خبرگزاری مهر، گروه استان ها- ناصر بلوچ*: در یک سال گذشته، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بیش از هر زمان دیگری از تلاش جریانهای معارض برای ایجاد تنش، تعمیق شکافهای اجتماعی و زمینهسازی برای ازسرگیری رویارویی نظامی حکایت داشته است. در چنین شرایطی، به نظر میرسد پس از ناکامی در دستیابی به اهداف ترسیمی دشمنان در عرصه نظامی، تمرکز بر جنگ شناختی و عملیات روانی افزایش یافته است؛ عرصهای که سرمایه اجتماعی و وحدت عمومی، مهمترین میدان آن به شمار میرود.
دشمنان ایران، اکنون بیش از گذشته به ظرفیت همدلی و انسجام اجتماعی ایرانیان واقفاند و تلاش میکنند با برجستهسازی اختلافات و تشدید احساس بیاعتمادی و ناامیدی، بخشی از اهداف خود را از مسیر دیگری دنبال کنند. در این میان، نقش تریبونهای داخلی که طی سالیان گذشته به واسطه جایگاه اجتماعی و ارتباط با اقوام و مذاهب مختلف، از ظرفیت اثرگذاری قابل توجهی برخوردار شدهاند، اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
این تریبونها در شرایط فعلی میتوانند نقشی تعیینکننده در تقویت وحدت ملی و کاهش شکافهای اجتماعی ایفا کنند؛ با این حال، عملکرد برخی از آنها این پرسش را ایجاد کرده که آیا همواره از این ظرفیت در راستای تقویت منافع ملی استفاده میشود یا برعکس؟
منتقدان معتقدند برخی چهرهها و تریبونهای اثرگذار، به جای ارائه راهکار و کمک به عبور جامعه از بحرانها، عمدتاً بر برجستهسازی مشکلات، کاستیها و نقاط ضعف تمرکز کردهاند؛ رویکردی که اگر با ارائه راهحل و چشماندازی واقعبینانه همراه نباشد، میتواند به افزایش ناامیدی و تعمیق شکافهای اجتماعی منجر شود.
واقعیت این است که نقد مشکلات کشور، به خودی خود نه تنها مذموم نیست، بلکه لازمه اصلاح و پیشرفت است. مسئله زمانی شکل دیگری پیدا میکند که نقد، یکسویه و فاقد راهکار باشد و به جای کمک به حل مسئله، به تولید احساس بنبست و بیآیندگی در جامعه منجر شود.
از همین منظر، پرسش مهمی که پیش روی تریبونهای اثرگذار قرار دارد این است: در شرایطی جنگی که جامعه با مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه است، مسئولیت آنها صرفاً توصیف بحرانهاست یا باید در کنار نقد، به تقویت امید اجتماعی، کاهش تنش و ارائه راهکار نیز کمک کنند؟
جایگاه اجتماعی و میزان اثرگذاری یک تریبون، طبیعتاً مسئولیت آن را نیز افزایش میدهد. کسانی که سالها خود را در جایگاه مصلح اجتماعی معرفی کردهاند، بیش از دیگران میتوانند در کاهش شکافها، تقویت گفتوگو و جلوگیری از تبدیل اختلافات به نزاعهای اجتماعی نقشآفرین باشند.
در جنگ شناختی، هدف اصلی دشمن الزاماً تصرف سرزمین یا انهدام زیرساختها نیست؛ بلکه تغییر ادراک، تضعیف اعتماد و فرسایش اراده جمعی است. در این چارچوب، کاهش تابآوری اجتماعی گامی حیاتی در این نبرد است؛ زیرا جامعهای که اعتماد، انسجام و امید راهبردی خود را از دست بدهد، در برابر فشارهای گسترده، آسیبپذیرتر خواهد شد.
ایران امروز بیش از آنکه به بازتولید مداوم تصویر بحران نیاز داشته باشد، به گفتوگو، همدلی و همافزایی نیازمند است. نقد باید به اصلاح منتهی شود، اختلاف نظر باید به گفتوگو راه ببرد و تریبونهای اجتماعی، به جای تعمیق گسلها، میتوانند بخشی از راهحل عبور از بحران باشند.
افزایش تنش های اجتماعی با استفاده از پررنگ کردن اختلافات مبتنیبر مولفه های قومی_مذهبی منجر به گسترده شدن التهاب در میان مردم در مواجهه با یکدیگر خواهد شد از سوی دیگر ایجاد ناامیدی نسبت به آینده، بی اعتمادی به مسئولین، تخریب نهادها و ساختارهای کارکردگرا در حکمرانی نیز، بعد تنش و التهاب میان حاکمیت و مردم را افزایش خواهد داد که همگامی دو عنصر التهاب و تنش اجتماعی مردم در مقابل مردم و مردم در مقابل حاکمیت، خروجی مطلوب دشمن در ایجاد تفوق در عرصه هایی است که در تهاجم نظامی موفق به دستیابی به آنها نشده است. این همان اتفاقی است که در تریبون های معارض در حال رخ دادن است.
*فعال اجتماعی


نظر شما