به گزارش خبرنگار مهر؛ جنگ اخیر در منطقه غرب آسیا و تجاوز نظامی نیروهای آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران یک واقعیت کمتر دیدهشده را آشکار کرده است. صنعت فناوری عمیقاً به انرژی، حملونقل، مواد خام و ثبات ژئوپلیتیک وابسته است. افزایش قیمت نفت فقط مسئله پالایشگاهها، خودروها و بودجه دولتها نیست. وقتی نفت گران میشود، زنجیرهای از هزینهها در سراسر اقتصاد دیجیتال، از برق مراکز داده و تولید تراشه تا حمل تجهیزات، بیمه دریایی، سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و قیمت نهایی خدمات دیجیتال فعال میشود.
بر اساس گزارش اخیر تشدید دوباره تنشها بر سر آتشبس ایران باعث شد قیمت نفت برنت و نفت خام آمریکا به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسد. همین گزارش تأکید میکند که محدودیت در تنگه هرمز و اختلال در جریان نفت، بازار را در وضعیت نوسان شدید نگه داشته است. این عدد برای صنعت فناوری فقط یک شاخص انرژی نیست؛ بلکه علامتی از ورود هزینههای زیرساختی به مرحلهای پرریسکتر محسوب میشود.
فناوری دیجیتال روی زمین انرژی ایستاده است
تصور رایج این است که اقتصاد دیجیتال از اقتصاد صنعتی فاصله گرفته است، اما مراکز داده، کارخانههای تراشه، شبکههای ابری و زیرساختهای هوش مصنوعی همگی به برق پایدار، ارزان و قابل پیشبینی نیاز دارند. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است مصرف برق مراکز داده از ۴۸۵ تراوات ساعت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۵۰ تراوات ساعت در سال ۲۰۳۰ برسد و مصرف مراکز داده متمرکز بر هوش مصنوعی در همین دوره سه برابر شود. به همین دلیل، هر شوک در بخش انرژی مستقیماً در اقتصاد هوش مصنوعی، رایانش ابری و خدمات دیجیتال منعکس میگردد.
اثر نفت بر برق در همه کشورها یکسان نیست، زیرا بخشی از برق جهان از گاز، زغالسنگ، انرژی هستهای و منابع تجدیدپذیر تأمین میشود. با این حال، افزایش نفت معمولاً هزینه سوخت، حملونقل، بیمه، مواد اولیه، تجهیزات و انتظارات تورمی را بالا میبرد. نتیجه آن است که شرکتهای فناوری، حتی اگر مستقیماً نفت مصرف نکنند، از مسیر هزینه برق، سرمایش، لجستیک و سرمایهگذاری آسیب میبینند.
تراشهها و تأثیر مستقیم شوک نفتی
صنعت تراشه از حساسترین بخشهای فناوری در برابر شوک انرژی محسوب میشود. کارخانههای تولید تراشه با مصرف عظیم برق، آب، گازهای صنعتی و مواد شیمیایی فعالیت میکنند. مؤسسه بینالمللی «IDC» در ارزیابی خود از پیامدهای جنگ غرب آسیا تصریح کرده است که افزایش قیمت انرژی هزینه مراکز داده، تولید نیمههادیها، لجستیک و تولید صنعتی را بالا میبرد و میتواند اولویتبندی پروژههای هوش مصنوعی و تحول دیجیتال را تغییر دهد.
در این میان، مسئله فقط برق نیست. اختلال در صادرات گاز مایع قطر و تنگه هرمز، بازار هلیوم را نیز تحت فشار قرار داده است. هلیوم برای تولید تراشه، تصویربرداری پزشکی و برخی فرایندهای صنعتی پیشرفته اهمیت راهبردی دارد. از همین روی، رویترز گزارش کرده است که اختلال در فرآوری گاز قطر، قیمت نقدی هلیوم را از زمان آغاز بحران تقریباً دو برابر کرده است. این بدین معنا است که جنگ ایران از مسیر انرژی و گازهای صنعتی، به قلب زنجیره تولید تراشه نفوذ کرده است.
وضعیت هوش مصنوعی در برابر نفت صد دلاری
رشد هوش مصنوعی بر پایه محاسبات ارزان و انبوه بنا شده است. مدلهای بزرگ زبانی، سامانههای مولد تصویر، زیرساختهای ابری و پردازندههای گرافیکی همگی به برق، سرمایش، تراشه و سرمایهگذاری سنگین نیاز دارند. وقتی بهای نفت در هر بشکه بالای صد دلار تثبیت میشود، سه فشار همزمان شکل میگیرد:
· هزینه عملیاتی مراکز داده افزایش مییابد
· تولید تراشه گرانتر میشود
· سرمایهگذاران نسبت به پروژههای پرهزینهتر محتاطتر میشوند
در چنین وضعیتی، شرکتهای بزرگ فناوری احتمالاً پروژههای هوش مصنوعی را متوقف نمیکنند، اما اولویتها تغییر میکند. پروژههای نمایشی، آزمایشی و کمبازده کنار میروند و سرمایه به سمت زیرساختهایی حرکت میکند که بازده مستقیم، مشتری قطعی و دسترسی مطمئن به انرژی دارند. به بیان ساده، کارشناسان معتقدند که هوش مصنوعی پس از جنگ ایران بیش از گذشته به جغرافیای انرژی وابسته میشود.
تنگه هرمز و امنیت اقتصاد دیجیتال
تنگه هرمز فقط مسیری ساده برای انتقال نفتی نیست. طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، این تنگه یکی از مهمترین گذرگاههای نفتی جهان است و اختلال در آن اثر فوری بر بازار انرژی دارد. آژانس بینالمللی انرژی نیز اعلام کرده که در سال ۲۰۲۵ بخش مهمی از گاز مایع عبوری از این تنگه به بازارهای آسیایی میرفته است و حدود ۲۷ درصد واردات گاز آسیا از مسیر هرمز تأمین شده است. این نکته برای صنعت فناوری اهمیت ویژه دارد، زیرا شرق آسیا مرکز ثقل تولید تراشه، نمایشگر، حافظه، سرور و تجهیزات الکترونیکی است.
در شرایطی که انرژی آسیا گران یا فرایند تأمین آن دچار اختلال میشود، هزینه تولید در کره جنوبی، تایوان، ژاپن و چین نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. این فشار در نهایت به قیمت سرورها، کارتهای گرافیکی،تجهیزات مخابراتی، گوشی هوشمند، لپتاپ و خدمات ابری انتقال مییابد.
بنابراین، مخاطب باید بداند که افزایش قیمت نفت فقط در نرخ بنزین یا بودجه دولت دیده نمیشود؛ بلکه این افزایش میتواند در قیمت گوشی، لپتاپ، اینترنت، خدمات ابری، نرمافزارهای اشتراکی و حتی هزینه توسعه کسبوکارهای دیجیتال نیز ظاهر شود.
برندگان و بازندگان فناوری در شوک نفتی
در سطح جهانی، همه شرکتهای فناوری به یک اندازه آسیب نمیبینند. شرکتهایی که مالک مراکز داده کممصرف، قراردادهای بلندمدت برق، نیروگاه اختصاصی یا دسترسی به انرژی تجدیدپذیر دارند، موقعیت بهتری پیدا میکنند. از سوی دیگر، شرکتهایی که فقط مصرفکننده خدمات پردازشی هستند و توان چانهزنی برای تأمین انرژی ارزان ندارند، آسیبپذیرتر میشوند. به همین دلیل، مزیت رقابتی آینده فقط در تراشه قویتر یا مدل هوش مصنوعی بهتر خلاصه نمیشود و دسترسی به برق پایدار، ارزان و امن نیز بخشی از قدرت فناورانه به شمار میرود.
جنگ ایران با متجاوزان آمریکایی و صهیونیست نشان داد که فناوری از ژئوپلیتیک جدا نیست. نفت گران، فقط شاخص بازار انرژی نیست و نشانهای از افزایش هزینه در عمق اقتصاد دیجیتال محسوب میشود. صنعت فناوری برای رشد به برق، تراشه، گازهای صنعتی، حملونقل امن، سرمایه ارزان و ثبات سیاسی نیاز دارد. هر اختلال جدی در این مؤلفهها میتواند آینده هوش مصنوعی، تولید تراشه و خدمات دیجیتال را کندتر، گرانتر و متمرکزتر کند.
۱۶:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۴


نظر شما