خبرگزاری مهر - حسامالدین حیدری: وقایع اخیر نشان داد که ترامپ به دلیل ملاحظات اقتصادی، نگرانی از جهش قیمت انرژی، آثار امنیتی هرگونه جنگ فراگیر و همچنین ضرورت حفظ ثبات نسبی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره و جام جهانی خواهان افزایش تنش با ایران نیست و سعی در مدیریت صحنه دارد. همچنین به نظر میرسد او به دنبال دستیابی به توافقی است که بتواند آن را به عنوان یک پیروزی سیاسی برای خود معرفی کند. این گزاره با وجود آنکه میتواند یک فرصت مهم برای جمهوری اسلامی ایران باشد تا از شرایط موجود برای کسب امتیازات معقول و تأمین منافع ملی بهره ببرد، نباید به اشتباه در محاسبات و تصمیمگیریهای ما منجر شود. تجربه نشان داده است که در عرصه سیاست خارجی فرصتها و تهدیدها گاه به فاصلهای بسیار اندک از یکدیگر قرار دارند و هرگونه برداشت نادرست از شرایط میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد.
به طور حتم نباید به گونهای رفتار کنیم که آمریکا از ایران پالس ضعف دریافت کند. برخی اظهارنظرها و برخی ترک فعلها در نهایت میتواند به این برداشت منجر شود که ایران در موضع ضعف قرار دارد و حتی در صورت وارد شدن ضربهای سنگین به کشور باز هم تلاش خواهد کرد با مدیریت صحنه مانع از افزایش تنش شود. این امر بسیار خطرناک است، چراکه میتواند به خطای محاسباتی دشمن منجر شود. خطایی که پیشتر نیز خسارتهای سنگینی برای کشور به همراه داشت و به شهادت رهبر شهید و چندین هزار نفر از مردم ایران انجامید. دشمن در آن زمان نیز تصور میکرد که میتواند ملت ایران را به زانو درآورد اما با سیلی محکم نیروهای مسلح و مردم ایران مواجه شد. واقعیت این است که دشمن هرگاه در ارزیابی خود از اراده ملت ایران دچار اشتباه شده با وجود اینکه به اهداف خود نرسیده و هزینههای سنگینی نیز پرداخت کرده اما به طور قطع اقدام به خباثت علیه ایران کرده است، از همین رو نباید اجازه داد چنین برداشت نادرستی بار دیگر در ذهن تصمیمسازان آمریکایی و صهیونیستی شکل بگیرد.
امروز نیز برخی اقدامات و اظهارات این خطر را ایجاد کرده است که آمریکا دچار همان خطای محاسباتی شود. اینکه به صورت مداوم به خاک ایران تعرض میشود و مردم به خاک و خون کشیده میشوند اما همچنان آتشبس پابرجاست یا اینکه برخی مسئولان کشور چنان از شرایط موجود سخن میگویند که آمریکا گمان میکند تحریم دریایی راه تنفس کشور را بسته است، میتواند ترامپ را تحت فشار نتانیاهو و اعضای جنگطلب کابینهاش به سمت حماقتی بزرگتر سوق دهد تا امتیاز بیشتری از ایران در توافق احتمال بگیرد.
چنین فضایی ممکن است این تصور را در طرف مقابل ایجاد کند که افزایش فشارها میتواند نتایج بیشتری برای آنها به همراه داشته باشد، تصوری که در صورت شکلگیری تبعات خطرناکی برای منطقه خواهد داشت. اگرچه چنین اقدامی در صورت وقوع با پاسخ و سیلی محکم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مواجه خواهد شد اما برخی خسارتها مانند شهادت رهبر شهیدمان غیرقابل جبران است. از همین رو جلوگیری از شکلگیری خطای محاسباتی دشمن صرفاً یک ملاحظه سیاسی نیست بلکه یک ضرورت امنیتی و ملی است.
رویکرد و تلاش مسئولان کشور برای دور کردن سایه جنگ از ایران اقدامی ارزشمند، قابل تحسین و در راستای منافع ملی است. بدون تردید حفظ امنیت کشور و جلوگیری از گسترش دامنه درگیریها از مهمترین وظایف مسئولان به شمار میرود اما برای تحقق این هدف نباید اقدامی صورت گیرد یا موضعی اتخاذ شود که دشمن را برای تجاوز بیشتر به کشور مصممتر کند. تجربه ثابت کرده است که صلح پایدار زمانی حفظ میشود که دشمن از هزینههای سنگین هرگونه تجاوز آگاه باشد و در محاسبات خود نسبت به توان بازدارندگی ایران تردیدی نداشته باشد.
توقع جبهه مقاومت نیز این است که ایران همانگونه که وعده داده بود در پاسخ به نقض آتشبس در ایران و جنوب لبنان پاسخی دندانشکن به دشمن آمریکایی صهیونیستی بدهد، امری که در واکنش به کشتار مردم جنوب لبنان هنوز محقق نشده است، البته مردم همچنان اعتماد کامل خود را به فرماندهان نیروهای مسلح حفظ کردهاند و همین اعتماد سرمایهای ارزشمند برای کشور محسوب میشود اما در عین حال منتظرند تا مانند همیشه وعدالصادق بودن آنها بار دیگر به منصه ظهور برسد. افکار عمومی و جبهه مقاومت انتظار دارند دشمن به این جمعبندی برسد که نقض تعهدات، تجاوزات وحشیانه و ریختن خون مردم بیگناه بدون هزینه نخواهد بود، انتظاری که در چارچوب تقویت بازدارندگی و جلوگیری از تکرار خطاهای محاسباتی دشمن قابل فهم و مطالبه است.



نظر شما