۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۵۳

گیلان در قاب سینما؛ روایت میراثی که نباید به فراموشی سپرده شود

گیلان در قاب سینما؛ روایت میراثی که نباید به فراموشی سپرده شود

رشت- بخشی از میراث فرهنگی گیلان در زبان، آیین‌ها، موسیقی، و شیوه زندگی مردم نهفته است و سینما می‌تواند با ثبت و روایت این عناصر، حافظه فرهنگی این سرزمین را برای نسل‌ های آینده ماندگار کند.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها - رها افشار: گیلان را نمی‌توان تنها با جنگل‌ های سرسبز، شالیزارها، دریای خزر، باران و معماری روستایی آن شناخت؛ هویت این سرزمین در زبان و گویش مردم، موسیقی و آیین‌ها، قصه‌ها و افسانه‌ ها، شیوه‌ های معیشت، صنایع دستی، غذاها، معماری و سبک زندگی نسل‌ های مختلف نیز ریشه دارد. بخش مهمی از این میراث، ماهیتی ناملموس دارد و اگر امروز ثبت و روایت نشود، ممکن است بخشی از آن در گذر زمان به فراموشی سپرده شود.

سینما به‌عنوان رسانه‌ای که هم‌زمان تصویر، صدا، حرکت، گفتار و رفتار انسان را ثبت می‌کند، ظرفیت ویژه‌ای برای ثبت و انتقال این میراث دارد. با این حال، میان «فیلمبرداری در گیلان» و «سینمای بومی گیلان» تفاوتی جدی وجود دارد؛ تفاوتی که به باور سعید محمدی بفراجرد، تهیه‌کننده و کارگردان سینما، باید در سیاست‌ گذاری فرهنگی و تولیدات سینمایی استان مورد توجه قرار گیرد.

در همین راستا، در گفتگوی تفصیلی با این فیلمساز، درباره مفهوم سینمای بومی، ظرفیت‌های فرهنگی گیلان، نقش سینما در حفظ میراث ناملموس، گردشگری فرهنگی، اقتصاد خلاق و راه‌های جهانی شدن سینمای گیلان به گفت‌وگو نشستیم.

*وقتی از «سینمای بومی گیلان» صحبت می‌کنیم، دقیقاً از چه مفهومی سخن می‌گوییم؟ آیا هر فیلمی که در گیلان ساخته شود را می‌توان یک اثر بومی دانست؟

به اعتقاد من باید میان «فیلمسازی در گیلان» و «سینمای گیلان» تفاوت قائل شویم. فیلمسازی در گیلان به این معناست که استان به‌عنوان محل تولید یا لوکیشن انتخاب شود؛ اما سینمای بومی زمانی شکل می‌گیرد که فرهنگ و زندگی این سرزمین به بخشی از هویت و ماده روایی اثر تبدیل شود.

صرف اینکه یک فیلم در جنگل، ساحل، روستا یا یکی از شهرهای گیلان فیلمبرداری شود، به معنای تولید یک اثر بومی نیست. اگر داستان فیلم می‌توانست بدون هیچ تغییر اساسی در هر نقطه دیگری از جهان اتفاق بیفتد، دشوار است آن را یک اثر عمیقاً بومی بدانیم.

سینمای بومی زمانی معنا پیدا می‌کند که «سرزمین» صرفاً پس‌زمینه تصویر نباشد، بلکه در شخصیت‌ها، روایت، زبان، مناسبات اجتماعی، معماری، شیوه زندگی و حتی جهان‌بینی اثر حضور داشته باشد.

*گیلان چه ظرفیت‌هایی برای شکل‌گیری چنین سینمایی دارد؟

گیلان از این منظر یکی از غنی‌ترین بسترهای فرهنگی ایران است. این استان فقط یک جغرافیا نیست؛ مجموعه‌ای از فرهنگ‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها، زبان‌ها و گویش‌ها، آیین‌ها، موسیقی‌ها، مشاغل و شیوه‌های زندگی است.

هویت یک سرزمین تنها در بناهای تاریخی یا آثار موزه‌ای خلاصه نمی‌شود. زبان مردم، موسیقی، قصه‌ها، آیین‌ها، غذاها، پوشش، معماری، روابط اجتماعی، مشاغل سنتی و حتی نوع ارتباط انسان با طبیعت، همه بخشی از این هویت هستند.

گیلان در قاب سینما؛ روایت میراثی که نباید به فراموشی سپرده شود

از این منظر، گیلان می‌تواند بستری بسیار مناسب برای شکل‌گیری سینمایی باشد که علاوه بر جذابیت هنری، نقش یک حافظه تصویری و فرهنگی را نیز ایفا کند.

*شما به مفهوم «حافظه تصویری» اشاره کردید. سینما چگونه می‌تواند به حفظ حافظه فرهنگی یک جامعه کمک کند؟

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌ های سینما، توانایی آن در ثبت هم‌زمان تصویر، صدا، حرکت، گفتار و رفتار انسانی است.

یک عکس می‌تواند چهره یک انسان را ثبت کند، اما فیلم می‌تواند صدای او، نحوه صحبت کردن، محیط زندگی، حرکات و رابطه او با دیگران را نیز ثبت کند. به همین دلیل، تصویر متحرک می‌تواند در آینده به یک سند فرهنگی و تاریخی تبدیل شود.

تصور کنید امروز از یک آیین محلی، یک شیوه سنتی کشاورزی، یک موسیقی بومی، یک گویش، یک حرفه سنتی یا معماری یک روستا تصویری باکیفیت و مستند ثبت کنیم. نسل‌های آینده در این صورت تنها یک متن درباره آن فرهنگ در اختیار نخواهند داشت، بلکه می‌توانند آن جهان را ببینند و بشنوند.

این مسئله به‌ ویژه درباره میراث ناملموس اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است یک آیین، گویش یا حرفه سنتی بدون آنکه هیچ بنای تاریخی تخریب شود، به‌تدریج از زندگی مردم حذف شود.

*میراث فرهنگی ناملموس گیلان چه جایگاهی در این میان دارد؟

میراث فرهنگی ناملموس، گنجینه بسیار بزرگی برای سینمای بومی است. اگر بخواهیم این ظرفیت را جدی بگیریم، موضوعات بسیار زیادی برای فیلمسازی وجود دارد؛ از آیین‌های محلی و موسیقی و آوازهای بومی گرفته تا زبان و گویش، شیوه‌های سنتی کشاورزی، صیادی، صنایع دستی، معماری روستایی، قصه‌ها و افسانه‌ها، غذا و فرهنگ خوراک و مشاغلی که در حال فراموشی هستند.

اما نکته مهم این است که هدف سینما نباید صرفاً ثبت این عناصر باشد. سینما باید بتواند آنها را به روایت تبدیل کند.

یک آیین زمانی در سینما اهمیت پیدا می‌کند که بتوانیم انسان‌هایی را ببینیم که با آن آیین زندگی می‌کنند، خاطراتی که به آن پیوند خورده و نسلی که آن را به نسل بعد منتقل می‌کند. در اینجا است که میراث فرهنگی از یک موضوع پژوهشی به یک داستان انسانی تبدیل می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که محلی بودن و جهانی بودن در تضاد با یکدیگر قرار نمی‌گیرند.

*بنابراین می‌توان گفت هرچه سینما در روایت فرهنگ بومی عمیق‌تر شود، امکان ارتباط جهانی آن نیز بیشتر می‌شود؟

دقیقاً. من معتقدم یکی از اشتباهات ما این است که فکر می‌کنیم برای جهانی شدن باید از ویژگی‌های بومی فاصله بگیریم. در حالی که بسیاری از آثار ماندگار سینمای جهان دقیقاً به این دلیل دیده شده‌اند که یک فرهنگ و جغرافیای مشخص را صادقانه روایت کرده‌اند.

آنچه برای مخاطب جهانی اهمیت دارد، صداقت و کیفیت روایت است. اگر ما بتوانیم یک شخصیت گیلانی را با تمام ویژگی‌های فرهنگی و انسانی‌اش به‌درستی روایت کنیم، مخاطبی در نقطه دیگری از جهان نیز می‌تواند با او همدلی کند.

*اگر بخواهید در یک جمله مأموریت سینمای بومی گیلان را تعریف کنید، چه می‌گویید؟

سینما می‌تواند آنچه را که امروز بخشی از زندگی روزمره ماست، به حافظه تصویری فردای ما تبدیل کند.

اگر سینما فقط طبیعت گیلان را ثبت کند، بخشی از زیبایی این سرزمین را به تصویر کشیده است؛ اما اگر بتواند یک گیلانی و فرهنگ زیست او را روایت کند، به ثبت بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین نزدیک شده است.

از این منظر، سینمای بومی گیلان می‌تواند سه نقش هم‌زمان داشته باشد: حافظ میراث فرهنگی، راوی هویت و سفیر فرهنگی گیلان.

آینده این سینما را نباید در تولید آثاری جست‌وجو کرد که صرفاً «در گیلان» ساخته می‌شوند؛ بلکه باید به سمت آثاری حرکت کرد که «از گیلان» سخن می‌گویند و در عین حال می‌توانند با جهان ارتباط برقرار کنند.

*آیا خطر کلیشه‌ای شدن تصویر گیلان در سینما وجود دارد؟

قطعاً. یکی از مشکلاتی که در بازنمایی سینمایی گیلان وجود دارد، تقلیل این استان به چند تصویر آشناست؛ باران، جنگل، شالیزار، دریا، خانه روستایی و غذا. این عناصر البته بخشی از هویت بصری گیلان هستند، اما گیلان در آنها خلاصه نمی‌شود. اگر سینما فقط به این تصاویر اکتفا کند، ممکن است به‌جای معرفی فرهنگ گیلان، یک تصویر کارت‌پستالی و کلیشه‌ای از آن تولید کند.

گیلان فقط یک منظره نیست؛ یک جامعه انسانی است. پشت هر منظره، انسان‌هایی زندگی می‌کنند که تاریخ، خاطره، مشکلات، آرزوها، روابط، شکست‌ها و موفقیت‌های خودشان را دارند.

به نظر من سینمای بومی زمانی به بلوغ می‌رسد که از کارت‌پستال عبور کند و به انسان برسد.

*این نگاه چه تفاوتی با نگاه صرفاً گردشگری به گیلان دارد؟

سینما می‌تواند در معرفی یک مقصد گردشگری مؤثر باشد، اما نباید تبدیل به بروشور تبلیغاتی گردشگری شود.

مخاطب ممکن است پیش از سفر به یک شهر یا منطقه، آن را از طریق یک فیلم بشناسد. بنابراین سینما می‌تواند بخشی از زنجیره گردشگری فرهنگی باشد. اما اثر ماندگار زمانی شکل می‌گیرد که فیلم داستان انسانی و واقعی خودش را روایت کند و در خلال آن، مخاطب با فرهنگ و جغرافیای منطقه آشنا شود.

در این صورت، گیلان فقط به‌عنوان مقصد گردشگری طبیعی معرفی نمی‌شود، بلکه می‌تواند به مقصد گردشگری فرهنگی و حتی گردشگری سینمایی نیز تبدیل شود.

*سینمای بومی چه تأثیری بر اقتصاد فرهنگی گیلان می‌تواند داشته باشد؟

سینمای بومی را نباید صرفاً یک پروژه فرهنگی بدانیم. تولید فیلم در یک منطقه می‌تواند مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را فعال کند؛ از اقامت و حمل‌ونقل و غذا گرفته تا خدمات فنی، نیروی انسانی، صنایع دستی، طراحی صحنه، لباس، لوکیشن و گردشگری.

به همین دلیل، توسعه سینمای بومی می‌تواند بخشی از اقتصاد خلاق استان باشد.

گیلان ظرفیت‌ های فرهنگی و طبیعی قابل توجهی دارد و اگر این ظرفیت‌ها در کنار صنعت گردشگری و سایر صنایع خلاق قرار بگیرند، می‌توانند یک اکوسیستم فرهنگی ـ اقتصادی ایجاد کنند.

بنابراین حمایت از سینمای بومی را نباید صرفاً هزینه فرهنگی تلقی کرد؛ این حوزه می‌تواند نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی و اقتصادی بلندمدت نیز باشد.

*برای حفظ این میراث، آیا صرفاً تولید فیلم‌های سینمایی کافی است؟

خیر. اتفاقاً معتقدم باید از ظرفیت فیلم کوتاه و مستند بسیار جدی‌تر استفاده کنیم.

لازم نیست همه پروژه‌ها آثار سینمایی پرهزینه باشند. گاهی یک مستند ۱۵ دقیقه‌ای که زندگی یک استادکار، یک آیین، یک موسیقی، یک حرفه یا یک گویش را ثبت می‌کند، می‌تواند ده‌ها سال بعد ارزش بسیار زیادی پیدا کند.

در کنار تولید، مسئله آرشیو نیز اهمیت دارد. ما باید به سمت ایجاد یک آرشیو تصویری منظم از میراث فرهنگی گیلان حرکت کنیم؛ آرشیوی که آیین‌ها، مشاغل، گویش‌ها، موسیقی، معماری، زندگی روستایی و شهری و سایر عناصر فرهنگی را ثبت و نگهداری کند.

*به نظر شما چه اقداماتی برای توسعه سینمای بومی گیلان ضروری است؟

چند اقدام را می‌توان به‌صورت مشخص پیشنهاد کرد.

نخست، ایجاد آرشیو تصویری میراث فرهنگی گیلان است.

دوم، حمایت هدفمند از فیلم‌های کوتاه و مستند با موضوع فرهنگ و هویت بومی.

سوم، ایجاد بانک جامع لوکیشن‌های سینمایی گیلان برای معرفی ظرفیت‌های شهری، روستایی، تاریخی و طبیعی استان به گروه‌های تولید.

چهارم، آموزش فیلمسازی به جوانان بومی است. جوانی که در یک منطقه زندگی کرده، معمولاً جزئیاتی از فرهنگ آن را می‌شناسد که ممکن است یک گروه تولید غیربومی از آن بی‌خبر باشد.

پنجم، ایجاد پیوند میان سینما، میراث فرهنگی و گردشگری است. این سه حوزه نباید جزایر جدا از یکدیگر باشند.

همچنین ترجمه و عرضه بین‌المللی آثار اهمیت زیادی دارد. فیلم‌ها و مستندهای شاخص درباره گیلان باید بتوانند با زیرنویس و دوبله حرفه‌ای وارد جشنواره‌ها و بازارهای بین‌المللی شوند.

در نهایت، برگزاری یک رویداد یا جشنواره تخصصی سینمای بومی نیز می‌تواند به شکل‌گیری گفتمان تخصصی میان فیلمسازان، پژوهشگران، فعالان میراث فرهنگی و صنعت گردشگری کمک کند.

*یکی از پرسش‌های مهم این است که آیا سینمای بومی می‌تواند جهانی شود؟

اتفاقاً معتقدم برای جهانی شدن، نباید هویت بومی خود را کنار بگذاریم. برای جهانی شدن لازم نیست گیلان را شبیه جهان کنیم؛ باید گیلان واقعی را با زبان سینمایی قابل فهم برای جهان روایت کنیم.

مخاطب جهانی لزوماً به دنبال دیدن نسخه دیگری از فرهنگ خودش نیست. او می‌تواند به دیدن یک زندگی متفاوت علاقه‌مند باشد؛ به شرط آنکه داستان، شخصیت‌ها و احساسات فیلم برایش قابل درک باشد.

یک داستان کاملاً بومی می‌تواند مضمون جهانی داشته باشد؛ مهاجرت، خانواده، عشق، فقدان، امید، رابطه انسان و طبیعت، تغییر نسل‌ها و تلاش انسان برای حفظ هویت.

کد مطلب 6940065

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha