۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۷

وقتی شهر فقط اسکان نمی‌دهد؛ مراقبت می‌کند

وقتی شهر فقط اسکان نمی‌دهد؛ مراقبت می‌کند

بحران، اسکان فقط فراهم کردن یک سقف نیست؛ مراقبت از انسان آسیب‌دیده یعنی دیدن نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی او و کنار او ماندن تا بازگشت به زندگی است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، در روایت‌های مربوط به بحران، معمولاً نخستین پرسش این است که چه چیزی تخریب شده است؛ چند خانه آسیب دیده‌اند، چند نفر مجبور به ترک محل زندگی خود شده‌اند و چه میزان خسارت به بار آمده است.

اما یک پرسش مهم دیگر هم وجود دارد: بعد از اینکه خانه آسیب دید، با انسان‌هایی که در آن زندگی می‌کردند چه کردیم؟

این پرسش، ما را از «مدیریت خسارت» به سمت «مراقبت از انسان آسیب‌دیده» می‌برد.

یکی از خانواده‌هایی که خانه‌شان در جریان انفجار آسیب دیده بود، پس از حادثه در یکی از هتل‌هایی که برای اسکان افراد آسیب‌دیده و خانواده‌هایی که امکان ماندن در خانه‌هایشان را نداشتند در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند.

در نگاه اول، ممکن است اسکان در هتل صرفاً یک اقدام اجرایی برای حل مسئله بی‌خانمانی موقت به نظر برسد. اما وقتی جزئیات تجربه این خانواده را می‌شنویم، تصویر کامل‌تری شکل می‌گیرد.

برای خانواده غذا و پذیرایی فراهم بود. کودکان امکان بازی داشتند. مربیانی برای مراقبت از کودکان حضور داشتند. افرادی از میان درمانگران داوطلب با افراد آسیب‌دیده گفت‌وگو می‌کردند. خانواده‌هایی که تجربه‌ای مشابه داشتند، در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند و امکان تعامل و ارتباط با یکدیگر داشتند.

و در میان همه این موارد، یک اتفاق کوچک اما بسیار معنادار وجود داشت. مادر خانواده برای انجام تصویربرداری از کمرش نیاز داشت به بیمارستان برود. برای انتقال او آمبولانس هماهنگ شد؛ او به بیمارستان رفت، تصویربرداری انجام شد و به هتل بازگشت. در تمام این مدت، کودک او در هتل و تحت مراقبت مربیان باقی ماند.

این اتفاق در نگاه اول ممکن است فقط یک هماهنگی اداری به نظر برسد.اما از منظر اخلاق مراقبت، معنای عمیق‌تری دارد.

اخلاق مراقبت، که در آثار متفکرانی مانند کارول گیلیگان و نل نادینگز بسط یافته است، توجه ما را از انسانِ کاملاً مستقل و خودبسنده به انسانی معطوف می‌کند که در تمام مراحل زندگی به دیگران وابسته است و در موقعیت‌های بحرانی، این وابستگی آشکارتر می‌شود.

از این منظر، مراقبت فقط «خوب بودن با دیگران» نیست.

مراقبت یعنی دیدن نیاز، پذیرفتن مسئولیت، فراهم کردن پاسخ مناسب و اطمینان از اینکه آن پاسخ واقعاً به نیاز فرد کمک کرده است. این نگاه تفاوت مهمی میان «ارائه خدمت» و «مراقبت» ایجاد می‌کند.

ارائه خدمت می‌تواند به این معنا باشد که به خانواده‌ای که خانه‌اش آسیب دیده، اتاقی برای اقامت داده شود.

اما مراقبت زمانی شکل کامل‌تری پیدا می‌کند که پرسیده شود:

این خانواده با کودک خود چه خواهد کرد؟

اگر مادر بیمار شد چه اتفاقی می‌افتد؟

کودک در این مدت کجا خواهد بود؟

آیا این خانواده امکان ارتباط با دیگران را دارد؟

آیا کودکان فرصتی برای بازی و بازگشت موقت به فعالیت‌های عادی دارند؟

آیا فردی هست که به حرف‌هایشان گوش دهد؟

در این معنا، مجموعه اقداماتی که این خانواده تجربه کرده بود، فقط مجموعه‌ای از خدمات جداگانه نبود؛ بلکه می‌توان آن را نوعی شبکه مراقبت دانست.

اسکان، غذا، مراقبت از کودک، امکان بازی، حمایت روانی، ارتباط اجتماعی و دسترسی به خدمات درمانی، هرکدام بخشی از یک نیاز بودند؛ اما ارزش اصلی در کنار هم قرار گرفتن آن‌هاست.

برای یک خانواده‌ای که در چند ساعت خانه و احساس امنیت پیشین خود را از دست داده، چنین شبکه‌ای می‌تواند بخشی از نظم ازدست‌رفته زندگی را موقتاً بازسازی کند.

این موضوع از نظر روان‌شناختی نیز اهمیت دارد.

پس از یک رویداد شدید و تهدیدکننده، افراد ممکن است احساس کنترل، پیش‌بینی‌پذیری و امنیت خود را از دست بدهند. حمایت اجتماعی، حفظ ارتباط با دیگران و ایجاد محیطی نسبتاً قابل پیش‌بینی می‌تواند در سازگاری با بحران نقش داشته باشد.

بنابراین، وقتی کودکی در محیطی امن امکان بازی دارد، وقتی مادری می‌تواند بدون نگرانی از کودک خود برای دریافت خدمات پزشکی به بیمارستان برود، یا وقتی خانواده‌ای می‌تواند در کنار افرادی قرار بگیرد که تجربه‌ای مشابه داشته‌اند، این اقدامات صرفاً «خدمات رفاهی» نیستند؛ می‌توانند بخشی از فرآیند بازگرداندن ظرفیت انسان برای ادامه زندگی باشند.

البته باید میان قدردانی از یک تجربه موفق و ارزیابی کلی عملکرد یک سازمان تفاوت گذاشت.

از تجربه یک خانواده نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام فرآیند اسکان یا حمایت از آسیب‌دیدگان بدون نقص بوده است. برای چنین قضاوتی، داده‌های گسترده‌تر، تعداد خانواده‌های تحت پوشش، مدت اسکان، کیفیت خدمات، میزان دسترسی افراد مختلف و پیامدهای پس از خروج از مراکز اسکان باید بررسی شود.

اما این احتیاط علمی نباید باعث شود یک واقعیت مهم را نادیده بگیریم، اقدام درست، حتی اگر در مقیاس یک خانواده دیده شود، ارزش دیده شدن دارد.

در شرایط بحرانی، بسیاری از کارهای مهم در گزارش‌های رسمی به چشم نمی‌آیند.

کسی که کودک یتا مادر بتواند به بیمارستان برود، شاید نامش در هیچ گزارشی ثبت نشود.

درمانگری که در میان خانواده‌های آسیب‌دیده می‌نشیند و به حرف‌هایشان گوش می‌دهد، شاید در آمارها فقط یک «نیروی داوطلب» باشد.

مربی‌ای که با کودکی بازی می‌کند، شاید تصور کند فقط چند ساعت او را سرگرم کرده است.

اما همین اقدامات کوچک، در مجموع می‌توانند تجربه یک خانواده آسیب‌دیده را تغییر دهند.

بحران فقط با ساختمان‌های مقاوم و تجهیزات امدادی مدیریت نمی‌شود.

بحران با انسان‌ها مدیریت می‌شود.

با کسانی که در لحظه نیاز، مسئولیت مراقبت را بر عهده می‌گیرند.

و شاید یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که باید از تجربه‌های این دوره حفظ کنیم این باشد که در بحران‌های آینده، مراقبت را یک امر حاشیه‌ای یا تجملی نبینیم.

اسکان موقت مهم است؛ اما کافی نیست.

غذا مهم است؛ اما کافی نیست.

درمان پزشکی مهم است؛ اما کافی نیست.

انسان آسیب‌دیده مجموعه‌ای از نیازهای جسمی، روانی، اجتماعی و رابطه‌ای دارد و پاسخ مؤثر به بحران باید تا حد امکان این ابعاد را در کنار یکدیگر ببیند.

از این منظر، آنچه در این تجربه قابل تقدیر است، فقط فراهم کردن یک اتاق در یک هتل نیست.

این است که در کنار سقف، مراقبت نیز فراهم شده بود.

در کنار غذا، توجه وجود داشت.

در کنار اسکان، ارتباط انسانی شکل گرفته بود.

در کنار درمان مادر، امنیت کودک فراموش نشده بود.

و در کنار خانواده آسیب‌دیده، افرادی ایستاده بودند که بخشی از بار بحران را برای مدتی کوتاه بر دوش گرفتند.

این افراد، چه کارکنان سازمانی باشند، چه درمانگران داوطلب، چه مربیان کودکان و چه نیروهایی که در سکوت کارهای روزمره این مراکز را پیش بردند، شایسته دیده شدن‌اند.

نه برای اینکه گفته شود همه‌چیز کامل بوده است؛

بلکه برای اینکه کار درست، دیده و به خاطر سپرده شود.

چون بحران بعدی ممکن است دوباره از راه برسد.

و وقتی آن روز رسید، تجربه‌ای که امروز ثبت شده، می‌تواند به ما یادآوری کند که پاسخ به بحران فقط این نیست که بپرسیم: «کجا می‌توانیم این خانواده را اسکان دهیم؟»

بلکه باید بپرسیم: «چگونه می‌توانیم در این دوره سخت، تا حد امکان مراقب این انسان‌ها باشیم؟»

شاید این همان جایی باشد که یک شهر، از مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و خدمات فراتر می‌رود و به معنای واقعی کلمه، جامعه می‌شود.ک مادر را چند ساعت نگه می‌دارد

کد مطلب 6915916

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha