۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۲۱

قصه‌گویی برای بچه‌ها در دل خیابان‌های تهران

قصه‌گویی برای بچه‌ها در دل خیابان‌های تهران

یک قصه‌گو می‌گوید: سعی کردم با قصه‌ها و کاردستی‌ها این را به بچه‌ها آموزش دهم که ما توکل‌مان به خداست و وقتی خدا را داریم قوی‌ترین هستیم، در قلب خودمان، در کشورمان و در تمام دنیا.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: کاغذهای رنگی روی دیوار، عروسک‌ها، کوله‌پشتی‌های مدرسه، لبخندهای بزرگ از سرِ شادی، پیراهن‌های چین‌دار گل‌گلی، مقنعه‌های صورتی، توپ فوتبالی که کم‌باد شده، شلوار ورزشی آبی، مدادرنگی‌های جورواجور، نقاشی‌هایی پر از درخت و خورشید و کوه و دریا. این‌ها متعلق به کودکان این سرزمین است. آن‌ها هر روز در دنیای کودکانه‌شان با این چیزها سروکار داشتند و خاطره می‌ساختند. اکنون اما بعضی از این خاطره‌ها صاحب ندارند. کودک بازیگوشی که صاحب‌شان بود از دنیا رفته است، بهتر است بگوییم کشته شده است. حالا خاطره‌هایی مانده است که قلب پدر و مادر را می‌فشارد اما پدران و مادران و کودکان دیگری در این سرزمین هر روز هزاران امید به‌سوی قلب آن والدین می‌فرستند تا دل‌گرم و مقاوم باقی بمانند.

در کنار این کودکان، فعالانی نیز حضور دارند که به قلب این‌ها امید و دل‌گرمی بدهند. این زنجیره پر از زیبایی است. هر کسی با هر تخصصی تلاش می‌کند که به این زنجیره امید و مقاومت بپیوندد: مثل قصه‌گویی که در این گفت‌وگو برایمان از احساساتش، وظیفه‌اش و فعالیت‌هایی که در دوره جنگ تحمیلی سوم برای کودکان انجام داده است، گفت. سمیرا خانزادی، قصه‌گو و مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران است که این روزها در خیابان‌ها و میدان‌ها قصه‌هایی از ایرانِ قوی برای بچه‌ها می‌گوید.

اولین‌بار خبر شروع جنگ را چطور شنیدید؟ احساس‌تان چه بود؟

اولین بار خبر جنگ را نشنیدم بلکه صدای شروع جنگ را شنیدم. ما در محل کارمان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودیم که با صدای انفجار همه همکاران به حیاط رفتیم و دود غلیظی را از محدوده خیابان پاستور مشاهده کردیم که پایین‌تر از محل کارمان بود و متوجه شدیم که جنگ آغاز شده است. با اضطراب و نگرانی همه به‌سمت خانه‌هایمان رفتیم چون باید بچه‌ها را از مدرسه برمی‌داشتیم. از احساسم اگر بخواهم بگویم تنها نگران ترس بچه‌هایم بودم که هرچه زودتر به آن‌ها برسم چون هم اینترنت قطع شد و هم تماس‌ها رو نمی‌توانستیم به‌راحتی برقرار کنیم.

در همان ساعات اولیه، خبر حمله وحشیانه دشمن به مدرسه میناب به گوش رسید. حمله به یک مدرسه پر از کودک دبستانی چه افکار و احساساتی در شما ایجاد کرد؟

اینکه دشمن ما صرفا فقط دشمن ما نبود، او دشمن بشریت، دشمن انسانیت، دشمن صلح، دشمن زیبایی، دشمن محبت و مهربانی هست، بود و خواهد بود. کسی که به کرّات به انسانیت، به بچه‌ها و به مکان‌های بی‌دفاع که محل تجمع و کمک‌رسانی است حمله کرده است. کسی که پیش‌تر از این پرونده‌های کودک‌خواری‌اش برملا شده بود به‌جای اینکه یک چهره خوبی از خودش نشان دهد، چون ذاتش پلید است و هیچ چیز خوبی در درونش به وجود نیاورده است که بخواهد آشکارش کند، تنها کاری که توانست انجام دهد این کار بود: حمله به کودکان بی‌دفاع. کار جدیدی هم نبود و فقط آتش انزجار و خشم ما را نسبت به خودش شعله‌ورتر کرد.

بعضی‌وقت‌ها به یک سری چیزها شک داریم؛ اما در مورد یک دشمن قسم‌خورده انسانیت نه، یقین داریم. او هیچ‌گونه ابراز ندامت و پشیمانی هم نکرد نسبت به این کاری که کرده است. من در قبال این واقعه احساس کردم که باید فقط همدردی کنم با خانواده‌های آن پروانه‌های معصوم؛ چون فکر می‌کنم که احساس یک قصه‌گو یا احساس یک زن ایرانی آن‌قدر ارزشمند است که نخواهد خرج یک ابردشمن یا ابرشیطان شود.

قصه‌گویی برای بچه‌ها در دل خیابان‌های تهران

شما یک قصه‌گو هستید و فعال در زمینه کودک و نوجوان. چطور سعی کردید موضوع وطن و حفظ ایران در مقابل دشمنان را به بچه‌ها بیاموزید و ذهن‌شان را متوجه این مسئله کنید؟

من به‌عنوان یک قصه‌گو و فعال حوزه کودک پیش‌تر از این هم همیشه سعی در روایت قصه‌های ایرانی و قصه‌های صلح و دوستی - چه با محوریت ایران و تمدن ایران و چه با محوریت مذهبی- داشته‌ام. قصه‌هایی که فانتزی و کودکانه هستند و قصه‌های مذهبی و قصه‌هایی مرتبط با پهلوانان اساطیری ایران در شاهنامه و قهرمانان ایرانی مثل آریو برزن.

در این روزها نیز با توکل به خدا سعی در ضبط قصه‌ها داشتیم؛ حتی به استودیو رفتیم و قصه ضبط کردیم و تلاش کردیم که به بچه‌ها این را ثابت کنیم که عزیزان من، شاید یک نفر در ظاهر فکر کند که قدرتمند است یا دیگران او را قدرت برتر دنیا بدانند اما عملکرد او این را نشان می‌دهد که اتفاقاً او ضعیف‌تر است. قدرت در قلب‌هایی هست که به دست می‌آوریم نه در جان‌هایی که می‌گیریم. سعی کردم این را به بچه‌ها آموزش دهم که ما اصلاً از هیچ موجود ضعیفی نمی‌ترسیم و توکل‌مان به خداست و وقتی خدا را داریم قوی‌ترین هستیم، در قلب خودمان، در کشورمان و در تمام دنیا. من سعی می‌کنم با قصه‌ها و کاردستی‌ها این‌ها را به بچه‌ها آموزش دهم.

شما در روزهای جنگ چه وظیفه‌ای برای خود احساس کردید؟ و چه کارهایی انجام دادید؟

من در روزهای جنگ، سنگر فضای مجازی را حفظ کردم چون نمی‌توانستیم در روزهای ابتدایی فعالیت حضوری داشته باشیم. سعی کردم در وهله اول تا آنجا که می‌شود موضعم را مشخص کنم و بارز و آشکار همه‌جا آن را نشان دهم که من تمام‌قد طرف ایران هستم و به هیچ عنوان و هیچ دلیلی از این حملات دفاع نمی‌کنم. ما مخالفت‌هایی داریم، اعتراض‌هایی داریم و نارضایتی‌هایی هم هست اما این‌ها مشکلات خانوادگی است و به هیچ دلیل به یک زورگوی خارجی اجازه ورود به این مسئله را نمی‌دهیم. بعد که شرایط آرام‌تر شد کارهایی هم انجام دادم. با فراهم‌شدن شرایط حضور بچه‌ها در جمع، من نیز بین آن‌ها حضور پیدا کردم و با قصه‌گفتن و ساخت کاردستی، آن‌ها را به آرامش دعوت کردم تا در کنار هم این روزها را به آرامش و قدرت سپری کنیم.

بازخورد بچه‌ها و خانواده‌هایشان به فعالیت‌های شما چه بود؟

خوشبختانه بازخورد خیلی مناسب و خستگی‌درکنی دریافت کردیم از خانواده‌ها و بچه‌ها؛ چون معمولا خانواده‌هایی که در این جمع‌ها و مراسم‌ها حضور پیدا می‌کنند هم‌سو هستند با این جریان. آن‌ها بسیار از ما تشکر می‌کردند که در این شرایط سخت ما در صحنه حضور داریم و برای بچه‌های آن‌ها و خوب‌کردن حال‌شان داریم تلاش می‌کنیم. این بازخوردها برایم بسیار رضایت‌بخش بود. آخر شب‌ها هم حدود ساعت 11 یا 12 شب که کارمان در میادین تمام می‌شد، خستگی‌مان با دیدن تشکر و خسته نباشید گفتن و لبخند بچه‌ها رفع می‌شد؛ وقتی که خوش‌حالی بچه‌ها را به‌خاطر ساخت کاردستی می‌دیدیم.

برایتان پیش آمد که بچه‌ای درباره کودکان میناب از شما سؤال کند؟

بله از من سؤال پرسیده می‌شود. جوابی که ما به آن‌ها می‌دهیم این است که تمام بچه‌ها در تمام دنیا حق دارند که آزادانه، راحت و در رنگ و شادی و حال خوب زندگی کنند. بچه‌های میناب هم این حق را داشتند اما سرنوشت بر این بود که آن‌ها به زندگی قشنگ‌شان در بهشت زیبای خدا ادامه دهند و زندگی‌شان را آنجا رنگی‌رنگی دنبال کنند. ما هم فقط برای خانواده‌هایشان دعا می‌کنیم که خدا به آن‌ها صبرِ تحمل دوری این کودکان را بدهد تا زمانی که به آن‌ها ملحق شوند.

کد خبر 6799714

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha