شهرام اقبال زاده در گفتگو با خبرنگار مهر در تحلیل وضعیت فعلی نظام آموزشی مدارس گفت:.نظام آموزشی ما نظامی سنتی، اقتدارگرا و معلم محور است که برنامه های آن از بالا تدوین و ابلاغ می شود و معلمها نیز به طور کلی نقشی در تدوین این برنامهها ندارند و صرفا مجری آن هستند.
وی افزود:متاسفانه نهادهای مدنی مرتبط با معلمان نیز بیشتر صوری بوده و عملکردی ضعیف داشته و یا کنار گذاشته شده اند.
نهادهای فعال در زمینه کودکان در برنامه ریزی درسی مدارس جدی گرفته شوند.
دبیر انجمن نویسندگان کودک و نوجوان با اشاره به اینکه لازم است در نظام برنامه ریزی آموزش و پرورش حضور نهادهای فعال در زمینه کودکان جدی تر گرفته شود بیان کرد: به طور نمونه در تدوین کتابهای درسی به ویژه کتابهای ادبیات مراکزی چون شورای کتاب کودک، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و ... مورد توجه قرار نمی گیرد. البته برخی اعضای این مراکز خود از کارمندان آموزش و پرورش هستند که به طور فردی نظراتشان را بیان می کنند که اگر هم خیلی انتقادی باشد غالبا مورد توجه قرار نمی گیرد.
دبیر مجموعه "جهان داستان و داستان جهان" اضافه کرد: در برنامه ریزی کلان نظام آموزشی خرد جمعی چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. در تدوین کتابها نیز گرچه گروهی کارشناس این مسئولیت را برعهده دارند که اتفاق خوبی است ولی خوب است پیش از اجرایی شدن برنامه ها و تصمیمها مرحله ای برای نظرسنجی و بحث و تبادل نظر با تعداد بیشتری از کارشناسان و صاحب نظران در نظر گرفته شود همچنین می توان مرحله ای آزمایشی برای برنامه های ایجاد کرد تا بازخورد آن در جامعه مورد آزمایش دیده شود و پس از مشخص شدن نقاط ضعف و قوت آن طرح یا برنامه در سطح ملی اجرا شود.
به بچه ها بیشتر بها داده شود
اقبال زاده تاکید کرد: تلاشهایی از سوی کارشناسان خوب آموزش و پرورش برای آموزش مشارکتی، حذف معلم و نمره محوری، جذاب تر شدن کتابهای درسی و ... شده و می شود ولی این تلاشها منسجم و هماهنگ نیست. آموزش و پرورش ابتدا باید به این باور برسد که سوژه اصلی در همه برنامه ها بچه ها هستند و باید بیشترین بها به آنها داده شود.
این ویراستار متون ادبی نظام آموزشی ایده آل را نظامی دانست که در آن بچه ها از آموزش لذت ببرند و در این باره توضیح داد: مدرسه باید مکانی نشاط بخش و محلی برای فراگیری داوطلبانه باشد و معلم نیز باید نقش هدایتگر، ارتقا دهنده و مشوق داشته باشد. مسیر پرورش و ارتقا باید با مشارکت بچه ها طی شود و با یک نگاه دموکراتیک و دوسویه از مدیر تا دانش آموزان و دیگر نهادها و افراد مرتبط با موضوع در سطح جامعه در این برنامه ریزی سهیم شوند.
دانش آموزان باید بتوانند بدون ترس نمره ادبیات را مطالعه کنند
وی حاکم شدن چنین دیدگاهی در کلیت نظام آموزشی را عاملی دانست که زیرمجموعه هایی چون فراگیری درس زبان و ادبیات فارسی را تحت تاثیر قرار می دهد.
به اعتقاد اقبالزاده دانش آموزان باید بدون ترس نمره به خواندن تمامی درسها از جمله ادبیات بپردازند و برای جذاب تر شدن درس ادبیات لازم است متنهای خلاق و منطبق با حس زیبایی شناختی دانش آموزان در سنهای مختلف با اولویت متنهای تالیفی و سپس ترجمه ای خارج فضای نمره محور در برنامه آموزشی دانش آموزان قرار گیرد.
مترجم "بینظمی نوین جهانی" نوشته تزوتان تودوروف نقش کتابخانه های مدارس و کتابدارها را در تشویق دانش آموزان به مطالعه ادبیات بسیار موثر دانست و گفت: ما باید به وضعیتی برسیم که مدرسه هایمان کتابخانه های مجهز و کتابدارهای دانشور و خلاق و باانگیزه داشته باشند. چنین افرادی حکم کیمیا را دارند که در حال حاضر به طور معدود و منفرد در برخی مدارس هستند و اینها استثناهایی در اثبات قاعده اند وگرنه فضای مشارکتی خلاق و نقادانه با برنامه ریزی علمی و جامع برای حضور آنها نشده است.
توجه به ادبیات معاصر کلیتی هدفمند نیست
اقبال زاده درباره توجه کتابهای درسی به ادبایت معاصر اینگونه توضیح داد: برخی متنهای روز در کتابهای ادبیات گنجانده شده ولی توجه به ادبیات معاصر در نظام آموزشی مدارس به صورت کلیتی هدفمند و ذیل یک برنامه ریزی جامع نیست. با تک درسها نمیشود راه به جایی برد. باید فضای گفتگوی آزاد و بدون دغدغه نمره درباره ادبیات ایجاد شود. باید پرسش از دانش آموزان به گونه ای باشد که ذهن آنها پویا شود. نقش معلم باید به گونه ای باشد که دست بچه ها را گرفته و پله پله بالا برد نه اینکه برخوردش دستوری باشد. نظام آمرانه کلاً تاثیری منفی دارد.
مسئول کمیته داوری چهارمین دوره کتاب برتر با تاکید بر نقش معلم در آموزش ادبیات به دانش آموزان بیان کرد: برخی معلمان ما اصلاً ادبیات معاصر و شخصیتهای آن را نمی شناسند. درس ادبیات بیشتر در قالب لغت و معنی تدریس و آزمون می شود و این در کل برخوردی غلط با ادبیات است چه کهن چه معاصر.
ادبیات را به شکل بسته آموزشی جذاب ارائه کنیم
این نویسنده کودک و نوجوان افزود: درس ادبیات به معنای حفظ متن و شعر و یاد گرفتن معنای کلمات سخت و از حفظ شدن معنی شعرها و متنهایی که معلم برای بچه ها می خواند و آنها باید از حفظ شوند، نیست. با چنین برخوردی بچه ها از ادبیات دلزده میشوند. به جای اینکه ادبیات را به شکلی اجباری ارائه کنیم بهتر است آن را در بسته ای جذاب و کلیتی با قابلیت گفت و شنودی مطرح کنیم.
وی تاریخ ادبیات ایران را سرمایه ای پربار دانست که اگر درست ارائه شود در بین همه طیفها و گروههای سنی مخاطب خود را می یابد.
اقبال زاده بخش دیگر صحبتهایش را به ادبیات شفاهی اختصاص داد و عنوان کرد: ما در کنار سرمایه های گرانقدرمان در ادبیات مکتوب در زمینه ادبیات شفاهی هم داشته های خوبی داریم که آنها را جدی نمی گیریم. قصه گویی در آموزش و پرورش ما جایی ندارد. ادبیات فولکور و فرهنگ عامه حتی در دانشگاههایمان هم درست دیده نشده است و با اینکه لازم است رشته های تخصصی برای آن درنظر گرفته شود ولی تنها در قالب چند واحد درسی آن هم در برخی دانشگاهها مورد نظر است.
وی برخورد نظام آموزشی در سطح مدارس با ادبیات کهن و معاصر را ناکارآمد دانسته و گفت: ما در هر دو بخش نتوانسته ایم ادبیاتمان را در بسته آموزشی کارآمد و جذاب ارائه کنیم.
برنامه ریزی مشارکتی و ضرورت دریافت بازخورد پیش از اجرایی شدن نهایی
این پژوهشگر ادبیات کودک در پایان ارائه راهکارهای فردی را مشابه برنامه ریزی فردی که در حال حاضر در آموزش و پرورش اجرایی می شود دانست و گفت: نقد، ارائه راهکار و برنامه ریزی باید با در نظر گرفتن خرد جمعی و به صورت گروهی باشد. نهادهای مختلف که با مساله آموزش مدارس ارتباط موضوعی دارند باید گردهم آمده و در قالب نهاد ملی فراگیر برنامه های گذشته را نقد کرده و برنامه های جدید را تدوین کنند ولی آنچه باید مدنظر قرار گیرد این است که برنامه ها پیش از راهبردی شدن در معرض آزمون و خطا قرار گیرند و خیلی مهم است که نظرات دانش آموزان درباره آنها کسب شود.


نظر شما