به گزارش خبرنگار اعزامي گروه دين و انديشه "مهر" از گرگان، دكترسيدعلي اصغر ميرباقري فرد،عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان، در همايش بزرگداشت دو حكيم استرآباد؛ ميرفندرسكي و ميرداماد به موضوع "انديشه هاي عرفاني ميرداماد" پرداخت.
دكتر ميرباقري فرد در ابتدا به اشاره به جايگاه عرفاني ميرداماد گفت : وي در علوم مختلف اسلامي از جمله مشرب هاي مختلف فلسفي و عرفاني تبحر داشت. او مانند بيشتر متفكران اين دوره تفكر استدلالي و برهاني را با دريافت ها و مواجيد روحاني و معنوي تلفيق كرد و با برقراري تعامل ميان آنها هم در بعد نظري به طرح آراء نو پرداخت و هم در بعد عملي به مواجيد دروني و خلسات روحاني دست يافت. ميرداماد ميان مباحث نظري و دريافت هاي شهودي و معنوي پيوند استوار و منسجمي برقرار كرد و ثابت نمود كه هيج يك از اين ابعاد بدون ديگري نمي تواند به كمال برسد.
وي افزود : ويژگي ها و ميزان اهميت مشرب حكمي ميرداماد چنان كه هانري كربن نيز اشاره كرده با بررسي و تحليل خصايص و دقايق مكتب عرفاني محي الدين ابن عربي يا به تعبير كامل ترعرفان اسلامي در سده هفتم هجري و بعد از آن شناخته مي شود. در اين قرن ديدگاههاي ابن عربي و گروه ديگري از اهل معرفت كه مشرب عرفاني شان به آراء محي الدين نزديك بود رواج يافت و در قلمرو عرفان اسلامي تحولي بنيادي پديد آورد.اين تحول چنان عميق ، گسترده و تأثير گذار بود كه در سير عرفان اسلامي نقطة عطفي برجاي گذاشت.
دكتر ميرباقري ميرداماد را از جمله حكيماني دانست كه سنت فكري و مشرب حكمي خاصي را وسعت و عمق بخشيد. او از يك سو پيرو خلّاق ابن سيناست كه در آثار خود با بيان احاديث مختلف براي عقل اهميت زيادي قائل مي شود و استفاده از آن را موجب دست يافتن به علم و يقين مي داند و از سوي ديگر به مشرب شيخ اشراق اشتياق نشان مي دهد و در عمق حكمت وي فرو مي رود. علاوه بر اين ، ميرداماد به مواجيد دروني و دريافت هاي شهودي دست مي يابد كه با معتقدات شيعي او نيز پيوندي استوار دارد. در واقع اين حكيم الهي در مشرب فكري خود تجربه هاي شهودي، مأثورات نقلي و براهين عقلي را با هم به كار مي گيرد و حاصل آن را هم در آثار خود در قالب ديدگاه هاي عقلي و برهاني مطرح مي سازد و هم به وسيله آن در زندگي شخصي و خلوت هاي خويش به عالي ترين مواجيد و دريافت هاي عرفاني دست مي يابد.
عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان خاطر نشان ساخت : در حقيقت انبوهي از تجربه هاي خاص عرفاني در گنجينه وجود اين حكيم الهي به پرورش آراء تحليلي و مبتكرانه فلسفي و حكمي پرداخت و اركان مواضع فلسفي اش را استوار ساخت . از اين رو ديدگاه هاي حكمي وي مانند نظريه حدوث دهري مي تواند از برداشت هاي شهودي او سرچشمه گرفته باشد يا آن كه اين مواجيد عرفاني وي را به درك تازه اي از اعيان و حقايق ثابته و ماهيات ماوراء محسوس اشياء رسانده و مقدمات و زمينه مناسب را براي شكل گيري موضع معروف فلسفي اش به نام اصالت ماهيت فراهم آورده باشد. البته اين موضوع تنها در باره ميرداماد صدق نمي كند بلكه مشرب حكمي بيشتر حكيمان مكتب الهي اصفهان و حتي دوره هاي پيش از آن را مي توان داراي همين ويژگي دانست.
دكتر ميرباقري فرد تصريح كرد : ميرداماد در آثار خويش مكرر و به وضوح در باب اهميت مقام حكمت و عرفان و ويژگي هاي حكيم و عارف سخن مي گويد. ميرداماد در باره عبادت عارف بيان مي كند كه عبادت او قوة توهم و خيال و ساير مدارك و مشاعر و حواس و ارواح نفساني و حيواني و طبيعي و مبادي ادراكات و تحريكات و اعصاب و جوارح و اركان جسم را با نفس مجرد در مي آميزد چنان كه آنها به جوهر واحدي در مي آيند و از عالم غرور و اقليم بطلان به سوي حرم قدس و حضرت حق روي مي آورند. وي همچنين براي نفس مجرد اهميت زيادي قائل مي شود و در باره نقش و جايگاه آن تشريح مي كند كه اين نفس در حكم واسطة انوار قدسي و وجود انسان است و از هر دو سوي متأثر مي گردد.
وي در پايان تاكيد كرد: از وقايع روحاني و حادثات قلبي كه بر ميرداماد وارد شده دو گزارش به قلم وي در دست است. بيان اين دو كشف و خلسه به خوبي روشن مي كند كه تجربه هاي عرفاني وي تا چه حد ناب و عميق بوده است.


نظر شما