۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۱۸؛

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

عربی ۲۱ در گزارشی به نقل از مجله اکونومیست نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بزرگترین بازنده جنگ با ایران است و پیامدهای جنگ با ایران بر سیاست ایالات متحده تأثیر منفی گذاشته است. این جنگ موقعیت ایران را تقویت کرد، بی‌ثباتی در منطقه را افزایش داد و سطح خطرات اقتصادی و هسته‌ای را بالا برد. طبق این تحلیل از سرگیری جنگ می‌تواند باعث وحشت در بازارهای جهانی شود و لفاظی‌هایی را که قبلاً توسط رئیس جمهور ترامپ در مورد "عصر طلایی" در خاورمیانه ترویج می‌شد، تضعیف کند.

این گزارش استدلال می‌کند که ادعای دستیابی به "پیروزی بزرگ" با ادعای تضعیف توانایی‌های نظامی ایران، باثبات‌تر کردن خاورمیانه با مهار ایران، سرنگونی نظام ایران و جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، رنگ باخته است. این جنگ به جای دستیابی به ثبات، وضعیت امنیتی شکننده منطقه را تشدید کرده است. برخی از متحدان منطقه‌ای ایران پیش از جنگ نیز متحمل شکست‌هایی شده بودند.

المیادین با توجه به مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد نوشت: همه نگاه‌ها به مذاکرات امروز ایران و آمریکا در اسلام‌آباد دوخته شده است؛ خوش‌بینی محتاطانه در مورد احتمال دستیابی به توافق پس از شکست راه حل نظامی، بر جریان مذاکرات حاکم است.

در آستانه رایزنی های ایران و آمریکا، توجهات به اسلام‌آباد معطوف شده است، جایی که قرار است مذاکرات ایران و آمریکا تحت نظارت و میانجیگری پاکستان، به رهبری نخست وزیر شهباز شریف و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش، که نقش محوری در دستیابی به آتش‌بس پس از چهل روز نبرد شدید بین دو طرف داشتند، آغاز شود.

حالتی از انتظار، احتیاط و عدم اطمینان در محافل رسانه‌ای و سیاسی و همچنین مراکز تصمیم‌گیری منطقه‌ای و بین‌المللی حاکم است. این امر با توجه به سطح جنگ در تمام جبهه‌های جغرافیایی و نظامی و با توجه به تجربیات گذشته که در آن ایالات متحده و اسرائیل، دو جنگ علیه ایران به راه انداختند، قابل درک است. این امر با ادامه تقویت نظامی ایالات متحده در منطقه و گزارش‌های مربوط به تشدید پروازهای باری نظامی ایالات متحده، پیچیده‌تر نیز می‌شود.

با این وجود، اغراق در مورد این دیدگاه بدبینانه، حتی با اذعان به دشواری آن، خیلی دقیق نیست. وضعیت فعلی را می‌توان بیشتر به خوش‌بینی محتاطانه نزدیک دانست تا بدبینی بیش از حد. این خوش‌بینی محتاطانه را می‌توان بر اساس عوامل و داده‌های متعددی که توسط علل واقعی این درگیری و نتایج جنگ چهل روزه اخیر تعیین شده‌اند، توجیه کرد.

الجزیره در مقاله ای به قلم جفری ساکس یکی از نظریه‌پردازان برجسته توسعه پایدار در جهان و از تأثیرگذارترین چهره‌ها در شکل‌دهی به سیاست بین‌المللی، نوشت: آتش‌بس دو هفته‌ای، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران را تا حدی متوقف کرده است.اسرائیل مصمم است آتش‌بس را خراب کند، زیرا این جنگ از ابتدا جنگ اسرائیل بوده است. تل‌آویو ترامپ را متقاعد کرد که اجرای استراتژی «قطع سر» در یک روز، کنترل او بر نفت ایران را تضمین می‌کند. با این حال، اسرائیل هدف بزرگ‌تری را دنبال می‌کرد: سرنگونی نظام ایران و در نتیجه دستیابی به هژمونی منطقه‌ای در غرب آسیا.

اساس آتش‌بس، طرح ده ماده‌ای ایران است که ترامپ (شاید ناخواسته) آن را به عنوان «مبنای عملی برای مذاکره» توصیف کرد. این طرح در ذات خود منطقی است، اما نشان‌دهنده عقب‌نشینی قابل توجهی برای ایالات متحده است و احتمالاً خط قرمزی برای اسرائیل محسوب می‌شود. در میان نکات دیگر، این طرح خواستار پایان دادن به جنگ‌های جاری در خاورمیانه است، جنگ‌هایی که اسرائیل تقریباً به طور کامل مسئول تحریک آنها است.

این طرح همچنین مسئله هسته‌ای را حل می‌کند، در درجه اول با بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را پاره کرد. جنگ با ایران و سایر جنگ‌هایی که خاورمیانه را درگیر کرده است، از یک باور اساسی اسرائیل ناشی می‌شود: اینکه اسرائیل به طور دائم و قاطعانه با یک کشور مستقل فلسطینی مخالفت خواهد کرد و هر دولتی را در خاورمیانه که از مبارزه مسلحانه برای حاکمیت ملی حمایت کند، سرنگون خواهد کرد.

برجان توتار نویسنده روزنامه صباح ترکیه می نویسد: اولین عاملی که سرنوشت جنگ را تغییر داد این بود که مشخص شد ذخایر موشکی ایران بسیار بیشتر از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد. در مقابل، معلوم شد ذخایر موشکی آمریکا و اسرائیل نیز کمتر از برآوردهای قبلی است. عامل دوم که بر روند جنگ تأثیر گذاشت، مسئله هزینه‌ها بود. برای مثال ایران موشک‌های خود را با هزینه‌ای حدود ۱۰۰ هزار تا ۳۰۰ هزار دلار تولید می‌کند، در حالی که هر موشکی که آمریکا و اسرائیل شلیک می‌کنند دست‌کم ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار هزینه دارد. از نظر اقتصادی، این موضوع ادامه جنگ را برای طرف‌های مهاجم به وضعیتی ناپایدار تبدیل می‌کند.

همین مقایسه هزینه درباره پهپادها نیز صدق می‌کند. ایران پهپادهای شاهد را با هزینه‌ای بین حدود ۱۰۰۰ تا ۵۰ هزار دلار تولید می‌کند، در حالی که آمریکا برای پهپادهای MQ‑۹ حداقل ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار هزینه می‌پردازد. این وضعیت در بلندمدت قابل دوام نبود. در نتیجه، انبارهای تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل خیلی زود هم از نظر ذخایر و هم از نظر هزینه به مرحله هشدار رسید. اما عامل سومی که حتی از ذخایر و هزینه‌ها هم تعیین‌کننده‌تر بود، سرعت تولید مجدد و جایگزینی بود. ایران می‌تواند سلاح‌ها، موشک‌ها و پهپادهای استفاده‌شده خود را با سرعتی بسیار بالا جایگزین کند، در حالی که سرعت تولید آمریکا و اسرائیل در مقایسه با ایران تقریباً در حد یک لاک‌پشت باقی می‌ماند.

رسانه‌های چین و روسیه

در آستانه مذاکرات مستقیم میان آمریکا و ایران در اسلام‌آباد، موسی ابراهیم، وزیر اسبق اطلاعات لیبی، در گفتگو با راشاتودی به تهران هشدار داد که ایران نباید اشتباه لیبی در اعتماد به غرب را تکرار کند. او که در دولت معمر قذافی خدمت می‌کرد، گفت لیبی به دلیل باور به امکان روابط دوستانه با غرب، «بهای بسیار سنگینی» پرداخت. ابراهیم تأکید کرد که ایران باید از این تجربه درس بگیرد و هرگز حاکمیت و قدرت بازدارندگی خود را رها نکند.

ابراهیم با اشاره به اهداف آمریکا در مذاکرات پیش‌رو، استدلال کرد که واشنگتن به دنبال دیپلماسی صلح نیست، بلکه هدفش «کنترل روند تشدید تنش» و ادامه بی‌ثباتی در منطقه است تا از ظهور قدرت‌های منطقه‌ای مستقل و اتحاد آنها جلوگیری کند. به گفته وی، آمریکایی‌ها می‌خواهند درگیری را نه به شدت هفته‌های اخیر، اما به شکل اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک ادامه دهند تا چهره خود را حفظ کرده و ایران و متحدانش را تنبیه کنند.

ابراهیم که اکنون دبیر اجرایی بنیاد میراث آفریقا است، تأکید کرد که ایرانی‌ها در تلاش برای یافتن راه‌حل صلح‌آمیز صادق هستند، اما باید «بسیار مراقب» باشند و به برنامه‌های صلح آمریکا اعتماد نکنند. او با اشاره به سرنوشت قذافی و فروپاشی لیبی پس از مداخله ناتو در سال ۲۰۱۱، هشدار داد که هرگونه اعتماد به وعده‌های غرب می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

به نوشته اسپوتنیک، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ناتو را به دلیل عدم حمایت از کارزار نظامی خود علیه ایران به ارتکاب «اشتباهی بسیار احمقانه» متهم کرد و گفت تعجبی ندارد که اکثر کشورهای ناتو تمایلی به پیوستن به آن ندارند و این یک مسیر یک طرفه است. در مقابل، کوم کارپانتیه دو گوردون، تحلیلگر فرانسوی، در گفتگو با اسپوتنیک اظهارات ترامپ را عمدتاً تاکتیکی برای تحت فشار گذاشتن کشورهای ناتو جهت حمایت از آمریکا در خلیج فارس دانست. به گفته او، هدف دیگر ترامپ این است که اروپایی‌ها هزینه بیشتری به ناتو بپردازند تا آمریکا بتواند ناتو را به یک «ارتش مزدور» تبدیل کند که هزینه‌اش را شرکای اروپایی تقبل می‌کنند.

خبرگزاری شینهوای چین به نقل از ریچارد مید، تحلیلگر دریایی و سردبیر Lloyd's List نوشت: آتش‌بس اعلام‌شده بین آمریکا و ایران تغییر ملموسی در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز ایجاد نکرده و ایران همچنان کنترل کامل این آبراه راهبردی را در دست دارد. تمام کشتی‌ها موظف به گزارش به سپاه پاسداران هستند و تهران جزئیات دقیق مالکیت، بیمه و سابقه تجاری را برای غربالگری کشتی‌های مرتبط با آمریکا یا اسرائیل درخواست می‌کند.

حدود ۶۰۰ کشتی اقیانوس‌پیما در داخل خلیج فارس سرگردان مانده‌اند و مالکان بدون دریافت تضمین‌های روشن‌تر، حاضر به حرکت نیستند. مید تأکید کرد که وضعیت تنگه هرمز احتمالاً به «مسئله کلیدی» در مذاکرات آینده آمریکا و ایران تبدیل خواهد شد، چراکه حدود ۲۰ درصد از صادرات انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند. وی درباره احتمال دریافت «عوارض عبور» گفت سابقه ای برای تبدیل چنین تنگه‌هایی به مسیرهای دریافت عوارض وجود ندارد، اما اظهارات اخیر کاخ سفید نشان می‌دهد که ترامپ چنین احتمالی را رد نکرده است.

به گفته مید، حتی در شرایط ایده‌آل، هفته‌ها طول می‌کشد تا ترافیک فعلی در تنگه هرمز پاکسازی شود و ماه‌ها برای بازگشت به حالت عادی زمان لازم است. نفتکش‌ها اولویت دارند، اما جابه‌جایی کشتی‌های کانتینری و باربری فله زمان بسیار بیشتری می‌برد. وی هشدار داد که حرکت شتاب‌آمیز کشتی‌ها با توجه به تداخل GPS و باریکی آبراه، می‌تواند منجر به برخورد و خطاهای ناوبری شود.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

جاشوا لیفر در مقاله ای در هاآرتص استدلال می‌کند که نتانیاهو از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ درس نگرفت: ترامپ به محض شروع درگیری، به دنبال راهی برای پایان دادن به آن بود و حتی هواپیماهای اسرائیلی را در میانه راه بازگرداند. اکنون نیز در جنگ جاری، وابستگی کامل نظامی اسرائیل به آمریکا باعث شده که نتانیاهو نتواند به اهداف راهبردی خود دست یابد. ترامپ که با فشار افکار عمومی داخلی، افزایش قیمت بنزین و انتخابات میاندوره‌ای کنگره مواجه است، به هر توافقی که در پاکستان حاصل شود به عنوان «پیروزی» خود خواهد نگریست، بدون آنکه توجهی به منافع بلندمدت اسرائیل داشته باشد.

در نتیجه، حکومت ایران نه تنها سرنگون نشده، بلکه کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته و برنامه موشکی و پهپادی آن از بین نرفته است. سرنوشت ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران نیز همچنان نامشخص است. در لبنان نیز حزب‌الله شکست نخورده و همچنان توانایی حمله به شمال اسرائیل را دارد، در حالی که ترامپ نتانیاهو را تحت فشار قرار داده تا وارد مذاکره با دولت لبنان شود. بدین ترتیب، نتانیاهو که خود ترامپ را به جنگ کشاند، اکنون کنترلی بر نحوه پایان آن ندارد و وعده‌های «تغییر بزرگ در خاورمیانه» محقق نشده است.

از نظر پیامدها، افکار عمومی آمریکا به پایین‌ترین سطح حمایت از اسرائیل رسیده و اجماع دوحزبی علیه آن در حال شکل‌گیری است. در خود اسرائیل، هزاران نفر بی‌خانمان و زخمی شده‌اند و اقتصاد پس از سه سال جنگ مداوم دچار بی ثباتی شده است. برخلاف انتظار نتانیاهو که پیروزی سریع شانس او را در سال انتخابات افزایش خواهد داد، حزب لیکود و ائتلافش در نظرسنجی‌ها سقوط کرده‌اند. جالب آنکه جنگی که خود نتانیاهو التماس کرد تا ترامپ آن را آغاز کند، ممکن است بزرگ‌ترین آسیب را به محبوبیتش وارد کند.

وای نت نیوز با بدبینی در مورد احتمال موفقیت مذاکرات اسلام آباد نوشت: مذاکرات کلیدی بین آمریکا و ایران با میانجیگری پاکستان در اسلام‌آباد در حال برگزاری است، اما شکاف‌های عمده بر سر موضوعات زیر باقی مانده است: کنترل تنگه هرمز، غنی‌سازی اورانیوم، آتش‌بس در لبنان و خروج آمریکا از پایگاه‌های خود در خلیج فارس. هیئت آمریکایی به رهبری جی‌دی ونس (با حضور جرد کوشنر و استیو ویتکاف) و هیئت ایرانی به رهبری قالیباف و عراقچی وارد شده‌اند.

ترامپ از یک سو ابراز خوش‌بینی می‌کند و از سوی دیگر با تهدید به ادامه جنگ و بازآماده‌سازی توان نظامی و افزایش حضور نظامیان و کشتی‌های آمریکایی در منطقه، فشار را بر ایران افزایش می‌دهد. پاکستان تمهیدات امنیت شدیدی در پایتخت خود برقرار کرده و چندین مکان احتمالی برای برگزاری مذاکرات در نظر گرفته شده است. نخست‌وزیر پاکستان لحظه فعلی را «اکنون یا هرگز» توصیف کرده که نشان دهنده دشواری شرایط است.

اسرائیل هیوم در تحلیل دیگری با اظهار نگرانی در مورد توانایی ایران برای احیای سریع خود می نویسد: پس از جنگی که به رهبری و زیرساخت‌های ایران آسیب زد اما به سرنگونی حکومت منجر نشد، اسرائیل با چالش حیاتی جلوگیری از احیای قدرت تهران مواجه است. مقاله استدلال می‌کند که ایران از مذاکرات پیش‌رو برای لغو تحریم‌های اقتصادی و حفظ برنامه هسته‌ای و توان متحدان منطقه‌ای خود بهره خواهد برد و آتش‌بس را فرصتی برای بازسازی می‌بیند، نه تسلیم.

نویسنده تأکید می‌کند که برای تأمین امنیت بلندمدت منطقه به نفع اسراییل و حفظ امکان تغییر جمهوری اسلامی در آینده، آمریکا و اسرائیل باید تحریم‌های اقتصادی شدید علیه ایران را حفظ کرده، هیچ محدودیتی برای آزادی عمل نظامی اسرائیل علیه ایران و متحدان آن را نپذیرند و محدودیت‌های دائمی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کنند.

اسرائیل هیوم در تحلیلی با اذعان به آسیب های جدی به اسرائیل به خاطر تحمیل جنگ به ایران می نویسد: در جنگ دوم علیه ایران، اسرائیل توانایی نظامی نشان داد و ضربه ای به ایران وارد کرد، اما این پیروزی نظامی به بهای فرسایش سایر ارکان قدرت ملی (مانند جایگاه بین‌المللی، انسجام داخلی و کاهش تاب‌آوری اقتصادی-اجتماعی) تمام شد. در حالی که نتانیاهو و هوادارانش این جنگ را یک پیروزی بزرگ می‌نامند، منتقدان آن را شکست اسراییل می‌دانند.

دستاوردهای نظامی اسرائیل شامل تخریب برخی سیستم‌های صنعتی و موشکی ایران، حذف برخی فرماندهان ارشد و دستیابی به برتری هوایی مقطعی بود، اما اهداف اصلی جنگ مانند سرنگونی حکومت ایران، توقف برنامه هسته‌ای، از کار انداختن کامل برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای متحد ایران محقق نشد. در عوض متحدان منطقه‌ای اسرائیل تضعیف شدند، و تهدید هسته‌ای و موشکی همچنان پابرجاست. از نظر داخلی، فرسایش بی‌سابقه تاب آوری ملی، خروج نخبگان و نابرابری در تحمل بار جنگ، چالش‌های جدی ایجاد کرده است. لذا اسرائیل در دستیابی به اهداف راهبردی ناکام ماند و هزینه‌های سنگینی در عرصه‌های غیرنظامی پرداخت. برای جبهه شمالی، درس اصلی این است که نباید اشتباه فرسایش سایر مؤلفه‌های قدرت به نفع قدرت نظامی صرف تکرار شود.

کد مطلب 6798379

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۲۳:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۲
      0 0
      هرحاکمیتی باید محترم شمرده شود ،واین حقه قانونی وبراساس سازمان ملله ،تجاوز به ایران یک جنایت جنگی بود ،که برخلاف قانون ،اخلاق وانسانیت بود
    • IR ۲۳:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۲
      1 1
      ایران بدنبال غنی سازی صلح امیز هسته ای هست واینو خدا میدونه وهمه هم میدونند
    • IR ۲۳:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۲
      0 0
      با تجاوز ،ظلم وبدی ،جنایت نمیشه به پیروزی رسید تنها وضعیت متجاوزان رو بدتر می کند
    • IR ۰۸:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۳
      0 0
      اسرائیل همیشه بدنبال جنگه ،جنگ طلبی کلا به ضرر اسرائیله ودر نهایت هم جنگ طلبی به ضرر اسرائیل تمام میشه
    • IR ۰۹:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۳
      0 0
      ایران بدنبال سلاح هسته ای نیست واینو خدا هم میدونه وهمه هم میدونند خدا لعنت ورسوا کنه دروغ گویان رو وبه حساب اعمالشون برسونه هرچی زودتر