خبرگزاری مهر - مجله مهر: اکنون سی و اندی روز از گذشت آغاز جنگ آمریکایی صهیونی به این وطنمان میگذرد و حالا دیگر خیلی از مردمان پایتخت و شهرهای دیگر، به صدای عبور جنگنده ها و اصابت موشکها عادت کرده اند؛ عادت کردیم به دیدن کوچههای مسدود شده، به خانه های شیشه شکسته، به سوگواری برای از دست دادن سرمایههایمان اما به اتفاقات و حماسهسازیها هم عادت کردیم به اهتزاز پرچم بر روی دوشمان، به توسل برای سربلندی جاویدان این خاک، به خشک نشدن اشک چشمانمان. البته که این صحنهها نه فقط عادت بلکه پاسخی است از سمت ایرانیان به خصوصیت جنگ. خصوصیتی که در تمامی جنگها یکسان است و با ویرانی و نابودی عجین گشته. اما آنچه که جنگها را از یک دیگر متمایز میسازد، پاسخ هایی است که در قبالش داده میشود.
در کتاب تاریخ، بیشترین پاسخ ها در قبال جنگهایی که یک سمت آن قوی ترین ارتش جهان وجود دارد، «تسلیم» است. اما در این مرز و بوم، تاریخ از پاسخ تسلیم حکایت نمیکند بلکه از پاسخی میگوید که جنسی از «حماسه» دارد. گویی مردم این خاک به حماسه سازی عادت دارند و این خصوصیت آنهاست که دربرابر تمامی تهدیدها و بلوفها که اکنون در فضای مجازی از سوی دشمنان خونخوار برای این خاک زده میشود، در دنیای حقیقت، حماسه بسازند. ریشه این مردم برای قرنهاست که از شهامت و ساخت حماسه تغذیه کرده تا بتواند درخت ایران زمین را در مقابل تمامی طوفانها در طولای تاریخش، پابرجا نگه دارد.
اما حماسه های این سرزمین با تمامی کشورهای دیگر تفاوت بزرگی دارد؛ چرا که ایرانیان شاخصترین حماسه های خود را زمانی میآفرینند که غم و اندوه در کمین این خاک نشسته و زمانی که قصد شکار ایران میکند، مردمان این سرزمین نه تماشاگر بلکه حماسه ساز اند.
حماسههایی که حالا در قابهای متفاوتی خود را نشان میدهد. یکی از همان قابها، متعلق به ویدیویی کوتاه و چند ثانیهای است که روایتی طولانی از شجاعت و شهامت مردان ایران دارد. مرد جوانی در گوشهای کمین کرده نشسته است، نه لباس رزم بر تن دارد و نه در دستانش اسلحهای فوق پیشرفته جای گرفته. برخلاف تمامی چنین تصورهایی، مرد لباس ساده ای برتن دارد و اسلحه برنو خود را به سمت هلیکوپتر آمریکایی گرفته است و صدای دخترش که شجاعت ارث پدری اوست، او را چنین تشویق میکند:« بابا بزنش، چرا نمیافته؟»
مرد با شنیدن صدای دخترش اسلحه را دقیقتر در دستانش میگیرد و بار دیگر شروع به تیراندازی میکند، هدف یک هلیکوپتر نظامی آمریکایی به نام black hawk است که از پیشرفته ترین هلیکوپترها به حساب میآید؛ هلیکوپتر نظامی از بزرگ ترین ارتش دنیا که شاید حتی نامش لرزه بر تنها بیاندازد، اینجا در این خاک با تیراندازی های مرد غیور برنو به دست، از این خاک میگریزد.

یا مثل یکی دیگر از همان حماسه سازان غیور لر که تفنگ برنو خود را به دوشش تکیه داده و درحالی که بقایای پهپادهای دشمنان ایران را درکنار یک دیگر گذاشته است به برنو خود اشارهای میکند و میگوید:« با این برنو اجدادی، شکار پهپاد، پنج تا پهپاد صهیونیستی زدم.»
یا دقیقا همانند همان بلند شدن صداهای الله اکبر، درست در زمانی که جنگنده های فوق پیشرفته آمریکایی در پایین ترین سطح، برفراز شهر پرواز میکنند و صدای غرششان برای دیگران احتمالا قلبشان را لرزانده و پایشان را حتی برای فرار سست میکنند، اما اینجا عاملی برای محکمتر سر دادن «الله اکبر»است. چرا که برای این مردم فقط خدا کافی است و عشق به کشوری که کهنه سرباز زمین است آنان را شجاع میسازد.
نگاهمان را که از این میدان خلق شجاعت و شهامت ایران زمین بگیریم، همهمان میدانیم که این خاک برای مقابله جانانهاش در قبال دشمنان خبیثش، از آسیب دیدن به کارخانههای فولاد تا انستیتو پاستور که عمرش از رژیم بیریشه صهیونیستی بیشتر است، تا آسیب به مناطق اقتصادی، هزینه میپردازد. هزینه هایی که از کوچک تا بزرگ، از جان و مالشان میپردازند تا ایران برای همیشه آزاد و مستقل بماند. چرا که میدانند در تاریخ در وصف این کشور چنین نوشته اند ( ایران را نمیتوان شکست؛ چون در دل هر ایرانی، دژی از ایمان و غرور ساخته شده است. آنان فرزندان خورشیدند، زاده سرزمینی که در سختترین زمستانها نیز بهار را باور داشت.) دقیقا درست همانند آن جوانانی که این را میدانستند و هشت سال، با دستان خالی در مقابل ارتشی ایستادند که نمایندهای از تمامی ارتشهای جهان بود. آنها ایستادند تا ذرهای از این خاک به دستان نااهلان نیافتد و اکنون نیز تمام این سرزمین میایستد و حماسه خلق میکنند تا پای شیطان صفتی به این خاک پاک باز نگردد.
۱۷:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۸


نظر شما