به گزارش خبرگزاری مهر، این کتاب تلاش دارد از دریچه نگاه نویسندگان، تصویری از یکی از روزهای تلخ و تأثیرگذار در حافظه جمعی جامعه ایران ارائه دهد؛ روزی که با آغاز جنگ رمضان و شنیدهشدن صدای انفجارها در تهران همراه شد و با انتشار خبر شهادت رهبر انقلاب، فضای تازهای از اندوه و بهت را در جامعه رقم زد.
در این مجموعه، ۳۱ نویسنده هرکدام از زاویه دید و تجربه شخصی خود به روایت این واقعه پرداختهاند. روایتها از نخستین ساعات روز نهم اسفند آغاز میشوند و تا صبح روز بعد، یعنی زمان انتشار خبر شهادت، ادامه پیدا میکنند.
نویسندگان در این روایتها، تنها به بازگویی خبر و حوادث آن روز بسنده نکردهاند، بلکه کوشیدهاند لحظههای شخصی مواجهه با این اتفاق را نیز ثبت کنند؛ از شنیدن صدای انفجارها و دنبالکردن اخبار تا لحظه دریافت خبر، واکنشهای اولیه، خاطرات و احساساتی که در آن ساعات تجربه کردهاند.
هر روایت، قاب مستقلی از آن روز را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ قابهایی که در کنار یکدیگر، تصویری چندوجهی از اندوه مشترک و تجربه جمعی نویسندگان از این واقعه شکل میدهند.
اهمیت این مجموعه را میتوان در ثبت تجربههای فردی و تبدیل آنها به روایتی مکتوب از یک رویداد تاریخی دانست؛ روایتهایی که علاوه بر بازتاب احساسات نویسندگان، بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی آن روز را نیز مستند میکنند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
از یکی از بچهها لباس مشکی گرفتم تا آقای خسروی تنش کند. او خیلی بر خودش مسلط بود و سعی میکرد جلوی گریهاش را بگیرد. قبل از رسیدنمان، آقای جبلی در رژی مستقر شده بود و اداره امور را شخصا برعهده داشت. او سه متن بیانیه به دست آقای خسروی داد: یک متن بیانیه از شورای عالی امنیت ملی، یک متن بیانیه از دولت و یک متن هم از سازمان صداوسیما. همه توی استودیو ایستاده بودند و صدای همهمه بالا رفته بود. ناچار شدم همه را از استودیو بیرون کنم. همه درها را بستم؛ فقط من، تصویربردار و آقای خسروی در داخل استودیو ماندیم و باقی همکاران به رژی رفتند. من جملهای به متن بیانیه صداوسیما اضافه کردم: «آزادگان کل جهان، مقلدان خمینی...» تا آقای خسروی خبر را بخواند. ساعت چهاروچهل دقیقه رفتیم روی آنتن.
کتاب «قاب عکسی از یک اندوه» به قلم جواد کلاته عربی و با همکاری انتشارات ۲۷ بعثت و انتشارات فاتحان منتشر شده است.



نظر شما