خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
اندیشکده «انستیتو واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» در گزارشی به مواضع رسمی چین و روسیه در قبال تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخته و تفاوتها و شباهتهای آنها را بررسی کرد.
بنا بر این گزراش در سطح کلی، هر دو کشور از همان ابتدای جنگ بهطور علنی از ایران حمایت سیاسی کرده و حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کردهاند. آنها این اقدامات را نقض قوانین بینالمللی، حاکمیت ایران و منشور سازمان ملل دانسته و خواستار توقف فوری درگیریها و بازگشت به مسیر دیپلماتیک شدهاند.
همچنین هر دو تلاش کردهاند از این بحران برای انتقاد از ایالات متحده و تضعیف نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا استفاده کنند.
به اعتقاد نویسنده با این حال، تفاوتهایی مهم در لحن و رویکرد آنها دیده میشود. روسیه موضعی بسیار تندتر و صریحتر اتخاذ کرده است. از همان روز اول، مقامات مسکو حملات را «تجاوزی عمدی» خوانده، درباره پیامدهای فاجعهبار هشدار داده و بهسرعت در سطح دیپلماتیک فعال شدهاند. این رویکرد نشان میدهد که مسکو، بهدلیل روابط نزدیک با ایران و منافع احتمالی پس از جنگ، هزینه کمی در اتخاذ موضعی سخت علیه آمریکا میبیند.
در مقابل، چین رویکردی محتاطانهتر و متوازنتر داشته است. پکن ضمن محکوم کردن حملات و حمایت از ایران، بیشتر بر ثبات منطقه، امنیت انرژی (بهویژه تنگه هرمز) و ضرورت مذاکره تأکید کرده است. چین همچنین تلاش کرده نقش میانجی را برجسته کند و از تنش با کشورهای خلیج فارس پرهیز نماید، زیرا منافع اقتصادی گستردهای در این منطقه دارد. حتی با گذشت زمان، مواضع چین بیشتر به سمت حمایت از ثبات منطقهای و در نظر گرفتن نگرانیهای کشورهای عربی حرکت کرده است.
به گفته نویسنده این گزارش در مجموع، اگرچه چین و روسیه در مخالفت با آمریکا همسو هستند، اما تفاوت در منافع استراتژیک باعث شده روسیه رویکردی تهاجمیتر و چین سیاستی محتاطانه و موازنهگرانه اتخاذ کند.
نشریه بلومبرگ در گزارشی با اشاره به طرح «پروژه آزادی» آمریکا در تنگه هرمز نوشت: طرح تازه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با نام «پروژه آزادی» برای هدایت کشتیهای گرفتار در تنگه هرمز، صاحبان کشتیها را سردرگم کرده و تاکنون نتوانسته جلوی ادامه حملات را بگیرد.
ترامپ بدون ارائه جزئیات عملیاتی، تنها وعده داده است که کشتیهای بهدامافتاده در خلیج فارس را بهطور امن از این آبراههای محدود خارج کند. مرکز اطلاعات مشترک دریایی روز دوشنبه از ایجاد یک «منطقه امنیتی تقویتشده» توسط آمریکا خبر داده و به کشتیها توصیه کرده از آبهای عمان عبور کنند، اما همزمان هشدار داده که به دلیل وجود مینهای پاکسازینشده، خطر بسیار زیاد است. صاحبان و مدیران چند کشتی که با بلومبرگ گفتگو کردهاند، خواستار جزئیات بیشتر و تضمین در مورد خطر مینها و امنیت در برابر حملات ایران شدهاند.
یعقوب لارسن، مسئول ارشد ایمنی و امنیت در بیمکو، بزرگترین انجمن کشتیرانی جهان، هشدار داده که طرح ترامپ میتواند خطر تشدید تنش را افزایش دهد، چرا که ایران هرگونه عبور بدون هماهنگی با نیروهای نظامی خود را تهدید کرده است. نشانه سردرگمی در شرایط فعلی این است که یک کشتی فلهبر با پرچم پاناما هنگام نزدیک شدن به تنگه در اوایل دوشنبه مسیر خود را عوض کرد و دو کشتی دیگر که روزها در منطقه معطل مانده بودند، به سمت غرب حرکت کردند.
رسانه های عربی و منطقه ای
الجزیره در مقاله ای به بررسی تحول رویکرد ایران نسبت به تنگه هرمز در جریان جنگ پرداخت و نوشت: در ابتدا، ایران تلاش کرد با اعلام عدم قصد برای بستن تنگه، پیام آرامش به جهان ارسال کند، اما این موضع بهسرعت تغییر کرد و به سمت تهدید، سپس «تعطیلسازی» و در نهایت طرح ایدههایی مانند مشارکت در تأمین امنیت حرکت کرد.
نویسنده تأکید میکند که ایران به تدریج به این درک رسید که اهمیت هرمز تنها در بستن آن نیست، بلکه در ایجاد ناامنی دائمی و افزایش هزینههای جهانی انرژی و تجارت است. این رویکرد در قالب مفهوم «مشارکت دیگران در درد» مطرح شد تا فشار جنگ به بازیگران بینالمللی نیز منتقل شود.
در ادامه، گفتمان ایران به سمت مفاهیمی تازه مانند «حقوق تاریخی»، «امنیت ویژه» و حتی دریافت «هزینه امنیتی» از کشتیها تغییر یافت؛ امری که در حقوق بینالملل برای تنگههای طبیعی بیسابقه است. این تغییر نشاندهنده تلاش برای بازتعریف نقش ایران در مدیریت امنیت خلیج فارس است.
مقاله نتیجه میگیرد که نگرانی کشورهای خلیج فارس نه صرفاً از بستن هرمز، بلکه از شکلگیری دیدگاهی است که میتواند به تغییر مفهوم حاکمیت و نظم منطقهای منجر شود؛ جایی که ایران میکوشد در تعیین قواعد امنیتی نقش برتری داشته باشد.
المیادین در مقاله ای به بررسی ماهیت اظهارات متناقض دونالد ترامپ در جریان تنش با ایران پرداخته و این پرسش را مطرح میکند که آیا این رفتارها ناشی از بیثباتی سیاسی است یا تاکتیکی عامدانه برای فشار بر رقیب. نویسنده معتقد است که سخنان ترامپ همزمان میتواند بازتابی از شخصیت غیرقابل پیشبینی او و ابزاری برای ایجاد سردرگمی در طرف مقابل باشد. در مقابل، ایران با رویکردی آرام و حسابشده، تلاش کرده اثر این جنگ روانی را کاهش دهد.
مقاله تأکید میکند که با وجود برخی موفقیتهای ایران و ناکامیهای آمریکا، هنوز نمیتوان از پیروزی یا شکست نهایی سخن گفت، زیرا جنگ بهطور کامل تعیینتکلیف نشده است. همچنین به سناریوهای احتمالی ادامه درگیری، از جمله فشار اقتصادی، حملات محدود یا تشدید تنش در تنگه هرمز اشاره میشود.
در بخش دیگری، نقش تنگه هرمز بهعنوان اهرم راهبردی ایران برجسته شده و بر این نکته تأکید میشود که تهران از ابزارهای جنگ نامتقارن برای افزایش هزینههای هرگونه اقدام نظامی آمریکا استفاده میکند. در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که نبود یک استراتژی شفاف از سوی آمریکا و پیچیدگی شرایط منطقه، پیشبینی آینده این بحران را دشوار کرده است.
الشرق الاوسط در مقاله ای به شکاف میان آمریکا و آلمان درباره نحوه برخورد با ایران پرداخته و می نویسد: جنگ جاری پیرامون ایران، کشورهای غربی را به دو دسته تقسیم کرده است: حامیان سیاستهای سختگیرانه دونالد ترامپ و مخالفان آن، از جمله فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان. مرتس معتقد است آمریکا فاقد استراتژی روشن در قبال ایران است، اما ترامپ این دیدگاه را رد کرده و او را به ناآگاهی متهم میکند.
تنش میان دو کشور با اقدام آمریکا در کاهش نیروهایش در آلمان تشدید شده است. در عین حال، مقامات آلمانی ضمن تلاش برای آرامسازی اوضاع، از ایران خواستهاند تنگه هرمز را بازگشایی کرده و از برنامه هستهای خود دست بکشد. آلمان تأکید میکند که همچنان با آمریکا در هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای همسو است.
نویسنده سپس به تأثیر تحریمها و محاصره دریایی آمریکا علیه ایران اشاره میکند و آن را بسیار مؤثرتر از حملات نظامی میداند و در نهایت، مقاله ادعا می کند که تصویر واقعی از وضعیت داخلی ایران نامشخص است و توصیه آلمان به تهران برای تغییر رفتار، شاید فرصتی برای تجدیدنظر باشد.
المسیره در مقاله ای به تنش فزاینده میان ایران و آمریکا در خصوص کنترل و مدیریت تنگه هرمز پرداخته و نوشت: ایالات متحده تلاش دارد با فشارهای نظامی، نفوذ ایران را در این گذرگاه راهبردی کاهش دهد و حتی از طرحی برای همراهی و حفاظت از کشتیها تحت عنوان «آزادی کشتیرانی» سخن گفته است. در مقابل، مقامات ایرانی بهویژه سپاه پاسداران تأکید دارند که ایران همچنان بر این تنگه تسلط دارد و هرگونه مداخله خارجی را نقض حاکمیت و آتشبس موجود میدانند.
کارشناسان حقوقی نزدیک به دیدگاه ایران، اقدامات آمریکا را نوعی «دزدی دریایی» توصیف کرده و معتقدند ایران بر اساس حقوق بینالملل و کنوانسیون حقوق دریاها، حق تنظیم عبور و مرور بهمنظور حفظ امنیت را دارد. به گفته آنان، ایران هرگز تنگه را نبسته، بلکه صرفاً در چارچوبی قانونی عبور کشتیها، بهویژه نظامی، را مدیریت میکند.
در سطح کلانتر، این تحولات بخشی از رقابت برای حفظ یا کاهش هژمونی آمریکا در منطقه ارزیابی میشود. تحلیلگران معتقدند واشنگتن با ترکیبی از فشار نظامی و دیپلماتیک به دنبال تثبیت نفوذ خود است، در حالی که ایران و متحدانش در تلاش برای مقابله با این روند هستند. همچنین اروپا با وجود برخی انتقادات، همچنان در چارچوب منافع راهبردی به آمریکا نزدیک باقی مانده است.
روزنامه الشرق الاوسط در مقاله ای به بحران بیسابقهای میپردازد که با بستن تنگه هرمز توسط ایران و افزایش سطح غنیسازی هستهای شکل گرفته و به یک بحران جهانی انرژی تبدیل شده است. نویسنده تنگه هرمز را به «رآکتوری خطرناکتر از تأسیسات هستهای» تشبیه میکند که آثار آن سراسر جهان و طرف های مختلف اعم از کشاورزان اروپا تا مصرفکنندگان آسیایی را در برگرفته است. این بحران نهتنها بازار انرژی بلکه ثبات اقتصادی و اجتماعی جهان را تهدید میکند.
مقاله با مقایسهای تاریخی به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ اشاره میکند؛ جایی که آمریکا و شوروی در آستانه جنگ هستهای قرار گرفتند اما با مصالحهای شامل امتیازات متقابل از فاجعه جلوگیری شد، هرچند این توافق برای خروشچف «تحقیرآمیز» تلقی شد.
نویسنده میپرسد آیا ترس از چنین «راهحل تحقیرآمیزی» مانع حل بحران فعلی است؟ او تردید دارد که ایران توافقی را بپذیرد که عقبنشینی تلقی شود، حتی اگر شامل رفع تحریمها و تضمین عدم حمله باشد. در مقابل، ترامپ نیز با رویکردی سختگیرانه خواهان پایان برنامه هستهای ایران و کنترل بحران هرمز است.
در نهایت، مقاله تأکید میکند که هر دو طرف در حال افزایش فشار هستند و اشتباه محاسباتی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی برای همه طرف ها به همراه داشته باشد.
رسانههای چین و روسیه
وبسایت روسی «ایزوستیا» در گزارشی به قلم «آلبرت کالاشیان» به بررسی پیامدهای عملیات دریایی آمریکا در تنگه هرمز و تأثیر آن بر تشدید تنش با ایران میپردازد. محور اصلی تحلیل این است که هرگونه مداخله نظامی مستقیم آمریکا در این گذرگاه راهبردی، نهتنها به کاهش بحران کمک نمیکند، بلکه خطر درگیری گستردهتر را افزایش میدهد.
در این گزارش تأکید میشود که تنگه هرمز بهدلیل عبور بخش قابلتوجهی از انرژی جهان، یک گلوگاه حیاتی است و هرگونه ناامنی در آن، پیامدهای جهانی دارد. در شرایط کنونی، با توجه به جنگ میان ایران و آمریکا و اقدامات متقابل دو طرف، این منطقه عملاً به صحنه یک «محاصره دوگانه» تبدیل شده است؛ ایران عبور کشتیها را محدود کرده و آمریکا نیز بنادر ایران را تحت محاصره دریایی قرار داده است.
نویسنده معتقد است طرح آمریکا برای «هدایت کشتیها» در هرمز، در ظاهر اقدامی بشردوستانه برای کمک به کشتیهای گرفتار است، اما در واقع میتواند بهعنوان ورود نظامی مستقیم تلقی شود. چنین اقدامی از نگاه ایران نقض حاکمیت و حتی آتشبس محسوب میشود و میتواند واکنش نظامی بهدنبال داشته باشد.
در ادامه گزارش، به این نکته اشاره میشود که ایران ابزارهای متنوعی برای کنترل یا اختلال در تردد دریایی در اختیار دارد؛ از جمله مینهای دریایی، پهپادها و قایقهای تندرو که هزینه و خطر حضور نظامی آمریکا را بالا میبرد. این وضعیت باعث میشود هرگونه عملیات همراهی یا حفاظت از کشتیها برای واشنگتن پرهزینه و خطرناک باشد.
همچنین تأکید میشود که برخلاف دهه ۱۹۸۰، شرایط امروز پیچیدهتر است؛ زیرا آمریکا خود یکی از طرفهای درگیری است و نقش «حامی بیطرف کشتیرانی» را ندارد. همین مسئله میتواند اعتماد شرکتهای کشتیرانی را کاهش دهد و حتی با وجود حضور نظامی آمریکا، امنیت کامل ایجاد نشود.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که عملیات احتمالی آمریکا در تنگه هرمز نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه به افزایش تنش، بالا رفتن احتمال درگیری مستقیم و بیثباتی بیشتر در بازار انرژی جهانی منجر خواهد شد.
وبسایت شبکه «راشاتودی» روسیه در گزارشی تحلیلی با مقایسه ساختار حاکمیتی ایران و آلمان تلاش میکند مفهوم «حاکمیت» را در چارچوب واقعیات ژئوپلیتیکی بازتعریف کند. بهزعم او، حاکمیت زمانی معنا دارد که یک کشور بتواند هم در داخل کنترل کامل داشته باشد و هم در برابر فشار و حملات خارجی مقاومت کند؛ معیاری که بر اساس آن، ایران «حاکم» و آلمان «وابسته» توصیف میشود.
نگارنده در ادامه مینویسد ایران طی ماههای اخیر در برابر جنگ ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی ـ شامل فشار نظامی، اقتصادی و اقدامات بیثباتکننده ـ ایستادگی کرده و نهتنها سناریوی تغییر نظام را خنثی کرده، بلکه ابتکار عمل را نیز تا حدی به دست گرفته است. از نگاه نویسنده، این مقاومت، جایگاه ایران را بهعنوان یک بازیگر مستقل تثبیت کرده و حتی بر معادلات بینالمللی تأثیر گذاشته است.
در مقابل، آلمان بهعنوان نمونهای از یک کشور فاقد حاکمیت کامل معرفی میشود؛ کشوری که به گفته نویسنده حتی در حفاظت از زیرساختهای حیاتی خود، از جمله در ماجرای «نورد استریم،» ناتوان بوده و در عین حال در سیاست خارجی تابعی از واشنگتن عمل کرده است. این وابستگی بهویژه در حمایت مالی و سیاسی از اوکراین و همسویی با سیاستهای آمریکا برجسته میشود.
نگارنده همچنین به تنشهای اخیر میان دونالد ترامپ و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان میپردازد و آن را نشانهای از بحران در روابط دو کشور میداند؛ بحرانی که بهگفته نویسنده، تا حد زیادی تحت تأثیر تحولات مربوط به ایران شکل گرفته است. حتی تهدید واشنگتن به خروج نیروهای نظامی از آلمان نیز در همین چارچوب ارزیابی میشود.
در جمعبندی، نویسنده معتقد است مقاومت ایران نهتنها جایگاه این کشور را تقویت کرده، بلکه شکافهایی در روابط آمریکا و متحدانش، بهویژه آلمان، ایجاد کرده و بهنوعی معیاری عینی برای تمایز میان «کشورهای مستقل» و «کشورهای تابع» ارائه داده است.
رسانههای رژیم صهیونیستی
یک رسانه صهیونیستی درباره توان ایران برای تولید سریع موشک ابراز نگرانی کرد و نوشت سرعت تولید موشک ایرانی ها بالاتر از توان تل آویو در ساخت موشک های رهگیر است.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی نوشت: اسرائیل افزایش تولید رهگیرهای موشکی آرو را بالا میبرد اما در مقابل ایران با سرعت بیشتری موشک تولید میکند. این رسانه صهیونیستی درباره ناتوانی تل آویو برای جبران کمبود موشک های رهگیر ابراز نگرانی کرد و افزود: در صورت ازسرگیری جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، آتشبس یکماهه برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی کافی نبوده است. انتشار گزارشهایی درباره کاهش شدید ذخایر موشکهای پدافندی رژیم صهیونیستی، موجی از نگرانی را در میان ساکنان مناطق اشغالی به دنبال داشته است. پیشتر، پایگاه خبری «سیمافور» آمریکا به نقل از مقامات این کشور گزارش داده بود که رژیم صهیونیستی با کمبود حاد و جدی در زمینه موشکهای پدافندی (رهگیر) روبه روست.
روزنامه صهیونیستی «اسرائیل هیوم» در گزارشی نوشت: ترکیه در تلاش است با ایفای نقش میانجی در بحرانهای منطقهای، از جمله میان ایران و آمریکا و همچنین در لبنان، نفوذ و جایگاه خود را تقویت کند. آنکارا پیشنهاد داده به توافقی میان طرفها و بهویژه با حزبالله کمک کند، اما این اقدام با تردید و مخالفتهایی روبهرو شده است. اردوغان میکوشد موفقیتی را که در روند مذاکرات مربوط به غزه بهدست آورد، در لبنان تکرار کند؛ جایی که ترکیه و قطر بهدلیل نفوذ بر حماس نقش مهمی یافتند.
این رسانه صهیونیستی افزود: این حضور میتواند به بازسازی حزبالله و محدود شدن آزادی عمل اسرائیل منجر شود. همزمان، گزارشها حاکی از آن است که ایران و حزبالله برای دور زدن تحریمها و محدودیتها، مسیرهای مالی و لجستیکی جدیدی از جمله از طریق ترکیه ایجاد کردهاند و از ابزارهایی مانند صرافیها و رمزارزها استفاده میکنند. همچنین سابقه همکاری اقتصادی سازمانیافته میان تهران و آنکارا، از جمله تبدیل درآمدهای انرژی به طلا، بهعنوان نمونهای از این روابط مطرح میشود.
اسرائیل هیوم نوشت: با وجود رقابت تاریخی، ایران و ترکیه در برخی موارد برای تضعیف دشمنان مشترک همکاری میکنند. در عین حال، ترکیه از بیثباتی احتمالی ناشی از تغییر رژیم در ایران نگران است. در این شرایط، اسرائیل حضور ترکیه در مذاکرات لبنان را تهدیدی جدی میداند و بر جلوگیری از آن تأکید دارد.
۰۸:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵


نظر شما