خبرگزاری مهر- یادداشت مهمان- محمدحسین سیاح طاهری؛ جامعهشناس و کارشناس فضای مجازی: این روزها بسیاری می پرسند این چه وضعیت نت ملی است؟ پس شبکه ملی اطلاعات چه شد؟ مگر نگفتند مهمترین مزیت شبکه ملی (علاوه بر کیفیت و سرعت) این است که اگر از سمت خارجی تحریم بود یا از سمت داخلی اینترنت قطع شد، خدمات و اطلاعات قفل نمیشود؟ اگر قرار بود در ایام بحران، حتی پیام رسان های داخلی تعطیل شوند، پس این همه هزینه مادی و اعتباری برای چه داده شد که در وقت خطر اینها را هم نداشته باشیم؟! من در حد بضاعت خودم تحقیق مختصری راجع به این سوالات کردهام که در ادامه می آورم.
۱- من متخصص امنیت نیستم. اما آن قدر که در اخبار شنیده ام، ظاهرا پیشنهاد قطعی اینترنت توسط کارشناسان امنیتی دستکم یک یا دو روز قبل از پنجشنبه به صورت جدی مطرح شده است، اما بخشهایی که دست اندرکار بودهاند به دلایلی، تمایل نداشته که شبکههای اجتماعی خارجی را قطع کنند. حتی بعدازظهر پنجشنبه که دستور قطعی اینترنت آمده تا حوالی ساعت ده شب تعلل می شود طوری که آمار اتفاقات وقتی به تهران میرسد دیگر کار از کار گذشته و مجبور می شوند نه تنها اینترنت، که شبکه های داخلی، پیامک و حتی تماس را در برخی از شهرها قطع کنند. شکی نیست که این تدبیر لازم و موثر در مدیریت فضا نقش جدی داشته است. اگرچه به خاطر یکباره بودن تصمیم، حتی دسترسی خیلی از نهادهای انتظامی و امنیتی نیز قطع می شود. تعطیلی ادارات در پنجشنبه و جمعه هم بازیابی شبکه را دچار مشکل می کند (این غافلگیریهای آخر هفته را از یاد نبرید). در مجموع حجم بالای جرایم و تخریبها منجر به نگرانی جدی در دست اندرکاران امر می شود طوری که حتی اطلاع رسانی توسط کانال های رسمی در پیامرسان داخلی نیز مجوز نمیگیرد! و در روزهای اول آش آن قدر شور می شود که حتی شبکه های صداوسیما امکان پخش در پیامرسان های داخلی پیدا نمیکنند. این تصمیم اگرچه در دو سه روز اول گریزناپذیر بود، اما تداوم آن به نظر می رسد به صلاح نبود. به هر حال در روزهای بعد این مشکل مرتفع و فعالیت پیام رسان های داخلی به تدریج به شرایط عادی برمیگردد.
۲- این اولین تجربه قطعی اینترنت در کشور نبود، اما عجیب است که ما شبیه دفعات قبل! غافلگیر شدیم. اینکه در روز ۲۵ خرداد برخی از سرویس های داخلی مانند تامین اجتماعی یا پست کار نمی کرد، آن قدر ناراحت کننده نیست که در روز شنبه ۲۰ دی ماه، دیدیم پیامک بانکی هم کار نمیکند. آیا بعد گذشت از شش ماه از تجربه جنگ نباید در کشور هیچ سازوکاری به وجود میآمد که خدمات اضطراری کشور را از خدمات عادی و کاربردی جدا کند و در صورت وقوع بحران مثلا تاکسی ما کار نکند، اما خدمات برخط اورژانس یا نسخهنویسی کار کند؟ مسئول این بی تدبیری و ترک فعل ها چه کس یا نهادی است؟
۳- من نمی گویم در صورت بازبودن پیام رسان های داخلی هیچ امکانی برای سواستفاده دشمن از آنان نبود. اما اگر به پیام رسان ها به عنوان یک ظرفیت نظام در تبیین (دست کم به اندازه صداوسیما) توجه می شد و اگر احراز هویت پیشتر توسط خود پیامرسان ها جدی گرفته میشد، این امکان بود که دست کم کانال های دارای تیک آبی در این ایام فعالیت کنند و مردم را نسبت به اقدامات داعشگونه اغتشاشگران آگاه نمایند و از آن فراتر نسبت به اخبار ناگوار و احتمالا جعلی پس از بازگشایی اینترنت واکسینه کنند. در حالی که چنین رخ نداد و با نگاه منفی به پیامرسانهای داخلی نگریسته شد.
۴- این درحالی است که در جنگ۱۲روزه فهرستی از کسب وکارهای مجازی استخراج و تلاش شد در عین اینکه کشور در شرایط جنگی است، اما مشکلات فنی و شبکه آنان حل شود به طوری که زندگی عادی مردم در جریان باشد؛ نه تنها خدمات آموزش برخط، دولت الکترونیک و... کار کنند که خدمات بخش سرگرمی، فیلم و بازی نیز دچار مشکل نشوند. عجیب است که در این شرایط انگار دستهایی کار کردند که هیچ سرویسی درست فعالیت نکند. در جواب مطالبهگران باید گفت شبکه ملی اطلاعات در کشور وجود داشت (اگرچه نه به تمامه) و ما از مزایای نسبی آن در ایام جنگ ۱۲ روزه بهره مند شدیم. اما این بار خواسته یا ناخواسته شرایط به نحوی رقم خورد که مردم دیگر طعم شیرین بهره مندی از خدمت در شرایط بحران را نچشند و همه فشارها به سمتی برود که کشور مجبور شود اینترنت بینالملل را (علی رغم خطرات جدی امنیتی که در آن شرایط داشت) باز کند.
از قرار اطلاع، برخی کسب و کارها برای روز رسانی نرمافزاری، دسترسی به سرورها، دریافت محتوای خارجی و... نیاز ضروری به اینترنت داشتند که تا روز آخر علی رغم همه پیگیری ها محقق نشد. چه بسیار بازیهای ایرانی یا سرویس های آموزشی و محتوایی بودند که تنها با دو یا سه ساعت دسترسی به اینترنت می توانستند با کیفیت مناسب سرویسدهی کنند، اما متاسفانه با آنها همراهی نشد./ ادامه دارد
۵- البته بین این رخدادهای ناگوار، چند اتفاق و خبر خوب نیز به ثمر رسید. علی رغم اینکه هیچ حمایت دولتی صورت نگرفت، اما مرورگر ذره بین که توسعه خود را در چند سال گذشته به دلایل اقتصادی متوقف کرده بود، شروع به سرویس دهی کرد. ذره بین از ابتدا تا انتهای اغتشاشات به هیچ اینترنتی دسترسی نداشت، اما توانست خدمتدهی خود را ارتقا بدهد و نمره حداقل قبولی را دریافت کند. دیگر آنکه ما در کشور در ایام جنگ با رژیم صهیونیستی هیچ سامانه هوش مصنوعی مستقل یا نیمه مستقل از اینترنت نداشتیم، اما در این ایام بوف (boofai.com)، اوکیان (okian.ai)، گپ جی بی تی (gapgpt.app)، ویرا (ivira.ai)، هوش زی (hooshzy.ir) و... توانستند نیازهای ابتدایی کاربران به هوش را به میزان نسبی پاسخ بدهند. طبیعتا این قدم اول است و جای کار دارد. سامانه دسترسی به نشانی های دستهبندی شده وب (iran.ir) نیز در روزهای آخر فعال شد که مردم ثمرات آن را کمتر چشیدند.
۶- حوادث بزرگ منجر به تحول بنیادی در باور و رفتار دولتها و ملت های زنده می شود؛ به شرطی که آغوش خود را به روی نقد سازنده باز کنند. سیستمی که تنها یک صدا از آن شنیده شود و خودانتقادی نکند، به دست خود به خودش ضربه می زند. ایالات متحده بعد از یازده سپتامبر و رژیم صهیونیستی بعد از ۷ اکتبر کمیته های حقیقتیاب تشکیل دادند، گزارشات بی رحمانه از روند حوادث، عملکرد نهادهای مسئول و میزان قصور و تقصیر هر یک استخراج کردند و همه اینها در نهایت باعث شد تحول جدی در استراتژی امنیت ملی خود به وجود آوردند. اکنون وقت چنین کاری است و اگر صلاح نظام را میخواهیم، باید تعارف با یکدیگر را کنار بگذاریم، هرکس که خطا یا خیانت کرده است را فارغ از حزب و جناح و جایگاه سیاسی به میزان خطا، تنبیه و مجازات کنیم که همه کشورهای زنده در دوره هایی برای حفظ بقای خود چنین کردهاند. گاهی شاید لازم باشد برای جلوگیری از سرایت بیماری مچ پایمان را قطع کنیم. امروز اگر چنین نکنیم در بحران بعدی کل بدن جامعه درگیر شده است و راه بازگشت نداریم.
۷- آخر آخرین حرف هم خطاب به قوه عاقله نظام. ما متاسفانه محیط نبرد با دشمن را پویا و متغیر نمی بینیم؛ تصور می کنیم اگر با یک شیوه در یک حادثه یا نبرد موفق شدیم، در دفعات بعدی نیز می توانیم با همان ترتیب عمل کنیم. اما متاسفانه چنین نیست. یکی از دست اندرکاران نظامی کشور میگفت دشمن بر اساس عملکرد ما در عملیات وعده صادق یک، خلاءهای خود را جبران کرد و ما با همان تاکتیک دیگر نتوانستیم وعده صادق دو را اجرایی کنیم. دشمن دست ما را خوانده بود و دیگر فرستادن پهپادهای ما او را غافلگیر نکرد. در نتیجه باور کنیم ما به شیوه ای که این بار اینترنت و شبکههای اجتماعی را قطع کردیم در جنگ یا بحران بعدی دیگر نمی توانیم عمل کنیم و باید خودمان را برای رفع نقاط ضعف دشمن در قالب بهره گیری از استارلینک، شبکه های توزیعشده و وای فای محور و دهها فناوری پیش بینی شده و نشده دیگر آماده کنیم وگرنه بازنده مادی نبرد بعدی خواهیم بود.


نظر شما