۴ تیر ۱۳۹۱، ۱۲:۴۲

همایش حکمت فردوسی5/

تفاوت حکمت شرقی با فلسفه غربی/ تضاد تراژیک فردوسی

تفاوت حکمت شرقی با فلسفه غربی/ تضاد تراژیک فردوسی

دکتر حسن بلخاری با بیان اینکه حکمت جمع میان عمل و نظر است، گفت: از دیدگاه شاهنامه هنر آن امر درونی است که به انسان قوه تمییز می دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، همایش بررسی نگره ها و اندیشه های حکمی و فلسفی دانای توس با عنوان« حکمت فردوسی» شنبه سوم تیرماه به همت بنیاد فردوسی و انجمن حکمت و فلسفه ایران در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

دکتر حسن بلخاری در این همایش به موضوع «حکمت هنر در شاهنامه» اشاره کرد و گفت: فلسفه هنر در شاهنامه و در حکمت ما شرقیان به «ابژه» تعلق نمی گیرد بلکه به فاعل شناسا تعلق دارد که تفاوت اصلی حکمت شرقیان با فلسفه غربیان در همین نکته است.
 
وی افزود: حکمت در اندیشه شرقیان به ویژه شاهنامه، شهود منتج به عمل است. شاهنامه وامدار لقمان است که از سویی علم لدنی دارد و از طرفی اوامرش عملی است. عمل فرزند مبارک نظر است و اگر نظری به عمل منتج نشود ابتر است. حکمت، تفلسف نیست بلکه اجتماع نظر و عمل است به این معنا که آدمی را به سمت کمال سوق دهد.

این استاد دانشگاه تهران تأکید کرد: در نظام حکمت هنری ما، هنر به فاعل شناسایی برمی گردد که  او به ملکه فاضله ای دست یابد که هر کاری را در حد کمال انجام دهد و منظور شاهنامه از هنر همین معنا است. هنرمند اگر از اثر خودش لذت نبرد، هیچ ناظری از اثر او لذت نخواهد بردو ما به جمع این دو معتقدیم. از دیدگاه شاهنامه هنر آن امر درونی است که به انسان قوه تمییز می دهد و بنده معتقدم شاهنامه این معنا را از اوستا به ویژه دو هات گاتها گرفته است.
 
تراژدی را روح های متلاطم می سازند/ تراژدی فردوسی؛ دوراهی اسلام و فرهنگ ایرانی
 
دکتر حمیدیان نیز در این همایش به موضوع« فردوسی و دوراهی های تاریخی» پرداخت و گفت: در کل شاهنامه دوراهی هایی که اتفاق می افتد چه از لحاظ تاریخی و چه خاندانی از 4 دوره خارج نیست؛ دوران ضحاک( آنچه اتفاق می افتد در چارچوب اندیشه های اساطیری است و هزاره ضحاک شرمطلق است)، آمدن گشتاسب( آنچه ما در چارچوب بدعتها می بینیم در این دوره است)، دوره چیرگی اسکندر، شاهد نوعی زیر و رو شدن هستیم) و دوره نبردهای میان ایرانیان و اعراب در زمان یزدگرد سوم.

وی در ادامه،  سخنان خود را ناظر به دوره چهارم شاهنامه خواند و گفت: در دوره جنگ میان ایرانیان و اعراب، برای نخستین بار رستم در نامه به برادرش با درد از ظهور افرادی دون مایه اظهار نگرانی می کند. در واقع نامه رستم بازتابی از اندیشه های فردوسی است. فردوسی در این ایام اسیر نوعی تضاد تراژیک است و بر سر یک دوراهی قرار گرفته است. ما در درگیری میان اعراب و ایرانیان درونی متلاطم از فردوسی را می بینیم.
 
این پژوهشگر یادآور شد: نژاد در شاهنامه به مفهوم تنگ نظرانه امروزی نیست. نگرانی فردوسی بیش از آنکه از نژاد باشد به تفاوت فاحش فرهنگی میان ایرانیان و اعراب برمی گردد و آن درون خردگرای فردوسی این دو را در موقعیت تراژیک می بیند. و به بن بستی که نمی داند از دین اسلام و تشیع بگذرد یا از علقه های فرهنگی ایرانی باستان.
 
دکتر حمیدیان تأکید کرد: من فردوسی را در تشیع اهل تقیه نمی دانم چرا که با افتخار حضرت علی(ع) را مدح می کند و نبی و وصی را با هم ذکر می کند. درون فردوسی متلاطم از زوال دولتی است که خود می داند به نشیب افتاده است. مرگ یزدگرد در شاهنامه بسیار غم انگیز است.

وی در پایان با بیان اینکه تراژدی را روح های متلاطم می سازند، افزود: ما به معنای نمایش تراژدی نداشته ایم اما داستانهای تراژیک داشته ایم از جمله همین جنگ اعراب و ایرانیان در شاهنامه. هرگز در تشیع فردوسی تردید ندارم اما یک مقدار شعوبی گری را در فردوسی می پذیرم چرا که شاهنامه زاده شعوبی گری ایرانی فردوسی در برابر تحقیر اعراب بود. فردوسی میان علایق خود به اسلام و تشیع و از سویی فرهنگ ایرانی در تلاطم بود.
کد مطلب 1633725

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha