خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: مطبوعات در ایران اسلامی و انقلابی تکلیفی بزرگ بر دوش دارند. هدایت افکار و تبیین حقایق و دفاع در برابر تهاجم بیگانگان، عناصر مهم آن هستند. سوالی که امروز مطرح است این است که مطبوعات در ایران و نظام جمهوری اسلامی، کجای کار قرار دارند و چه فعالیتی دارند؟ پاسخ چنین سوالاتی را میتوان در بیانات رهبر شهید انقلاب جست. زمانی که ایشان معتقد بودند مطبوعات در نظام ایران معقولهای تجملاتی نیست.
ایشان فرموده بودند: «ما معتقدیم که مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله تجملاتی و تشریفاتی نیست. بنابراین افزایش آن، تنوع آن، کیفیت یافتن آن، و اگر خطایی دارد، تصحیح آن، جزء کارهای اساسی در این نظام است. شاید پرسیده شود مگر نظام جمهوری اسلامی چه خصوصیتی دارد که چنین پرداختن و رویکردی به مطبوعات، جزء کارهای اساسی آن است؟ در جواب میگوییم: خصوصیت این است که نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمی است و کسی نمیتواند این را منکر شود. مخالفین ما هم نمیتوانند این را منکر شوند. حداکثر این است که مردم را تخطئه میکنند و میگویند: مردم نفهمیدند و با این مسئولین و این نظام صفا کردند.
بالاخره صفای مردم با این نظام را نمیتوانند منکر شوند و این مطلب واضحی است. سر و کار ما با مردم است؛ پس این نظام نظامی است مردمی. نظام مردمی جز با آگاهی مردم ممکن نیست پیش برود. نظام دیکتاتوری، نظام غیر مردمی، نظام کودتایی و نظام تحمیلی که با مردم سر و کاری ندارد دست مردم کاری ندارد، با فکر مردم سر و کاری ندارد، برایش مهم نیست که مردم بفهمند یا نفهمند. چه آنجا که شمشیر حاکم است و چه آنجا که سرمایه حاکم است فرقی نمیکند اگر دشمنی و مخالفتی هم با نظام شد بالاخره سر و کارش با پول یا شمشیر است و کاری به اراده و خواست مردم ندارد. بنابراین برای آن ،نظام آگاهی مردم مهم نیست.»
ضعف در مطبوعات کشور
ضعف در زبان معیار، اولین مشکلی است که با آن روبهرو هستیم. مطبوعات از جهت اینکه باید زبان فارسی را درست آموزش دهد حتی از صداوسیما نیز مهمتر است. روزنامهها از این جهت از صداوسیما مهمتر هستند که مخاطبین آن رسانه در زمینه زبان فارسی، نکات و طرایف زبانی و دستوری فقط از طریق گوش ارتباط دارند و مواردی که عنوان میشود، لحظهای و گذرا است. اما مطبوعات در خانهها و محل کار باقی میماند و افراد متعددی آن را خوانده و در آن تعمق میکنند.
دیگر ضعف در مطبوعات را میتوان تقلید کورکورانه از غرب دانست. روزنامههای غرب قویتر و پختهتر هستند اما نباید شکل عنوان گزینی ما شبیه آنان شود. رهبر شهید انقلاب درباره این تقلید منفی و نادرست از رسانههای غربی فرموده بودند: «فرض بفرمایید کیفیت دستور زبان انگلیسی مثلاً در عقب و جلو بودن عناصر جمله با زبان فارسی فرق میکند. آنها طبق دستور و قاعده زبان خودشان شکل عنوان را مشخص میکنند. چه لزومی دارد که ما در زبان فارسی عیناً همان را تقلید کنیم؟! در بعضی از روزنامهها میبینیم که عیناً از شکل عنوان گزینی روزنامههای آمریکایی و انگلیسی تقلید میکنند که البته از ما بدتر در این زمینه عربها هستند. چه لزومی دارد این کار را بکنیم؟! فارسی زبانی غنی و شیرین است. هزار شیوه در کار فارسیگویی و فارسینویسی برای عنوان زدن وجود دارد خب از این شیوهها استفاده کنیم. البته آنها بعضی از کارهای خوب هم میکنند که باید یاد گرفت. مثلاً خوش آهنگ کردن عناوین در بین مطبوعات انگلیسی امر بسیار رایجی است؛ یعنی عنوانهای خوش آهنگ با سجعهای آغاز کلام میزنند. البته سجع ما نه در آغاز که در پایان کلام و جمله است. آنها از این کارها میکنند که خوب است. این کارها را اگر به طور محدود تقلید کنیم منعی ندارد؛ گرچه تقلید یکسره جایز نیست.»
مطبوعات از نشانههای رشد ملت
مطبوعات یک پدیده ضروری و لازم و اجتنابناپذیر برای جامعه ایران و هرجامعهای که بخواهد خوب زندگی کند است. مطبوعات سه وظیفه حداقلی دارند. اولین وظیفه آنان نقد و نظارت کردن است. در قدم دوم وظیفه دیگر مطبوعات اطلاعرسانی صادقانه و به صورت شفاف است تا از هرگونه شایعه و خطا جلوگیری شود. در قدم آخر آزادی قلم و بیان در دستور کار قرار دارد که حق مسلم مردم و مطبوعات است. این موارد جزء اصول مصرحه قانون اساسی است.
از دست دادن آزادی مطبوعات و از جانبی دیگر از دست دادن رشد قلمها باعث می شود که آن کشور موارد بسیار دیگری را نیز از دست بدهد. وجود مطبوعات آزاد یکی از نشانههای رشد یک ملت است. به عبارتی از طرفی رشد و آزادگی ملت بوجود میاید و از طرف دیگر به نوبه خود میتواند رشد ملت را افزایش دهد. به تعبیری از رهبر شهید انقلاب: «هنر بزرگ این است که کسی بتواند هم آزادی را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آسیبها دامنش را نگیرد.»
لزوم وجود نظارت بر مطبوعات
در مورد برخورد قضائی، قاضی باید بتواند آزادانه تصمیم بگیرد. نباید فشاری علیه قاضی وجود داشته باشد. همچنین علیه قاضی نباید جوسازی شود. قاضی باید بتواند فارغ از فشار جو، طبق قانون حکم صادر کند. این موضوع آنقدر مهم قلمداد شده است که در کار دادگاههایی که مربوط به نشریات بوده دخالتی هم صورت گرفته نشده است. نظارت بر مطبوعات یک وظیفه و یک کار لازم است. این مُر قانون اساسی و قانون مطبوعات و قانون عادی نیز است. بدون نظارت یقیناً خواستهها و مصالح ملی از مطبوعات تأمین نخواهد شد.
بعضی افراد خیال میکنند که افکار عمومی، منطقه آزاد و بیقیدوبندی است که هر کار خواستند با آن انجام دهند. اما افکار عمومی وسیله بازی نیست که هر کس هرکار خواست، بتواند با آن کند. با تحلیلهای غلط، شایعه سازی، تهمت و دروغ به ایمان و عواطف و باورها و مقدسات مردم آسیب میزنند و این موارد درست نیست. بنابراین نظارت لازم است تا این کارها انجام نشود. این یک وظیفه است و اگر انجام نگیرد، جای سؤال دارد که چرا انجام نمیگیرد؟ چه کسی موظف است؟ در درجه اول دستگاههای دولتی و بعد دستگاههای قضائی. اگر دستگاههای دولتی وظیفه خود را انجام دهند، نوبت به دستگاه قضائی نمیرسد.
اگر دستگاههای دولتی به هر دلیلی نتوانستند کاری را که بر عهده آنها است انجام دهند قاضی باید وارد میدان شود. قاضی هم مثل داور است؛ از قاضی نباید انتظار داشت که حکم نکند. یک داور در میدان ورزش به بازیکن خطا کار تذکر میدهد و اخطار میکند. اگر تذکر فایدهای نکرد به او کارت زرد نشان میدهد. اگر فایدهای نکرد، کارت قرمز نشان میدهد. آن کسی که به او تذکر میدهند اما قانع نمیشود و عمل نمیکند دوباره تذکر میدهند؛ فایدهای نمیکند، کارت زرد نشان میدهند؛ فایدهای ندارد طبیعی است که قانون کارت قرمز به او نشان میدهد؛ چارهای نیست. از قاضی اصلاً نباید شکوه داشت. کسی که غیر مسئولانه میخواهد هدایت افکار مردم را به دست گیرد صلاحیت این کار را ندارد. افکار عمومی باید با مطبوعات هدایت شوند. اگر کسی غیر مسئولانه و مغرضانه بخواهد این هدایت را در دست گیرد یقیناً خطا خواهد کرد.
امروزه که کشور در حال و احوالات پر از بحران روبرو است، نظارت بر مطبوعات و رسانه بیش از پیش مهم است و به طور قاطع باید صورت بگیرد. به همین دلیل است که در فضای التهابات کشوری نه تنها ایران بلکه تمامی کشورهای جهان با متخلفین با قاطعیت برخورد میکنند. افکار عمومی مردم نباید بازیچه دست اخبار غلط و احساسات نادرست شود.
مطبوعات در هر جامعهای، بازتابی از میزان آگاهی، آزادی و بلوغ فکری آن جامعه به شمار میروند. در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز رسانهها و مطبوعات، صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه در جایگاهی قرار دارند که میتوانند در هدایت افکار عمومی، تبیین حقایق و مقابله با جریانهای تحریفگر نقشآفرین باشند.
منبع:
«رسانه و فضای مجازی (رهنامه۳۰)»/ انتشارات انقلاب اسلامی




نظر شما