محمدرضا سرسالاری در گفتگو با خبرنگار مهر بر جایگاه انکارناپذیر شاهنامه در فرهنگ و هویت ایرانی، به ویژه در پاسداری از زبان فارسی و یگانگی فارسیزبانان در سراسر جهان، تأکید و اظهار کرد: شاهنامه در مرکز دل، زبان و فرهنگ ایران و ایرانی جای دارد و نقش این کتاب در گسترش و پاسداری زبان فارسی، استقلال فرهنگی ایران و ایرانی، و یگانگی فارسیزبانان پراکنده در جهان، انکارناپذیر و روشن است.
شاعر، نویسنده و مدرس شاهنامه شاهنامه را سرگذشت ملتی معرفی کرد که پایدار و بافرهنگ در مقابل هر هجومی که خواسته گوهر و اصالت این مملکت را بر هم بزند، با ذوق، اندیشه و عاطفه ایستادگی کرده است، رویکردی که در گذر تاریخ و در خودِ داستانهای شاهنامه به تصویر کشیده شد است.
وی با اشاره به برخی مضامین شاهنامه عنوان کرد: محرکهای نیرومندی در شاهنامه وجود دارد، مانند شورآفرینی در عشق، عشق به آزادی، حس افتخار و انتقام، نامجویی و کینخواهیهای موجه و مثبت که جای قهرمانهای جنسی و فراانسانیِ افسانههای دیگر کشورها را گرفته است. کاوه آهنگر نمونه کاملی از شهامت و مردانگی مردم مظلوم است که در برابر پادشاهی ستمگر، دم از آزادمنشی، عدالتطلبی و نستوهی میزند و برای «زندگیسازی» قیام میکند.
اهمیت «داد» و «دادگری» در جهانبینی شاهنامه
سرسالاری اهمیت «داد» و «دادگری» را در جهانبینی شاهنامه حیاتی دانست و گفت: این مفهوم آنقدر مهم است که فردوسی معتقد است «دادخواهی» و «داد دادن»، سعادت جوامع بشری و مهمترین خواسته خداوند از بندگان است. این آموزه جهانی، که در آن ظلمستیزی و عدالتجویی به اقتضای رویدادهای حماسی از زبان اشخاص مختلف جاری است، میتواند الگویی برای همه فرهنگها باشد. نفس عدالتخواهی و مبارزه با بیداد، امری است که شاهنامه به ما یاد میدهد در آن راستین و ثابتقدم باشیم، نه فقط در حد ادعا.
شاعر، نویسنده و مدرس شاهنامه افزود: این مسئله می تواند یک آموزه جهانی باشد، تمام کشورها و فرهنگ های دنیا باید در برابر این پرچمی که فردوسی بلند کرده سر تعظیم فرو آوردند. در سراسر شاهنامه، موضوع ظلم ستیزی و عدالت جویی به اقتضای مباحث و رویدادهای حماسی از زبان اشخاص مختلف ساری و جاری است. در داستان هوشنگ که دومین پادشاه اساطیری ایران است میخوانیم«چوبنشست بر جایگاه مهی.. چنین گفت بر تخت شاهنشاهی.. که بر هفت کشور منم پادشاه.. به هرجای پیروز و فرمانروا.. به فرمان یزدان پیروزگر.. به داد و دهش تنگ بسته کمر»
وی گفت: این داستان متعلق به زمانی است که هنوز آتش کشف نشده اما در ایران از «داد و دهش» صحبت شده. در داستان تهمورث دیوبند هم میخوانیم که وقتی این پادشاه با بزرگان حرف می زند می گوید «جهان از بدی ها بشویم به رای.. پس آنگه کنم به گیتی کنم گردپای» یعنی تهمورث میگوید اولین کارم باید این باشد که دنیا را با دادگری و مهربانی از بدیها پاک کنم.
سرسالاری گفت: در داستان فریدون می خوانیم «هرآن چیز کز راهِ بیداد دید.. هر آن بوم و بر کان نه آباد دید.. به نیکی ببست آن همه دست بد.. چنان کز رهِ شهریاران بود» یعنی فریدون نخستین کارش این بود که «بیداد» را از روی زمین از بین برد و با نیکی، دست بدی ها را بست آن طوری که شایسته شهریاران است.
شاعر، نویسنده و مدرس شاهنامه افزود: در دورانِ پهلوانی شاهنامه هم باز ماجرای داد و دادگری را می بینیم، در داستان کیخسرو می خوانیم «بگسترد گرد جهان داد را.. بکند از زمین بیخِ بیداد را» این واژه انگار واژه کلیدی شاهنامه است و حلقه گمشده دنیای امروز هم همین است.
لزوم گسترش فرهنگ داد و دادخواهی
وی گفت: وظیفه ما در بزرگداشت فردوسی، نباید صرفا نوشتن مقاله و سخنرانی باشد، بلکه هر کس در هر جایگاهی باید در راه گسترش فرهنگ داد، دادخواهی، مهر و مهرورزی قدم بردارد تا دنیای بهتری داشته باشیم. این مسیر با خواندن و فهمیدن شاهنامه آغاز میشود.


نظر شما