به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دویچه وله، این کتاب که با عنوان " هایدگر: معرفی نازیسم به فلسفه" نوشته "امانوئل فی" اخیراً به انگلیسی ترجمه شده است بحث درباره اینکه آیا فلسفه مارتین هایدگر (1889- 1976) را میتوان از فعالیت وی در حزب نازی جدا کرد بسط داده است.
این کتاب آخر ماه نوامبر امسال به انگلیسی ترجمه شده است.
امانوئل فی به مقالات منتشر نشده دوره هایدگر به عنوان رئیس دانشگاه فرایبورگ اشاره کرده و نفوذ تفکرات نازیسم را به اندیشههای این فیلسوف آلمانی مورد تأکید قرار داده است.
وی خواستار حذف تمام آثار هایدگر از کتابخانه های فلسفی و قرار دادن این آثار در زیر مجموعه بخش تاریخ نازیسم در تمام دانشگاهها و واحدهای دانشگاهی شده است. ایدهای که بسیار افراطی به نظر میرسد .
آثار مهم و برجسته هایدگر چون " هستی و زمان" (1927) و " چه باشد آنچه خوانندش تفکر" (1954) بر شخصیتهای مهمی چون سارتر، فوکو و گادامر تأثیر گذاشته است و اغلب از دانشجویان رشتههای فلسفه، معماری ، هنر و یا ادبیات خواسته شده که این کتاب را به منظور مطالعه تکمیلی بخوانند.
متفکران اروپایی و امریکایی در رابطه با این که هایدگر در فعالیتهای حزب نازیسم طی سالهای دهه 1930 فعالیت داشت توافق دارند. وی از مقامات حزب نازی در سال 1933 بود و به اخراج اساتید یهودی از دانشگاه فریبورگ کمک کرد و سخنرانیهایی را در طرفداری از نازیسم ایراد کرد، اما بحث برسر اعمال سیاسی هایدگر همواره بر این نکته متمرکز بوده است که آیا این اعمال فلسفه وی را به طور کلی تحت تأثیر قرار داده و یا به عنوان اشتباهی قابل گذشت در نظر گرفته میشود.
در امریکا کتاب امانوئل فی حتی پیش از آنکه به انگلیسی منتشر شود مناقشاتی را برانگیخته بود. کارلین رومانو منتقد نشریه کرونیکل ریویو در مقالهای با عنوان " سلام بر هایدگر" نوشته است که هایدگر یک کلاهبردار و متقلب بوده که خود را زیادی مهم میدانست و به طرز عجیبی تا امروز مورد احترام بوده است.
این درحالی است که بسیاری از کارشناسان اظهار میدارند درک اینکه تفکر هایدگر کاملات تحت تأثیر نازیسم بوده است کار دشواری است.
حسن گیوسان که در سال 1998 کتابی درباره ایده رویکردهای غیر انسانی در آثار هادیگر منتشر کرده که در آن میگوید بدنه قدرتمند آثار هایدگر رسیدن به یک پاسخ قاطعانه درباره دیدگاههای وی در رابطه با نازیسم را دشوار میکند.
براساس اظهارات حسن گیوسان، 120 اثر از هایدگر وجود دارند که تنها 80 اثر از آن منتشر شدهاند و در سایه چنین حجمی از آثار هر گونه تفسیر از هایدگر متهم به رویکرد گزینشگرانه میشود.
گیوسان اظهار داشت: فیلسوفان در کشورهای آلمانی زبان طی سالهای با نتایج مختلفی درباره اندیشه ها و اعمال سیاسی هایدگر بحث کردهاند. از یک سو مردم حضور هایدگر در فعالیتهای سیاسی نازیسم در دهه 1930 را تصدیق کرده اما از سوی دیگر وی را به عنوان یک فیلسوف بزرگ در نظر میگیرند.
رینر تورنهیر از دانشگاه اینسبورگ در اتریش نیز کتابی را درباره هایدگر منتشر کرده است. وی در گفتگویی با دویچه وله اظهار داشت که اگر به هسته ایدئولوژی نازی نگاه کنیم با نظریه نژاد، یهودستیزی و داروینیسم اجتماعی رو به رو میشویم، اندیشههایی که در رویکردها و تفکرات هایدگر مشاهده نمیشوند. در حقیقت وقتی سخنرانیهای وی را درباره نیچه بررسی میکنیم با این امر رو به رو میشویم که هایدگر با این مؤلفهها با رویکردی کاملا انتقادی برخورد میکند.
تورنهیر همچنین تأکید میکند که هایدگر را نباید به عضویت موقتی وی در حزب نازیسم محدود کنیم بلکه به جای آن باید هایدگر را یک متفکر برجستهای بدانیم که به واسطه گشایش احتمالات و چشم اندازهای تازه درباره تفکر غربی نوعی تغییر الگو شکل داد.
این درحالی است که براساس دیدگاه گیوسان و دیگران چشماندازهایی که هایدگر گشوده است خود به نوعی سوال برانگیز است. درحالی که کتاب امانوئل فی بر اعمال هایدگر به عنوان یک نازی متمرکز شده است تحقیقات گیوسان درباره هایدگر بر مؤلفههای غیر انسانی آثار منتشر شده وی تمرکز کرده است.
گیوسان با این امر هم عقیده است که باید به حضور سیاسی هایدگر درحزب نازی هم اهمیت بدهد اما از دیگر سو اعتقاد دارد که این اعمال تنها بخش کوچکی از یک حقیقت بزرگتر هستند.


نظر شما