۱۴ فروردین ۱۴۰۵، ۸:۵۷

تضمین مالکیت خصوصی و «اعتبار قراردادها» مانع خروج سرمایه می شود

تضمین مالکیت خصوصی و «اعتبار قراردادها» مانع خروج سرمایه می شود

عدالت قضایی با تضمینِ «مالکیت خصوصی» و «اعتبار قراردادها»، بستری فراهم می‌آورد که نخبگان اقتصادی به جای خروج سرمایه، به فکر انباشت آن در داخل مرزها باشند.

به گزارش خبرنگار مهر، در تحلیل فرآیند توسعه، اغلب بر متغیرهای اقتصادی و سیاسی تأکید می‌شود، اما واقعیت آن است که بدون وجود یک «نظام حقوقی مقتدر و بی‌طرف»، هیچ دستاوردی در عرصه‌های دیگر پایدار نخواهد بود. حاکمیت قانون به معنای برتری ضوابط بر روابط و شمولیت قانون بر همگان، از عالی‌ترین مقامات تا عادی‌ترین شهروندان است. عدالت قضایی تنها در صدور احکام خلاصه نمی‌شود، بلکه فضایی است که در آن «حق» پیش‌بینی‌پذیر و «تخلف» پرهزینه باشد. این گزارش به واکاوی این مهم می‌پردازد که چگونه استقرار عدالت قضایی، از یک سو کرامت انسانی شهروندان را صیانت می‌کند و از سوی دیگر، تنها پناهگاه امن برای جذب و ماندگاری سرمایه‌های مادی و معنوی در کشور است.

پیش‌بینی‌پذیری قانونی و امنیت اقتصادی

سرمایه‌گذاری، چه در ابعاد خرد و چه در پروژه‌های کلان ملی، پیش از هر چیز نیازمند «امنیت» است. امنیت در اینجا نه به معنای حضور پلیس، بلکه به معنای «پیش‌بینی‌پذیری حقوقی» است. سرمایه‌گذار باید اطمینان داشته باشد که قواعد بازی در میانه راه تغییر نمی‌کند و در صورت بروز اختلاف، مرجعی منصف و متخصص وجود دارد که بدون تأثیرپذیری از کانون‌های قدرت، بر اساس منطق حقوقی قضاوت می‌کند.

در جوامعی که حاکمیت قانون ضعیف است، سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و سوداگرانه کوچ می‌کنند. اما عدالت قضایی با تضمینِ «مالکیت خصوصی» و «اعتبار قراردادها»، بستری فراهم می‌آورد که نخبگان اقتصادی به جای خروج سرمایه، به فکر انباشت آن در داخل مرزها باشند. در واقع، یک دستگاه قضایی کارآمد، بزرگترین مشوق برای تولید و اشتغال است؛ چرا که فساد رانتی را مهار کرده و هزینه‌های غیرمتعارف مبادله را کاهش می‌دهد.

صیانت از حقوق شهروندی و کرامت انسانی

عدالت قضایی در ساحت مدنی، به معنای آن است که هر شهروند در برابر تعرض به جان، مال و آبروی خود، ملجأ و پناهگاهی نفوذناپذیر داشته باشد. حقوق شهروندی زمانی از شعار به واقعیت تبدیل می‌شود که فرآیند دادرسی، شفاف، عادلانه و در دسترس همگان باشد. اصلِ «برابری در پیشگاه قانون»، زیربنای احساسِ تعلق ملی است.

وقتی شهروندان مشاهده کنند که متخلفان، صرف‌نظر از جایگاه اجتماعی یا سیاسی‌شان، در برابر قانون پاسخگو هستند، «سرمایه اجتماعی» احیا می‌شود. عدالت قضایی همچنین وظیفه دارد از حقوق اقلیت‌ها و گروه‌های آسیب‌پذیر در برابر زیاده‌خواهی‌های صاحبان ثروت و قدرت محافظت کند. این کارکرد، مانع از شکل‌گیری خشم‌های فروخورده اجتماعی شده و صلح پایدار را در بطن جامعه نهادینه می‌کند. در حقیقت، قاضی مستقل، پاسدارِ میثاق ملی و ضامنِ بقای اخلاق در زیستِ جمعی است.

بازسازی نظام قضایی در مسیر نوسازی، مستلزم تأکید بر دو رکن «استقلال» و «تخصص» است. استقلال قضایی یعنی قاضی در انشای رأی، تنها تابعِ قانون و وجدان خود باشد و هیچ فشار بیرونی اعم از سیاسی یا رسانه‌ای بر قلم او تأثیر نگذارد. از سوی دیگر، پیچیدگی‌های جهان معاصر در حوزه‌هایی چون جرایم سایبری، بازارهای مالی، حقوق مالکیت فکری و قراردادهای بین‌المللی، ایجاب می‌کند که قضات از دانش تخصصی روز بهره‌مند باشند.

تشکیل محاکم تخصصی، سرعت و دقت در رسیدگی به پرونده‌ها را افزایش داده و از اطاله دادرسی که خود نوعی بی‌عدالتی است، جلوگیری می‌کند. استفاده از تکنولوژی‌های نوین در فرآیندهای قضایی (قوه قضاییه هوشمند) نیز ضمن افزایش شفافیت، نظارت عمومی بر عملکرد دستگاه‌ها را میسر ساخته و راه را بر واسطه‌گری می‌بندد. عدالت، زمانی حس می‌شود که سریع، دقیق و بی‌طرفانه اجرا گردد.

در سنت‌های حقوقی و اندیشه اسلامی، مقام قضاوت از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که با مفهوم «عدل الهی» پیوند می‌خورد. اخلاق کاربردی در امر قضا، یعنی رعایتِ نهایتِ احتیاط در تضییع حق‌الناس. زیست‌مؤمنانه در ساختار قضایی، خود را در قالب «صبر در شنیدن»، «بی‌طرفی در نگاه» و «قاطعیت در اجرای حق» نشان می‌دهد.

آموزه‌هایی چون «نفی سبیل» و «قاعده لاضرر» می‌توانند به عنوان اصول راهنما در تنظیم روابط حقوقی مدرن به کار گرفته شوند. اما این آموزه‌ها باید به گونه‌ای با سیستم‌های حقوقی نوین تلفیق شوند که خروجی آن، کارآمدی و گره‌گشایی از مشکلات مردم باشد. قضای عادلانه در قرن جدید، قضایی است که بتواند میانِ «رحمتِ اخلاقی» و «قاطعیتِ قانونی» توازن برقرار کند تا هم نظم جامعه حفظ شود و هم راه برای اصلاح و بازگشت خطاکاران باز بماند.

مبارزه ساختاری با فساد و رانت‌جویی

عدالت قضایی خط مقدم مبارزه با «فساد» است. فساد، مانند موریانه، پایه‌های اعتماد عمومی و کارآمدی اقتصادی را می‌جود. نظام قضایی باید به جای برخوردِ صِرف با معلول‌ها، به سراغِ علت‌ها و گلوگاه‌های فسادخیز برود. شفافیت در معاملات دولتی، نظارت بر توزیع رانت‌ها و برخورد بدون اغماض با دانه‌درشت‌ها، پیام‌آورِ جدیت نظام در مسیر توسعه است.

وقتی ساختار قضایی به گونه‌ای تنظیم شود که «هزینه جرم» بسیار بالاتر از «سود حاصل از آن» باشد، بازدارندگی واقعی محقق می‌شود. این مبارزه ساختاری، فضای رقابتی سالمی ایجاد می‌کند که در آن، استعدادها و نخبگان به جای دور زدن قانون، به فکر نوآوری و بهره‌وری باشند. در واقع، عدالت قضایی، خاکِ جامعه را برای رشدِ گل‌های شایستگی و تخصص، حاصل‌خیز می‌کند.

در نهایت، باید گفت که عدالت قضایی و حاکمیت قانون، نه یک موضوعِ صِرفاً حقوقی، بلکه زیربنای تمدن‌سازی در دنیای جدید است. قانون باید به «زبان مشترک» تمام شهروندان و حاکمان تبدیل شود. جامعه‌ای که در آن قانون محترم شمرده نشود، حتی با وجود ثروت‌های کلان، به ثبات و آرامش نخواهد رسید.

تضمین حقوق شهروندی و امنیت سرمایه‌گذاری، دو روی یک سکه‌اند که تنها در کارخانه‌ی «عدالت قضایی» ضرب می‌شوند. بازسازی و نوسازی دستگاه قضا با تکیه بر استقلال، تخصص و اخلاق، بزرگترین هدیه‌ای است که یک نظام حکمرانی می‌تواند به ملت خود تقدیم کند. حاکمیت قانون، یعنی پایانِ عصرِ اراده‌های شخصی و آغازِ عصرِ عقلانیتِ جمعی؛ مسیری که فرجام آن، جامعه‌ای عادل، پویا و مقتدر در تراز جهانی است.

کد مطلب 6776508

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha