خبرگزاری مهر - مجله مهر: چند روز پیش هنگامی که دونالد ترامپ وارد پکن شد تا با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، دیدار کند. تیم آمریکایی و رسانههای نزدیک به او از چند روز قبل این سفر را یک نمایش بزرگ سیاسی برای نشان دادن قدرت آمریکا توصیف میکردند و قرار بر این بود که واشنگتن در حالی که در بن بستی جنگی با ایران قرار دارد، دوباره قدرتش را به رخ رسانهها بکشد و خواستههایش درباره راههای برون رفت از این بنبست جنگی را به چین دیکته کند و همانند همیشه خودش را رهبر بلامنازع دنیا معرفی نماید. اما آنچه در نهایت از این سفر به یاد ماند، نه پیروزی دیپلماتیک ترامپ، بلکه تصویری بود که بیشتر به سفرهای ناصرالدین شاه قاجار شبیه بود تا دیدار یک ابرقدرت با رقیبش.
ناصرالدین شاه وقتی به فرنگ سفر میکرد، با حیرت و تعجب از پیشرفتهای اروپا یادداشت بر میداشت؛ شاه کشوری که بی نصیب از پیشرفت های آن زمان بود، با دیدن قطار، کارخانهها و نظم شهری، مدام قلم به دست میگرفت و شگفتیاش را مکتوب میکرد. اما این بار در قرن بیستویکم نوبت آمریکاییها بود. گویی ترامپ اگر که دفترچهای همراه خود به پکن برده بود، باید صفحاتی شبیه به همان خاطرات ناصرالدین شاه از تعجب نسبت به شهرهای پیشرفته که انتظارش را نداشت، از زیرساختهایی که از تصورش جلوتر بود و از مردمی که با آرامش و اطمینان به زندگی روزمرهشان ادامه میدادند، سیاه میکرد.
دقیقا برخلاف پیشبینیهای رسانههای غربی، هیئت آمریکایی بیشتر در حال تماشا بودند تا دیکته کردن خواسته هایشان به چین! سناتورها و میلیاردرهای واشنگتنی، به جای آنکه با آن نگاه همیشگیِ از دماغ فیل افتادهشان به مشرقزمین بنگرند، همانند بازدیدکنندگانی بودند که برای اولین بار وارد کشوری شدهاند که دیگر با تصویر ذهنی قدیمیشان و سیاست زدگی ضدچینی رسانهها جور درنمیآید. گویی که دریافته بودند که چین امروز دیگر فقط ابرکارخانهای برای جهان نیست که کالاهای ارزان تولید کند و منتظر فناوری غرب بماند. بلکه اکنون کشوری است که با حملونقل پیشرفته، رباتهای هوشمند، سیستم پرداخت کاملاً دیجیتال، شهرهای مدرن و نظم آن، تمامی مهمانانش را به تعجب وا داشته است.
شاید واضحترین چهره این سفر، ایلان ماسک، نماد تکنولوژی و آیندهنگری آمریکا بود. او که معمولاً از زندگی در مریخ و هوش مصنوعی حرف میزند و شرکتهایش را پرچم برتری آمریکایی میدانند، در خیابانهای پکن به طور مداوم دوربین به دست بود و مثل یک بازدیدکننده کنجکاو از هر سو فیلم میگرفت و عکس میانداخت و صحنه هایی را نشان داد که برای بسیاری معنایی چنین داشت که هنگامی که آمریکا ایلان ماسک را نماینده نوآوری جهانی میداند، اما در پکن همان نماینده، تبدیل به یک بازدید کننده از پیشرفت فناوری در چین میشود، یعنی آن تصویر قدیمی «آمریکا صاحب آینده» دیگر مثل قبل جلوه نمیکند و دیگر معنایی ندارد!

البته در این میان از چهره دیگر این سفر هم نباید غافل ماند. مارکو روبیو که خود نیز وضعیت جالبی داشت. سناتوری که سالها علیه چین موضع گرفته و از «خطر چین» سخن گفته، در این سفر با دقت به معماری و جزئیات آن نگاه میکرد و دست به دهان آن را به دیگران نشان میداد. او بعداً در مصاحبهاش گفت: «چین در تلاش است در همه صنایع کلیدی آینده بر جهان مسلط شود. اگر من جای سیاستمداران چین بودم، دقیقاً همین کار را انجام میدادم.» این حرفها، تاییدی بر پیشرفت چشمگیر چینی ها بود که حالا به مثابه شعارهایی برای انتخابات ریاست جمهوری میماند! گویی که اکنون خط مشی سیاسی چین تبدیل به سرمشقی برای سناتورها و کاندیدهای ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا شده است.
اما شاید یکی از بهیادماندنی ترین لحظات از این اعجاب و شگفتی، واکنش خبرنگار فاکس نیوز به یک ربات فروشنده بود. او با هیجان از نحوه کار این ربات گزارش تهیه میکند گویی که چیزی کاملا ناشناخته دیده است. این در حالی است حضور رباتها در چین بخشی از زندگی روزمرهاند. اما برای مهمانان آمریکایی که قبل از این گمان میکردند تکنولوژی و علم رباتی فقط در دستان خودشان است، بسیار تازگی داشت. این صحنههای کوچک، بدون نیاز به تحلیلهای طولانی، تنها یک حرف را میزنند، تحقیر واقعی گاهی دقیقاً در لحظهای رخ میدهد که رقیب قدرتمند، در خاک حریف تحت تأثیر قدرت فزاینده قرار میگیرد و ناخواسته شگفتزده میشود.
جالب است بدانید که این خیز پیشرفت چین، حاصل گذر زمان و اتفاق نبوده، بلکه نتیجه دههها صبر و برنامهریزی این کشور است. شاید درست از زمانی که دنگ شیائوپینگ، سیاستمدار چین مسیر اصلاحات چین را آغاز کرد و در آن زمان بیشتر جمعیت این کشور در فقر مطلق زندگی میکردند و از طرفی غرب تصور میکرد که چین نهایتاً یک تأمینکننده ارزان برای بازارهایشان خواهد شد و همیشه چند پله پایینتر میماند. اما «دنگ» نگاه بلند مدت دیگری نیز داشت. او بر این باور بود که (تواناییات را پنهان کن و منتظر زمان مناسب باش) در حالی که آمریکا در جنگهای خودساخته طولانی مدت در خاورمیانه و بحرانهای مالی خود را غرق کرده بود، «دنگ» چین را دقیقا به همین مسیر هدایت کرد و آرام و پیوسته زیرساختهای مورد نیاز برای توسعه را فراهم کرد، به تقویت دانشگاهها پرداخت، از فناوری بهرهبرداری کردند و سرمایهای سنگین برای طی کردن مسیر پیشرفت داشتند؛ که اکنون ثمره آن به بار نشسته است.
نکتهای که برای بسیاری از کارشناسان اهمیت دارد، این است که چین در تمام این مسیر، هویت تاریخی و ملی خود را در برابر غرب نباخت. حتی آموزههای کتابهایی چون هنر جنگ اثر سان تزو نیز برای آنها نقش راهنما داشت؛ آموزههایی که به سیاستمداران چینی، ریشههای تاریخی و فکری کشورشان را یادآوری میکرد. البته این سفر فقط نمایش پیشرفت چین نبود، بلکه نشانهای از یک تغییر بزرگ در نظم بینالملل به شمار میرفت. آمریکا عادت داشت هر زمان وارد خاک کشوری میشود، با حس برتری قدم بردارد؛ اما اینبار در پکن، دستکم شبیه گروهی از توریستها بدون تاریخ و هویت به نظر میرسیدند. برای واشنگتن، ماجرا فقط یک رقابت اقتصادی نیست، بلکه ضربهای به همان حس «مرکز جهان بودن» است؛ تغییری که میتواند نشانه دگرگونی در نظم جهانی باشد.
تصاویر این سفر که خیلی زود در جهان منتشر شد، پیام روشنی برای افکار عمومی داشت: فاصله میان دو قدرت دیگر مانند گذشته نیست. چین حالا تنها یک رقیب اقتصادی نیست؛ کشوری است که در برخی حوزهها میتواند حس عقبماندگی را به رقیب خود (یعنی امریکا) منتقل کند. بازتاب این سفر در فضای مجازی بسیار زیاد بود که برخی از کاربران از وضعیت خندهدار سیاستمداران شکست خورده امریکایی در چین نوشتند کاربری در همین باره، با عکسی از زانو زدن ترامپ در مقابل شی جینپینگ که بر تخت پادشاهی نشسته است نوشت: وضعیت ترامپ در برابر رییس جمهور چین!

کاربر دیگری با لحنی تمسخرآمیز نوشت: ایلان ماسک، میلیاردر فناوری، در چین عکس میگیرد؛ او تبدیل به فیلمبردار شده است.

و کاربر دیگری با عکسی تحقیرآمیز از خم شدن ترامپ در مقابل شی جینپینگ اینگونه نوشت: یک عکاس خوب به اندازه وزنش، طلا میارزد.



نظر شما