به گزارش خبرنگار مهر، رابطه انسان و حیوان از دیرباز بخشی از زندگی فردی و اجتماعی بوده است. حیوانات در تأمین غذا، کشاورزی، حملونقل، نگهبانی و زندگی خانوادگی نقش داشتهاند و امروزه نیز نگهداری از حیوانات خانگی، حمایت از گونههای حیاتوحش و حفاظت از محیط زیست به موضوعاتی مهم در جامعه تبدیل شدهاند. بااینحال، پرسش اساسی این است که آیا انسان صرفاً به دلیل برخورداری از توانایی بیشتر، مجاز است هرگونه استفادهای از حیوانات داشته باشد؟ آیا گرسنه نگهداشتن حیوان، آزار دادن آن برای سرگرمی یا رها کردن حیوانی که به مراقبت انسان وابسته شده است، فقط رفتاری ناپسند به شمار میرود یا میتواند مسئولیتی شرعی نیز ایجاد کند؟
در آموزههای اسلامی، حیوانات صرفاً ابزارهایی برای استفاده انسان تلقی نمیشوند. قرآن کریم در آیه ۳۸ سوره انعام، از موجودات زنده و پرندگان با تعبیری یاد میکند که آنها را امتهایی همانند انسانها معرفی میکند: «وَما مِن دابَّةٍ فِی الأَرضِ وَلا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیهِ إِلّا أُمَمٌ أَمثالُکُم». این آیه را نمیتوان بهتنهایی معادل یک نظام حقوقی مدرن برای حیوانات دانست، اما نشان میدهد که جهان حیوانات در نگاه قرآن، بخشی از نظم آفرینش است و وجود آنها را نمیتوان صرفاً از منظر منفعت انسان ارزیابی کرد. در پژوهشهای فقهی نیز بر این نکته تأکید شده است که بهرهبرداری از حیوانات باید با رعایت حقوق و حدود شرعی همراه باشد و مالکیت بر حیوان به معنای اختیار نامحدود برای رفتار با آن نیست.
یکی از مهمترین مصادیق این مسئولیت، منع آزار بیدلیل حیوانات است. آزار میتواند شکلهای گوناگونی داشته باشد: ضربوشتم، زخمی کردن، گرسنه یا تشنه نگهداشتن، تحمیل کار بیش از توان، ایجاد درد غیرضروری یا کشتن حیوان بدون هدف عقلایی. در برخی موارد، آزار آشکار و عمدی است؛ در موارد دیگر، ممکن است از بیتوجهی و ناآگاهی ناشی شود. برای مثال، فردی حیوانی را نگهداری میکند، اما به علت بیمسئولیتی، آب و غذای کافی در اختیارش نمیگذارد. هرچند ممکن است قصد آسیب زدن نداشته باشد، نتیجه رفتار او میتواند رنج و آسیب جدی برای حیوان باشد. از این رو، مسئولیت انسان فقط به پرهیز از خشونت عمدی محدود نمیشود و در مواردی، انجام دادن وظایف ضروری مراقبت نیز اهمیت دارد.
در فقه اسلامی، تأمین نیازهای حیوانی که در اختیار انسان است، از موضوعات مهم به شمار میرود. در احکام فقهی آیتالله سیستانی، درباره لزوم تأمین خوراک و دیگر نیازهای ضروری حیوان و ممنوعیت حبس کردن آن بدون آب و غذا تا زمان مرگ، احکام مشخصی آمده است. این مسئله نشان میدهد که نگهداری حیوان صرفاً به معنای مالکیت یا بهرهبرداری از آن نیست؛ کسی که حیوانی را در اختیار میگیرد، باید توان و امکان تأمین نیازهای ضروری آن را نیز در نظر بگیرد. اگر فرد دیگر قادر به نگهداری مناسب نباشد، راهحل مسئولانه رها کردن حیوان در وضعیتی خطرناک نیست، بلکه باید برای سپردن آن به فردی توانمند یا یافتن راهحلی مناسب اقدام کند.
در بررسی حکم خرید و نگهداری حیوانات خانگی، نمیتوان یک حکم واحد را به همه نسبت داد. برای نمونه، شهید آیتالله خامنهای نگهداری سگ را در مواردی مانند سگ گله، شکاری و نگهبان مجاز دانستهاند و درباره نگهداری آن در شرایطی که موجب ترویج فرهنگ نامناسب یا آزار همسایگان شود، ملاحظاتی دارند. آیتالله مکارم شیرازی نیز نگهداری سگ را در صورتی که هدفی عقلایی و مشروع، مانند نگهبانی، داشته باشد جایز میدانند، اما خرید و نگهداری سگهای زینتی را مجاز نمیشمارند.این تفاوت دیدگاهها نشان میدهد که در فقه شیعه، حکم خرید و نگهداری حیوان خانگی به نوع حیوان، هدف از نگهداری و شرایط آن وابسته است. بنابراین، نمیتوان صرف عنوان «حیوان خانگی» را برای اثبات جواز یا حرمت خرید و نگهداری همه حیوانات کافی دانست. همچنین در کنار حکم تکلیفی نگهداری، باید مسئله طهارت و نجاست حیواناتی مانند سگ را نیز جداگانه در نظر گرفت.
این اصل در زندگی شهری امروز نیز کاربرد مستقیم دارد. خرید حیوان خانگی بدون بررسی هزینههای غذا، مراقبت و درمان، ممکن است در ابتدا تصمیمی هیجانی به نظر برسد، اما در ادامه به محروم ماندن حیوان از نیازهای اساسی منجر شود. همچنین نگهداری حیوان در فضای بسیار محدود، بدون امکان حرکت متناسب با نیازهای آن، یا بیتوجهی به علائم بیماری میتواند رنجی ایجاد کند که با مسئولیت نگهداری سازگار نیست. البته جزئیات تکالیف شرعی و مصادیق آن به شرایط حیوان، توان مالک و فتوای مرجع تقلید وابسته است؛ اما اصل مسئولیتپذیری، مانع آن است که انسان حیوان را تنها تا زمانی که برایش جذاب یا سودمند است، موضوع توجه قرار دهد.
نکته مهم دیگر آن است که حقوق و حرمت آزار حیوانات به حیوانات خانگی یا حیوانات حلالگوشت محدود نیست. حیوانی که مالک مشخصی ندارد نیز موجودی نیست که بتوان بدون دلیل به آن آسیب رساند. در پاسخهای فقهی منتشرشده درباره آزار حیوانات، میان آسیب به حیوان متعلق به دیگری و آسیب به حیوان بیمالک تفاوتهایی از نظر جبران خسارت و حق صاحب حیوان مطرح شده است؛ بااینحال، بیمالک بودن حیوان به معنای مجاز بودن آزار آن نیست. اگر کسی حیوان بیپناهی را زخمی کند، موضوع تنها رابطه او با مالک احتمالی نیست، بلکه اصل رفتار آسیبزننده نیز از نظر دینی و اخلاقی قابل بررسی است. در چنین مواردی، کمک به درمان حیوان در حد امکان میتواند راهی برای کاهش آسیب و جبران عملی رفتار نادرست باشد.
در عین حال، حمایت از حیوانات به معنای نادیده گرفتن همه تفاوتهای فقهی میان گونهها یا ممنوع دانستن هر نوع استفاده از آنها نیست. در فقه اسلامی، استفاده از حیوانات برای تأمین غذا، کشاورزی، نگهبانی و برخی نیازهای مشروع زندگی، با شرایط و احکام خاص خود پذیرفته شده است. مسئله اصلی آن است که استفاده مشروع نباید بهانهای برای شکنجه، تحمیل رنج غیرضروری یا رفتار خارج از حدود مجاز شود. برای نمونه، استفاده از حیوان بارکش به معنای مجاز بودن تحمیل باری فراتر از توان آن نیست؛ همانطور که مجاز بودن ذبح حیوان در شرایط شرعی، مجوزی برای ایجاد درد و رنج بیدلیل یا رفتار خشن خارج از ضرورت محسوب نمیشود. بنابراین، باید میان اصل استفاده از حیوان و شیوه استفاده از آن تفاوت گذاشت.
شکار نیز از همین منظر قابل بررسی است. شکار با هدف عقلایی و در چارچوب ضوابط شرعی و قانونی، با آزار حیوان صرفاً برای سرگرمی یکسان نیست. در پاسخهای فقهی منتشرشده از شهید آیتالله خامنهای درباره محیط زیست، آزار رساندن به حیواناتی که خطری ایجاد نمیکنند، برای تفریح و شکار مورد نهی قرار گرفته است؛ در عین حال، درباره شکار حیوانات حلالگوشت و استفاده از گوشت آنها، شرایط و ضوابط جداگانهای مطرح شده است. این تمایز نشان میدهد که هدف و شیوه عمل در ارزیابی رفتار اهمیت دارند. نمیتوان هر نوع شکار را بدون توجه به شرایط، یکسان دانست؛ همانطور که نمیتوان عنوان تفریح را برای توجیه هر نوع آزار به کار برد.
مسئولیت انسان در برابر حیوانات با رفتار فردی پایان نمییابد و در برخی موقعیتها با حقوق دیگران و نظم عمومی نیز پیوند پیدا میکند. برای مثال، نگهداری حیوان در محل مسکونی باید بهگونهای باشد که موجب آزار غیرمتعارف همسایگان نشود. در چنین وضعیتی، رعایت حق حیوان و رعایت حق انسانها الزاماً در تعارض کامل قرار ندارند؛ صاحب حیوان میتواند با فراهم کردن شرایط مناسب، هم نیازهای آن را تأمین کند و هم از ایجاد مزاحمت قابل پیشگیری جلوگیری کند. همچنین رها کردن حیوان در خیابان، ایجاد خطر برای عابران یا بیتوجهی به مقررات مربوط به حیاتوحش میتواند آثار اجتماعی و حقوقی داشته باشد. از این رو، مسئولیتپذیری در نگهداری حیوان باید با توجه به وضعیت واقعی و حقوق سایر افراد انجام شود.
در جامعه امروز، یکی از چالشهای مهم، فاصله میان علاقه عاطفی به حیوانات و مسئولیت واقعی در قبال آنهاست. ممکن است فردی تصاویر حیوانات را در شبکههای اجتماعی منتشر کند یا از حمایت از آنها سخن بگوید، اما در عمل به حیوانی که در اختیارش است رسیدگی نکند. در مقابل، گاهی افرادی بدون نمایش عمومی، با تأمین غذا، درمان یا فراهم کردن سرپناه، نقش مؤثری در کاهش رنج حیوانات دارند. از منظر اخلاق دینی، ارزش رفتار را نباید فقط با میزان دیده شدن آن سنجید؛ مهم آن است که نیاز واقعی موجود زنده شناخته شود و اقدام مناسب برای رفع آن صورت گیرد. حمایت مؤثر میتواند از یک رفتار ساده، مانند گذاشتن آب در شرایط مناسب یا تماس با نهاد مسئول برای رسیدگی به حیوان زخمی، آغاز شود.
در این میان، توجه به حیوانات نباید به اقدامهای احساسی و بدون شناخت محدود شود. غذا دادن به حیوانات در هر شرایطی لزوماً بهترین تصمیم نیست؛ ممکن است نوع غذا برای آنها زیانآور باشد یا محل غذا دادن، خطر و مزاحمت ایجاد کند. نگهداری از حیوانات وحشی نیز با نگهداری از حیوانات اهلی تفاوت دارد و ممکن است به مقررات خاصی وابسته باشد. بنابراین، حمایت مسئولانه باید با شناخت نیازهای گونه موردنظر، رعایت مقررات و پرهیز از ایجاد آسیب تازه همراه باشد. در مواردی که حیوان زخمی یا در معرض خطر است، کمک گرفتن از دامپزشک یا نهادهای مسئول میتواند از اقدامهای ناآگاهانه و آسیبزا جلوگیری کند.
از منظر فقهی و اخلاقی، توجه به حقوق حیوانات را میتوان بخشی از مسئولیت انسان در برابر آفرینش دانست. این مسئولیت به معنای برابر دانستن همه حقوق حیوان و انسان در هر موقعیت نیست؛ بلکه به این معناست که برخورداری انسان از توانایی و امکان بهرهبرداری، مجوز نادیده گرفتن رنج و نیازهای موجودات دیگر نمیشود. پژوهشهای فقهی درباره حقوق حیوانات نیز بر تکالیفی مانند تأمین نیازهای ضروری، پرهیز از آزار و استفاده متناسب از توان حیوان تأکید کردهاند. چنین نگاهی میتواند در رفتار روزمره، نگهداری از حیوانات خانگی، شیوه برخورد با حیوانات شهری و حفاظت از حیاتوحش نمود پیدا کند.
پرسش از حقوق حیوانات در اسلام فقط این نیست که چه استفادههایی از آنها مجاز است؛ بلکه باید پرسید انسان در برابر موجود زندهای که به او وابسته شده یا در معرض آسیب قرار گرفته، چه مسئولیتی دارد. آموزههای فقهی میان استفاده مشروع از حیوان و آزار بیدلیل آن تفاوت میگذارند و نگهداری حیوان را با تکلیف تأمین نیازهای ضروری همراه میدانند.
این اصول، مسئولیت را از سطح احساسات شخصی فراتر میبرند و به رفتار قابل سنجش تبدیل میکنند: حیوان نباید برای سرگرمی آزار ببیند، نیازهای اساسیاش نباید نادیده گرفته شود و توانایی انسان برای بهرهبرداری از آن نباید بهانهای برای رفتار ناموجه باشد. رعایت این حدود، هم بیانگر پایبندی به احکام دینی است و هم نشانهای از مسئولیتپذیری در برابر موجودات زنده و محیطی که زندگی انسان و حیوان در آن جریان دارد.


نظر شما