یادداشت مهمان - حمیده سادات حسینی روحانی؛ از شعار "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" و زمانی که هاشمی رفسنجانی یکی از ارکان نظام تصور میشد، تا نامه بیسلام در سال ٨٨ راه زیادی نبود؛ اما اثر این چرخش بر نسبت مردم و نظام در آگاهی جریان انقلاب، اثری عمیق بود.
مثل معمولِ موارد مشابه، تقابل با آن نگاه افراطی به تعادل نینجامید، بلکه نگاهی تفریطی در نسبت جریان انقلاب با مسئولان نظام شکل گرفت که معتقد بود هیچ خط قرمزی جز در مورد رهبر انقلاب، در مواجهه با مسئولان وجود ندارد. حمایت و تقدیرهای رهبر شهید انقلاب از دولتها و مسئولان مختلف، نوعی التزام اخلاقی تعارفگونه تلقی شد و توصیههای آن جناب در رعایت انصاف نسبت به مسئولان، ملاحظات اصول و فروع در انتقادها، پرهیز از تهمت و قضاوت بدون اطلاع، ملاحظه توأمان نقاط قوت و ضعف و... توصیههایی غیرالزامآور در نظر گرفته شد.
برای رهبر، مسئولان، با همه قوت و ضعفها، فرزندان تربیتشده نظام اسلامی بودند که در گذر از کوران حوادث و رنج دوران، سرد و گرم روزگار چشیده بودند و به اندازهای بالغ شده بودند که پس از شوک شهادت استوانهای به عظمت رهبر، با توکل به خدا بر پای خود محکم بایستند، هم کشور را مدیریت کنند و هم با هشت دولت به صورت همزمان بجنگند؛ اما برای بخشی از جریان انقلاب، این مسئولان، انسانهای ناتوان و بیدغدغهای بودند که کارآمدیشان وابسته به وجود رهبر بود؛ و نبود رهبر، با چنین مسئولانی به معنای کابوسی تمامنشدنی بود.
سرعت تحولات و بالارفتن انتظارات به سبب آرمانهای بلند جمهوری اسلامی، و مقایسه مسئولان با رهبران وارسته و بینظیر انقلاب اسلامی، برای ما حجابی تحلیلی ایجاد کرده است. ورنه باید میاندیشدیم که در میانه منطقهای زبون و متأثر از هیبت مستکبران، که پادشاه اردن در برابر رئیس جمهور آمریکا به لکنت میافتد و کاخنشینان کشورهای خلیج فارس با کت و شلوار دست به سینه و گوش به فرمان در برابر زورمداران میایستند، چگونه خروجی انقلاب اسلامی مسئولانی بودهاست که هیچ یک در برابر تهدیدات قویترین ارتش جهان همچون حاکمان گذشته ایرانِ رنجدیده، چمدان به دست از کشور فرار نمیکنند و بلکه در عملیاتی استشهادی در کنار خانوادههایشان برای این انقلاب و وطن جان میدهند و به شهادت میرسند.
این تفاوت نگرش رهبر شهید انقلاب به مسئولان، با نگرش بخشی از جریان انقلاب جای واکاوی بیشتر دارد. میتوان علت این تفاوت نگاه را در نگرش طیفیِ رهبر شهید به انسانها و از جمله مسئولان دانست، نگرشی که ایمان و تقوا و انقلابیگری را مفاهیمی طیفمند میداند که هرچند انسانها از این جهات، در مراتب مختلفی از این طیف هستند، اما به این راحتی لایق صفات خائن و منافق و ضدانقلاب نمیشوند. اما در نگاه بخشی از جریان انقلاب نگاه صفر و یکی غلبه داشته و مسئولان یا به عرش و یا به فرش کوبیده میشوند. از همین جهتِ عدم تحمل نقصان و خطا در مسئولان است که معمولا در طیفی از انقلابیون گرایش به هندوانههای دربسته و آزمون پس نداده بیشتر از آزمون پس داده ها است. هندوانههای دربسته نیز به محض آزمون پس دادن و آشکار شدن نواقصشان، از قطار انقلاب پیاده میشوند.
وجه دیگر این تفاوت نگرش، به غفلت از توالی فاسد تفکیک مسئولان از نظام بازمیگردد. در نگاه اول بخشی از انقلابیون تصور میکنند با نسبت ضعف و نقصان به مسئولان، دامن نظام را از آلودگی خطاها حفظ میکنند، لذا با سادهسازیهای دوگانه خوب و بد و خائن و خادم در هر موضوعی، با موج نارضایتیها و شماتتها همراهی کرده و اهمیتی به پیچیدگیهای مسائل در تصمیمها و سازوکارها نمیدهند؛ غافل از آنکه مخاطب شما که در نارضایتی و شماتت با شما همراهی کرده، الزاما در نتیجه نهایی همراه شما نمیماند؛ بلکه ساختاری که قادر به کنترل و نظارت بر عاملیتها نیست را ناکارآمد تلقی میکند. همانطور که شما از پیچیدگی مرحله قبل چشم پوشیدید، او در این مرحله از پیچیدگیها چشم میپوشد و هرآنچه شما مسئولان را به آن متهم میکردید، به نظام بازمیگرداند.
تالی فاسد دیگر، مصیبت بزرگی است که بر جمهوری اسلامی فرود آمد و آینده آن را نیز با خطر مواجه میکند. القای این معنا که تنها کسی که جمهوری اسلامی را در برابر انحراف سازش با مستکبران و قطع حمایت از مستضعفان حفظ میکند، رهبر آن است، موجب این خطای محاسباتی در بخشی از دوستان و دشمنان شد که در صورت ترور رهبر شهید انقلاب، ساختار جمهوری اسلامی با فروپاشی مواجه میشود. امروز که ایران قلب تپنده جبهه مقاومت در برابر مستکبرین است، بسامد مواضع ما در مجامع، گروهها و کانالها در تهران، در قلب غزه و ضاحیه و قاهره خود را نشان میدهد.
نشان به آن نشان که پیش از آنکه رهبر شهید انقلاب صراحتا تلقی تأخیر غیرموجه در عملیات صادق ٢ را نفی کنند و محاسبات پنهان درست و واقعی را در توجیه آن ذکر کنند، ادعای سنگاندازی دولت در اجرای عملیات و تصور غلط فریب مذاکرات آتشبس در تأخیر عملیات، از زبان تحلیلگر مصری جبهه مقاومت تا متعلقان آن در عراق و لبنان شنیده میشد و کاملا آشکار بود که رصد دعاوی داخل ایران، بر نوع تحلیل دوست و دشمن در این مورد اثرگذار بودهاست. هرچند بخش عمده این خطای محاسباتی در مورد ساختار قائم به یک فرد در نظام جمهوری اسلامی برای پیگیری اهداف مقاومت، بر دوش غربگرایان دوگانهساز با جریان مقاومت در نظام اسلامی است که فعلا بازمانده از قدرتاند؛ اما بخشی از جریان انقلاب که در تحلیلهای خود با تکیه بر ظواهر به تعمیم آن جریان غربگرا به سایر مسئولان پرداختند و توهم ترس و تسلیم کارگزاران را در نبود رهبر انقلاب ایجاد کردند، در تشدید این خطای محاسباتی مؤثر بودند. اثبات این معنا برای دوست و دشمن که به غیر از رهبران انقلاب، جمهوری اسلامی مسئولانی دارد که متعهد به آرمانهای اصیل آن هستند و تن به تسلیم و سازش با مستکبران نخواهند داد، هزینهای به بزرگی از دست دادن رهبر بزرگ انقلاب داشت. باشد که اینبار به دور از شتابزدگی و با بصیرت، به نهی رهبر شهید انقلاب از سوءظن به مسئولان در انتقادات خود عمل کنیم و با حسن ظن، تنها مواضع دلسوزانه مبتنی بر اطلاعات معتبر خود را عمومی کنیم، که الا لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر...


نظر شما