خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: در فروردین پر از حادثه، در همان هنگام که دانشگاههای کشور تعطیل بودند، دولت تروریستی آمریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی به علم و دانش ایرانزمین حمله کردند. آنها نمیخواستند و نمیخواهند که علم ایران و دانش ایرانی در جهان تکثیر شود به همین دلیل در ادامه حمله به محیطهای آموزشی و دانشگاهی به دانشکدگان فنی و مهندسی شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی حمله کردند.
دانشگاه تعطیل بود اما دانشجویان آن، هر لحظه پیگیر اخبار دانشگاه خود بودند. در گروههای دانشگاهی و دوستانه، در تجمعات شبانه و خیابانداریشان و در دورهمیهای کوچک خانوادگی درباره این حمله و تجاوز به محیط علم و دانش حرف میزدند و انزجار خود را درباره این اقدام نشان میدادند. قلب آنها وصل به وطن است و علم وطن. ذهن آنها مدام در تلاش است تا دانش بومی را ارتقا ببخشد و ایران را در حوزه مهندسی توسعه دهد از همان هنگام که این دختران و پسران تلاش کردند در بهترین دانشگاههای کشور مانند دانشگاه شهید بهشتی قبول شوند و قدم در دنیای ریاضی و فرمول و محاسبه و مهندسی بگذارند.
آنها همیشه در برابر هر کلام و رفتاری که بوی دشمنی با ایران بدهد، ایستاده بودند: از اغتشاشات 1401 که در برابر آشوبهای دانشجویان قانونشکن ایستادند تا هتک حرمت به پرچم کشور و حرکات برخی دانشجویان در بهمنماه 1404 که از سوی دشمنان و رسانههای بیگانه هدایت میشد. دانشجویان دانشکدگان فنی و مهندسی شهید عباسپور در حوادث و بزنگاههای مهم کشور نشان دادند که وطنشان، ایرانِ سربلند و انقلاب اسلامی را عزیز میدارند و میخواهند با علم خود آن را عزیزتر کنند.
پس از انتشار اخبار مربوط به حمله به این دانشگاه که یک بار به دانشکدگان فنی و مهندسی شهید عباسپور و بار دیگر به بخش دیگری از دانشگاه که در منطقه ولنجک قرار دارد، انجام شده، با چند تن از دانشجویان این دانشگاه به صحبت پرداختیم تا هم از احساسات و احوالات درونیشان درباره حمله به دانشگاهشان باخبر شویم که محل تحصیل و کسب علم آنها بود و هم یک سؤال مهم از آنها بپرسیم!
سؤالی که شاید امروز و در چهلمین روز شهادت رهبر شهیدمان، رهبر ایراندوستی که همیشه طرفدار علم و دانش بود و از دانشآموزان و دانشجویان میخواست که از هیچ فرصتی برای تحصیل علم و استفاده از آن برای توسعه و پیشرفت کشور دریغ نکنند، بسیار مهمتر از قبل شده است و جا دارد از همه دانشجویان وطنپرست پرسیده شود: «اکنون وظیفه خود را بهعنوان یک دانشجو چه میدانند و دوست دارند یا برنامه دارند که کدام توصیه رهبر شهید را در زندگیشان به کار ببرند؟»

یکی از دانشجویان رشته مهندسی صنایع که متولد 1385 است، احوال خود پس از شنیدن خبر حمله به دانشگاه را اینطور بیان کرد: «اولش در کانالها گشتم تا ببینم شایعه نباشه، بعدش بغض کردم و یکی از اعضای خانواده گفت واقعا زدن؟ منم زدم زیر گریه. عصبانی شدم. رفتم تو گروه عمومی دانشگاه تا ببینم بقیه دانشجوها چی میگن که اونجا دیدم برای بعضی از دانشجوها ذرهای اهمیت نداره و حتی خوشحالن و انگار نمیدونن چقدر زمان میبره که دوباره اونها ساخته بشه و قابل استفاده بشه و چقدر بودجه و نیرو و... میخواد! خیلی عصبانیتر شدم و احساس مهمبودن بهم دست داد که دشمنان چیزی در دانشگاه و علم این دانشگاه دیدن که اونجا رو زدن.»
او از وظیفه خود نیز برایمان گفت: «خیلی تحتتأثیر یک ویدیو از آقا قرار گرفتم که تأکید داشتند درس بخوانید. با دیدن اینکه دشمنان زیرساخت میزنند و آدمهای علمی ترور میکنند تازه میفهمم چرا تأکید رهبر بر دیدار دانشجویی وجود داشته و چرا دانشجو رو مهم میدونستند. یکجورایی انگار واقعا آینده کشور دست ما بوده و خودمون خبر نداشتیم. همش ذهنم درگیر اینه که این صنایع آسیبدیده رو بالاخره باید احیا کنند اما چه کسانی؟ نمیشه ما تو خونه بشینیم و فقط حرف بزنیم و منتظر باشیم درست شه. باید درس بخونیم و هر کاری از دستمون برمیاد انجام بدیم. خیلی دوست دارم این اتفاق برای خودم بیفته و امیدوارم خدا کمک کنه حتی ذرهای در این مسیر در حد توانم فعالیت کنم.»
یک دانشجوی مهندسی مکانیک که متولد 1384 است، دانشگاه را برای دانشجو مثل خانه توصیف کرد و گفت: «به محض شنیدن خبر حمله به دانشگاه عزیزمون حس فردی رو داشتم که به خونهاش تجاوز شده. این حس ترکیبی از ناراحتی و افزایش کینه و خشم نسبت به دشمنان میهنمون بود.»
او وظیفه خود بهعنوان یک دانشجو را در وهله اول ادامه تحصیل بهصورت جدی و مصرانه بیان کرد و گفت: «وقتی دانشگاه مورد اصابت قرار میگیره نشوندهنده اینه که مکانهای علمی ما بسیار مهم هستند چون منشأ اصلی پیشرفتها هستند و با توجه به توصیههای رهبر شهید، علم و ایمان در کنار هم نتیجه مطلوبی میده؛ پس سعی میکنیم معنویت خودمون رو هم افزایش بدیم.»

دانشجوی دیگری نیز که ورودی 1402 است و متولد سال 1384 و در رشته مهندسی مکانیک تحصیل میکند، دانشگاه را فقط محلی برای تشکیل کلاسهای درس ندانست و گفت: «من توی دانشگاه مثل خونهام رشد کردم، درس یاد گرفتم و پخته شدم و مسیرم رو پیدا کردم و وقتی شنیدم به دانشگاهمون حمله شده انگار اون بمب وسط خونم خورده بود. اون لحظه دشمن رو بیش از پیش حقیر دیدم و عزمم برای پیشرفتکردن جزمتر از همیشه شد.»
او از اعتماد رهبر شهید به مردم و نیروی جوان برای پیشرفت ایران و وظیفهای که بر عهده خود احساس میکند، اینطور صحبت کرد: «پس از شهادت رهبر انقلاب، بیشترین چیزی که از صحبتهای ایشون برام مرور میشه اعتماد به مردم و نیروی جوان برای پیشرفت ایران بود و امروز ما متوجه شدیم که واقعا اینطور بود و اینها فقط شعار نبودند. دشمن دقیقا نقاطی رو هدف گرفته که نشاندهنده دانش و پیشرفت ایرانیانه. و من اعتماد رهبرم رو بیش از پیش به خودمون یادآور میشم و محقق خواهم کرد.»
یک دانشجوی رشته مهندسی عمران که او نیز دهههشتادی بود و متولد 1384، دانشگاه را خیلی متفاوتتر از مدرسه توصیف کرد و گفت: «دانشگاه، مثل مرحلهای از زندگیه که بهت کمک میکنه وارد دنیای واقعی بشی. روزهای خیلی خوبی در دانشگاه گذروندیم و چیزهای زیادی یاد گرفتم و با دوستان و استادانی آشنا شدم که خیلی چیزها ازشون آموختم. واقعا فکر به اینکه نسل جدید نتونن از این نعمت بهرهمند بشن خیلی برام ناراحتکنندهست.»
او کسب علم را وظیفه خود و بقیه دانشجویان برشمرد همانطور که تأکید رهبر شهید بر آن بوده است و گفت: «یکی از کارهایی که علاوهبر آن به این نتیجه رسیدم که نیازه انجام بشه، معلمشدن برای تربیت نسل آیندهست.»
دانشجوی رشته مهندسی برق متولد سال 1386 نیز حرفهایی برای گفتن داشت. او از وقتی گفت که خبر حمله به دانشگاهش را شنید، دانشگاهی که کمتر از ششماه در آن تحصیل کرده بود: «وقتی خبر حمله رو شنیدم بسیار ناراحت شدم و متوجه شدم که دانشگاهمون خار چشم دشمن بوده و این من رو مصممتر برای تحصیل در این دانشگاه کرد.»
او کارهایی نیز برای خود در نظر گرفته بود تا بتواند در مسیر توصیههای رهبر شهید قدمی بردارد: «سبک زندگی خاص رهبرمون مثل سادهزیستی، توجه ویژه به دانش و علمآموزی و معنویت زیادشون در ذهن من پررنگه و میخوام اینها رو در زندگیم داشته باشم.»

یک دانشجوی متولد 1383 نیز که در رشته مهندسی صنایع درس میخواند، ضمن بیان احساس کینه و دشمنی خود نسبت به رژیم صهیونیستی و دولت تروریستی آمریکا به دلیل حمله به دانشگاهها، مطالبه و درخواست خود را از مسئولان اینطور بیان کرد: «تا انتقام نگیریم آرام نمیشیم. بهعنوان دانشجوی شهید بهشتی، مطالبهگری از مسئولان برای هدف قرار دادن دانشگاههای رژیم صهیونیستی و آمریکایی در منطقه رو حق خودم میدونم.»
و در پایان دانشجوی دیگری نیز برایمان از احساسات و افکار خود گفت. او که متولد 1383 است و در رشته مهندسی عمران درس میخواند، از یادآوری خاطرات دانشجویی در دانشگاه و تلاش همدانشگاهیهایش در مسیر کسب علم گفت: «وقتی خبر حمله رو شنیدم، تمام لحظاتی که در دانشگاه داشتم از جلوی چشمم رد شد: اون سولهها، آزمایشگاه، پروژه بچهها...»
او در پاسخ به آن سؤال مهمی که جا دارد امروز از همه دانشجویان ایراندوست کشور بپرسیم، گفت: «من خیلی به این سؤال فکر کردم. توصیه رهبر درباره علم و اینکه ایران قطب علمی دنیا بشه، همش در ذهنم هست. کاری که ما باید جدیتر بهش فکر کنیم و انجامش بدیم.»
شاید اگر بهسراغ هر قشر دیگری از مردم که دل در گرو ایران دارند، برویم و از آنها بپرسیم که امروز میخواهند برای وطن و برای ایران اسلامی چه کار کنند، مانند همین دانشجوها پاسخ دهند و بگویند که میخواهند در هر کار و حرفهای که هستند، مصممتر و جدیتر آن را دنبال کنند تا بیش از پیش ایران توسعه پیدا کند و شرایط اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگیاش بهتر شود. شاید احساس دشمنی با متجاوزان به این خاک این وظیفه را در ذهن آنها پررنگ کرده و شاید هم میخواهند با این تصمیمها، با امام شهیدشان و رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران بیعت کنند: بیعتی که رنگ ساختن و سربلندشدن دارد، رنگ اقتدار، رنگِ «ما میتوانیم».


نظر شما