یادداشت مهمان - مهدی مقاری؛ در بسیاری از سازمانهای امروز، روابط عمومی هنوز در حبابی از کلیشههای قدیمی محبوس است؛ اطلاعرسانیِ یکطرفه، برگزاری مراسم تشریفاتی، و تولید بولتنهای بیمخاطب. این نگاه نهتنها غیرحرفهای، که اشتباهی استراتژیک با پیامدهای جبرانناپذیر است. واقعیت این است: روابط عمومی فقط یک بلندگو نیست، بلکه نظام مدیریت ارتباطات سازمان است. اگر نتواند نقش «بازوی تصمیمسازی» را ایفا کند، سازمان نه تنها صدای خود را گم میکند، بلکه کر و کور هم میشود.
تحلیل دو خلأ بزرگ در ساختار مدیریت ارتباطات
از یک سو، وقتی مدیران ارشد روابط عمومی را یک نظام هوشمند ارتباطی نبینند، تصمیمها کورکورانه گرفته میشود؛ فقدان تحلیل افکار عمومی، نبود پیشبینی پیامدها و عدم درک لحظهای از احساس ذینفعان، مدیریت را به قمار در تاریکی تبدیل میکند. از سوی دیگر، اگر مدیران روابط عمومی خود را تنها «خبرچین» یا «سخنران تشریفاتی» بدانند، در بحرانهای آینده نهتنها جایگاه حرفهایشان، بلکه اعتبار و بقای سازمانشان فرو میریزد. در این میان، خلأ وجود روابط عمومی ماهر در دستگاههای اجرایی به وضوح قابل لمس است؛ کاهش اعتماد عمومی، تصویر منفی پایدار، ناتوانی در مدیریت بحران، و از دست رفتن فرصتهای طلایی، همگی پیامدهای نبود چنین نظام هوشمندی هستند.
از «خبررسانی» تا «هشداردهی هوشمند»
روابط عمومیِ حرفهای امروز نهادی است با چهار مأموریت محوری که در هم تنیده شدهاند: میشنود، با نظام پایش مستمر افکار عمومی و ذینفعان؛ تحلیل میکند و دادههای خام را به بینشهای راهبردی تبدیل مینماید؛ پیشبینی میکند و به عنوان یک نظام هشدار پیشدستانه عمل میکند؛ و در نهایت راهحل میدهد، به این معنا که راهبردهای ارتباطیِ انسانمحور برای درون و بیرون سازمان طراحی میکند. این یعنی روابط عمومی از یک هزینهجانب اداری، به سرمایهای تصمیمساز ارتقا مییابد.
برای پر کردن خلأ بزرگ چه باید کرد؟
پر کردن جای خالی روابط عمومیِ استراتژیک، یک پروژه دقیق و چندلایه است که نیازمند طراحی استراتژی جامع و مشخص متناسب با مأموریت، مخاطبان و ریسکهای سازمان است. این فرایند بدون بکارگیری نیروهای متخصص و ماهر که دارای مهارتهای تحلیلی، رسانهای و بحرانمحور باشند، ممکن نیست. همچنین بهره از ابزارهای نوین مانند پلتفرمهای پایش، رصد اجتماعی و داشبوردهای لحظهای، شرط اساسی موفقیت است. در کنار اینها، برقراری ارتباط مستمر و شفاف با ذینفعان و اصحاب رسانه نه در بحران، بلکه پیش از آن و تدوین نظام مدیریت بحران به عنوان یک درمان سازمانی پیشگیرانه (نه واکنشی) ضرورت دارد.
انتخاب با ماست؛ روابط عمومی تشریفاتی یا راهبردی؟
اگر مدیران ارشد، روابط عمومی را فقط برای عکس و خبر میخواهند، سازمانشان آماده بحرانهایی عمیقتر از یک بدقولی رسانهای خواهد بود و اگر مدیران روابط عمومی، خود را از اطلاعرسانی به راهبری ارتباطات ارتقا ندهند، نه تنها منفعل میمانند، بلکه در طوفانهای پیشِ رو، اولین بازیکنان حذفشده خواهند بود. سازمانهای آینده از آنِ کسانی است که روابط عمومی را مغز ارتباطی خود بدانند، نه فقط روابط عمومی رازبان خود پندارند.


نظر شما