۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۱۹

خداحافظ ای کوچه اشک و شوق دیدار

خداحافظ ای کوچه اشک و شوق دیدار

آن روز هوا بارانی و دلگیر بود، برداشت من این بود که آسمان هم از نبود یکی از اولیای خدا بغض کرده بود.

خبرگزاری مهر - مجله مهر: هیچ وقت فکر نمی‌کردم اولین مواجهم با خیابون کشوردوست بعد از شهادت آقا باشه همیشه دوست داشتم زمانی برم که یه کاری انجام‌ داده باشم که دلشونو شاد کرده باشم و برم دیدارشون با افتخار بگم یه باری از رو دوشتون برداشتم ولی نشد همیشه روزگار اونجوری پیش نمیره که ما میخواییم...

ولی از اونجایی که آقا همیشه نگاه خاصی به جایگاه دختران و خانم‌ها داشتن قسمت شد اولین بار برای مراسم‌ روز دختر اونجا حاضر شدم تا چشمم افتاد به بنر بزرگ آقا و اون دیوار بتنی که مردم روش دلنوشته می‌نوشتن خیلی دلم شکست الان باید این مردم برای خوشحالی دیدن آقا لحظه‌شماری میکردن ولی الان اومده بودن تو مکانی که رهبرشون اونجا نفس کشیده بود و اینجوری مرهم میذاشتن رو زخم‌های دلشون... اون روز هوا بارونی و دلگیر بود برداشت من این بود که آسمان هم از نبود یکی از اولیای خدا بغض کرده بود.

توفیق شده بود خادمی بخش کوچیکی از مراسم رو به عهده داشتم بعد از گذشت ۱ ساعت بارون شدیدی گرفت زیر سایه‌بونی مشغول کار شدم زیر لب خداروشکر میکردم که حداقل‌ بعد شهادت آقا تونستم قدم ناچیزی بر خوشحال کردن دخترای آقا که اونجا مهمون بودن بردارم اون روز خاطره‌انگیزترین روز دختر عمرم تا این لحظه شدشعف عجیبی همراه با غمی ته دلم بود ولی هر چه بود خداراشکر می‌کردم که این توفیق نصیبم شد

راوی: فاطمه جعفری

کد مطلب 6846913

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha