«ماشیح» و پروژه موعود سازی صهیونیست‌ها به مثابه فناوری استعماری

«ماشیح» و پروژه موعود سازی صهیونیست‌ها به مثابه فناوری استعماری

پروژه معبد بازوی رژیم صهیونیستی برای حذف ساکنان بومی فلسطین بود تا در گام بعدی بتواند «ماشیح» یا همان منجی و موعود خود را بسازد.

یادداشت مهمان- سارا صمدی، پژوهشگر جنگ شناختی؛ پیش از ورود به بحث، لازم است یک واژه کلیدی توضیح داده شود. «ماشیح» در زبان عبری یعنی «مسیح موعود» همان منجی‌ای که یهودیان باور دارند در آخرالزمان می‌آید، معبد سوم را بازسازی می‌کند و صلح و عدالت را برقرار می‌کند. اما «ماشیح‌سازی» یعنی انسان‌ها به جای اینکه منتظر ماشیح بمانند، خودشان نقش او را بازی کنند. یعنی ماشیح را «بسازند»، نه «انتظار بکشند». این دقیقاً همان کاری است که مؤسسه معبد در اسرائیل انجام می‌دهد.

۱. ریشه استعماری: بالفور، نقطه آغاز

بیانیه بالفور (۲ نوامبر ۱۹۱۷) یک «وعده» نبود؛ یک عمل استعماری بود. لرد بالفور، وزیر خارجه بریتانیا، در نامه‌ای به لرد روچیلد نوشت: «دولت اعلیحضرت، تأسیس وطن ملی برای ملت یهود در فلسطین را با علاقه دنبال می‌کند». اما یک بند کلیدی داشت: «... بدیهی است که هیچ اقدامی نباید انجام شود که به حقوق مدنی و مذهبی جوامع غیریهودی موجود در فلسطین آسیب بزند».

این بند، هرگز اجرا نشد. و خود بیانیه، یک «خیانت به ساکنان اصلی» بود. در آن زمان، یهودیان کمتر از ۱۰٪ جمعیت فلسطین را تشکیل می‌دادند، در حالی که ۹۳٪ ساکنان، عرب بودند. یک مقام وزارت خارجه بریتانیا، رونالد استورز، در آن زمان گفت: «دولت بریتانیا قصد دارد (فلسطین) را، بدون مشورت با ساکنانش، به یک طرف سوم تحویل دهد و چه طرف سومی!».

۲. استعمار شهرک‌نشین: از وعده تا واقعیت

تحلیلگران «استعمار شهرک‌نشین» توضیح می‌دهند که در این الگو، گروهی از مهاجران سازمان‌یافته، سرزمینی را که ساکنان بومی دارد، اشغال می‌کنند و ساکنان اصلی را به عنوان «مشکل» می‌بینند که باید حذف شود. این الگو، در استرالیا، نیوزیلند، آمریکا، کانادا، و آفریقای جنوبی دیده شده است. و اسرائیل، یکی از آخرین نمونه‌های آن است.
پروژه معبد، بازوی مذهبی این استعمار است. استاندارد اورشلیم (یک نهاد پژوهشی فلسطینی) در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرده است: «آنچه امروز از نظر مقدمات، آیین‌ها و ترتیبات ارائه می‌شود، دیگر فقط یک رویای مذهبی یا یک ایده افسانه‌ای نیست، بلکه به یک پروژه استعماری سازمان‌یافته تبدیل شده است که توسط نهادهای سیاسی و مذهبی در چارچوب نظام اشغالگر اسرائیل مدیریت و پشتیبانی می‌شود».

۳. پروژه معبد: بازوی مذهبی استعمار

مؤسسه معبد در سال ۱۹۸۷ توسط خاخام یسرائیل آریل تأسیس شد. این نهاد، یک «موزه» یا «مرکز آموزشی» ساده نیست. یک کارخانه تولید مقدمات معبد سوم است. اهداف بلندمدت آن ساخت معبد سوم یهودی در کوه معبد، در محل اشغال‌شده توسط قبه‌الصخره، و بازگرداندن عبادت قربانی حیوانات.

فعالیت‌های مؤسسه: · تولید اشیاء آیینی: این مؤسسه تاکنون ۹۳ شیء معبدی ساخته است، از جمله منورا، لباس‌های کاهنان، و ظروف آیینی.
· آموزش و تبلیغ: به عنوان یک نهاد رسمی توسط وزارت آموزش اسرائیل به رسمیت شناخته شده است. هزاران دانش‌آموز از مدارس مذهبی دولتی به برنامه‌های آن فرستاده می‌شوند، سربازان IDF از آن بازدید می‌کنند، و کنفرانس‌های مذهبی درباره معبد در آن برگزار می‌شود.
· تأمین مالی: دولت اسرائیل بودجه مالی به آن اختصاص می‌دهد. در یک دهه گذشته، وزارت آموزش و وزارت فرهنگ و ورزش بین ۳۰۰,۰۰۰ تا ۷۰۰,۰۰۰ شیکل به این نهاد غیردولتی منتقل کرده‌اند.

۴. ماشیح‌سازی: دین به مثابه ابزار استعمار

پروژه معبد، یک «رؤیای مذهبی» نیست. یک «فناوری استعماری» است. این پروژه، از سه عنصر استفاده می‌کند:

اول: «بحران مسیحایی» به عنوان موتور محرکه. پس از ۱۹۶۷، صهیونیست‌های مذهبی انتظار داشتند ماشیح فوراً بیاید. نیامد. و از این بحران، یک «پاسخ عملیاتی» متولد شد: «ما باید خودمان عمل کنیم.» این جمله، مانیفست مؤسسه معبد است.

دوم: «گاو سرخ» به عنوان ابزار فقهی. بر اساس کتاب اعداد (باب ۱۹)، خاکستر گاو سرخ برای «تطهیر» از «نجاست مردگان» لازم است. و ورود به منطقه معبد، بدون این تطهیر، حرام است. مؤسسه معبد از سال ۱۹۸۶ یک برنامه جهانی برای یافتن «گاو سرخ بی‌عیب» آغاز کرد. در سال ۲۰۲۲، پنج گاو سرخ از تگزاس به اسرائیل پرواز داده شد. در ژوئن ۲۰۲۶، اعلام کردند یک گاو سرخ در جلیل متولد شده است.

سوم: «شبیه‌سازی» به عنوان نمایش. در ژوئیه ۲۰۲۵، مؤسسه معبد یک گاو را در تپه‌های سامریه سوزاند. اما بعداً اعتراف کرد که این گاو «نامعتبر» بود. لباس‌های کاهنی «تقدیس نشده» بودند. و این فقط یک «شبیه‌سازی آموزشی» بود. مؤسسه هشدار داد «هر کسی خلاف این را ادعا کند، اشتباه کرده و گمراه می‌کند».

۵. استعمار در لایه تمدنی: از خاک تا معنا

پروژه معبد، فقط یک «پروژه مذهبی» نیست. یک «پروژه استعماری» است که در لایه تمدنی عمل می‌کند. این پروژه، از سه طریق، «میدان امکان» را برای ملت فلسطین تنگ می‌کند:
اول: تغییر وضعیت موجود. گروه‌های معبد، با «تغییرات تدریجی» افزایش یورش‌ها، نمازهای دسته‌جمعی، و افزایش ساعات بازدید در نهایت، «تقسیم فضایی یا زمانی» مسجدالاقصی را تحمیل می‌کنند.

دوم: یهودی‌سازی بافت تاریخی. کمیته امنای مسجدالاقصی هشدار داده که این پروژه، شامل «حفاری‌های مداوم از سال ۱۹۶۷»، تخریب خانه‌ها در محله‌های البستان، بطن الهوی و شیخ جراح، و گسترش پروژه‌های شهرک‌سازی در اطراف شهر قدیمی است.

سوم: تحریف روایت. این پروژه، یک «روایت دروغین» را ترویج می‌کند: اینکه مسجدالاقصی بر روی ویرانه‌های «معبد سلیمان» ساخته شده، و «دیوار غربی» بخشی از بقایای آن معبد است.

۶. در برابر این، «انتظار فعال»

و حالا بگذار در برابر این پروژه استعماری، از «انتظار» بگویم. انتظار شیعه، این‌طور نیست. انتظار شیعه یعنی ما زمینه را آماده می‌کنیم، اما عمل نهایی، از آنِ خداست. ما خیابان را نگه می‌داریم. ما پرچم را بلند می‌کنیم. ما شهید می‌دهیم. اما نمی‌گوییم «ما معبد می‌سازیم.» می‌گوییم: «ما ایستاده‌ایم، تا او بیاید.»

این، «انتظار فعال» است. نه «انتظار منفعل». یعنی هم می‌جنگیم، هم صبر می‌کنیم. هم زمینه‌سازی می‌کنیم، هم به خدا توکل می‌کنیم. و این، یک «زیبایی» است. چون در آن، انسان نه «خدا را مجبور می‌کند»، نه «نشسته و منتظر است». او در «مرز» می‌ایستد. جایی بین عمل و توکل.
و این، همان چیزی است که در «جمهوری مقاومت» دیده می‌شود. مردمی که بیش از ۲۰۰ شب در خیابان ایستاده‌اند، پرچم بلند کرده‌اند، شهید داده‌اند اما نمی‌گویند «ما معبد می‌سازیم.» می‌گویند: «ما زمینه را آماده می‌کنیم، تا او بیاید.»

۷. دو راه دو سرنوشت

آنها خاکستر دروغین می‌سازند.
ما روایت زنده.
آنها می‌خواهند با آتش، معبد بسازند.
ما می‌خواهیم با ایستادگی، زمینه را آماده کنیم.
آنها می‌خواهند خدا را مجبور کنند.
ما می‌خواهیم خدا خودش بیاید.
و تاریخ، همیشه از «روایت» عبور کرده، نه از «خاکستر.»

کد مطلب 6958899

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha