۳ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۴۹

پرونده «جنگ رمضان»/۱۳۲؛

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

شبکه دویچه وله گزارش داد که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از طرحی موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» برای خفه کردن اقتصاد ایران رونمایی کرده است. وی در کنفرانسی خبری، این برنامه را تلاشی برای «قطع تمامی شریان‌های حیاتی اقتصادی» حکومت ایران توصیف کرد و کشورهای ثالثی که به تجارت با تهران ادامه دهند را تهدید کرد. بسنت با اشاره به اینکه وزارت خزانه‌داری «تمام گره‌ها، شبکه‌ها و تسهیلگرانی» را که ایران برای دور زدن تحریم‌ها استفاده می‌کند، شناسایی کرده، از اعمال فشار بر شرکای تجاری ایران از جمله چین خبر داد.

در مقابل، وزیر اقتصاد ایران این تحریم‌ها را «شکستی دیگر» برای واشنگتن خواند و تأکید کرد که دولت ایران «برنامه‌ای دو ساله برای مدیریت این وقایع» دارد. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز با لحنی قاطع هشدار داد که اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، «حتی یک قطره نفت، نه از تنگه هرمز و نه از هیچ نقطه دیگری در خلیج فارس صادر نخواهد شد.» وی حمایت هر کشوری از تحریم‌های آمریکا را «اقدام جنگی» توصیف کرد.

دویچه وله می‌افزاید که آمریکا به دلیل نبود روابط تجاری مستقیم با ایران، ناگزیر به فشار بر کشورهای ثالث از جمله امارات، ترکیه، عراق و چین است. وزارت خارجه چین نیز اعلام کرد که «تحریم و فشار به حل مشکل کمک نمی‌کند» و پکن از حقوق خود محافظت خواهد کرد. این گزارش نشان می‌دهد که واشنگتن با وجود لفاظی‌های تهدیدآمیز، عملاً در موضع ضعف قرار دارد و راهبرد «فشار حداکثری» بار دیگر آزموده می‌شود. در همین حال، تلاش‌های دیپلماتیک با سفر فرمانده ارتش پاکستان و وزیر خارجه عمان به تهران ادامه دارد.

پایگاه خبری هیل گزارش داد که نزدیک به ۵۰ نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در نامه‌ای به دونالد ترامپ و پیت هگست، خواستار ارائه جزئیات کامل هزینه‌های جنگ ایران شده‌اند. در این نامه که به رهبری سه نماینده نظامی‌سابق (جیسون کرو، مگی گودلندر و درک ترن) تهیه شده، آمده است: «آنچه به عنوان یک عملیات دو هفته‌ای معرفی شده بود، اکنون به یک جنگ تمام‌عیار بیش از ۱۵۰ روزه تبدیل شده که بیش از ۳۷ میلیارد دلار هزینه داشته و جان ۱۸ نظامی را گرفته است. هم‌زمان، قیمت‌ها در سراسر کشور افزایش یافته و بار این مناقشه بر دوش خانواده‌های آمریکایی افتاده است.»

این نمایندگان از ترامپ و هگست خواستند تا «ارزیابی عمومی و جامعی» از تأثیرات اقتصادی جنگ تا ۱۱ سپتامبر ارائه دهند که شامل تمام هزینه‌های عملیاتی پنتاگون، تأثیر بر بازارهای نفت و انرژی و پیامدهای کلان اقتصادی از جمله تأثیر بر رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و زنجیره تأمین باشد. این نامه با انتقاد از درخواست بودجه تکمیلی کاخ سفید تأکید می‌کند: «غیرقابل قبول است که دولت برای تأمین مالی همان چیزی که هزینه‌ها را برای آمریکایی‌ها افزایش داده، درخواست پول بیشتری کند.»

هیل می‌افزاید که هرچند هگست هزینه رسمی جنگ را ۳۷.۵ میلیارد دلار اعلام کرده، اما برآوردهای داخلی پنتاگون این رقم را ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار نشان می‌دهد. قیمت بنزین از کمتر از ۳ دلار پیش از جنگ به ۴.۰۹ دلار رسیده، تورم سالانه از ۲.۴ درصد در فوریه به ۳.۴ درصد در ژوئیه افزایش یافته و رشد اقتصادی نیز کند شده است. ترامپ در واکنش به انتقادات گفته است که پرداخت «اندکی بیشتر» برای بنزین ارزشش را دارد.

اندیشکده آمریکایی اولویت‌های دفاعی (Defense Priorities) در تحلیلی به قلم رزمری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه، نوشت که شش ماه پس از آغاز جنگ، دولت ترامپ به هیچ‌یک از اهداف راهبردی خود دست نیافته و این ناکامی ریشه در «دهه‌ها تشخیص نادرست واشنگتن از ماهیت تهدید ایران» دارد. به نوشته کلانیک، ایالات متحده و ایران در یک «معمای امنیتی» گرفتار شده‌اند که در آن اقدامات تدافعی هر طرف از سوی دیگری تهدیدآمیز تلقی می‌شود.

این تحلیلگر تصریح می‌کند که حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه، از جمله حمله به همسایگان شرقی و غربی ایران (افغانستان و عراق) و تهدیدهای مکرر مقامات آمریکایی برای سرنگونی حکومت ایران، تهران را به این نتیجه رسانده که واشنگتن در پی نابودی آن است. کلانیک با صراحت می‌گوید: «آنچه که ایران تصور می‌کرد، درست از آب درآمد.» در نتیجه، ایران برنامه موشک‌های بالستیک خود را برای بازدارندگی توسعه داد، نه به دلیل ذات تهاجمی، بلکه به دلیل درک تهران از تهدید حضور نظامی آمریکا.

این گزارش با اذعان به اینکه جنگ دست ایران را تقویت کرده است، تأکید می‌کند که ایران «حتی بیش از آنچه ناظران و حتی خود ایران تصور می‌کرد، بر تنگه هرمز اهرم دارد.» کلانیک راه‌حل را در خروج آمریکا از جنگ می‌داند: «ایالات متحده باید یا با ایران توافق کند تا هرمز در ازای امتیازاتی بازگشایی شود، یا اینکه جنگ را متوقف کرده، محاصره را بردارد و به خانه بازگردد.» وی هشدار می‌دهد که پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه به «بدهی‌های به شدت آسیب‌پذیر» تبدیل شده‌اند که قابل دفاع نیستند. در نهایت، این اندیشکده واقع‌گرا نتیجه می‌گیرد که خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، به مرور خصومت میان دو کشور را کاهش خواهد داد و رویدادها اکنون واشنگتن را به این تصمیم دشوار وادار کرده‌اند.

رسانه های عربی

المیادین درمقاله ای نوشت: راهبرد جدید دولت دونالد ترامپ برای اعمال «تحریم‌های بی‌سابقه» علیه ایران، پس از ناکامی تهدید و گزینه نظامی، بر فشار اقتصادی حداکثری متمرکز شده است. آمریکا به دلیل نقش دلار و سلطه بر نظام مالی جهانی، توانایی زیادی برای تحریم مستقیم و ثانویه شرکت‌ها و بانک‌های طرف معامله با ایران دارد. با این حال، موفقیت این سیاست قطعی نیست؛ زیرا چین همچنان مهم‌ترین مسیر اقتصادی ایران است و احتمالاً در برابر فشارهای آمریکا به همکاری‌های نفتی و تجاری خود با ایران ادامه خواهد داد.

از دید نویسنده، تجربه عراق، ونزوئلا و ایران نشان می‌دهد تحریم‌های شدید الزاماً به تغییر سیاسی منجر نمی‌شوند. ایران طی دهه‌ها سازوکارهای مقابله با تحریم را توسعه داده و فشار خارجی ممکن است حتی موجب افزایش انسجام داخلی شود. بنابراین، هدف واقعی واشنگتن شاید وادار کردن تهران به بازگشت به مذاکرات باشد؛ اما اگر ایران فشارها را مقدمه‌ای برای تغییر نظام بداند، احتمال تشدید درگیری نیز افزایش می‌یابد. موفقیت این راهبرد نه با میزان خسارت اقتصادی، بلکه با دستاورد سیاسی سنجیده خواهد شد.

الشرق الاوسط در مقاله ای به بررسی سیاست‌های نفتی در جریان جنگ ایران و تأثیر آن بر بازار جهانی نفت و امنیت انرژی پرداخته و می نویسد: در نخستین مرحله، شرکت آرامکوی عربستان تلاش کرد با تأمین حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز از خلیج فارس و دریای سرخ و استفاده از ذخایر داخلی و خارجی، ثبات بازار را حفظ کند و هم‌زمان عملیات تعمیر و نگهداری تأسیسات نفتی را ادامه دهد.

مقاله می افزاید: با گسترش جنگ، سیاست نفتی با اقدامات نظامی درهم آمیخت. حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نفتی ایران موجب کاهش تولید و محدود شدن ظرفیت ذخیره‌سازی این کشور شد. در مقابل، ایران نیز تأسیسات نفتی و غیرنظامی برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد که به گفته نویسنده، به تضعیف روابط سنتی تهران با کشورهای عربی خلیج فارس انجامید.

مقاله همچنین اختلال در کشتیرانی و تهدید تنگه هرمز را عامل مهم بی‌ثباتی بازار جهانی نفت می‌داند. در نهایت، کشورهای آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی با تکیه بر ذخایر استراتژیک و تنوع‌بخشی به منابع انرژی، برای مقابله با بحران آماده شدند.

رأی الیوم در مقاله ای بر پیامدهای جنگ شش‌ماهه ایران و آمریکا برای کشورهای خلیج فارس تمرکز داشته و می نویسد: عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت در آغاز جنگ نقشی نداشتند، اما اکنون هزینه‌های سنگین امنیتی و اقتصادی آن را می‌پردازند. نارضایتی از سیاست‌های دونالد ترامپ در میان برخی مقامات خلیجی افزایش یافته و آنان از یک سو به حمایت نظامی آمریکا وابسته‌اند و از سوی دیگر، نسبت به آغاز جنگ توسط واشنگتن معترض‌اند.

مقاله می افزاید: آسیب به تأسیسات انرژی، هزینه رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی و اختلال در صادرات انرژی، میلیاردها دلار خسارت ایجاد کرده است. هم‌زمان، احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس نگرانی‌ها را تشدید کرده است.

نویسنده تأکید می کند: در واکنش، برخی کشورهای منطقه به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی خود، از جمله همکاری دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان، هستند. نویسنده معتقد است جنگ، آینده «چتر امنیتی آمریکا» در خلیج فارس را با پرسشی جدی مواجه کرده است.

رسانه های چین و روسیه

خبرگزاری «شین‌هوا» چین در گزارشی با عنوان «آیا روز دی اقتصادی می‌تواند ایران را به امتیازدهی وادار کند؟» به بررسی دور تازه فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران پرداخته و نوشته است واشنگتن با تشدید تحریم‌ها و تهدید به تحریم ثانویه شرکای اقتصادی تهران، تلاش می‌کند شبکه‌های مالی و تجاری ایران با اقتصاد جهانی را هدف قرار دهد. این اقدامات پس از پایان دوره ۶۰ روزه مذاکرات ایران و آمریکا و بدون دستیابی به توافق نهایی یا تمدید آتش‌بس موقت انجام شده است.

بر اساس این گزارش، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، دور جدید تحریم‌ها را با عنوان «روز دی اقتصادی» معرفی کرده و گفته هدف آن قطع مسیرهای اقتصادی ایران و سوق دادن این کشور به سمت انزوای جهانی است. تحریم‌های جدید حوزه‌هایی چون دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را دربر می‌گیرد و نزدیک به ۶۰ فرد، نهاد و کشتی نیز به اتهام ارتباط با برنامه هسته‌ای و موشکی، عملیات سایبری و شبکه‌های درآمد نفتی ایران تحریم شده‌اند.

شین‌هوا به نقل از کارشناسان می‌نویسد تشدید فشار بر صادرات نفت و دسترسی ایران به ارز خارجی می‌تواند درآمدهای دولت را کاهش دهد، تورم و هزینه واردات را افزایش دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد و خانوارها وارد کند. این فشارها ممکن است توان تهران برای تأمین مالی نهادهای نظامی و امنیتی را نیز محدود کند.

با این حال، کارشناسان تأکید دارند فشار اقتصادی الزاماً به امتیازدهی راهبردی ایران منجر نمی‌شود. برچیدن زیرساخت هسته‌ای یا کنار گذاشتن منافع امنیتی اصلی می‌تواند از سوی تهران «شکست راهبردی» تلقی شود.

شین‌هوا به نقل از تحلیلگران می‌نویسد ایران ممکن است در صورت احساس تهدید موجودیتی، تحمل هزینه تحریم‌ها را کم‌خطرتر از پذیرش خواسته‌های آمریکا ارزیابی کند.

شبکه «آرتی» روسیه در گزارشی تحلیلی با عنوان «روسیه از آسیا چه درس‌هایی آموخته است؟» با تمرکز بر جنگ جاری علیه ایران، ناکامی آمریکا در تغییر معادلات منطقه و تداوم بسته ماندن تنگه هرمز را نشانه‌ای از محدودیت توان نظامی و امنیتی واشنگتن دانسته است.

دیمیتری ترینین، رئیس شورای امور بین‌الملل روسیه، در این تحلیل می‌نویسد جنگ ایران نشان داده تضمین‌های امنیتی آمریکا برای متحدانش در خاورمیانه تا چه اندازه آسیب‌پذیر است.

به نوشته او، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه که قرار بود از کشورهای عربی محافظت و دشمنان منطقه‌ای آنها را مهار کنند، به اهداف حملات ایران تبدیل شده‌اند و در نتیجه، کشورهای میزبان نیز از تبعات مستقیم درگیری مصون نمانده‌اند.

ترینین تأکید می‌کند آمریکا نه توانسته ایران را شکست دهد و نه تغییر حکومت در تهران را محقق کند و حتی قادر به بازگشایی تنگه هرمز نشده است؛ تنگه‌ای که بسته ماندن آن پیامدهای مهمی برای امنیت انرژی و تجارت دریایی منطقه دارد. از نگاه این تحلیلگر روس، این تحولات می‌تواند برای متحدان آمریکا در سایر نقاط جهان این پرسش را ایجاد کند که واشنگتن تا چه اندازه قادر یا مایل است در شرایط جنگی از آنها دفاع کند.

نویسنده با مقایسه تحولات خاورمیانه با تجربه روسیه در شرق آسیا، از کره شمالی به‌عنوان نمونه کشوری یاد می‌کند که با وجود انزوا و فشارهای خارجی توانسته ظرفیت بازدارندگی و امنیت خود را حفظ کند. به اعتقاد او، همکاری نظامی فزاینده مسکو و پیونگ‌یانگ نیز بخشی از بازآرایی امنیتی گسترده‌تر در برابر نفوذ آمریکا است.

ترینین در پایان معتقد است جنگ ایران می‌تواند محاسبات متحدان واشنگتن، از جمله کره جنوبی، را تغییر دهد؛ زیرا تداوم درگیری و بسته ماندن تنگه هرمز نشان داده اتکای کامل به قدرت آمریکا الزاماً امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند.

کد مطلب 6927895

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha