جامعهاش زیرسقف خانههایشان با انواع سلاحهای گرم به بسترمیروند و هر صبح از بستر برمیخیزند! جامعه به غایت جنایی و گرفتار تا تاخرخره در دوره باطل و تولید مصرف نفسگیر! جامعه یک میلیارد و چهارصدمیلیون جمعیتیِ چین و یک میلیارد و چهارصد میلیونی هند در مجموع هشت برابر جامعه ایالات متحده شمار جمعیتشان است؛ نه چین مدرن و نه هند روزگار ما برای بلعیدن منابع حیاتی دیگر جامعهها و جمعیتهای سیاره زمین، کشوری را تسخیر کردهاند نه کودتا در این یا آن کشور به راه انداختهاند، نه جمعیت پرشمار و شهروندانشان زیرسقف خانههایشان، با سلاح گرم شب به بسترمیروند و صبح مسلح از خواب برمیخیزند.
چنین است میراث فرهنگ و حکمت و خرد و ادب و اخلاق و آداب چین کنفوسیوسی و دائوی و هند همچنان وفاداربه میراث معنوی وداها و اوپانیشادها و عارفان و حکیمان فرزانه اش. ایالات متحده امریکا چونان ابوالهولی است که میراث به تاراج و بربادرفتهای را که آبراهام لینکلن برایش جنگید اینک سراز درندگی و یاغیگری و وحشیگری و شرارت افسارگسیخته رئیس دولتی روانپریش، هرزه و فاسد و نژادپرست و زورگو و فاشیستی برکشیده است که صلح و امنیت و حیات سیاره زمین را به مخاطره افکنده است و تهدید به نابودی میکند.
اگر کارنامه سیاه وحشیگری و تفرقهافکنی و انواع و اطوار و اقسام جنایتها و خونریزیها و نسلکشیهای گسترده و بیرحمانهای را که نظام سلطنتی استعماری و استحماری و استثماری امپراطوری بریتانیای کبیر که اینک روزگار صغارت و فقارت و حقارتش را از سرمی گذراند و دست از پا خطا کند؛ ارباب جامعه "پسا مدرن" امریکاییش، تکهتکه و تجزیهاش میکند؛ مستثنا کنیم؛ حاکمان نظام سیاسی هیچ کشوری درندهتر و افسارگسیختهتر و افزونخواهتر وحریص وطماعتر و وحشیانه تراز حاکمان نظام سیاسی نوبنیاد و نوپدید ایالات متحده امریکا، علیه بشریت در تاریخ دوسده و نیم کوتاه برآمدنش جنایت نکردهاند و خون نریختهاند و دستشان به ریختن خون جمعیتهای میلیاردی سیاره زمین و جنایت علیه بشریت آغشته نبوده است.
رئیس نظام سیاسی اکنون ایالات متحده آمریکا دونالد ترامپ، چهره زشت اهریمنی و هرزگی و پلشتی و فساد افسارگسیخته یک نظام یا حزب و جریان سیاسی نیست؛ تصویری از فروپاشی نظام ارزشی مدرنیتهای است که در ذیل نامش و در ذیل نام ارزشهایش، جامعهها و جمعیتهای میلیاردی سیاره زمین را توانسته بودند؛ بفریبند و به مدد و با همراهی بهاصطلاح روشنفکران جامعههای فریبخورده و فریفته اربابان مدرن، موفق هم شده بودند هرگاه که اراده کنند؛ دست به کودتا، به بیثبات کردن نظامهای سیاسی و مردمی کشورها و جامعهها و جمعیتهای سیاره زمین بزنند و درمسیر دستیابی به مطامع و منافع خود؛ جنایت کنند و خون بریزند و روی آوار بیثباتی و غارت منابع حیاتی کشورها، قدرت و ثبات سیاسی و رونق اقتصادی ورفاه اجتماعی خود را بیش از پیش افزون کنند و بر جهان چونان ابرقدرت یاغی و زورگو و یکتهتازمیدان، یکهتازی و سروری کنند.
اینک که در آوردگاه رویارویی با ملتی دیرینه و دیرپا و سربلند و سرفراز، سرِ پرباد نخوت و هیمنه طاغوتیشان، به سنگ و صخره دلیری و سپر ایمان ستبر و ارزشهای اصیل و ریشهای و سرچشمهای ایرانیان سربلند و سرفراز خورده است؛ جانی و جنون گرفته، بر سر دانشآموزان این مدرسه وآن مدرسه. این بیمارستان و آن بیمارستان، این مجتمع مسکونی و آن مجتمع مسکونی که نه سنگر جنگاند نه پادگان نظامی، بمب میریزند و زنان و مردان و فرزندانش را زیرسقف خانهها و مدرسهها و بیمارستانها به شهادت میرسانند!
جرم و جنایت نهادینه شدهای که تنها حمله و هجوم و تعرض وتجاوز به یک سرزمین به منابع حیاتی و مردم یک کشور محدود نمیشود و نیست؛ تعرض و تجاوز به یک جهان تاریخ، به ارض ملکوت ارزشهای متعالی ومعنوی و تاریخ و فرهنگ و میراث بشری است. ایران چنین سرزمین و اقلیم و عالم معنوی است؛ و ایرانیان میراثداران چنین ارزشها و مواریثی هستند. اگر رئیسجمهور روانپریش و حریص و یاغی و شرور ایالات متحده اینها همه را نمیداند و نمیفهمد، اگر صهیونیستهای منحرف و بیریشه و بیهویت و نژادپرست، اینها همه را کتمان و پنهان میکنند و نمیفهمند و نمیپذیرند و اندیشه و خرد و شعور دانستن و فهمیدن و پذیرفتنش را ندارند؛ ایرانیان، خود نیک و عمیق میدانند و میفهمند وعمیق و استوار باوردارند درپاسداری و صیانت از مرزهای کدام اقلیم و عالم و ارض ملکوت و تاریخ و فرهنگ و سنت و میراث ارزشهایی به پا خاستهاند و در چه آوردگاه سخت و سنگین، سینه ایمانشان را ستبرِ سپرگرفتهاند و از جان گذشته و جان برکف و متحد و منسجم به دفاع و پاسداری و صیانت از چه اقلیم و عالم معنوی و سرزمین ارزشهایی فراخوانده شدهاند ودر میانه میدان دلاورانه و ستبر واستوار با چه اهریمنان و گانگسترهای شرور و حریص و بیرحمی دست وپنجه میفشارند.
ملتی که مرزهای راستی و دروغ، پاکی و پلیدی، داد و بیداد، زیستن و مردنِ عزتمندانه و ذلیل و ذلیلانه زندگی کردن و مردن، نیک فرجامی و بدفراجامی، برایش ترسیم و تعریف و تفهیم شده است؛ فریب گوسالهپرستی صهیونی سامری را نمیخورد. ملتی که دست وپنجه فشردن در میانه آوردگاه با ابرقدرت ابوالهولی و شرارتهای شیطانی دنیای مدرنی که اینک در خط مقدم غروب و عصرخسرانش، ایالات متحده ترامپی ایستاده است برایش آیین پهلوانی و سلحشوری و شهادت و رسم میراثداری است و اخلاق و ادب وفاداری و آداب پایمردی و دلیری و ایمان به پاسداری و وفاداری و وصیانت از ارزشهای متعالی که هم در جان و وجدان و روان و رفتاراو هم در هر دم و نَفَس و نبض زندگی او حضور دارد. چنین است یک تاریخ و فرهنگ و جامعه و جهان زنده و جاری.
آنگاه که در غروب" و "عصر خسران" را بسیاران از یاد میبرند و روح خود را به شیطان میفروشند و در پرتگاه فروغلتیدهاند؛ دروغ و فریب و فساد و ابتذال و هرزگی و تبهکاری و تباهی و تهی بودگی و فراموشی فراگیرو نهادینه شده بر جان و وجدان و روان ورفتارشان، سروری میکند و زمانه، زمانه غروب و غربت ارزشها و اخلاق و زیست اخلاقی و عُسرتِ اصیل وعزتمندانه زیستن است؛ آن قوم که بیدار و هشیار و حساس و وفادار به ارزشهای از یاد رفته میماند و روحش را بهشیطان نمیفروشد و در پاسداری و صیانت از مواریث متعالی و معنوی و ارزشهایش در آوردگاه، در میانه میدان، با قامتی استوارو ستبر میایستد و میرزمد و گام پس نمینهد؛ فردای تاریخ از آنِ اوست. از آنِ ارزشهای اوست. سنگ آسیاب تاربخ برمدارارزشها ومواریثی که او پاسش داشته است به حرکت و گردش و چرخش در خواهد آمد. ارزشهای او خرد و خردمندی او محورتاریخ ِفرداست.
ریختن بمب و آسیبرساندن و تخریب بافتها، بناها، مآثرتاریخی، محوطهها و مکانهای باستانی زیرپا نهادن و لگدکردن وحشیانه و شرورانه و مجرمانه متجاوزان بیریشه و هویتی است که به از هنجارهای اخلاقی و ارزشهای انسانی و میثاق حقوق بینالملل پایبند نیستند. بافتها و بناهای تاریخی و محوطهها و مکانهای باستانی، سنگرهای جنگ پادگانهای نظامی نیستند؛ تخریب مآثر تاریخی و مکانها و محوطههای باستانی سویهای دیگر از هنجارهای اخلاقی و ارزشها و حقوق بشری و جهانی برباد رفته و کوس رسوایی میراث ارزشهای مدرنیتهای است که در شرق و غرب و شمال وجنوب سیاره زمین به صدا درآمده است و به گوش میرسد. دلخراش و گوشخراش و هوش هراس هم به گوش و هوش رسد. حمله و تعرض و تجاوز و تخریت بافتها، بناها، مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی در جنگ، جرم بینالمللی و جنایت جنگی و محسوب میشود. براساس کنوانسیونهای حقوق فرهنگی و معاهدات و تعهدات حفاظت از مواریث فرهنگی کشورها محکوم است و پیگرد قضایی دارد. این نیز گواه دیگر بر بیریشهگی و بیهویتی و کوس رسوایی ارزشهایی است که متجاوزان به مواریث فرهنگی و مآثرتاریخی در ذیل نامشان جامعهها و جمعیتهای میلیاردی سیاره زمین را فریب دادهاند و اینک به گوش میرسد. ایرانیان یکی از تأثیر گذارترین مردمان و ملتها برتاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری بوده و همچنان هستند. هرآینه و هر چند راستی این سخن برای گانگسترهای راه زن و گوسالهپرستان سامری مدرن که به هیچ یک از هنجارهای اخلاقی و حقوقی و معاهدات بینالمللی متعهد و ملزم نمیدانند و همه را یکسر زیرگامهای کثیف خود لگدکوب و لگدمال کردهاند و در ارتکاب جرم و جنایت به هر مقیاسی واز هرنوع از اهریمنان اسطورههای عهدباستان اهریمنتر و جانوران حیاتوحش درندهتر، مفهوم نیست!
اما و صد اما! هر زخمی که بر تن و پیکر تاریخ و فرهنگ و میراث و مآثر تاریخی و فرهنگی ملتی ریشینه و دیرینه و دیرپا، بزنید؛ جان و جدان اورا بیدارتر و پرقوّتتر خواهید کرد.
با جان و وجدان و روح زنده او، با سنت و میراث اندیشه او، با فرهنگ و فرزانگی او، با خرد و خردمندی او، با هنر وهنرمندی و ذوق وذایقه زیباشناختی او، با دانش و دانایی او، با دستان توانا وتوانایی اراده وعزم استوار او که همه را بازمیسازد و بازمیآفریند؛ چه خواهید کرد؟!
ایران چنین اقلیم و عالم وارض ملکوتی است:
ناقه صالح بهصورت بُد شتر
پی بریدندش زجهل آن قوم مُر
روح صالح قابل آفات نیست
زخم برناقه بُوّد برذات نیست
روح صالح قابل آزارنیست
نوریزدان سبغه کفارنیست
چنین است یک تاریخ، فرهنگ و سنت و میراث زنده و جاری.
از نهادها و سازمانهای حقوقی و حقیقی و قضایی و سیاسی و فرهنگی و نخبگان فکر و فرهنگ و دانشگاهیان و حوزویان و انجمنهای مردمنهاد فرهنگی، به ویژه و بیش از همه و در رأس همه از مدیران و مسئولان ورزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور موکداً و فوراً خواسته میشود؛ به محکوم کردن جرم و جنایت جنگی متجاوزان و مجرمان، بسنده نکنند و وجدان جامعه جهانی را به رسوایی و دامنه جرم و جنایت جنگی که اتفاق افتاده بیدار و حساس کنند.
از سازمانها، نهادها مراجع حقوقی و حقیقی و قضایی و سیاسی و دیپلماسی و فرهنگی کشور بهویژه و در صدر همه، صدرنشینان و مدیران و مسئولان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی موکداً خواسته میشود؛ بیدرنگ و بی تأخیر با مدارک و شواهد و مستندات موثقی که آثار جرم مجرمان متجاوز و مرتکبان جنایت جنگی وسعت و شمار و حجم و دامنه آسیبها و تجریبهای وارد آمده به بناها و بافتها و مآثر تاریخی و فرهنگی و محوطهها و مکانهای باستانی و مواریث فرهنگی کشور در دست دارند، علیه متجاوزان و مجرمان و مرتکبان جنایت جنگی، اعلام جرم و جنایت کنند. اعلام جرم علیه متجاوزان و محکوم کردن عاملان جنایت جنگی که به هیچ یک از اصول وهنجارها و چارچوبهای اخلاقی و حقوقی و تعهدات و معاهدات جهانی پایبند نیستند؛ نهادها و سازمانهای حقوقی و حقیقی و قضایی وسیاسی و فرهنگی به ویژه مدیران و مسئولان وزارت میراث فرهنگی، گردشکری و صنایعدستی کشور موکداً خواسته میشود دست از مساعی و مجاهدت، درآوردگاه و بزنگاه تاریخی حساس وسرنوشتسازی که ملت ما با قامتی ستبر و استوارایستاده است؛ نشویند و با دقت و مراقبت و کارشناسانه و متخصصانه و عالمانه، مدارک و شواهد مستند و موثق از وسعت آسیبها و تخریبهای وارد آمده به بناها و بافتها و آثار باستانی و مواریث فرهنگی کشوررا گردآوری و آماربرداری و آماده کنند و از نهادها و سازمانهای حقوقی و فضایی و فرهنگی و سیاسی و دادگاههای کیفری بینالمللی جامعه جهانی که ملزم و متعهد به محافظت و پاسداری و صیانت از مواریث معنوی و بناها و بافتهای تاریخی و محوطهها و مکانها و آثار باستانی کشورها هستند بخواهند؛ و موکدا و فوری هم بخواهند هزینه و غرامت بازسازی آثار آسیب دیده و تخریبشده به نهادهای ذیصلاح کشور پرداخت شود. از هماینک و هماکنون نیز ازمحوطهها، مکانها، بناها و بافتها و آثار آسیبدیده وتخریب شده عکسها و تصویرها و فیلمهای کارشناسی شده و مستند به نحوه گسترده فراهم آید و در کشورهای جهان به نمایش بگذراند.



نظر شما