خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: نشر هرمس، که در میانه دهه هفتاد تأسیس شد، از معتبرترین ناشران ایران در حوزههای فلسفه، ادبیات، هنر و علوم انسانی بهشمار میرود و به انتشار آثار جدی و تخصصی نویسندگان و متفکران کلاسیک و معاصر شهرت دارد. این نشر با رویکردی کیفیتمحور، بر انتخاب سنجیده آثار، ترجمه و ویرایش دقیق، و چاپ و صفحهآرایی حرفهای تمرکز میکند و همکاری گستردهای با مترجمان و مؤلفان برجسته دارد. در آستانه نمایشگاه مجازی کتاب تهران با مرتضی کاردر مدیر این نشر به گفتگو نشستیم:
* در حال حاضر وضعیت تولید کتاب را چگونه ارزیابی میکنید؟
واقعیت این است که شرایط بهگونهای پیش میرود که تولید کتاب تقریباً به امری دشوار یا حتی ناممکن تبدیل شده است؛ نه فقط تولید کتاب، بلکه تولید بسیاری از کالاها بهطور کلی. علت اصلی این وضعیت، ناپایداری و نوسان شدید شرایط اقتصادی است. ادامه این روند نهتنها برای ناشران مشکلآفرین است، بلکه موجب کاهش جدی حجم تولید و حتی حذف یا کوچک شدن ناشران کوچک و بزرگ میشود. شاید بهتدریج به شرایطی برسیم که اتخاذ تصمیمات کلان برای حفظ و بقا در این حوزه ضروری باشد. این تصمیمات ممکن است توسط اتحادیهها و انجمنهای صنفی گرفته شود یا نیاز باشد نهادهای نظارتی اقداماتی انجام دهند. وضعیت فعلی قابل استمرار نیست؛ تولید و قیمتگذاری هر دو به شدت دشوار شدهاند.
* در چنین فضایی وضعیت مخاطبان چگونه است؟
مخاطب کتاب عمدتاً از طبقه متوسط است؛ مخاطبی که امکان خرید به هر قیمت را ندارد و دغدغههای فرهنگی و فکری او هم تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار میگیرد. بودجه محدودی هم دارد. بنابراین ناشر باید بین قیمت تمامشده و توان خرید مخاطب توازنی ایجاد کند؛ توازنی که این روزها برقرار کردن آن بسیار دشوار است. اگر روند افزایش قیمتها ادامه یابد، بسیاری از مخاطبان دیگر توان خرید کتاب نخواهند داشت. در نتیجه کتاب، حتی اگر تولید هم بشود، به مصرفکننده نهایی نمیرسد.
*وضعیت مواد اولیه، مانند کاغذ، در ماههای اخیر چگونه بوده است؟
در سال گذشته، بهویژه از دی و بهمن و پس از آزادسازی قیمتها و حذف ارز ترجیحی، شاهد افزایش قابل توجهی در قیمت کاغذ بودیم. ابتدا قیمت انواع کاغذ رشد کرد و به دنبال آن ناشران در آن مقطع با احتیاط بیشتری عمل کردند. با آغاز اسفندماه و همزمان با جنگ و حوادث بعدی و تعطیل شدن همه امور، روند تولید بیش از پیش کند شد. این در حالی است که در دو هفته اخیر نیز افزایش دیگری در قیمت کاغذ رخ داده و اکنون، در مقایسه با ماههای پیش از دیماه، قیمت برخی انواع کاغذ دوونیم تا سه برابر شده است. افزون بر این، در ابتدای سال جدید، قیمت خدمات چاپخانه، صحافی، لیتوگرافی و سایر خدمات وابسته نیز دستکم دو برابر افزایش یافته و مواردی که کمتر از این میزان افزایش داشته باشند، بسیار محدودند.
نتیجه این شرایط آن است که چاپخانهها و صحافیها، که بخشی از فعالیت خود را معمولاً از سفارشهای غیرکتابی مانند سررسیدها تأمین میکردند، اکنون با کاهش شدید کار مواجه شدهاند. بسیاری از آنان اعلام میکنند که حجم فعالیتشان بیش از نصف کاهش یافته و در وضعیت بلاتکلیف و معلق قرار دارند. این در حالی است که ناشران نیز در چنین شرایطی توان تولید خود را از دست دادهاند و تماسهای مکرری از چاپخانهها دریافت میکنند که در پی یافتن کار و سفارش هستند، حال آنکه مشکل اصلی، ناپایداری قیمتها و دشواری تأمین مواد اولیه است.
از سوی دیگر، مسئله قراردادها نیز قابل تأمل است. زمانی شمارگان سههزار نسخه معیار قراردادهای نشر بود و اعداد و درصدها در آن قالب معنا پیدا میکرد و امکان اغماض در برخی موارد وجود داشت. اما با گذشت زمان، شمارگان به ۱۵۰۰ نسخه، سپس ۱۰۰۰، ۵۰۰ و اکنون در مواردی حتی به ۳۰۰ یا ۱۰۰ نسخه رسیده است. این تغییر اساسی در شرایط تولید، لزوم بازنگری در قوانین و قراردادهای نشر را آشکار میسازد. در وضعیت کنونی، یا باید این روند ادامه یابد و بسیاری از ناشران آسیب ببینند، یا باید بهگونهای تصمیمگیری شود که تداوم فعالیت یک نشر، بر انتشار یک عنوان خاص مقدم دانسته شود. در این میان، همکاری و همراهی بیشتر مؤلفان و مترجمان نیز ضروری است تا چرخه نشر بتواند در این دوره دشوار دوام بیاورد.
* با وجود این شرایط، امسال چه میزان کتاب جدید خواهید داشت؟
در مورد کتابهای جدید، باید گفت که عناوین تازه ما عمدتاً محصول یک سال اخیر است. در نمایشگاه ۱۴۰۴ تقریباً هر روز یک کتاب تازه عرضه کردیم و قصد داریم امسال نیز حدود یازده عنوان چاپ اول را در خود نمایشگاه رونمایی کنیم. با این حال، باید توجه داشت که بسیاری از ناشران، بهویژه در حوزه علوم انسانی، ادبیات و فلسفه، در سه تا چهار ماه اخیر تولید بسیار محدودی داشتهاند و تعداد کتابهای منتشرشده در این حوزهها انگشتشمار است. این واقعیت نشان میدهد که شرایط تولید برای بسیاری از ناشران بسیار دشوار شده است.
* نظر شما درباره زمان تعیینشده برای نمایشگاه کتاب مجازی چیست؟
در چنین وضعیتی، برگزاری نمایشگاه مجازی نیز نیازمند بررسی دقیق است. نخستین پرسش این است که زمان تعیینشده بر چه اساسی انتخاب شده است؟ در شرایطی که اخبار مربوط به احتمال پایان آتشبس یا وقوع دوباره درگیریها منتشر میشود، هرگونه تغییر شرایط میتواند برنامهریزی را دچار اختلال کند. حتی اگر از این موارد صرفنظر کنیم، تعیین زمان نمایشگاه باید با توجه به واقعیتهای اقتصادی و توان تولید ناشران صورت گیرد. لازم است بررسی شود که ناشران تا چه میزان توان تولید دارند، چه میزان مواد اولیه در بازار موجود است و وضعیت کلی نشر چگونه است. تنها در این صورت میتوان به زمانبندیای دست یافت که مورد پذیرش عمومی باشد. به نظر میرسد که زمان انتخابشده بدون توجه کافی به این متغیرهای مهم تعیین شده است.
افزون بر این، شرایط به قدری ناپایدار است که وضعیت بازار روزانه و هفتگی تغییر میکند. اگر افزایش قیمتها تثبیت شود و روند صعودی متوقف گردد، ناشران میتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. اما اگر هر هفته شاهد افزایش تازهای باشیم، برنامهریزی برای تولید و انتشار کتاب دشوارتر خواهد شد. شرایط جامعه با سرعت تغییر میکند و اگر زمانبندی نمایشگاه با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی همخوان نباشد، مشکل ایجاد میشود. ناشران باید بتوانند تولید کنند و مواد اولیه در دسترس باشد. در شرایطی که قیمتها هفته به هفته تغییر میکند، تعیین زمان ثابت دشوار است. به نظر میرسد در این مورد دقت کافی نشده و جای تأمل دارد.
اگر قرار است وزارت ارشاد یا خانه کتاب بهعنوان نهاد حاکمیتی متولی این رویداد باشند، ناشر باید احساس کند که گام مؤثری رو به جلو برداشته شده است؛ نه اینکه تنها بگویند «ما فروش را مدیریت میکنیم» بدون ارائه خدمات لازم.
* با همه این موارد نمایشگاه مجازی به نظر شما بودنش بهتر است یا نبودنش؟ تجربه برگزاری نمایشگاه کتاب بهصورت مجازی نشان داد که فعالان صنعت نشر و مخاطبان آن یک «قرار سالانه» دارند؛ رویدادی که با نام نمایشگاه کتاب شناخته میشود. در دوره پاندمی کرونا، همانگونه که نمایشگاههایی مانند فرانکفورت و بسیاری دیگر در جهان بهصورت مجازی برگزار شدند، ما هم این مسیر را طی کردیم تا این سنت فرهنگی متوقف نشود. میتوان گفت که تجربه نمایشگاه مجازی از این جهت موفق بود که اجازه نداد این روند سالانه گسسته شود. امسال نیز، با وجود تمام چالشهایی که مطرح شد، میتوان چنین نگاهی داشت؟
به نظر من میشود با آرامتر شدن شرایط و بازگشت ثبات، نمایشگاه حضوری در زمان دیگری ــ شاید با فاصله دو تا سه ماه و نزدیک به شهریور یا مهر ــ برگزار شود. اما لازم است موضوع را از زاویه دیگری نیز بررسی کنیم. از میانه دهه شصت که نمایشگاه کتاب تهران شکل گرفت و سپس در دهه هفتاد تثبیت شد، این رویداد بهتدریج ارتقا یافت و حتی در ابتدای دهه هشتاد به الگویی قابل توجه در منطقه تبدیل شد. با این حال، در سالهای اخیر روند رو به رشد آن حفظ نشده و آزمون و خطاهای مکرر کیفیت آن را تحت تأثیر قرار داده است. امروز دیگر نمایشگاه کتاب تهران برتری پیشین خود را نسبت به کشورهای منطقه ندارد و بسیاری از آنان از ما پیشی گرفتهاند. زمانی ناشران عرب و نیز نمایندگیهای ناشران بینالمللی حضور گستردهای در نمایشگاه تهران داشتند، اما اکنون بخش بینالملل عملاً تضعیف شده و در سهچهار سال اخیر به سمت حذف کامل پیش رفته است. حضور محدود چند دفتر توزیعکننده در تهران، جایگزین حضور واقعی نمایندگان ناشران و آژانسهای معتبر نشده و بسیاری از بخشهای مهم نیز به مرور از میان رفتهاند؛ از جمله کیفیت غرفهسازی، سالنهای نشستها و سطح محتوایی رویدادها.
این روند نهتنها حفظ نشده، بلکه در مواردی رو به عقب نیز حرکت کرده است. همین نگاه درباره نمایشگاه مجازی نیز صدق میکند. چه موافق برگزاری نمایشگاه باشیم و چه مخالف، واقعیت این است که نمایشگاه کتاب تهران به یک «ضیافت عمومی» تبدیل شده است؛ رویدادی که حتی کسانی که کتابخوان نیستند نیز از برگزاری آن در اردیبهشت مطلعاند و آن را بخشی از تقویم فرهنگی شهر میدانند. رویدادی با چنین وسعت و شناختهشدگی، نیازمند «عزم عمومی» و همکاری واقعی میان همه نهادهایی است که در برگزاری آن نقش دارند.
از یک منظر میتوان گفت حفظ «قرار سالانه» صنعت نشر اهمیت دارد؛ همانگونه که در دوران کرونا نمایشگاه مجازی برگزار شد و درست هم بود. واقعیت این است که در دورهای که نمایشگاه مجازی برگزار شد، همراهی همه نهادهای درگیر ــ از جمله شرکت پست، وزارت ارشاد و ناشران ــ موجب شد این رویداد بهخوبی انجام شود و رضایت عمومی قابل توجهی نیز حاصل گردد. اگر قرار است این نمایشگاه هر سال تکرار شود، لازم است زمانبندی و کیفیت خدمات آن مورد بازنگری قرار گیرد و ارتقا یابد. نمایشگاه مجازی برای افرادی که به هر دلیل امکان حضور در تهران را ندارند بسیار مهم است، اما برای کارآمد شدن آن باید ابزارهای جستوجو هوشمندتر شود و زیرساخت خدماترسانی به شکل جدی تقویت گردد.
بهویژه در دوره نمایشگاه، زمانی که بخش عمده مرسولات پست را کتاب تشکیل میدهد، ضروری است آموزش ویژهای برای نیروهای ارسال و بستهبندی در نظر گرفته شود. پست، در همکاری با ناشران، باید بهترین شیوههای بستهبندی کتاب را بیاموزد و حتی در صورت نیاز، تولید پاکتها یا جعبههای اختصاصی و استاندارد برای کتاب را در دستور کار قرار دهد تا آسیب به حداقل برسد. این نوع هماهنگی و برنامهریزی همان «عزم عمومی» است؛ نه اینکه صرفاً جلسهای برگزار شود و تفاهمنامهای امضا گردد بدون آنکه تغییر واقعی در عملکرد رخ دهد. در غیر این صورت، ناگهان میبینیم درصد قابل توجهی از کتابهای ارسالشده آسیب میبینند.
اگر قرار است وزارت ارشاد یا خانه کتاب بهعنوان نهاد حاکمیتی متولی این رویداد باشند، ناشر باید احساس کند که گام مؤثری رو به جلو برداشته شده است؛ نه اینکه تنها بگویند «ما فروش را مدیریت میکنیم» بدون ارائه خدمات لازم.
مشکل اینجاست که درباره این موضوعات گفتوگو و همفکری کافی انجام نشده و تصمیمها اغلب یکطرفه اتخاذ شده و تبعات آن نیز چندان مورد توجه قرار نگرفته است. نمایشگاه مجازی یا حتی نمایشگاه حضوری در دو یا چهار ماه آینده میتواند برگزار شود، اما ضروری است که این روند بر پایه تعامل واقعی و دوطرفه باشد؛ زیرا چنین رویدادهایی با تصمیمگیری یکجانبه به نتیجه مطلوب نخواهند رسید. برگزاری نمایشگاه باید مزیت ایجاد کند، نه اینکه صرفاً یک رویداد صوری باشد.
در شرایط فعلی، زمانی که کشور با دشواریهای اقتصادی و حتی وضعیتهای غیرعادی و جنگی مواجه است، ضرورتی ندارد صرفاً برای حفظ تقویم فرهنگی، نمایشگاه کتاب یا برنامههای مشابه را به هر قیمتی برگزار کنیم. بسیاری از برنامهها، اگر یک یا دو ماه جابهجا شوند، خللی در اصل موضوع ایجاد نمیکنند. دشواری، نه در تغییر زمان، بلکه در فقدان ارزیابی دقیق از وضعیت واقعی صنعت نشر است. به نظر میرسد زمانبندی نمایشگاه کتاب، فارغ از بررسی توان تولید ناشران، وضعیت تامین مواد اولیه و شرایط بازار تعیین شده است؛ در حالیکه این متغیرها بهطور مستقیم بر کیفیت حضور ناشران تأثیر دارد. وقتی اوضاع بازار کاغذ و چاپ روزانه و هفتگی تغییر میکند، هر تصمیمی که بدون شناخت این پویاییها گرفته شود، در عمل غیرواقعبینانه است.
* از وزارت ارشاد چه توقعی میرود؟
در چنین شرایطی، توقعی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد، تنها برگزاری رویدادها یا نمایشگاه مجازی نیست، بلکه تنظیم و ساماندهی وضعیت کلان نشر است. سالهاست برخی مسائل بنیادین صنعت نشر به حال خود رها شدهاند؛ از جمله پدیده ناشران تقلبی یا بهاصطلاح «ناشران قلابی» که بخش بزرگی از بازار را در اختیار گرفتهاند اما در تصمیمگیریهای اصلی فرهنگی جایی ندارند. این ناشران بدون طی فرایندهای قانونی و فنی نشر، کتابهای دیگر ناشران را یا به شکل غیرقانونی تکثیر میکنند یا با نامها و ترجمههای مشابه، نسخههایی متفاوت از همان آثار را منتشر میسازند.
بهگونهای که امروز برای بسیاری از آثار معروف، دهها ترجمه و نسخه بیاعتبار در بازار وجود دارد — از «بیگانه» و «پیرمرد و دریا» تا «خورشید همچنان میدمد» و «گوژپشت نوتردام». مخاطب معمولی قادر به تشخیص نسخههای معتبر از ترجمههای سطحی نیست، و این مسئله نهتنها به کاهش اعتبار فرهنگی نشر، بلکه به سودبردن ناشران غیرحرفهای از فضای ناایمن بازار منجر میشود. این مشکل در فضای نمایشگاه مجازی نیز تشدید میشود، زیرا در سامانههای جستوجوی نمایشگاه، آثار اصل یا ترجمههای معتبر غالباً در فهرست وجود ندارند و آثار بیکیفیت با نامهای مشابه در صدر جستوجو قرار میگیرند. در نتیجه، چنین نمایشگاهی بیشتر به نفع ناشران سودجو تمام میشود تا ناشران حرفهای و اصیل.
یکی دیگر از معضلات صنعت نشر، افزایش غیرمنطقی تعداد ناشران رسمی و بیضابطه بودن روند صدور مجوز است. امروز صدور امتیاز نشر در مواردی تبدیل به نوعی امتیاز اداری یا حتی رانت شده و بسیاری از افراد بدون فعالیت واقعی، امتیاز نشر یا روزنامه دارند. این وضعیت یادآور نابسامانی مطبوعات است، جایی که در حالیکه هزاران مجوز هفتهنامه و روزنامه ثبت شده، در واقع تنها چند نشریه واقعی منتشر میشود. آمارهای ظاهراً امیدوارکننده، در عمل تصویری گمراهکننده ایجاد میکنند: بالا بودن عدد ناشران شرکتکننده در نمایشگاه، الزاماً به معنای رونق فرهنگی نیست. ممکن است هزاران ناشر نامنویسی کنند، اما نبود ده ناشر اصلی و معتبر میتواند بخش عمده اعتبار و جذابیت نمایشگاه را از میان ببرد.
واقعیت این است که رونق واقعی صنعت نشر در دست شمار محدودی ناشر حرفهای است -ناشرانی که اگر آثارشان در کتابفروشیها نباشد، مخاطب احساس خلا فرهنگی میکند-. در مقابل، گروهی از ناشران از وضعیت نابسامان موجود ارتزاق میکنند و عملاً زمینههای آسیبدیدگی بیشتر کل چرخه نشر را فراهم میسازند. این وضعیت نیاز به «غربال» جدی دارد: ارزیابی اقتصادی برای میزان توان تولید، ارزیابی کیفی برای اصالت محتوا، و ارزیابی حقوقی برای رعایت قوانین نشر. بدون چنین پالایشی، ادامه وضعیت فعلی به زیان همه فعالان نشر تمام خواهد شد.
در نهایت، در خصوص نمایشگاههای مجازی نیز نباید تنها بر کمیت ناشران شرکتکننده تأکید کرد. مهم است که بدانیم جامعه مخاطبان چه نوع کتابهایی را جستوجو میکند. در حال حاضر، حتی در آثار کلاسیک مذهبی و ادبی مانند دیوان حافظ، مثنوی معنوی یا نهجالبلاغه، نسخههای چاپی نازل و غیررسمی وجود دارد که در آمار نمایشگاهها به حساب آورده میشوند. اگرچه هر کتاب ممکن است مخاطب خود را داشته باشد، اما شمارش این گونه آثار در آمار رسمی نمایشگاهها، نه کمکی به صنعت نشر میکند و نه تصویر درستی از وضعیت فرهنگی کشور ارائه میدهد.
بالا بودن عدد ناشران شرکتکننده در نمایشگاه، الزاماً به معنای رونق فرهنگی نیست. ممکن است هزاران ناشر نامنویسی کنند، اما نبود ده ناشر اصلی و معتبر میتواند بخش عمده اعتبار و جذابیت نمایشگاه را از میان ببرد.
* در وضعیت فعلی را برای کل صنعت نشر چگونه میبینید؟
متأسفانه بهدلیل ملاحظات و تعارفات نهادی، تصمیمگیران از اتخاذ تصمیمهای سخت و اصلاحات جدی در این زمینه پرهیز میکنند. اما اگر خواهان پایداری و سلامت در صنعت نشر باشیم، باید با این تعارفات خداحافظی کرد و به سمت تصمیمهای شجاعانه و اصلاحات ساختاری رفت. در فضای فعلی، چه در نمایشگاه حضوری و چه در نمایشگاه مجازی، ادامه وضعیت موجود کمکی به نشر کشور نمیکند؛ بلکه آن را بیش از پیش گرفتار آشفتگی اقتصادی و فرهنگی خواهد ساخت.
برگزاری نمایشگاه -چه حضوری چه مجازی- باید نتیجه همکاری واقعی همه نهادهای درگیر باشد. اگر این هماهنگی وجود نداشته باشد، نمایشگاه فقط یک عنوان خواهد بود، نه یک رویداد مؤثر. امیدوارم با تصمیمگیریهای دقیقتر و همراهی عمومی، بتوانیم چرخه نشر را از این وضعیت دشوار عبور دهیم.



نظر شما