خبرگزاری مهر، گروه استان ها: تغییر کاربری اراضی کشاورزی دیگر صرفاً موضوعی مرتبط با ساختوساز و مدیریت زمین نیست، بلکه به یکی از چالشهای مهم در مسیر حفظ امنیت غذایی، پایداری منابع طبیعی و آینده تولید در کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که برخلاف سیل، خشکسالی یا سایر حوادث طبیعی، آثار آن بهتدریج نمایان میشود اما زمانی که پیامدهای آن آشکار شود، بازگرداندن زمین به چرخه تولید کشاورزی در بسیاری از موارد دشوار و حتی غیرممکن خواهد بود.
اراضی کشاورزی بخشی از سرمایههای راهبردی هر کشور محسوب میشوند؛ سرمایهای که علاوه بر تأمین بخشی از نیاز غذایی جامعه، در حفظ تنوع زیستی، تنظیم چرخه آب، جلوگیری از فرسایش خاک و پایداری زیستمحیطی نیز نقش دارد. با این حال، توسعه شهرنشینی، گسترش زیرساختها، افزایش ارزش اقتصادی زمین در محدودههای شهری و حاشیه شهرها و همچنین فشارهای ناشی از تغییرات اقلیمی موجب شده است بخشی از اراضی حاصلخیز از چرخه تولید خارج شوند.
اهمیت این مسئله در استانهای شمالی کشور، بهویژه گیلان، دوچندان است؛ استانی که بخش قابل توجهی از ظرفیت کشاورزی آن به اراضی حاصلخیز، باغها، شالیزارها و زمینهای مستعد تولید وابسته است. در چنین شرایطی، تغییر تدریجی کاربری اراضی میتواند علاوه بر کاهش ظرفیت تولید محصولات کشاورزی، پیامدهایی همچون افزایش وابستگی به واردات، نوسان قیمت مواد غذایی و از بین رفتن بخشی از تنوع زیستی و ژنتیکی محصولات بومی را به دنبال داشته باشد.

از سوی دیگر، تغییر کاربری اراضی تنها در نتیجه ساختوسازهای غیرمجاز رخ نمیدهد و مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی در این روند مؤثر هستند. رشد شهرها به سمت حاشیه، احداث جادهها و زیرساختها، توسعه صنایع و فعالیتهای تجاری، فرسایش خاک، شوری زمین و آثار تغییرات اقلیمی از جمله عواملی هستند که میتوانند زمینهای کشاورزی را در معرض خروج از چرخه تولید قرار دهند.
در این میان، مسئله مهم این است که چگونه میتوان میان نیازهای توسعهای کشور و ضرورت حفظ اراضی کشاورزی تعادل ایجاد کرد؛ تعادلی که هم پاسخگوی نیازهای اقتصادی و عمرانی باشد و هم سرمایههای طبیعی و تولیدی کشور را برای نسلهای آینده حفظ کند.
خبرگزاری مهر در گفتگویی تفصیلی با محمود هوشیارفرد، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی استان گیلان، ابعاد مختلف پدیده تغییر کاربری اراضی کشاورزی، ارتباط آن با امنیت غذایی، عوامل مؤثر بر از دست رفتن زمینهای کشاورزی و راهکارهای مقابله با این بحران را بررسی کرده است.
*چرا از تغییر کاربری اراضی کشاورزی به عنوان یک «بحران خاموش» یاد میشود؟
بحرانها معمولاً به دو دسته بحرانهای آشکار و بحرانهای ساختاری تقسیم میشوند. بحرانهایی مانند جنگ، سیل، زلزله یا همهگیری بیماریها معمولاً آثار سریع و قابل مشاهدهای دارند و جامعه در مدت کوتاهی متوجه ابعاد آن میشود؛ اما تغییر کاربری اراضی کشاورزی یک بحران ساختاری و تدریجی است که آثار آن به مرور زمان نمایان میشود.
اهمیت این موضوع در آن است که خاک حاصلخیز یک سرمایه طبیعی و زیستی است که در مدت کوتاهی تشکیل نمیشود.
تشکیل لایههای حاصلخیز خاک فرایندی بسیار طولانی است و ممکن است صدها سال زمان نیاز داشته باشد. بنابراین زمانی که یک زمین کشاورزی به ساختمان، جاده، آسفالت یا سایر کاربریهای غیرکشاورزی تبدیل میشود، در واقع بخشی از یک سرمایه طبیعی و تولیدی از چرخه کشاورزی خارج میشود که بازگرداندن آن در بسیاری از موارد بسیار دشوار است.
از طرف دیگر، تغییر کاربری معمولاً به صورت ناگهانی اتفاق نمیافتد. توسعه شهرنشینی از حاشیه شهرها آغاز میشود، زیرساختها توسعه پیدا میکنند، جادهها احداث میشوند و فعالیتهای صنعتی و تجاری گسترش مییابد. در این روند ممکن است هر اقدام به تنهایی کوچک به نظر برسد، اما مجموع این اقدامات در طول زمان سطح قابل توجهی از اراضی کشاورزی را از چرخه تولید خارج میکند.
*تغییر کاربری اراضی چه ارتباط مستقیمی با امنیت غذایی دارد؟
امنیت غذایی فقط به معنای وجود غذا نیست؛ بلکه به دسترسی پایدار، فیزیکی و اقتصادی مردم به غذای کافی و سالم نیز مربوط میشود. بنابراین هر عاملی که ظرفیت تولید داخلی را کاهش دهد، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد.
نخستین اثر تغییر کاربری، کاهش سطح اراضی زیرکشت و در نتیجه کاهش ظرفیت تولید است. وقتی سطح زمینهای کشاورزی کاهش پیدا میکند، در صورت ثابت ماندن سایر شرایط، ظرفیت تولید محصولات نیز کاهش خواهد یافت.
موضوع دوم، تأثیر این روند بر قیمت مواد غذایی است. کاهش عرضه در شرایطی که تقاضا به دلیل رشد جمعیت و تغییر الگوی مصرف افزایش پیدا میکند، میتواند نوسان قیمتها را تشدید کند. این مسئله بیش از همه اقشار کمدرآمد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد، زیرا سهم مواد غذایی از هزینههای زندگی آنها بیشتر است.
موضوع دیگر، تنوع زیستی و ژنتیکی است. بسیاری از ارقام بومی و گونههای گیاهی در مزارع و باغهای محلی حفظ میشوند. وقتی این اراضی از بین میروند، در واقع بخشی از ذخایر ژنتیکی و منابعی که ممکن است در آینده برای سازگاری با تغییرات اقلیمی و تأمین امنیت غذایی مورد استفاده قرار گیرند نیز در معرض نابودی قرار میگیرند.
*مهمترین عوامل از دست رفتن اراضی کشاورزی چیست؟
عوامل متعددی در این زمینه نقش دارند. گسترش شهرنشینی، توسعه صنعتی و زیرساختی، تغییرات اقلیمی، فرسایش خاک و جذابیت اقتصادی ساختوساز نسبت به کشاورزی از مهمترین عوامل هستند.
رشد بیرویه شهرها به سمت حاشیه یکی از عوامل جدی است. زمانی که توسعه شهری بدون برنامهریزی مناسب انجام شود، مناطق مستعد کشاورزی در حاشیه شهرها به تدریج در معرض ساختوساز قرار میگیرند. احداث جاده، کارخانه، مجتمع تجاری و سایر زیرساختها نیز میتواند این روند را تشدید کند.
البته نباید تغییرات اقلیمی را نادیده گرفت. گاهی زمین به دلیل خشکسالیهای شدید، شوری خاک، کاهش منابع آب یا فرسایش شدید، توان تولید خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی کشاورز ممکن است به دلیل کاهش درآمد و افزایش هزینههای تولید، زمین را رها کند یا به دنبال کاربری دیگری برای آن باشد.
*آیا مسائل اقتصادی و اختلاف ارزش زمین کشاورزی و زمین ساختمانی نیز در این روند مؤثر است؟
قطعاً. یکی از مسائل اساسی این است که در بسیاری از مناطق، ارزش اقتصادی زمین برای ساختوساز به مراتب بیشتر از درآمدی است که از فعالیت کشاورزی در همان زمین به دست میآید. بنابراین طبیعی است که مالک زمین در کوتاهمدت ساختوساز را از نظر اقتصادی جذابتر ببیند.

اما مشکل اصلی اینجاست که ارزش واقعی زمین کشاورزی فقط با درآمد سالانه آن قابل محاسبه نیست. این زمین علاوه بر تولید محصول، خدمات اکوسیستمی، حفظ خاک، ذخیره آب، تنوع زیستی و کمک به امنیت غذایی جامعه را نیز تأمین میکند. اگر این ارزشهای پنهان در محاسبات اقتصادی لحاظ نشود، تصمیمگیریها به سمت سود کوتاهمدت سوق پیدا خواهد کرد.
*برای مقابله با این بحران چه اقداماتی باید انجام شود؟
نخستین مسئله، اجرای دقیق قوانین و جلوگیری از تغییر کاربری غیرمجاز است. باید محدودههای شهری، روستایی و کشاورزی با دقت مشخص شوند و برای تغییر کاربری غیرقانونی نیز ضمانتهای اجرایی مؤثر وجود داشته باشد.
در کنار برخورد قانونی، باید برای کشاورز نیز انگیزه اقتصادی ایجاد کنیم. اگر درآمد حاصل از کشاورزی به اندازهای باشد که حفظ زمین برای مالک توجیه اقتصادی داشته باشد، فشار برای تغییر کاربری کاهش پیدا میکند. بنابراین حمایتهای مالی، بیمهای و تسهیلاتی میتواند نقش مهمی داشته باشند.
راهکار دیگر، افزایش بهرهوری در واحد سطح است. استفاده از فناوریهای نوین، روشهای کشت متراکم، کشاورزی کنترلشده و فناوریهایی مانند هیدروپونیک میتواند در شرایط مناسب به افزایش تولید بدون نیاز به گسترش سطح زیرکشت کمک کند.
همچنین باید به احیای زمینهای آسیبدیده توجه شود. برخی اراضی به دلیل شوری، فرسایش یا مشکلات ناشی از تغییرات اقلیمی از چرخه تولید خارج میشوند که با استفاده از فناوریهای مناسب و مدیریت علمی میتوان بخشی از این اراضی را احیا و دوباره وارد چرخه تولید کرد.
*در نهایت، مهمترین نکتهای که در سیاستگذاری زمین باید مورد توجه قرار گیرد چیست؟
باید نگاه ما به زمین کشاورزی از یک دارایی صرفاً اقتصادی به یک سرمایه راهبردی تغییر کند. ممکن است در کوتاهمدت ارزش یک قطعه زمین برای ساختوساز بیشتر از کشاورزی باشد، اما این مقایسه تمام واقعیت را نشان نمیدهد.
تغییر کاربری اراضی کشاورزی فقط مسئله زمین و ساختمان نیست؛ مسئله بقا و امنیت غذایی جامعه است. اگر مدیریت زمین صرفاً بر اساس سود کوتاهمدت ساختوساز انجام شود، هزینه این تصمیم در آینده میتواند با کاهش تولید، افزایش وابستگی به واردات، تورم مواد غذایی و حتی بیثباتی اجتماعی پرداخت شود.
بنابراین لازم است حفاظت از اراضی کشاورزی به عنوان بخشی از سیاست امنیت غذایی کشور دیده شود و تصمیمگیری درباره زمین با نگاه بلندمدت، علمی و بیننسلی انجام گیرد.


نظر شما